ZEROZEROZERO فصل 1: جهانی خون

روبرتو ساویانو از افشای شجاعانه بنگاه های جنایی در معرض خطر زندگی خود ، حرفه ای ساخته است. بعد از نوشتن اثر جذاب گوموره (از آنجا که مجموعه تلویزیونی تحسین برانگیز مستقر است) ، او از ترس قصاص از کامورا که عملیات خود را در معرض نمایش گذاشته بود ، باید مخفی شود. او سالها است که تحت حمایت کارابینییرها – ژاندارم ملی ایتالیا – از اتاق هتل به اتاق هتل حرکت می کند و دور از چشم می ماند. پرداخت این روزنامه نگار ایتالیایی بسیار گران است ، و با این وجود او بی فایده است ، و همچنان به انتشار مطالبی جالب از روزنامه نگاری تحقیقاتی می پردازد که اغلب با عناصر کم سابقه جرم سازمان یافته روبرو می شوند.

با ZeroZeroZero – عنوان بازی نمایشی در سیستم درجه بندی ایتالیایی برای آرد است که براساس خلوص آن از 2-0 امتیاز می شود. 000 در اینجا به معنای کوکائین خالص و ناپاک است – وی توجه خود را به بازار جهانی توزیع کوکائین جلب کرد و توضیح داد که کوکائین فقط بخشی از بازار جهانی نیست. آی تی است بازار جهانی

اکنون ، به لطف تیمی چند ملیتی شرکتهای تولیدی از آمازون تا کانال + به آسمان ، ZeroZeroZero در یک مینی سریال داستانی سازگار شده است که جنبه های اصلی تجارت جهانی را که در کتاب Saviano به تصویر کشیده شده است. این افراد به یکباره تحریک کننده ، جذاب و در بعضی مواقع کاملاً آرواره هستند – کسانی که با آنها آشنا هستند گوموره می دانم که در اینجا چه انتظاری دارم ، اما کارگردانان سریال استیفانو سولیما، جانوس متزو پابلو ترپرو با نگه داشتن سری های جدید و اعتیاد آور ، موفق شوید که در پیچ و تاب های غیر منتظره در طول مسیر پرتاب کنید.

تجارت خانوادگی

ZeroZeroZero مسلماً سه نمایش در یک نمایش است: یک درام / حماسه در مافیا گومورهیک تریلر سریع و خشونت آمیز کارتل که شامل مواد مخدر مکزیکی و یک درام سفر آمریکایی است که پیچیدگی ساختارهای خانوادگی را از بین می برد. این سریال به طور مکرر و بدون الگوی بین سه سوییچ تغییر می کند – ممکن است قسمت های کامل به یک رشته خاص اختصاص یابد ، در حالی که قسمت های دیگر میان این سه جابجا می شوند – و گاه به هم گره خورده ، که اغلب منجر به خونریزی بیشتر می شود. این کار بسیار خوب انجام شده است و با چنان نجاستی برخورد می شود که فقط گاه به گاه طرح را متوقف می کند و ما حرکت را از دست می دهیم.

ZEROZEROZERO: پول جهانی خون
منبع: استودیو آمازون

رشته اول در مونتری ، مکزیک آغاز می شود که کارتل لیرا برای حمل محموله مقدار کوکائین تولید می کند و نیروهای مسلح محلی را برای کمک به آنها رشوه می دهد. این نیروهای مسلح توسط مانوئل هدایت می شوند (عملکرد خونسرد و بسیار عالی توسط هارولد تورس) کسی که جاه طلبی برای رهبری کارتل را دارد ، با استفاده از آموزش نیروهای ویژه خود برای جمع آوری ارتش جوانان محروم از این کار.

در کالابریا ، ایتالیا ، خانواده جرم ‘Ndrangheta به سرپرستی دون مینو (آدریانو چیارامیدا) منتظر دریافت این محموله هستند. دون مینو چهره ای قدیمی پدرسال است ، که مجبور شده است طبق قانون ایتالیا پنهان شود و قصد دارد قدرت خود را با این محموله ادغام کند ، که محتویات وی قصد دارد تا برای فروش به سربازانش توزیع کند. این طرح به اندازه کافی مستحکم است ، به جز نوه سرکش وی استفانو (جوزپه دو دامنیکو) استفانو می داند که اگر بتواند این حمل و نقل را خراب کند ، سلطان پدربزرگش به عنوان رئیس of Ndrangheta به پایان خواهد رسید ، و او خودش می تواند قدرت را به دست بگیرد.

در وسط این گرفتار این شرکت حمل و نقل آمریکایی است که به رهبری ادوارد لینوود (گابریل بایرن) و دو فرزندش اما (آندره ریزبورو) و کریس (دان دهان) شرکت حمل و نقل ادوارد کوکائین را از مکزیکی ها در مخازن جالاپنو مخفی کرده و پوشش مناسبی را برای حمل و نقل بین قاره ای به ایتالیا فراهم می کند. ادوارد باید ضمن آموختن دختر خود به تجارت خانوادگی ، پسران متخاصم هر دو خصمانه را در مکزیک و ایتالیا هدایت کند و پسر متضرر هانتینگتون را نیز از آن دور نگه دارد.

مونتری به کالابریا

در تمرکز روی شخصیت های درگیر این سری امور بین المللی بهترین گزینه است. متأسفانه ، این چیزی نیست که همیشه به خوبی انجام شود – مانوئل یک جنگجوی بی رحمانه و خونسرد است که جاه طلبی های او هرگز توضیح داده نمی شود ، در حالی که فداکاری او به یک کلیسای احیاگر انجیلی که به نظر می رسد با سایر شخصیتهایش مغایرت دارد. در ایتالیا استیفانو دلیل زیادی برای عدم تمسخر از قانون پدربزرگش غیر از این واقعیت که ذاتاً صعود خود را به قدرت مختل می کند ، داده نشده است.

به طور کلی ، انگیزه اصلی در بیشتر قوس ها صرفاً یک شهوت وحشیانه به قدرت است که هیچ محدودیتی نمی داند. این رشته آمریکایی است که بیشترین عمق شخصیت را فراهم می کند ، عمدتا بین اما و کریس. با تشکر از مداخله استیفانو ، خواهران و برادران باید از طریق مسیرهای خطرناک از سنگال به مراکش ، حمل و نقل را همراهی کنند و یاد بگیرند که در این راه به یکدیگر اعتماد کنند.

ZEROZEROZERO: پول جهانی خون
منبع: استودیو آمازون

هر دو داهان و ریزبورو کارهای خوبی را برای کار با اینجا دریافت کنید: بیماری کریس به آرامی او را از دست می دهد ، او را درمانده و ناامید می کند ، زیرا می کوشد ارزش خود را به خانواده اش ثابت کند ، در حالی که اما – مغز عملیات – خودش را در چشم می یابد. طوفان ، تلاش برای به دست گرفتن کنترل تجارت به عنوان زن تنها در یک صنعت تحت سلطه مردان است. سفر آنها به هم ، سریال عاطفی این سریال را فراهم می کند که از طریق زمینه های خیره کننده در امثال مکزیک ، مراکش ، و ایتالیا جنوبی ، همراه با ریاضت طنزآمیز موسیقی متن فیلم ، که توسط گروه سمینالیست هندی اسکاتلندی مگاوی سروده شده است ، فراهم می کند.

جنبه جهانی ZeroZeroZero واقعاً آن چیزی است که آن را از معاصران خود مانند گوموره و ناركو در حالی که دومی روی یک شرکت که از کلمبیا به سمت آمریکا پرش کرده است ، تمرکز نکرد ، اما آن چنان که ما در اینجا می بینیم و بینشی از ماشین آلات تولید و حمل و نقل جهانی وجود ندارد. این یک جنبه هیجان انگیز است که بسیاری از نمایش های دیگر از دست ندهند ، به مخاطب این امکان را می دهد که به عنوان شاهد مبارزات مختلف قدرت در سه قاره مختلف به سراسر جهان بپرد.

همچنین ببینید

HARVESTERS: دقیقاً دام را ضبط می کند

ظهور به قدرت

این نمایش که بیشتر به مبارزات قدرت ذاتی در هر جناح درگیر با تولید کوکائین علاقه مند است. این دلالت وجود دارد که همه این موارد برای دوره است. که مهم نیست چه کسی در دستیابی به قدرت سقوط کرده است ، همیشه شخص دیگری وجود خواهد داشت که وارد خلاء شود. به نظر می رسد همه آماده هستند تا با افتادن یک کلاه ، یک قتل را بکشند ، و شما بیشتر وقت خود را صرف انتظار برای تغییر بیعت می کنید که سرنوشت چند شخصیت اصلی را مهر می کند. شاید تنها افرادی که ارزش همدردی مخاطبان را دارند ، لینوودز هستند که پیوندهایشان با یکدیگر به عنوان خانواده ، آنها را از خونریزی عادی دیگران معاف می کند.

ZEROZEROZERO: پول جهانی خون
منبع: استودیو آمازون

استفانو ، گرچه به نظر می رسد یک مرد خانوادگی است که همسر و فرزند خود را دوست دارد ، اما به نظر نمی رسد مدت زمان زیادی را برای توبه کردن اهداف قاتلانه خود نسبت به پدربزرگش صرف کند. در همین حال ، مانوئل از طریق مونترری مانند ویروس چشمک می زند و هرکسی را که فکر می کند جانبداری از وی را در نظر می گیرد ، ضرب می زند. در یک صحنه ، کشتار بی رحمانه و وحشیانه وی چند مسافر بی گناه در اتوبوس نشان داده می شود ، به این سادگی که ثابت کند که او حاضر است کاری را که باید انجام دهد. تنها نگاهی به بشریت که در او نشان داده ایم این است که وقتی او برای همسر بسیار سنگین بارداری یک سرباز که به طرز وحشیانه ای کشته می شود سقوط می کند. مانوئل حداقل به اندازه کافی انسانی است که در این رابطه رابطه ای را با وی برقرار می کند.

ZeroZeroZero فصل 1: نتیجه گیری

ZeroZeroZero برای هر کسی که از سریال های درام جنایی لذت می برد ، فاقد ذهن است. این فیلم به صورت ماهرانه و زیبا ساخته شده است و شامل مجموعه بزرگی از بازیگران با استعداد است ، و بعید به نظر می رسد امسال سریال زیبایی از ویستا را در هر نمایش تلویزیونی دیگری ببینید. این شامل عناصر کلیشه است ، و بعضی اوقات ناامید کننده در برخی از شخصیت های شخصیت خود مورد غفلت قرار می گیرد ، اما دامنه وسیع این امر برای پیروزی بر هرکسی که حتی علاقه ای به فعالیت های جرم سازمان یافته و تجارت جهانی داشته باشد ، کافی است.

آیا کتاب اصلی را خوانده اید؟ به نظر شما چه تطبیقی ​​درست یا نادرست بوده است؟ در نظرات به ما اطلاع دهید!

ZeroZeroZero در 6 مارس در آمازون نخست ایالات متحده منتشر شد.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

این فصل ایالات متحده 4 است: خانواده ، عشق و مادر

در عصری که چشم انداز تلویزیون پر از نمایش هایی در مورد زامبی های قاتل ، مسافران زمان و ابرقهرمانان است ، درام نامزد NBC NBC این ما است فقط برای گفتن یک داستان کم اهمیت در مورد پویایی خانواده است. به طور طبیعی ، نمایشی که به نظر می رسد هیچ گونه سهام ندارد نباید مورد پسند باشد ، درست است؟ با این حال به نوعی برای چهار فصل این ما است در حال حاضر به یکی از محبوب ترین نمایش ها در شبکه و حتی در تمام تلویزیون ها تبدیل شده است – چنان محبوب است که قبل از آغاز فصل چهارم در سپتامبر گذشته ، تجدید زودهنگام کرد.

