DAMNATION: The Blak and the Beautiful

پنجمین بلند سینماگر افسانه ای مجارستان بلا تار، لعنت وقفه غم انگیز الكلی افسرده را كه با وسواس عاشق خواننده متاهل در یكی از سوراخهای آبیاری اش روایت می كند ، شرح می دهد. برای اولین بار در سال 1988 منتشر شد ، بازسازی 4K جدید از دوربین اصلی فیلم 35 میلی متری فیلم منفی به عنوان بخشی از بخش Revivals در جشنواره فیلم 2020 نیویورک آغاز شد و به زودی در سینماهای مجازی سراسر ایالات متحده به نمایش در می آید. و در حالی که لعنت سرگرمی فرار از دسترس را که امروزه بسیاری از آن گرسنه هستند ، فراهم نمی کند ، اما نگاهی تیره اما زیبا به پشت پرده آهنین ، با مجوز از یک فیلم نامه عمیقاً شاعرانه و با شکوه ترین فیلمبرداری سیاه و سفید که می بینید ، به ما ارائه می دهد.

در گل گیر کرده

کارر (Miklós B. Székely) هر روز در سایه گاریهای معدنی بیدار می شود که در چرخه ای به ظاهر بی پایان بالای روستای فرسوده ای که در آن زندگی می کند ، به عقب و جلو می روند. او در حالی که از افکار و عقاید خود برای یک سری از افرادی که قبلاً همه چیز را شنیده اند ، چشم پوشی می کند ، زندگی خود را با پیچ و خم از یک میله بار دیگر عبور می کند. در یکی از نقاط مورد علاقه او ، تایتانیک ، یک خواننده وجود دارد (ولی کرکس) که در حال حاضر با او درگیر است. با این حال ، او متأسفانه ازدواج کرده است – و به کارر گفته است که می خواهد به رابطه آنها پایان دهد.

DAMNATION: The Blak and the Beautiful
منبع: Arbelos

خدمتکار سالخورده کت در تایتانیک به کارر هشدار می دهد که از خواننده دور نشود و به او گفت: “آن زن یک زالو است. او یک مرداب ته ته است ، که شما را می بلعد و شما را می مکد. ” اما کارر تمایلی ندارد – یا به عبارت دقیق تر ، قادر به شنیدن او نیست. دیوانه وار عاشق و ناامید از گرفتن شوهر خوانده با بدهی خواننده (György Cserhalmi) از راه ، کارر او را با یک کار قاچاق که توسط متصدی بار در تایتانیک برای او آورده شده است راه اندازی می کند. در حالی که شوهر در این مأموریت غایب است ، کارر سعی می کند خواننده را متقاعد کند که ازدواج خود را کنار بگذارد ، و به او گفت ، “اگر من تو را از دست می دادم ، پایان ناپذیر من بود.” افسوس که مانند بسیاری از بهترین برنامه ریزی ها ، از همان ابتدا به نظر می رسد همه چیز برای شکست است.

فیلم پیشنهادی  SELAH و SPADES: سنگ شیک سرد

نوآر مجارستان

در سطح ، طرح از لعنت تقریباً می تواند به نوآر سنتی هالیوود تعلق داشته باشد: ضدقهرمان ژنده پوش عاشق یک زن متاهل می شود و باید به هر روشی ، از جمله جنایتکار ، از شر شوهرش خلاص شود. ولی تار آخرین ذره از براقیت سینمایی را از آن نوارها خراشیده و ما را مجبور می کند که زیر زرق و برق هالیوود کلاسیک را به مردمان واقعی و بدون لاک الکل آغشته در این مثلث به اصطلاح عشق نگاه کنیم. در واقع ، چه زمانی تار یک صحنه جنسی بین عاشقانش که ظاهراً ستاره دار شده اند را به ما می دهد ، این فاقد بخار آب است که از یک رابطه خارج از ازدواج انتظار می رود. در عوض ، سرانجام یکی از کم جنبش ترین و بی احساس ترین صحنه های جنسی در سینما است.