شاید به این دلیل باشد که این نمایش بر داستان ماجرای افرادی مثل ما تمرکز دارد که هر هفته در حال تنظیم هستیم. یا شاید به این دلیل باشد که ما از همه نمایش های پرمخاطره دیگر که هر هفته ما را در لبه صندلی های ما نگه می دارد ، به یک تکه آسایش نیاز داریم. اما یک نکته خاص که این نمایش را جذاب تر می کند ، شیوه های خلاقانه نویسندگان برای گفتن داستان ساده خود است. آنها با جدول زمانی در ارتباط هستند و در عین حال ما را با اسرار و پیچیدگی های فراوان فریب می دهند. و نه ، این فقط یک لقمه نیست. تصمیم نمایش برای گفتن داستان به صورت غیر خطی در واقع مناسب است زیرا به ما اجازه می دهد شخصیت ها را حتی در عمق مختلف زندگی عمیق تر درک کنیم. علاوه بر این ، پیچ و تاب ها نیز باعث می شوند نمایش بسیار هیجان انگیز باشد.

معرفی چهره های جدید

فصل چهارم هنوز روی پویایی که در خانواده محبوب پیرسون ما وجود دارد متمرکز شده است. اما وقتی قسمت اول شروع می شود ، نمایش ما را با چهره های جدید آشنا می کند. دریایی سابق آسیب دیده به نام کاسیدی شارپ (جنیفر موریسون) که در تلاش است تا به زندگی غیرنظامی خود برگردد. مالک وجود داردوقتی آنها ما را می بینند “ آسانته بلک) ، یک پدر نوجوان است که با کمک والدینش دختر بچه ای را پرورش می دهد. و ما همچنین با یک خواننده نابینا آشنا شده ایم (بلیک استادنیک) که نام او تا پایان قسمت اول رمز و راز باقی مانده است.

این فصل ایالات متحده 4 است: خانواده ، عشق و مادر
منبع: NBC

ما نمی دانیم که آنها کیستند یا اینکه داستانهای آنها برای شخصیتهای اصلی یکپارچه است یا نه. این نمایش همچنین قبل از آشکار شدن پیوندهای آنها با داستان در انتهای قسمت ، وقت خود را به عمد می گذراند. و هنگامی که سرانجام به آن نقطه انتهایی رسیدیم ، یک انفجار تعجب آور و عاطفی فک های ما را به زمین می اندازد. هنوز، دن فوگلمن، خالق و مجری نمایش ، می تواند این افشاگری ها را بر روی شخصیت های اصلی زمین بزند. این تنها فصل زمانی نخواهد بود که چهار نشان می دهد + چرخش تکان دهنده است ، اما در این فصل افشاگری های زیادی خواهد شد که مردم را ترغیب می کند تا از تئوری ها و حدس های زیادی در Reddit پرده برداری کنند.

اگرچه واقعاً طراوت بخش دیدن مجموعه جدیدی از شخصیت ها در ابتدای فصل است ، اما نمی توانیم دروغ بگوییم که چند قسمت اول فصل چهار نیز از آن رنج می برند. وقتی نمایش بین این شخصیت های جدید و شخصیت های قدیمی تنگ می شود ، این نمایش کمی مبهم است. این تلاش می کند که حتی در عمق برخی از پیرسونها غوطه ور شود زیرا این امر به روابط خود با این شخصیت های جدید متوسل می شود. و در نتیجه ، نمایش قادر به بینش جدیدی از شخصیت های اصلی نیست. خوشبختانه ، این فصل هنوز تنها تماشایی را از اجرای برنامه ها ضمانت می کند. استرلینگ K. براون و جاستین هارتلی در نمایش آسیب پذیری های شخصیت های خود رندال و کوین شگفت انگیز هستند. سوزان کلچی واتسون، کریسی متزو مندی مور همچنین ثابت کنید که این ما است متعلق به آنهاست که تصویر پیچیده آنها از بث ، کیت و ربکا است.

رندال چه خبر؟

در حالی که کیت و توبی (کریس سالیوان) ازدواج پویا ، و همچنین سفر شفابخش کوین از اعتیاد ، برای فصل چهارم یکپارچه باقی مانده است ، اما بزرگترین بخش این فصل ، برای کاوش در مورد اتفاقاتی که برای رندال اتفاق می افتد ، هزینه می شود. برای سه فصل اول ، همه ما می دانیم که رندال سابقه بیماری روانی دارد. او یک اختلال اضطراب جدی و ترس گسترده از دست دادن کنترل دارد. با این حال ، نمایش واقعاً به ریشه این مشکلات پرداخته نشده است. اما در فصل چهارم ، سرانجام می بینیم که چه عواملی باعث آنها می شود و چه چیزی باعث می شود که راندال او به عنوان یک بزرگسال باشد.

بعد از این نمایش ، بیماری ربکا را در پایان قسمت اول نشان می دهد ، این ما است همیشه مدعی است که آنچه برای او اتفاق می افتد روی راندال تأثیر می گذارد. و بله ، او برای کنار آمدن با آن تلاش می کند. راندال به جای تلاش برای بحث در مورد این موضوع با برادرش کوین و خواهر کیت ، هر کاری را برای کمک به ربکا انجام می دهد. و شروع می شود به آرامی او را از درون می خورد. او فرض می کند که با تمام پول ، قدرت و منابع دیگر می تواند بهترین راه درمانی را به ربکا بدهد. اما مشکل این است که ، ربکا هیچ یک از آنها را نمی خواهد. او می خواهد روزهای قدیمی خود را صرفاً در لحظه بودن در کنار خانواده و فرزندانش بگذراند تا اینکه وقت زیادی را صرف نگرانی در مورد سلامتی خود کند.

این فصل ایالات متحده 4 است: خانواده ، عشق و مادر
منبع: NBC

البته قصد راندال خوب است. پس از همه ، این مادر او است که ما در اینجا صحبت می کنیم. اما نحوه عمل او به این مقاصد ، بخشی است که او در آن اشتباه می کند. علاوه بر اینکه به آنچه ربکا واقعاً می خواهد گوش ندهد ، رندال نیز با انجام کارهایی که سه نفر از آنها با هم مخالفت می کنند ، کوین و کیت را نیز سرزنش می کند. و این شروع به شکستن روابط او با آنها می کند ، به خصوص با کوین که از تصمیم ربکا برای عدم معالجه حمایت می کند. دیدن رندال با فشار بر اینکه همیشه در کنترل باشد ، خود را خرابکارانه می کند ، گاهی اوقات احساس ناامیدی می کند ، اما قهوه ای تصویرسازی از او عمیقاً همدلانه است.

در قسمت آخر فصل چهارم “بعد از قلب” ، این نمایش حتی عمیق تر به رندال فرو می رود. در این قسمت می بینیم که چرا رندال از این رفتار پیچیده ناجی برخوردار است. و بخش هایی از این امر به این دلیل است که او هنوز در تلاش است این واقعیت را بپذیرد که او ممکن است کاری را برای نجات پدرش جک پیرسون (همیشه عالی Milo Ventimiglia) پس از آن در طول جلسه درمانی با دکتر لی (پاملا آدلون) ، رندال مجبور است این شرایط را تصدیق کند که چرا او اصرار دارد که برای نجات ربکا همه کارها را انجام دهد ، زیرا او هنوز از مرگ پدرش تحت تعقیب قرار گرفته است. با این فکر مصرف می شود كه اگر كاری انجام دهد تا جلوی بازگشت جك در خانه را در حالی كه آتش می گیرد ، بگیرد ، می تواند از مرگ او جلوگیری كند. او همچنین فرض می کند که اگر همراه او به بیمارستان برود ، می تواند کاری کند که او را نجات دهد.

او از گناه عذاب می گیرد. و او نمی خواهد همان پشیمانی را که نسبت به جک احساس می کند در صورتی که کاری برای کمک به ربکا نکرد ، داشته باشد. اما سوالی که در اینجا مطرح است این است که آیا ارزش آن را دارد که دستور کار خود را برای نجات ربکا بدون فکر کردن در مورد عواقب ، تحت فشار قرار دهد؟ آیا نجات او باعث می شود که رندل احساس گناه کند ، حتی اگر این روابط او را با کوین از بین ببرد؟ فصل چهارم پاسخی برای این سؤالات ارائه نمی دهد. اما جالب خواهد بود که فصل بعد به بررسی پیرامون رندال و کوین بپردازیم و اینکه آیا راهی برای عقب گردی با هم پیدا خواهند کرد یا نه.

جشن ربکا و مندی مور

به همان اندازه جذاب است که دیدن رندال و همه شخصیت های دیگر با مرگ مقابله می کنند ، این ما است همچنین نمایشی است که زندگی و عشق را جشن می گیرد. به همین دلیل است که بسیاری از فلاش بک های مربوط به جک در زمان زنده بودن ، کاملاً یکپارچه است و وقتی فرزندانش با مرگ ناگهانی او سر و کار دارند. اما در فصل چهارم ، این نمایش عمداً تمرکز خود را از جک به همسرش ربکا تغییر می دهد. البته تغییر مکان برجسته از یک شخصیت به شخصیت دیگر می تواند چالش برانگیز باشد ، اما نویسندگان می توانند بدون ایجاد احساس جک مانند شخصیت کم اهمیت ، راهی عالی برای این کار بیابند.

برای سه فصل اول ، این نمایش کار بسیار خوبی را نشان داده است که نشان می دهد محبت و عشق جک نسبت به فرزندان و همسرش چطور در زندگی امروز خود تأثیر گذاشته است. و بعضی اوقات ، درخشش ربکا پیرسون ، او را فقط به عنوان همسر جک و مادر بزرگ سه کاهش می دهد. اما ربکا همیشه شخص خودش بوده است. او سخت ، خردمند و گرم است. ما در ابتدا آن را درک نمی کنیم زیرا جک به عنوان این نوع پدر ایده آل و ایده آل ترسیم شده است.

همچنین ببینید

جشنواره بین المللی فیلم ونیز 2019: JOKER
این فصل ایالات متحده 4 است: خانواده ، عشق و مادر
منبع: NBC

سرانجام فصل چهارم اعتبار بیشتری به ربکا و سختی هایش می دهد. این نمایش به ما یادآوری می کند که این شخصیت ، فردی است که خانواده را در کنار هم نگه می دارد و حتی مدت طولانی پس از مرگش ، جک را در خانواده زنده نگه می دارد. او تمام تلاش خود را انجام می دهد تا همیشه در آنجا باشد و نسبت به کوین ، راندال و کیت منصفانه باشد بدون اینکه یک بار به فکر خوشبختی خودش باشد. سفر او به عنوان همسر جک برای تبدیل شدن کامل به ربکا ، پاداش بخش ترین نمایش است. و نامزد امی شود مندی مور همانطور که بازیگری که نقش ربکا را بازی می کند مطمئناً آن را راضی تر می کند. هر قسمت ، مور همچنان ثابت می کند که او بهترین اجرا کننده نمایش است ، سرسختی را در زیر نرمی ربکا فراهم می کند. جای تعجب نخواهد بود که او امسال نامزد دیگری را به دست آورد.

در پایان ، درست مثل خانواده پیرسون ، این ما است بدون ربکا یا مندی مور. او پرتوی از نور و چراغ عشق است. صبر و لطافت بی نهایت او نسبت به جک و فرزندانش افراد زیادی را تحت تأثیر قرار خواهد داد. و رشد او در طول نمایش کاملاً نمایان است مور عملکرد برازنده خوشحالم که در فصل چهارم خود ، آنچه ابتدا به عنوان نمایش درمورد اینکه چگونه مرگ پدر تأثیر می گذارد بر پویایی درون خانواده است ، اکنون به یک جشن مادر تبدیل شده است.

نظر شما در مورد فینال فصل چهار چیست؟ در نظرات به ما اطلاع دهید!

هر چهار فصل از این Is Us برای پخش در NBC در دسترس است. چهار فصل از این است که ما در Hulu ، DirecTV ، NBC ، آمازون ، گوگل پلی ، iTunes ، Fandango و Vudu در دسترس هستند.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

معمولی اضافی: دنیایی رنگارنگ از ارواح و دشمنی

اگر ، به طور اتفاقی ، شما روحیه یک داستان شبح عجیب و غریب را دارید که پر از عاشقانه و کمدی سوال برانگیز است ، خارق العاده ممکن است فقط آنچه شما نیاز دارید و حتی اگر شما به خاطر این مسئله روحیه ندارید ، این یک هجوم منحصر به فرد و طراوت آور است که ممکن است خیلی خوب شما را بر طرف کند.

خارق العاده کمدی ایرلندی است که توسط و کارگردانی آن ساخته شده است مایک آهرن و Enda Loughman، آن را به اولین ویژگی تمام طول دوتایی تبدیل کرد. ستاره می شود باری بخش و مائو هیگینز به عنوان شخصیت های اصلی ، با ویل فورته به عنوان یک نوازنده متضاد خودخواه. اگرچه فرض آن یکی از عجیب ترین حافظه های اخیر است ، اما فیلم خود را با تبادل شوخ و زیبایی شناسی بصری دلپذیر می کند.

داستان دیگری نیست

فیلم به دنبال مارتین مارتین (بخش) ، پدری که توسط همسر درگذشت خود عذاب کرده و آماده نیست که پایش را پایین بیاورد. بعد از اینکه دخترش خود را پیدا کرد تا قربانی شود ، مارتین به کمک رز (فهرست) کمک می کند (هیگینز) ، یک مربی رانندگی با توانایی های فوق طبیعی. همانطور که این دو به دنبال نجات دختر خود ، نوازنده کریستین وینست ، به دنبال اکتوپلاسم – که از لحاظ ظاهری ناخوشایند است ، می روند –فورته) همیشه قربانی یک باکره به عالم اموات و بازیابی مجدد ستارگان او است.

فراتر از ماوراء الطبیعه

خارق العاده این فیلمی است که از بسیاری جهات مقایسه با آن دشوار است و بی پرده بودن ، 20 دقیقه اول این سؤال را برای من ایجاد کرده است که این سوال را که دقیقاً چه چیزی تماشا می کردم ، سؤال کرده است. فوق العاده هنوز لمس کننده است. این احمقانه است اما به زیبایی شلیک شده است. این پوچ است ، اما اگر اجازه دهید خود را به دانش خود برسانید ، سوار صمیمانه و طنزآمیز می شوید. بسیاری از موفقیت های آن به دلیل درخشش در است آهرن و لوفمن، که با هم داستانی منسجم و سرگرم کننده را نوشتند. فراتر از آن ، به نظر می رسد دیدگاه آنها دقیقاً به صفحه نمایش ترجمه می شود ، گرفتن یک ایرلند جالب توجه و اجراهای جذاب هر بازیگر.

ORTINAR A EXTRA: دنیایی رنگارنگ از ارواح و غیبت
منبع: Cranked Up Films

وقتی این فیلم بین پالت ها معامله می شود ، بینندگان بلافاصله به این دنیای حواس پرت و زیبایی می روند. روزها به رنگهای روشن و با رنگهای روشن روشن می شود و شب ها قرمزها و بلوزهای همه چیز را می شناسند. در بالای طرح های رنگی قابل توجه آن ، که پیدا کردن آنها در پاروودها از همان گروه دشوار است ، کارنامه کاملی پیچیده و هوشمندانه وجود دارد که داستان را بالا می برد.

خواه لحظه ای از شوخ طبعی ، اضطراب ، یا پیش بینی مطالب متناوب باشد ، دوربین برای انتقال پیام به بینندگان خود ، به صورت مبتکرانه حباب ، زاویه و تغییر می کند. این را می توان در صحنه اول فیلم مشاهده کرد ، و تکنیک ها همچنان در سرتاسر آن یافت می شوند.

این فیلم به طرز چشمگیری ضبط شده است و این نیز تا حدودی به دلیل تأثیرات آن است. خارق العاده برای ساختن جهان و داستان آن ، به عادلانه ای از جلوه های عملی متکی است ، و گذشته از آخرین اقدام ، هیچ چیز واقعاً کریزی نمی افتد – با این حال ، مانند یک چیز خوب است. معرفی ناگهانی ارواح شبانه روزی و داشتن اشیاء بی جان ، چیزهای عجیب و غریب دیگری است که روایت دلهره آور را بالا می برد. CGI نیز بسیار دیدنی است.

غیرقانونی اکتشافی

خارق العاده یکی از آن کمدی های نادر وحشت است که خودآگاه است و خود نیز کاملاً پر نیست ، اما روایت متمایز آن ممکن است به دلخواه همه نیاید. همانطور که قبلاً نیز اشاره کردم ، اولین عملکرد این فیلم باعث شد تا من از تماشای من سؤال کنم ، با این که برخی از تحقیرها سرانجام قضاوت من را بپوشانند. بعد از مدتی توانستم از لایه های فیلم قدردانی کنم و در بسیاری از مواقع خودم را با خنده گی مواجه کردم.

همچنین ببینید

EATEN BY LIONS: کمدی بریتانیا یک داستان شگفت انگیز از عشق برادرانه است
معمولی اضافی: دنیایی رنگارنگ از ارواح و دشمنی
منبع: Cranked Up Films

با این گفته ، طنز آن همیشه کار نمی کند ، و گاهی اوقات ممکن است خیلی عجیب به نظر برسد. رفتن به فیلمی مثل خارق العاده ممکن است به بهترین شکل ممکن با ذهن آزاد انجام شود.

خارق العاده: نتیجه

خارق العاده لزوماً در ژانر خود بالاتر از دیگران نمی ایستد ، اما به راحتی خود را از آنها جدا می کند. عجیب و غریب و پوچ است ، به لطف نویسنده / کارگردان دوتایی خود و تیم بزرگی که در نهایت فیلم را گرد هم آورد ، در سطوح مختلف کار می کند. مطمئناً ممکن است در همه سطوح و توسط همه طرفین از این خصیصه خاص قدردانی نشود ، اما اگر فقط به دنبال یک وحشت احساس خوب هستید ، خارق العاده ممکن است به عنوان یک جای تعجب پنهان باشد.

دیدی خارق العاده؟ عملکرد مورد علاقه ویل Forte چیست؟ به ما خبر دهید!

Extra Ordinary در تاریخ 13 سپتامبر 2019 و انتشار گسترده ای در 6 مارس 2020 در ایالات متحده در ایرلند منتشر شد.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

بزرگي ADOLESCENCE: آشنا اما دلچسب

با گسترش COVID-19 در سراسر جهان و مردم در خانه خود را قرنطینه می کنند ، خدمات جریان به یک مزیت پس انداز تبدیل شده اند. با استفاده از این واقعیت ، هولو تصمیم به آزادی گرفت بزرگسالی بزرگسالی (انتخابی از ساندنس 2019) یک هفته زودتر. در حالی که خود فیلم با جنبه های آشنا در فیلم های سنی آینده بازی می کند ، اجراهای مستقل از آن پیت دیویدسون (SNL) و جان کرایر (Pretty In Pink) و روابط پیچیده شخصیت ها باعث می شود فیلم سواری احساسی اما سرگرم کننده باشد.

کارگردانی شده توسط جیسون اورلی، فیلم زیر مونرو “مو” (گریفین گلاک) ، یک نوجوان که دوست ترک تحصیل خواهرش را دوست پسر سابق Zeke (دیویدسون). با گذراندن دوران دبیرستان ، او شروع به درک این می کند که دوست که مدت مدیدی بت پرست می شود ، ممکن است بهترین تأثیر او را نداشته باشد.

تا حدودی آشنا

ضعیف ترین جنبه بزرگسالی بزرگسالی این است که بسیاری از ایده های کشف شده در سایر فیلم های نوجوان پوشانده شده است. یک زیر مجموعه مهم وجود دارد که در آن مو تلاش می کند تا سوفی ، دختری از کلاس خود را با او ملاقات کند (اوونا لورنس) رابطه آنها شیرین است ، اما به او کارهای زیادی داده نشده است. شخصیت او بیشتر از یک قسمت معنادار از زندگی خود مانند موهای پله ای برای مو احساس می کند. همین مورد برای استیسی (توماس باربوسکا) ، کودک دیگری در کلاس مو که از او می خواهد برای مهمانی ارشد الکل بخورد. در طول فیلم چندین مهمانی برگزار می شود ، و بیشتر آنها مانند مهمانی های فیلم کلیشه ای احساس می شوند. جوک ها مزاحم هستند و سنگسارها دیوانه عمل می کنند.

منبع: هولو

مشتق بودن باعث نمی شود فیلم کمتر سرگرم کننده باشد. ارلی یک کار بسیار خوب برای به روز کردن برخی از مواردی که ما قبلاً می دانیم انجام می دهد. به عنوان مثال ، مو از سوفی می پرسد که چگونه او وارد سالن اجتماعات شد ، زیرا این فقط سالمندان است ، که به او پاسخ می دهد: “فکر نمی کنم این قوانین برای دختران اعمال شود.” این فیلم همچنین فرهنگ آشنایی مدرن را با متن بررسی می کند به گونه ای که بسیاری از فیلم های نوجوان نمی توانند بکشند. البته Mo با پدر و مادرش رابطه عاطفی برقرار کرده است ، اما این یکی از احساسات بسیار 2020 است. بازیگران نماد فیلم نوجوان جان کرایر همانطور که پدر مو نشان می دهد که ارلی کاملاً آگاه بود که آنچه او در حال ساخت فیلمهای کلاسیک نوجوان تکرار شده گذشته است.

اجراهای دلچسب

در حالی که گلاک شخصیت اصلی را بازی می کند ، آن است دیویدسون که واقعاً می درخشد. این نقشی نیست که او را به هیچ وجه از منطقه آسایش خود بیرون کند. در واقع ، اگر استندپ ویژه Netflix را تماشا می کنید زنده از نیویورک ، احتمالاً متوجه خواهید شد که او و شخصیت او چندان متفاوت نیستند. اما این همه سنگسار و مصنوعی نیست. دیویدسون چند صحنه دارد که به او فرصتی می دهد که کمی احساساتی تر شود. به طور خاص ، صحنه ای وجود دارد که در آن یکی از احزاب مو توسط پلیس شکسته می شود و Zeke تصمیم می گیرد که او را نجات دهد. نتیجه این تصمیم اکثراً بدون گفتگو است. شما می توانید مشاهده کنید که Zeke در انتخاب صورت فقط از طریق چهره استفاده می کند. به راحتی می توان گفت ارلی و دیویدسون همانطور که او نیز کارگردانی کرده ، یک رابطه کاری عالی داشته باشید دیویدسون ایستادن ویژه.

منبع: هولو

بااینکه گلاک به این معنی نیست که او عالی نیست. او دقیقاً همان کاری را که به عنوان یک نوجوان لازم دارد انجام می دهد و می داند که ممکن است با تمام توان خود زندگی نکند. این چشمگیر است که کسی که بسیار جوان است به راحتی قادر به بازی کردن از بازیگران قدیمی تر و با تجربه تر است. گریه کن نقش پدر مو را بازی می کند که دوست ندارد چقدر وقت خود را با Zeke می گذارد. صحنه ای در نزدیکی پایان وجود دارد که او با Zeke روبرو می شود که بسیار قدرتمند است و به ما یادآوری می کند که چرا گریه کن مستحق نقش های بیشتر مثل این

دیویدسون دوست واقعی زندگی کلسون بیکر، در غیر این صورت به عنوان شناخته شده است مسلسل کلی، نقش کمی در فیلم دارد. این دو قبلاً در کنار هم ستاره شدند خاک ، و بدیهی است که دوستی آنها شیمی طبیعی به ارمغان می آورد. عمر برونسون (لوس) دنی را بازی می کند ، یکی دیگر از اعضای گروه دوستان آنها. Euphoria سیدنی سوینی به عنوان هالی ، دوست دختر مرتب ظاهر می شود. این سه نفر انرژی سرگرم کننده ای را برای فیلم به ارمغان می آورند ، اما پویایی گروه می توانست بیشتر مورد بررسی قرار گیرد. سوني یکی از بسیاری از مجریان عالی در این زمینه است رضایت، و این شرم آور است که او نتوانسته است بیشتر مهارت های خود را در اینجا بکار ببرد.

روابط در مرکز

رابطه Zeke و Mo همان چیزی است که بالا می برد بزرگسالی بزرگسالی. در ابتدا ، مو Zeke را یک برادر بزرگتر باحال می بیند. او به Mo امکان دسترسی آسان به چیزهایی را می دهد که هر نوجوانی می خواهد امتحان کند و به او اجازه می دهد تا با افراد مسن در ارتباط باشد. اگرچه Zeke می تواند کمی خودمحور باشد ، اما این زوج واقعاً به یکدیگر اهمیت می دهند. آنها اگر دوست نباشند دوست نخواهند بود. این یک نوع دوستی سرگرم کننده و غیر منتظره است که به ما کمک می کند تا درک کنیم چرا مو راه او است.