به عنوان کارر ، Miklós B. Székely یکی از چهره های فوق العاده لعاب دارش را ندارد که وقتی به او نگاه می کنی ، بلافاصله احساس می کنی که او آنچه را که جهان ارائه می دهد دیده است و متوجه شده است که مورد پسند او نیست. تجربیات او بر روی پوست او حک شده است ، پاک کردنش غیرممکن است. در همین حال ، به عنوان خواننده ، ولی کرکس از خواننده مشعل فیلم معمولی شما گرانتر و ضعیف تر است. وقتی او آواز می خواند ، عملاً از خستگی مضاعف می شود و سبک های غنایی او به کلمه گفتاری نزدیکتر است. با این حال ، در صحنه های او با کارر ، می توانید درک کنید که چرا او اینقدر تصمیم گرفته است که او را رها نکند. در شهری که به نظر می رسد در آستانه مرگ است ، او حداقل حاوی جرقه ای از زندگی است.

فیلم پیشنهادی  Queerly Ever After # 39: YOU & I (2014)
DAMNATION: The Blak and the Beautiful
منبع: Arbelos

فیلمنامه برای لعنت اولین همکاری بین بسیاری از تار و نویسنده لاسلو کرازناهورکای، که رمان آن است ساتانتانگو اساس را برای درامی حماسی شکل داد تار احتمالاً بیشتر شناخته شده است. گفتگوی فلسفی آنها بالاتر از عشق و زندگی و معنایی که اولی می تواند به دومی بدهد ، وقتی احساس می کند چیز دیگری برای ارزش زندگی ندارید ، در تضاد با رفتار غالباً وحشیانه انسان هایی است که در آن صحبت می کنند. در همان زمان ، کشش های طولانی وجود دارد لعنت جایی که به هیچ وجه گفت وگو وجود ندارد ، از جمله صحنه آغازین ، شلیکی که چند دقیقه طول می کشد در حالی که دوربین به آرامی و با ظرافت از مدار بی پایان چرخ دستی های استخراج از طریق پنجره اتاق خواب کارر خارج می شود ، چهره هگارد

حرکت تقریبا هیپنوتیزمی دوربین ، ایستایی را نشان می دهد که اکثر شخصیت های فیلم در آن به دام افتاده اند ، در یک بن بست و روابط بن بست بدون هیچ گونه وسیله ای برای فرار. آنها دقیقاً مثل آن گاریهای معدنی که همیشه در حال حاضر هستند گیر کرده اند ، صدای خنده تقریباً شوم آنها به همان اندازه بخشی از موسیقی متن فیلم است میهالی ویگ موسیقی مینیمالیستی. چنین عکسهای بلند و بی کلام ، ساخته شده در یک سیاه و سفید بکر که در سایه های آن تقریباً براق نقره ای است ، قسمت عمده ای از آن را تشکیل می دهد لعنت، و زیبایی آنها همان چیزی است که به فیلم کمک می کند جذابیت خود را حفظ کند حتی وقتی که خط داستانی بیش از پیش به یک موضوع نزولی تبدیل شود.

لعنت دقیقاً برعکس تقویت روحیه است ، اما وقتی می بینید که دوربین به راحتی در ورقه های باران در خیابان های تقریباً رها شده از شهر سر می خورد یا در فاصله ای بالاتر از یک دایره رقصنده در یک میله که شبیه یک اوروبور است ، معلق می شوید ، سخت است که روحیه خود را بالا ببرید. حتی گلی همیشگی که به نظر می رسد همه شخصیت ها را از نظر جسمی و روحی غوطه ور می کند ، به طرز عجیبی زیبا احساس زیبایی می کند. به زبان ساده ، فیلمبردار گابور مدویگی کار استادانه است و به همان اندازه ای که در فیلم ها دیده می شود ، کاملاً مناسب موضوع است. اگر بازیابی شده را تماشا می کنید لعنت بدون هیچ دلیل دیگری ، بگذارید اینگونه باشد.

فیلم پیشنهادی  فصل 2 سیاسی: انتخابات جدید یک تحول را به وجود می آورد

نتیجه

اگر به دنبال فرار از ناامیدی هستید ، نه فرار از آن ، لعنت فیلم برای شماست

شما چی فکر میکنید؟ آیا با فیلم های بلا تار آشنا هستید؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

4K Restoration of Damnation اکران در سینماهای مجازی ایالات متحده در تاریخ 30 اکتبر 2020 آغاز می شود. می توانید لیستی از مکان ها را در اینجا پیدا کنید.


لعنت را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ غیر قاتل کارگردانی کرده است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن یا نوشتن درباره فیلم ها ، معمولاً می توان او را در توییتر با وسواس در مورد فوتبال دید.

پاسخی بگذارید