همچنین ببینید

منبع: هولو

مو شروع به درک این موضوع می کند که رابطه او و زکی ممکن است سالم ترین نیست. او او را در موقعیت های کم نظیر قرار می دهد ، مشاوره های مربوط به دوستیابی مشکل ساز می دهد و بین مو و همسالان خود دیواری ایجاد می کند. او می فهمد که نمی خواهد مثل Zeke باشد ، زندگی می کند انگار هنوز در دبیرستان است. شکاف در نمای خنک چیزی است که این فیلم را از دیگر نوع خود جدا می کند. Zeke باید با حقیقت زندگی خود همخوانی داشته باشد. این یک ایده است که بسیاری ، به ویژه نوجوانان امروز ، می توانند با آنها ارتباط داشته باشند.

بزرگسالی بزرگسالی: نتیجه

به طور کلی، بزرگسالی بزرگسالی بسیار خنده دار است و دارای اجراهای عالی و تعامل شخصیت است. در زمان عدم اطمینان بسیار ، فیلمی مانند این تعریف “تماشای راحتی” است. و همه ما می توانیم همین الان استفاده کنیم.

چه فکری کردی بزرگسالی بزرگ وقت؟ در نظرات به ما اطلاع دهید!

بزرگسالی نوجوان در 13 مارس 2020 در هولو منتشر شد


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

تریلر STRAY DOLLS | استعلام فیلم

مارپیچ گرفتن پول در خارج از کنترل است عروسک های ولگرد، اولین اثر نویسنده و کارگردان سونوجی سینا.

ریز در حال تلاش برای پیاده کردن با پای راست در آمریكا است و با داشتن یك كار تمیزكاری در یك متل كه اتاقهایی را برای كارمندان خود فراهم كرده است ، پیدا كرد. این یک وضعیت مناسب برای کسی است که می خواهد یاطاقان خود را بدست آورد ، یا این که اگر هم اتاقی ریز نمی توانست مشکل را کنار بگذارد ، این امر مناسب نیست. او با پسر رئیس نزدیک است ، که هرگز به هیچ وجه خبری نیست و به زودی این جفت ارز ریز را با پول ساده ای که در نوک انگشتان اوست وسوسه می کنند. به نظر می رسد پول چیزهای ساده ای است ، اما این سه نفر خود را در یک ظرف غذا بزرگتر از آنچه که ممکن بود تصور کنند پیچیده است.

منبع: ساموئل گلدنوین فیلم

یک Thriller Crime باید یک ژانر راحت باشد سینا برای نشان دادن او ، آنچه که در کنوانسیونهای کاملاً تعیین شده برای استفاده به عنوان چارچوب وجود دارد. و او پیش زمینه بسیار امیدوار کننده ای دارد ، زیرا او چند شورت تحسین برانگیز که در جشنواره های بزرگ بازی می کرد ، از جمله مواردی که آن را به کن تبدیل کرد.

بازیگران اینجا نیز به نظر می رسد که ستاره ها با هم بازی می کنند گتنجالی تپا، اولیویا دجونگو رابرت آرامایو همه با تعداد زیادی از قطعات کوچک در زیر کمربند خود. جلوی دوربین بزرگ است سینتیا نیکسون به عنوان مدیر متل ، اما احتمالاً او در نقش بسیار کمتری پشتیبانی خواهد کرد.

واقعاً ، این ویترین بسیاری از افراد تازه وارد است و برای ما خوش شانس است ، این یکی از فیلم هایی است که ما در واقع می توانیم از آنجا که مستقیم به VOD می رود ، ببینیم.

همچنین ببینید

تریلر WAVES

عروسک های ولگرد کارگردانی شده است سونوجی سینا و ستارگان گتنجالی تپا، اولیویا دجونگو رابرت آرامایو. در تاریخ 10 آوریل 2020 ، در VOD در ایالات متحده منتشر می شود. در حال حاضر تاریخ انتشار بیشتر مشخص نیست.

آیا به این فیلم علاقه دارید؟ در نظرات به ما اطلاع دهید!


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

COSMOS: جهان های ممکن (S3E4) “Vavilov”: شجاعت سوالات ما

“ما می توانیم پیشرفت خود را با شجاعت سؤالات و عمق پاسخ های خود قضاوت كنیم ، تمایل ما برای پذیرش آنچه واقعی است نه آنچه كه احساس خوبی دارد”. – کارل ساگان

در طول تاریخ بشر ، افراد خاصی وجود داشته اند که بیشترین تلاش را برای سود جمعی بشریت انجام داده اند. نیکلای واویلوف یکی از این موارد بود. در قسمت 4 از کیهان: جهان های ممکنما به بررسی زندگی و میراث این دانشمند بزرگ می پردازیم.

خلاصه قسمت

کمتر از نیم دقیقه قبل در تقویم کیهانی ما ، نبوغ انسان فهمیدند که می توانند بذرهایی را که در گیاهان یافتند بکارند و گیاه دیگری رشد می کند و منبع دائمی غذایی را فراهم می کند. به زودی پس از آن ، به عنوان میزبان نیل دگراس تایسون می گوید: “برای اولین بار ، ما به آینده فکر می کردیم.”

COSMOS: جهان های ممکن (S3E4)
منبع: National Geographic

سریع به جلو 20 برویدهفتم قرن. نیکولای واویلوف ، گیاه شناس روسی و شاید یکی از بزرگترین قهرمانان جهان تاکنون شناخته شده باشد ، به جهان سفر کرد تا بذرها را برای هر نوع گیاهی که می توانست جمع کند و فهرست کند. در حالی که روسیه در میان قحطی وحشتناک قرار داشت ، او این کار را به مأموریت زندگی خود برای پایان دادن به گرسنگی تبدیل کرد. او و همکارانش جان خود را دادند تا ببینند چشم اندازشان به اتمام می رسد. امروز ، بخش اعظم آنچه ما هر روز می خوریم “از دانه هایی که گیاه شناسان برای محافظت درگذشتند منتقل شد.”

حرکت عروسکی حرکت را متوقف کنید

در بررسی زندگی واویلوف ، تیمی که در آن حضور دارد کیهان تصمیم گرفت از سبک انیمیشن سنتی که معمولاً هنگام کاوش در زندگی دانشمندان بزرگ در طول تاریخ استفاده می کنند ، فاصله بگیرد. برای نیکولای واویلوف ، مردی که بیش از هر فرد مجرد دیگری در طول تاریخ ، گرسنگی را پایان داد ، تصمیم گرفت که دست نشانده های حرکتی را به کار گیرد. نتیجه زیبا بود.

COSMOS: جهان های ممکن (S3E4)
منبع: National Geographic

از اولین شكل داستان واویلوف ، كمی آهسته به سمت دانشمند بزرگی كه با میكروسكوپ مشغول كار است ، ما به دنیای دیگری منتقل شده ایم. توقف حرکت توانایی باورنکردنی سوژه خود را به شدت واقعی نشان می دهد ، حتی اگر بینندگان آگاهانه علائم حکایت از توقف حرکت را بشناسند. توصیف با کلمات دشوار است ، بنابراین در عوض ، از یک مثال استفاده می کنم.

در نظر گرفتن وس اندرسونفیلم مستقل حرکت حرکتی فوق العاده آقای فاکس. اندرسون یک استاد در استفاده از دوگانگی های حیرت انگیز برای گفتن داستان های خود است ، و سبک توقف حرکت استفاده شده در این مثال نیز از این قاعده مستثنی نیست. حرکات ظریف در خز حیوانات عروسکی از قاب به فریم ، نشانه روشنی از حرکات مصنوعی آنهاست که با فشار و تولید انیماتورهای حرکتی متوقف می شوند. در این دستکاری های خز ریز یک شکل ظریف برای شکستن دیوار چهارم است ، تعریف آن: “سد مفهومی بین هر اثر داستانی و بینندگان یا خوانندگان آن “(تأکید افزود). این حرکات توجه به آن مانع بین داستان و واقعیت می خواند ، و بنابراین تقریباً برای تقویت احساس واقع گرایانه از فیلم ، با دادن چیزی به بیننده کمک می کند. واقعی چسبیده به

به عبارت دیگر ، توقف حرکت ذاتاً است واقعی. بنابراین ، با توجه به تأثیر بسیار واقعی واویلوف بر زندگی روزمره ما ، انتخاب استفاده از حرکت متوقف بسیار درخشان بود. در طول قسمت ، هر قاب حرکت متوقف هنری بود ، در بالاترین شکل.

همچنین ببینید

TROOP ZERO: نامه ای عاشقانه به نارضایتی ها

شجاعت

نیکولای واویلوف و همکارانش از صحبت علیه شواهد و مدارک علمی محکم امتناع ورزند ، حتی به عنوان استالین و دانشمندان شبه دانش تبلیغ خطرناک خود را گسترش می دهند. سرانجام ، واویلوف در زندان به سر برد ، جایی که او را برای گرسنگی از مرگ درآورد. همکارانش به کار خود ادامه دادند ، حتی وقتی لنینگراد از آلمان تحت محاصره قرار گرفت. با تسخیر شهر در برابر گرسنگی ، این دانشمندان در قالب انواع گیاهان و بذرهایی که جمع کرده بودند و در فهرست آنها قرار می گرفتند ، در میان غذاهای فراوان نشسته بودند.

این دانشمندان باورنکردنی ، تک تک ، جان خود را فدا کردند تا از گنج بی ارزش خود محافظت کنند. “گیاه شناسان از گرسنگی ناپدید شدند ، اما هنوز هیچ دانه ای از برنج در این مجموعه بی حساب نبود.” Svalbard Global Seed Vault ، بزرگترین دفاع بشر در برابر قحطی ، فقط به دلیل فداکاری غیرقابل مقایسه آنها است. راستی ، همانطور که ساگان گفت ، پیشرفت ما توسط “شجاعت سؤالات و عمق پاسخهای ما” قضاوت می شود. هرگز نمونه های بیشتری از شجاعت انسانی مانند آنچه در نیکولای واویلوف و همکارانش یافت شده است. ما آنها را مدیون زندگی خود هستیم.

COSMOS: جهان های ممکن (S3E4)
Cosmos: Worlds Possible (S3E4) “Vavilov” (2020) – منبع: National Geographic

کیهان: جهان های ممکن همچنان نشان می دهد که چرا علم برای بقا ما به عنوان یک گونه مهم است. آیا ما راه استالین و دانشمندان شبه علوم او را خواهیم گرفت و نسل ها را محکوم می کنیم که عواقب تغییر اوضاع را متحمل می شوند؟ یا آیا به سخنان آن قهرمانان بزرگ علم مانند واویلوف گوش خواهیم کرد و عمل خواهیم کرد و با این کار بهترین آینده ممکن برای گونه های ما را تضمین می کنند؟ شات آخر این قسمت نشان دهنده یخچالهای آویزان شده از قسمتهای دستی دقیقاً در خارج از Svalbard Global Seed Vault است ، یخی هایی که نباید در حال ذوب باشند ، اما هستند. تایسونسخنان پایانی یک توهین وحشتناک است: “اگر فقط آینده ما برای ما همان اندازه برایشان واقعی و با ارزش بود”.

Cosmos: Possible Worlds Season 3 Episode 4: Vavilov ، در تاریخ 16 مارس 2020 در National Geographic پخش شد.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

صفحه اصلی (S8E8) “آرامش (ها)”: آرام قبل از طوفان

که در سه گانه (ها)، آخرین قسمت از وطنهشتمین فصل ، به ما فرصتی داده ایم تاکنون مکث کنیم ، نفس بکشیم و تأمل کنیم. با این حال ، در افق غوطه وری اجتناب ناپذیر به جنون است.

خلاصه قسمت

هیسام حقانی (نومن آکار) از طریق زندان راهپیمایی می شود تا با تیم شلیک روبرو شود. در اطراف او ، هواداران زندانی وی تشویق می کنند. در ضمن ، مکس (موری استرلینگتوسط پسر حقانی ، جلال ، گروگان گرفته شده استالهام احساس) ، که قصد دارد لحظه تیراندازی پدرش او را بکشد. علی رغم تلاش های ناامیدانه ساول برای به تعویق انداختن اعدام ، و در نتیجه جان حقانی و زندگی مکس را نجات داد ، تلاش های او توسط یک جان زابل خنثی می شود (هیو دنسی) یک مشاور تازه منصوب شده که رئیس جمهور هایز را متقاعد می کند (سام ترامل) که هیچ یک از جان قربانیان ارزش این تلاش را ندارند. به دلیل عدم فعالیت هایز ، هر دو کشته می شوند.

پس از کشته شدن ماکس ، جلال طالبان را در یک جلسه مخفی به عهده گرفت و RPG را ادعا کرد که از آن برای شلیک هلیکوپتر روسای جمهور استفاده کرده بود و قول می داد “هر کافر را که پا بر سرزمینهای پاک ما بگذارد” خواهد کشت. Zabel از طریق تماس با روزنامه نگار ، ویدئوی این جلسه را بدست می آورد و آن را قبل از ارائه ی سخنرانی به ملت ، به هایس نشان می دهد. زابل از ترس و جهل هیز برای متقاعد کردن وی مبنی بر اینکه جلال تهدیدی جدی برای کشور و استفاده از سخنرانی برای ایجاد آتش سوزی های جنگ است ، استفاده می کند.

صفحه اصلی (S8E8)
منبع: Showtime

در همین حال ، ساول (مندی پاتینکین) و تیمی از سربازان Ops ویژه با کری دیدار می کنند (کلر دانز) به منظور برداشتن او ، به همراه بدن مکس. با وجود اطمینان ساول از طرف او ، تیم ویژه Ops دستور داده شده است كه وی را در بازداشت قرار دهند. با احساس خطر ، کری برای پیوستن به گروموف تلاش می کند (کاستا رونین) ، وادار كردن يك ساول كنجك زده بدون او بماند.

ماجراهای Pacing

سه گانه (ها)مانند بقیه فصلی که تاکنون وجود دارد ، یک اپیزود کاملاً بافته و ساخته شده است. با این حال ، بیش از هر مورد دیگر تا این لحظه ، قسمت نه تنها نمایش می دهد وطنبزرگترین نقاط قوت بلکه بزرگترین نقاط ضعف آن. اول ، به نقاط قوت. این اپیزود با راهپیمایی حقانی به خط شلیک آغاز می شود و در هنگام راهپیمایی ، تعدادی از زندانیان دیگر را نیز از آن خود می کند. این زندانیان با گذشت او تشویق می کنند و حمایت خود را ابراز می کنند. البته جالب است که این زندانیان طالبان هستند و قبل از توافق آتش بس ، این مرد را همانطور که او بود تشویق می کنند. او تا انتهای خشونت آمیز ، به شادمانی کسانی که گذشته خشونت بار او را جشن می گیرند می رود ، اما او مردی از آرامش را خواهد مرد.

صفحه اصلی (S8E8)
منبع: Showtime

علیرغم تلاش های ساول برای به تعویق انداختن اعدام ، تنها با یک تأخیر جزئی پیش می رود. تفنگ ها آتش می گیرند ، و حقانی به زانو در می آید ، هنوز و ساکت است. پس از لحظه ای ، او ایستاده و می ایستد ، همانطور که زندانیان سلولهای اطراف حیاط ، سرپیچی او را تشویق می کنند. غولوم (محمد باکری) دستور می دهد تیم ملی دوباره آتش بگیرد ، و فقط در این صورت آنها می توانند زندگی حقانی را خاتمه دهند. این یک لحظه قدرتمند است ، مردی که در برابر ظلم ایستادگی می کند. پیام امتناع او از سقوط را می توان از طرق مختلفی گرفت ، و در واقع جلال با بی احترامی پدرش دعوت می کند حتی وقتی او دوباره طالبان را مجبور به خشونت می کند. اما برای آن لحظه حقانی به وضوح اعتقاد دارد ارسال پیام از اهمیت بیشتری برخوردار است.

ویترین لحظه های باورنکردنی دیگر کلر دانزقدرت بازیگری قابل توجه. در حالی که او منتظر است تا تیم گزینه های ویژه بیاید و بدن مکس را بازیابی کند ، گروموف از کری می خواهد که در مورد مکس به او بگوید. سردرگم ، کری اصرار دارد که او باید در زمان اسارت از مکس یاد کرده باشد ، اما گروموف سرش را تکان می دهد: “نه ، شما هرگز او را ذکر نکردید.” لحظه ای که اتفاق می افتد باور نکردنی است.

برای چند ثانیه ، ما شاهد هستیم که چندین احساسات از چهره کری عبور می کنند. یا گروموف او را دستکاری می کند ، یا مکس واقعاً این را برای او معنی نمی دهد ، یا او به اندازه کافی خودخواه است که هرگز او را ذکر نکرده است. آیا او واقعاً مکس را می شناخت؟ آیا تاکنون واقعاً به او اهمیت داده اید ، حتی پس از اینکه او خیلی برای او کار کرده بود؟ احساسات او نیز ممکن است در زیر نویس در پایین صفحه نوشته شده باشد ، بنابراین به وضوح در چهره او نوشته شده است. این و بقیه صحنه درخشان عمل می کنند.

این دو نمونه بسیار زیادی در طول این قسمت است که زمان اختصاص یافته به آن لحظه مناسب بوده است. برای لحظه هایی از این دست ، پیامدهای قابل توجهی وجود دارد و برای اینکه بیننده از این نتایج کاملاً قدردانی کند ، به این لحظه ها باید زمان کافی داده شود. تقریباً از هر نظر ، تیم عقب مانده است وطن استادان می توانند تعادل مناسب را در قدم زدن در این لحظه ها نشان دهند. با این وجود ، یک استثناء جالب وجود دارد.

صفحه اصلی (S8E8)
منبع: Showtime

در آغاز قسمت ، به نظر می رسد جنایات کری (یک بار دیگر) به طور ناگهانی تبخیر شد. حتی بعد از اینکه فریاد سول زد که تقصیر اوست که ماکس کشته شد ، ساول با قاطعیت او را می بخشد و به او می گوید: “من طرف تو هستم”. در پایان قسمت ، کری وقتی می بیند یکی از سربازان Special Ops که دارای محدودیت است ، او را به دروغگویی متهم می کند. این لحظات ، دقیقاً مانند بیشتر لحظات رابطه بین ساول و کری ، به اندازه کافی وقت نمی گذارند. عقب و جلو رفتن سریع بین این افراط در روابطشان برای القاء شلاق کافی است. طبق معمول ، موضع كری و تأیید شغل از سوی او ، كاملاً ناشناخته است.

همچنین ببینید

شکارچیان سایه:

قدرت ریاست جمهوری

یکی از مؤثرترین عناصر این فصل ، موازی آشکار بین رئیس جمهور بن هایز و رئیس جمهور ترامپ است. هر قسمت عناصر جدیدی را برای پشتیبانی از این مقایسه به ارمغان می آورد. وقتی هیز با گلولام صحبت می کند تا قبل از اعدام حقانی ، مدتی درخواست کند ، ولینگتون (لینوس روچ) صحبت کردن را انجام می دهد ، و مسئولیت آن را بر عهده دارد که در زمان کمی که می توانند بخرند ، بخرد. اما هایز دریغ از این اعتبار را ندارد.

یک نمونه کامل از اقدامات مشابه از طرف مقابل در دنیای واقعی هیز هفته گذشته رخ داد. یک کارت در صندوق های پستی در سراسر کشور پدیدار شد ، با متن فونت بزرگی که حاوی متن است: “دستورالعمل Coronavirus رئیس جمهور ترامپ برای آمریکا در واقعیت ، ترامپ برای دستیابی به این دستورالعمل ها اقدامات بسیار کمی انجام داد و به طور مداوم اقدامات خرابکارانه ای را برای مهار COVID-19 خراب کرده است ، با این حال وی با قرار دادن نام خود در این کارت ها ، تمام اعتبار را به دست می آورد.

جان زابل یکی دیگر از عناصر این موازی است. یک راندوی غیرقابل صلاحیت که فقط با بوسیدن به جایی می رود که می تواند افرادی را که در واقع در خارج از کشور واجد شرایط هستند ، به جستجوی آن بپردازند ، دقیقاً همانطور که ولینگتون در تمام این قسمت قرار دارد. اگر نوشتاری قانع کننده باشد ، فقط به این دلیل که به امضا برسد وطن سبک ، آن را به خوبی منعکس کننده واقعیت است.

سه گانه (ها) لحظه ای به ما فرصت داد تا در آنچه که تاکنون فصلی پر سرعت بود ، نفس بکشیم. همچنین باعث مرگ دو شخصیت ماندگار شد. حتی بعد از این مکث کوتاه ، بینندگان می دانند که ما فقط قبل از طوفان آرامش را تجربه می کنیم. وطنمطمئناً پنج قسمت پایانی سریال هیجان انگیز است.

Homeland Season 8 Episode 8: Threnody (s) در تاریخ 29 مارس 2020 از زمان پخش پخش شد.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

راهنمای مبتدی: جاش و بنی صفدی ، نویسندگان و کارگردانان

نکته در مورد زندگی در شهر نیویورک این است که همه – حتی افرادی که هرگز پا در یکی از پنج ولسوالی های شهر نرفتند – فکر می کنند نیویورک را می شناسند. بزرگ اپل ، شهری که هرگز نمی خوابد … هر آنچه که می خواهید آن را بخوانید ، هیچ منکر این نیست که نیویورک در فرهنگ عامه به شکلی به تصویر کشیده شده است که هرکسی نسخه خود را از شهر زندگی می کند که درون سر خود زندگی می کند.

نیویورک شما می تواند دنیای سکسی و پر زرق و برق باشد سکس و شهر، جایی که هر کس می تواند مانولو Blahniks را بپذیرد و ناهارهای بلند و راحت را بخورد. خانه های فوق فکری و عصبی همه وودی آلن فیلم ، که در آن هر شخصیت خیلی سریع صحبت می کند و دارای مدرک دانشگاهی زیادی است (البته لازم به ذکر نیست که درمانگران). یا میدان جنگ شدید و کثیف جنگجوها، با باندهایی که در خیابانها و مردم عادی اداره می شوند پس از تاریکی می ترسند خانه های خود را ترک کنند. واقعیت ، البته ، آمیزه ای از همه موارد فوق است ، با تندی از شوخ طبعی و طنز ، طعنه آمیز که در حد متوسط ​​شما یافت می شود سیفلد قسمت (اما به ویژه ، یکی از سوپ نازی ها).

جاش و بنی صفدی این را بدان. فیلم های آنها نیویورک را به تصویر می کشد که آن دسته از ما که در اینجا زندگی می کنیم دوست داریم از نفرت و نفرت از عشق (گرچه در پایان ، ما همیشه به عشق خود خواهیم گشت). نیویورک آنها پر هرج و مرج ، پر سر و صدا و پر از فرصت برای ماجراجویی ، خوب و بد است. نیویورک آنها دارای شخصیت های رنگارنگ و کم رنگی است که کمتر از همه چیز جالب نیستند – در واقع ، بسیاری از به یادماندنی ترین انتخاب های بازیگران خود ، شامل زن و مرد تصادفی است که به راحتی از خیابان بیرون می آیند و نسخه های سینمایی خود را بازی می کنند. بعضی اوقات نیویورک ممکن است خیلی سخت باشد ، گاهی اوقات. اما من به عنوان یک نیویورکر ، هرگز ندیده ام که خانه ام به تصویر کشیدن واقعی تر از آنچه در تمام سال های سینمایی آنها نشان داده شده ، روی پرده باشد.

با پیشرفت زمان ، فیلمسازی جاش و بنی صفدی با قطعه های جذاب تر و ستاره های بزرگتر پیچیده تر می شود ، اما شهر در مرکز کاملاً باقی مانده است ، و به طرز وحشتناکی همان است. اگر همیشه می خواهید نیویورک واقعی را بشناسید ، می توانید مطمئن باشید که هر یک از فیلم های زیر معرفی ایده آل را برای شما ارائه می دهند.

لذت از سرقت (2008)

منبع: IFC Films

اولین برادران صفدی ویژگی کاملاً “” نیستبرادران صفدی“فیلم؛ این در درجه اول است جاش تولید با کارگردانی و بنی به عنوان دستیار ویرایشگر اعتبار یافت. لذت از سرقت یک فیلم کوچک تقریباً در حاشیه در مورد یک زن کلیفوماسی عجیب و غریب به نام Eleonore است ، و در حالی که شباهت های بیشتری به مامان دارد از آنچه که با صفحات کارهای اخیر اکتان بالاتر ، هنوز نشانه های بسیاری از جنون هنوز وجود ندارد.

بازیگری که الونور را بازی می کند ، اولین بار در بسیاری از دوره های تکراری است صفدی یکی از همکاران در یک سفر از طریق فیلمبرداری خود ملاقات خواهد کرد – الونوره هندریکس، که در بخش بازیگران در تمام فیلم هایشان کار کرده است. تخصص او بازیگران خیابانی است ، بنابراین هندریکس می توانید از معرفی مخاطبان با بسیاری از شخصیتهای بی نظیر نیویورک که در این جشنواره ظاهر شده اند تشکر کنید برادران صفدی فیلم های. این تمایل به کار نه تنها با بازیگران آموزش دیده ، بلکه به آنها اجازه می دهد که اساساً خودشان را بازی کنند ، با بداهه نوازی و مربیگری کمترین ، یک عامل اصلی در ارائه صفحات نیویورک بسیار معتبر؛ بازیگران آموزش دیده که نیازی به کمبود هوشیاری لازم برای ایجاد این شخصیت ها در زندگی واقعی ندارند ، به راحتی روی صحنه های واقعی نیویورک تکرار نمی شوند.

هنگامی که برای اولین بار با Eleonore آشنا می شویم ، او در حال قدم زدن است – نه در یک محله پر زرق و برق پر از بلند و مرتفع ، بلکه یکی که مضطرب است و با نقاشی های دیواری تکه تکه می شود – و زنی را که در آن طرف خیابان قدم می زند نام دارد. سرانجام ، اتونور به طور اتفاقی آن را صحیح می کند و با خوشحالی از زن استقبال می کند و ادعا می کند که یک آشنای دیرینه است. در حین انجام این کار ، او به طرز ماهرانه ای کیف بزرگ قرمز زن را از بازو و روی خودش می کشد ، بدون اینکه او عاقل تر باشد.

دزدی اجباری برای Eleonore است ، او را وادار می کند تا همه چیز را از انگور تنها در یک دسته از بازار به یک کیسه بزرگ لباسشویی که شامل یک سگ و چندین بچه گربه است ، بردارد. در یک لحظه ، او یک کلید ماشین را در کیف پول دزدیده شده پیدا می کند و شروع به پرونلینگ خیابان می کند ، و کلید آن را در هر خودرویی که می تواند پیدا کند تا زمانی که کار کند ، امتحان می کند. از آنجا ، او به پایان رسید رانندگی دوست خود جاش – مانند جاش صفدی – تمام راه را به خانه خود در بوستون در ماشین سرقت رفته ، با وجود اینکه نمی دانید چگونه رانندگی کنید و باید در طول راه یاد بگیرند.

منبع: IFC Films

روشن است که این تجربه ، و عجله آدرنالین ، سرقت از آن است که Eleonore رشد می کند ، خیلی بیشتر از خود کالاهای دزدیده شده. از این گذشته ، او هر روز همان ژاکت قرمز و مینیسک را می پوشد ، وقتی که به عنوان یک دزد ماهر ، می توانست کمد لباس بسیار گسترده تری داشته باشد. در واقع ، Eleonore همه چیز را در مورد تجربه ها دارد – او علیرغم اینکه نمی داند چگونه بازی کند ، وارد تفریح ​​تنیس روی میز می شود ، و هنگامی که پلیس پلیس او را از طریق کیسه یک زن در پارک بازداشت کرد ، او را مجبور می کند تا او را برای گرفتن یک جنایتکار دیگر بدست آورد. در باغ وحش Central Park: “من در باغ وحش برونکس و باغ وحش Prospect Park بوده ام ، اما هرگز باغ وحش پارک مرکزی!” نکته برجسته فیلم زمانی است که Eleonore برای بازدید از خرسهای قطبی باغ وحش گله می کند و در نهایت با پریدن به داخل خانه اش می رود و خوشحال می شود با وجود این واقعیت که این حیوان می تواند هر موقع گلو را بیرون بکشد.

لذت از سرقت به همان اندازه تیز (یا همان استرس زا) نیست صفحات بعداً کار می کند ، اما ارزش تماشای آن را دارد هندریکس تصویری lo-fi از یک دختر گمشده که به دنبال چیزی غیرقابل توصیف است. شما می توانید Eleonore حلق آویز با دیگر وسایل نقلیه دیگر در برادران صفدی جهان – تلاش برای سرقت چنگال جولیا در خارج از یک باشگاه مرسوم ، مد روز یا برخورد با کونی در کلاهبرداری خود ، سعی در برکناری برادرش از زندان و برچسب زدن فقط به خاطر هیجان آن. نسبیت و جذابیت طبیعی وی ، فعالیتهای تفریحی حواس پرت الونور را بیش از آنچه که در ابتدا تصور می شد ، دلسوز تر می کند. به راحتی تصور می کند که او در مکالمه ای با شما در یک نوار غواصی در جایی در سمت شرق پایین دست در حالی که او کم کلید کیف پول شما را می چرخاند ، آسان است.

صحبت از میله ها: در یک صحنه بسیار به یاد ماندنی اما کاملاً پرتاب ، مردی که به یک نوار حمله می کند Eleonore اعلام می کند که نوشیدنی های همه مردم روی او هستند ، قبل از اینکه بفهمند نوار شلوغ است و با بی عدالتی پشت معذرت خواهی عصبی می رود. لمس های کوچکی از این دست ممکن است در طبقه اتاق برش در فیلم دیگر کارگردان به پایان برسد ، اما در اینجا آنها رنگی پر جنب و جوش می افزایند که خیلی طولانی به سمت واقعی کردن این دنیای سینمایی می رود.

بابا لنگ دراز (2009)

منبع: IFC Films

اولین فیلم بلند که اعتبار هر دو را دارد جاش و بنی به عنوان کارگردان ، بابا لنگ دراز – به طور متناوب با عنوان برو مقداری رزماری دریافت کنید – اعتصاب نزدیک به خانه. داستان یک پدر بروکلی بی روح و دوست داشتنی اما دوست داشتنی به نام لنی که زندگی بی هدف او وارونه می شود وقتی او هر سال به مدت دو هفته از حضانت دو پسر خردسالش به سر می برد ، این فیلم با الهام از الهام صفحات تجربیات خود را با پدر مطلقه خود داشته باشید.

که در بابا لنگ دراز، گفت پدر با بازی می شود رونالد برونشتاینبازیگر و فیلمبرداری که از زمان ویژگی های همه آنها با Safdies همکاری کرده است و همه را ویرایش می کند. اینکه او شخصیتی را بازی می کند که با الهام از یکی از اعضای خانواده آنها در بابا لنگ دراز معنا می یابد؛ وقتی صحبت از فیلم های آنها می شود ، او در اصل سوم است صفدی برادر.

مثل هر صفدی شخصیت لئون یک شخصیت پر هرج و مرج از Eleonore از طریق Eleonore است تا به هوارد رادنر برسد ، که لزوماً برای انجام مکرر انتخاب های زندگی بد مشکوک ، جذابیت عجیب او را کم نمی کند. لنی یک دوست دختر غیر مسئولانه به همان اندازه لنی دارد (هندریکس، دوباره) ، کسی که کارهایی مانند خرید پسران خود یک مارمولک (که آنها را فراموش کرده اند که تغذیه کنند) و پس از مشاجره با لنی ، به سمت تونل مترو تاریک حرکت می کنند. با هم ، آنها با وجودی که واقعاً به دلیل این واقعیت هستند که چنین تأثیرات بدی دارند ، با هم جفت ارزند که با دو پسر جوان سرنوشت ساز باشند.

منبع: IFC Films

از جمله فعالیت های دردسرساز که لنی پسرانش را درگیر می کند ، آنها را در یک سفر آخر هفته با یک زن که یک ایستاده یک شب با او (و دوست پسر او) داشت و همراه با قرص های خواب آور ، آنها را در طبقه بالا در خیابان قرار داده بود تا بتواند در یک شیفت شب کار کند. سینمای سینما ، فقط برای پسران 48 ساعت محکم می خوابند. در یک لحظه وی به همراه دوستان خود نقاشی های رنگ آمیزی با اسپری را با دوستانش دستگیر می کند در حالی که پسران هنوز هم در آپارتمان او محاصره شده اند و صبح روز بعد فقط به موقع برمی گردند تا آنها از خواب بیدار شوند.

واضح است که لنی ، که دائماً با او مشاجره می کند و هر فرد بالغ دیگری را که در اطراف خود است ، بیگانه می کند ، به سختی بالغ تر از بچه هایش است. او به سختی می تواند از خود مراقبت کند ، چه رسد به آنها. به همین دلیل است که ، وقتی لنی باید بچه ها را در پایان دو هفته به مادرشان بازگرداند ، احساس می کند که بسیار خالی و تنهایی است. قرار است او بدون زندگی آنها با زندگی خود چه کند؟ هنگامی که شما یک پسر مانند لنی هستید ، تنها یک راه برای حل این اتفاقات وجود دارد: آدم ربایی فرزندان خود و رها کردن خود به خود از آپارتمان خود برای رفتن به جایی که دیگر نمی توانید پیدا کنید.

بابا لنگ دراز با یک شات پایانی در نیویورک به پایان می رسد که در کلاس کلاسیک جایی نخواهد داشت وودی آلن فیلم: لنی و پسرانش و تمام چمدانهایشان در تراموا جزیره روزولت ، سوار آن می شوند و به دنیایی ناشناخته سوار می شوند. خوب ، نه واقعاً – به طور واضح به جزیره روزولت می رود – اما کسی نمی داند آینده برای آنها چه نوع آینده ای دارد. در حالی که ماشین تراموائی آنها در فاصله ناپدید می شود ، فرد با احساس ترس و وحشت همراه است. این یک پایان کاملاً خوشحال کننده نیست ، بلکه در آن است برادران صفدی“جهان – مانند دنیای واقعی” ، ما به ندرت چنین ساده ای را می گیریم.

بهشت چه می داند (2014)

منبع: RADiUS-TWC

بهشت چه می داند اولین مورد است برادران صفدی فیلمی که بسیاری از ویژگیهای سبکی که اکنون با آنها در ارتباط هستیم واقعاً شروع به جهش از صفحه و حمله به چشم و گوش شما می کند. اگر لذت از سرقت و بابا لنگ دراز می توان به عنوان سخنگو ، بهشت چه می داند بیشتر یک فریاد اولیه است. ستاره فیلم ، آریل هولمز، توسط مشاهده شد جاش صفدی در خیابان های نیویورک. بعد از اینکه کمی اطلاعات بیشتری در مورد او کسب کرد ، او را متقاعد کرد که داستان زندگی خود را بنویسد ، حتی هزینه صفحه را نیز پرداخت کند. آن خاطره ، دیوانه عشق در شهر نیویورک، هرگز منتشر نشد ، اما توسط این اقتباس شده است صفحات و برونشتاین در این فیلم با بازی در نقش اصلی هولمز به عنوان یک نسخه آزادانه خیالی از خودش.

در حالی که لذت از سرقت و بابا لنگ دراز از یادداشت های نسبتاً سبکی شروع کنید ، بهشت چه می داند بلافاصله شما را از سوراخ خرگوش به تاریکی چرخاننده می کشد که شخصیت اصلی آن را درگیر می کند. در صحنه افتتاحیه ، هارلی معتاد به هروئین معتاد (هولمز) دوست پسر سابق خود را ، به یک معتاد دیگر به نام ایلیا التماس می کند (Caleb Landry Jones) ، او را به دنبال شکست اخیر ، به عقب برگرداند. هارلی آنقدر ناامید شده است که ایلیا را پس بگیرد ، که از هیچ ارتباطی با او امتناع ورزد ، به طوری که او از او می پرسد که آیا او درگذشت دوباره او را دوست دارد. نه تنها ایلیا می گوید بله ، بلکه او همچنین هارلی را تشویق می کند که مچ دست خود را با تیغ های تیغ ببندد که با پول بدست آمده بدست می آورد.

کل این سکانس ، از تقاضای اولیه هارلی به ایلیا ، از خرید تیغ های تیغ تیغی ، بریده شدن مچ دست های او ، و این باعث می شود که ایلیا ترشح کند و با یک آمبولانس تماس بگیرد ، غلطکی از احساسات است. من هرگز از هروئین استفاده نکرده ام ، اما تماشای چرمی هارلی و ایلیا در وضعیتی که به مواد مخدر اضافه شده بود ، باعث شد احساس کنم که خودم در مواد مخدر بودم ، با پارانویا و هراس سرخ شده ام. این سکانس لحن تردد ناخوشایند را از طریق عالم اموات نیویورک به دنبال خواهد داشت ، زیرا هارلی در اطراف نیویورک سرگردان است و به دنبال نیمکت هایی برای تصادف و مواد مخدر برای گلزنی است. شدت این فیلم بیشتر توسط انتخاب های موسیقی مورد بررسی قرار می گیرد ، از الکترونیکی گرفته تا سخت افزاری ، و به نظر می رسد هر لحظه ذهن وحشتناک ذهن هارلی را تکرار می کند.

منبع: RADiUS-TWC

بهشت چه می داند بسیار دشوار است برادران صفدی فیلم برای تماشای ، در بخش عمده به دلیل اصالت خام هولمز عملکرد به عنوان هارلی. یک ستاره براق و جوان هالیوود ، هر چقدر هم که این بازیگر با استعداد باشد ، هرگز نمی توانست هارلی را به لباس طبیعی دنیا که هولمز به نقش می آورد؛ اقداماتی که به طور بالقوه می تواند از بالای سطح احساس کند ، کاملاً طبیعی در وضعیت ناامید کننده او احساس می شود. فرار از وی با معتادان همسایه در پارک های اسکیت و رستوران های فست فود نوعی چیز است که در هر روز مشخص در قسمت های کم آب و هوای قسمت پایین دست پایین شرقی مشاهده می شود ، در حالی که اعتماد وسواس او به ایلیا علی رغم رفتارهای ناسازگارانه او ، ناامید کننده است بلکه بسیار باورپذیر است.

در این فیلم ، ایلیا در صحنه ای می میرد که تقریباً به دلیل کیفیت سورئال بودنش در فیلم جایی ندارد. وی پس از ترك خواب هارلی در اتوبوس كه برای میامی قرار دارد ، وارد خانه ای متروكه می شود و هنگامی كه شمع در كنار فضای خواب او فرو می رود ، در آتش آتشین می میرد. در زندگی واقعی، هولمز ایلیا در اثر مصرف بیش از حد دارو در پارک مرکزی درگذشت. این فیلم به او اختصاص داده شده است ، با این احساس چپ که مرگ روی پرده این شخصیت ، ایلیا را به خروج سینمایی و دراماتیک اعطا کرد که در زندگی واقعی از او سلب شد.

هیچ چیز در مورد بهشت چه می داند به هیچ وجه پر زرق و برق است ، و نه از طریق یک نگاه اخلاقی قابل قضاوت است. در عوض ، آن را لکه دار می کند تا انسانیت پنهان شده در پشت حماسه هایی که هر روز در خیابان های نیویورک دیده می شود را آشکار کند.

وقت خوش (2017)

منبع: A24

در حالی که صفحات با هر فیلمی که اکران می کردند ، تحسین بیشتری به دست آوردند ، تا این زمان نبود وقت خوش که آنها واقعاً به عنوان فیلمساز برای تماشای صحنه صحنه منفجر شدند. بازیگران تقریبا غیرقابل تشخیص است رابرت پتینسون به عنوان سارقان بانکی بی سر و صدا کونی و بنی صفی به عنوان برادر معلول ذهنی وی ، نیک ، این فیلم به شرح حال یک شب مجنون است که در آن کونی سعی می کند پس از سرقت ، نیک را از زندان بیرون بکشد. مانند پاتینسون آن را در مصاحبه قبل از انتشار فیلم توضیح داد ، “فیلم بعدی این نوع واقعا سخت کوئین ها ، نیویورک است ، روانی آسیب دیده روانی ، فیلم سرقت از بانک.” من صادقانه نمی توانم به توصیف بهتر این گرداب وحشی یک فیلم فکر کنم.

کونی از نوع مردانی است که فهمیده نیست که درمان برادرش به او کمک می کند و کاملاً متقاعد شده است که باید گفت برادر خود را از معالجه خارج کند تا در سرقت بانکی شرکت کند. کونی عاشق برادرش است ، اما او همچنین یک فرد خود مخرب است ، به این معنی که عشق او نوعی عشق مخرب است ، نوعی که منجر به بدتری برای افرادی شود که به سمت آن سوق می یابد تا خیر.

در تلاش برای فرار از صحنه جرم ، یک بسته رنگی در یکی از کیسه های پول منفجر می شود و باعث سقوط راننده خودرویی که در آن قرار دارند می شود. این برادران سعی می کنند رنگ را در حمام پیتزا دومینو شستشو دهند ، اما هنگامی که شروع به راه رفتن در خیابان می کنند ، توسط پلیس راه می روند. نیک با وحشت فرار می کند و در حالی که کونی فرار می کند دستگیر می شود. اما ، همانطور که قبلاً خاطرنشان کردیم ، کونی عاشق برادرش است ، و مصمم است که او را در اسرع وقت از زندان خارج کند.

همچنین ببینید

TATER TOT و PATTON: آسایش در کاتاریس

کونی سعی می کند وثیقه را تأمین کند ، اما توسط این وام دهنده گفته می شود – چه کسی اتفاق می افتد وثیقه وثیقه ای در کوئینز است! – که او حداقل به ده بزرگ بیشتر احتیاج دارد. او به دوست دخترش می رود (جنیفر جیسون لی) و او را متقاعد می کند که از کارتهای اعتباری خود استفاده کند ، اما مادرش همه آنها را لغو کرده است. او می شنود که نیک از درگیری در زندان در بیمارستان بستری شده است و مردی به شدت باند شده را از بیمارستان می شکند ، فقط برای کشف اینکه مرد گفت برادرش نیست ، بلکه یک جنایتکار به تازگی با قرار ملاقات به نام ری آزاد شده است.دوستان دوئس، که همچنین ظاهر می شود بهشت چه می داند) اصولاً ، کونی نمی تواند استراحت کند – هرچند که عادلانه باشد ، این عملاً تقصیر خودش است.

منبع: A24

کانی و ری در پایان به یک پارک تفریحی متروکه رفتند تا یک کیف پول نقد و یک بطری نوشابه پر از LSD که ری در آنجا مخفی کرده بود پیدا کنند. طبیعتاً ، این کار هموار نخواهد بود – دعوا با یک محافظ امنیتی (بارخاد عبدی) با گفتن این که نگهبان بیهوش می شود و با برخی از LSD دوز می شود ، خاتمه می یابد. صحنه ای که او از خواب بیدار می شود یکی از سنین است. در واقع ، وقتی که من دیدم صفحات به دنبال یک نمایش پرسش و پاسخ ، یک پرسش و پاسخ انجام دهید وقت خوشآنها گفتند که شانس انجام آن صحنه همان چیزی بود که قانع شد عبدیبازیگر نامزد اسکار برای اولین بار در صفحه نمایش خود در کاپیتان فیلیپس، برای گرفتن نقش

وقت خوش فقط یک “زمان خوب” برای کسانی است که تماشای این اتفاقات ناخوشایند را بر روی صفحه نمایش نشان می دهند ، نه شخصیت های موجود. با این وجود ، برای یک ناظر بیرونی ، این فیلم یک هیجان مطلق است که ترکیبی از اضطراب ناشی از مواد مخدر و تنظیم آشفتگی بهشت چه می داند با دوز سالم و طنز تیره این فیلم در کوئینز و در شرق آن اتفاق می افتد – تغییر طراوت در سرعت برای هیجان انگیز جنایات نیویورک ، که همیشه به نظر می رسد در اطراف منهتن می چرخد ​​، و این واقعیت است که این فیلم را در یک واقعیت طبقه کارگر و بیرونی قرار می دهد. در نقشی که به معنای واقعی کلمه برای او نوشته شده بود ، پاتینسون در واقع ارزش خود را به عنوان یک بازیگر شخصیت اثبات می کند ، ظاهر خوب فیلم او در زیر یک چنگال روغنی از موهای سفید شده و یک پارک قرمز قرمز بزرگ پنهان شده است. او حتی لهجه کوئینز کنی را میخکوب می کند!

با وجود داشتن چهره های بسیار قابل تشخیص تر از بازیگران نسبت به سایرین صفدی فیلم برادران ، وقت خوش هنوز هم مثل یک تکه پر از زندگی نیویورک احساس می کند ، البته یکی تا یازده شماره گیری شده و با سرعت دو برابر بازی می کند. پسندیدن بهشت چه می داند، موسیقی خیلی طولانی به سمت ارائه کامل دنیای فیلم می رود. این بار ، این یک امتیاز الکترونیکی جالب است دانیل لوپاتیناستعدادهای صوتی منحصر به فرد که تن صدای بیش فعالی را نیز ایجاد می کند سنگهای میانبر. و در واقع ، این تحسابی بود که توسط این کسب درآمد حاصل شد وقت خوش این امکان را فراهم کرد صفحات سرانجام این فیلم راجع به یک جادوگر منطقه الماس که از قبل برنامه ریزی کرده بودند ، بسازد بهشت چه می داند.

سنگهای میانبر (2019)

منبع: A24

من به طور مستقیم پنج بلوک در شمال منطقه الماس در میانه شهر منهتن کار می کنم. من به جواهر فروشی آنجا رفتم تا حلقه نامزدی خود را تغییر اندازه دهم. با این حال ، فروشگاه سوراخ در دیوار و طبقه فوقانی پنهان شده و توسط یک جواهر فروشی یمنی که من از آن بازدید کردم ، اداره می شود فریادی از آنچه در خیابان می بینید در خیابان 47 در خیابان 47 بین خیابان های 5 تا 6 است. در آنجا ، پنجره ها با ردیف هایی بر روی ردیف های جواهرات می درخشند و صاحبان مغازه در درهای خانه کمین می کنند ، آماده هستند تا هر کس را که به نظر می رسد شاید کمی پول در داخل داشته باشد ، فریب دهند و فریب دهند.

جاش و بنی صفدی پدر قبلاً در منطقه الماس کار می کرد. داستان های او همان چیزی است که حماسه هاوارد راتنر ، جواهر فروشی و معتاد قمار در مرکز سنگهای میانبر. بازی شده با آدام سندلر در بهترین عملکرد شغلی ، هوارد خوشحال کننده است ، کسی که با افتخار انگشتر قهرمانی Knicks NBA را می پوشد و با مشتریان بسکتبالیست معروف خود مثل دوستان خوب او شوخی می کند. هنگامی که وی ساعت و گردنبند – از جمله نمادی از طلا و الماس تختخوابی Furby را با زنجیره ای عظیم – به ورزشکاران مشهور نمی فروشد ، او به هر بازی خود در زمین شرط می بندد. به همین دلیل هوارد به هزاران هزار دلار به مدیون کتاب مدیون است ، و به همین دلیل او دچار مشکلات فزاینده ای می شود. او همیشه فرض می کند شرط بعدی نتیجه بزرگ خواهد بود تا او را به سطح خود برگردانیم ، و این هرگز ، هرگز نیست.

هاوارد زندگی دوگانه ای را به عهده می گیرد و بین خانه ای که در حومه های خوب انجام شده در حومه لانگ آیلند با همسرش دینا تقسیم می کند (آیدینا منزل) و فرزندانش ، و آپارتمانی که وی در منهتن برای کارمند و معشوقه خود ، جولیا (جولیا فاکس، یک هنرمند و یک کلوپ در نیویورک و در عین حال یکی دیگر از بازیگران آموزش دیده در یک سریال طولانی برای ارائه یک بازی ستاره ای برای صفحات) صحنه ای که هوارد در کمد آن آپارتمان را غافلگیر می کند تا جولیا را شگفت زده کند ، که همان پیشگویی از استیک سوخ اسمیت و وولنسکی را که خودش به خانه آورده است ، در عاشقانه بودن همزمانی (نه ذکر ویژگی آن) و ناخوشایند شیرین است. در ظلم کفر (اشاره ای به متن های وحشتناک هوارد به جولیا از گنجه نیست ، که هم خنده دار هستند و هم قابل فهم).

همانگونه که هوارد قادر به ترک قمار نیست ، بنابراین او نیز نتوانسته است ذهن خود را برای ترک دینا به جولیا ناتوان کند. هنگامی که دینا پس از عید پاک می خواهد طلاق دهد ، اولین تمایل او جشن گرفتن با جولیا نیست بلکه او را از آپارتمان بیرون می کشد و التماس می کند که دینا او را پس بگیرد. مثل کونی در وقت خوش، هوارد مردی است که دائماً بین چندین انتخاب پاره می شود ، که اکثر آنها اشتباه است. و بنابراین ، سوراخی که او برای خود حفر کرد ، به طور فزاینده ای برای او سخت می شود تا راهی برای خراشیدن و چنگ زدن به راهش پیدا کند.

منبع: A24

در حالی که سندلر در نقش اصلی درخشان است ، سنگهای میانبر از داشتن یکی از عجیب ترین بازیگران پشتیبان تاریخ سینما ایستادگی می کند. بعلاوه منزل بازی در برابر نوع شاهزاده خانم دیزنی به عنوان یک شاهزاده خانم سخت یهودی آمریکایی صحبت ، و روباه با حساسیت طبیعی او صفحه را در آتش روشن می کنیم ، ما ستاره سابق NBA نیز می شویم کوین گارنت به عنوان خودش ، لیکیت استنفیلد به عنوان دمانی ، که مشتریانی مانند گارنت را برای گذراندن دستمزدهای بزرگ خود ، شخصیت رادیوی ورزشی ، وارد فروشگاه هوارد می کند. مایک فرانچسا به عنوان کتابدار هوارد ، بازیگر و نمایشنامه نویس اریک بوگوسین به عنوان آرنو ، کوسه وام و هوادار هوارد. این یک مجموعه متنوع و رنگارنگ از مردم است که همه آنها 100٪ واقعی احساس می کنند ، و اساس این شخصیت جنون آمیز داستان فیلم در جهانی است که کاملاً قابل تشخیص برای هرکسی است که تا به حال با کیفیت در نیویورک گذرانده است.

گیلاس در بالای این کیک بلند از بازیگران است وین الماس، سازمان بهداشت جهانی جاش صفدی در سال 2008 در شام در دهکده غربی برگزار شد و برای بازی در یک لوتاریو خوش تیپ که درخشش به جولیا را در صحنه های کازینو (عمدتاً نامشخص) که اوج فیلم است ، استخدام شد. یک بار دیگر ، تصور اینکه بازیگری مانند یک شخصیت بازی کند ، دشوار است الماس بهتر از الماس فقط خودش بازی می کند ، همه موهای اسپری ، براق و موهایش و حرکات شخصی.

هوارد یک عقیق سیاه نادر از آفریقا خریداری کرده است که امیدوار است در کریستی حراج کند تا پول کافی برای پرداخت بدهی های قمار خود داشته باشد. گارنت با دمیان به مغازه خود می رود و با گوهر وسواس می شود ، ابتدا می خواهد آن را برای شانس خوب قرض کند و سپس خواستار خرید آن شد. اما هوارد از فروش خود به گارنت امتناع می ورزد ، با فرض اینکه می تواند پول بیشتری برای آن در حراجی بدست آورد. به طور طبیعی ، این یکی دیگر از گزینه های گمراه کننده هوارد است که ناگزیر به تعقیب او می آید. در پایان ، وی مجبور است جولیا را از طریق هلیکوپتر به یک کازینو با یک لیست شرط بندی طولانی و بیش از حد بفرستد ، به این امید که بتواند پول را قبل از آرنو و برخی از مأمورین خوشحال کننده ماشه را از طریق شیشه ضد گلوله گلوله بازگرداند. خرید و او را بکش.

آنچه در واقع اتفاق می افتد ترکیبی پیچیده از هر دو است ، شوکی پایان می یابد که هیچ کس ، از جمله هوارد ، نمی توانست آینده را ببیند. با این حال پایان دادن به این نیز پایان یافته است برادران صفدی فیلم های قبلی ، فیلم هایی با قطعات مساوی سبک و تاریک ، خوش بین و دلهره آور. هیچ چیز به طور پاک در یک پایان نمی یابد صفدی برادران فیلم ، و این همان چیزی است که باعث می شود فیلم های آنها اینقدر در روده شما را لرزاند ، باعث می شود احساس بی هوای مبهمی به نظر برسید ، انگار که شما نیز در حالی که ساعت مسابقه می رفتید برای پیروزی در آن یک نمره بزرگ بزرگ را کسب می کنید. فیلم های آنها شما را بلعیده و شما را دوباره با صدای دلخراش بیرون می زند ، شما را همزمان خسته می کند در حالی که می خواهید بیشتر. به عبارت دیگر ، فیلمهای آنها دقیقاً مانند بازدید از نیویورک احساس می کنند.

نتیجه

از جانب لذت از سرقت به سنگهای قیمتی ، سینمای پرخاشگر و آشوب آور جاش و بنی صفدی فوراً قابل تشخیص است که شخص دیگری جز مال آنها نیست. با این حال ، نیویورک آنها و افرادی که جمعیت آن را تشکیل می دهند نیز فوراً قابل تشخیص هستند: مثل من.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

TROLOGY BOLSHEVIK: مقاومت بی نتیجه نیست ، اما ضروری است

در مقاله ماریخ فیلم ، امی سارژانت که همراه با نسخه جدید بکر Flicker Alley از سه فیلم توسط وسولود پودوکین سارژانت لقب Trilogy بلشویک را نقل قول می کند پودوکین به طور خلاصه ، استفاده از مونتاژ فیلمساز بزرگ اتحاد جماهیر شوروی را خلاصه می کند: “نشان دادن چیزی که همه می بینند ، این است که هیچ کاری به دست نیاورد.” پودوکین این مفهوم را بیشتر در کتاب خود توضیح می دهد تکنیک و بازیگری فیلم:

“نشان دادن چیزی که هر کس می بیند ، این است که هیچ کاری انجام نمی شود. نه آن ماده ای که در یک نگاه اول ، گاه و بیگاه ، صرفاً عمومی و سطحی مورد پذیرش قرار می گیرد ، بلکه آن چیزی است که خود را با یک نگاه و جستجو جستجو می کند ، می تواند عمیق تر باشد. به همین دلیل است که بزرگترین هنرمندان ، آن تکنسین هایی که با حسی ترین فیلم را احساس می کنند ، کار خود را با جزئیات بیشتر عمیق می کنند. “

چی پودوکین گفتن این است که فیلمسازی بزرگ یک واقعه را آنطور که از یک منظر اتفاق می افتد به تصویر نمی کشد. اگرچه واقع بینانه است ، این نیز ساده لوحانه است و بیننده را دعوت نمی کند که فراتر از آنچه اتفاق می افتد نگاه کند. در عوض ، فیلمبرداری عالی با تماشای چندین چشم انداز یک رویداد ، کلوزآپ و عکس های گسترده ، اقدامات تحت اللفظی و همچنین نمادین ، ​​بیننده را به دیدن عمق آنچه در صفحه روی می دهد ، نگاه می کند و همه چیز را با هم ویرایش می کند. پیچیده تر و معنی دار تر است. این همان چیزی است که فیلم سازی را به سطح هنر بالا می برد.

سه فیلم توسط پودوکین که در این مجموعه گنجانده شده است – مادر، پایان سن پترزبورگو طوفان بیش از آسیا – همه این تئوری را درخشان نشان می دهند. در حالی که ممکن است کارش به اندازه جهانی که از طرفداران فیلم های گاه به گاه شناخته شده نیست ، به اندازه کارهای معاصر او شناخته شود سرگئی آیزنشتاین، پودوکین سه اثر اولیه انقلابی می توانند به همان اندازه در مورد هنر فیلم سازی به ما بیاموزند – لازم به ذکر نیست ، اهمیت شورش است.

درام خانوادگی

در سال 1926 منتشر شد مادر بود پودوکین اولین فیلم بلند و به نظر من قویترین فیلم در فیلم “بلشویک” در “مثلث بلشویک”. برخلاف فیلمهای آیزنشتاین، که به اقدامات توده ها در حوادثی مانند حوضه های ناوگان دریای سیاه 1905 تمرکز داشت (کشتی جنگی Potemkin) و انقلاب اکتبر 1917 (اکتبر) ، پودوکین فیلمهایی که تمایل به شرکت در این رویدادها و سایر رویدادهای تاریخی مرتبط دارند به صفر نمی رسند. این تمرکز بر فرد – به ویژه شخصیت تیتراژ ، که اعضای خانواده اش در طرف مقابل یک اعتصاب کارخانه قرار می گیرند – همان چیزی است که باعث می شود مادر چنین روایت قدرتمند

منبع: کوچه فلیکر

مادر مراكز خانواده سه نفره: مادر (ورا بارانوفسایا) از خانه مراقبت می کند و نگرانی چندانی برای آنچه در خارج از آن می رود ، پدر مست (الكساندر كيستياكف) فقط در خانه برای سرقت مواردی نشان می دهد که می تواند الکل بیشتری را ترشح کند ، و پسر (نیکولای باتالف) مخفیانه با کارگران همکار خود اعتصاب می کند. بزرگان کارخانه می فهمند که پدر را می توان به راحتی در اهداف خود پیچید و در اصل به عنوان یک وسیله بی پروا برای کمک به خرد کردن اعتصاب قریب الوقوع مورد استفاده قرار می گیرد. تنها کاری که باید انجام دهند این است که او را در آب آشامیدنی غرق کنید و او هر کاری را که می گویند انجام خواهد داد. نیازی به گفتن نیست ، وقتی پدر و پسر یکدیگر را در هر دو طرف جنگ می شناسند ، خیلی دیر شده است که چرخ های تراژدی را از چرخش و خرد کردن آنها در زیر آن متوقف کنیم.

پس از وقوع شورش ها و پدر در اثر خشونت درگذشت ، مادر حاضر است هر کاری را انجام دهد تا پسرش به دلیل دستگیری درگیر نشود – از جمله آشکار کردن اسلحه پنهان اسلحه وی در تلاش برای معاشرت زندگی او. در عوض ، این پسر در یک محاکمه شرم به سخت کوشی در سیبری محکوم می شود. تنها در این صورت است که مادر متوجه ظلم دولت امپراتوری و اهمیت فعالیتهای انقلابی پسرش می شود. تغییر قلب او باعث می شود تا در تلاش برای رهایی او و زندانیان دیگر از زندانی شدن ، با همکاران پسر خود پیوند یابد. آخرین لحظات فیلم ، که در آن مادر سرسختانه پرچم انقلابیون را بالا می برد و راهپیمایی های خود را به سمت راه ده ها اسب سوار امپراطوری می گذارد ، به همان اندازه پیروزی و غم انگیز سینمایی است و مانند هر چیزی در فیلم های مدرن.

منبع: کوچه فلیکر

پودوکین تنش را در تمام اوج فیلم از طریق آمیختن سریع و ریتمیک عکس هایی که از نزدیکی قلاب های برنجی بر روی انگشتان دستگیر شده اعتصاب کنندگان استخدام می شود ، ایجاد می کند ، و با عطش خشونت خم می شود ، تا سمباده های چسبناک اسب های سربازان امپریالیستی همانطور که هستند. در محل برگزار شد ، بی صبرانه منتظر دریافت سیگنال برای متهم کردن معترضین بود. خشونت در طول فیلم کاملاً بی رحمانه است ، از جمله صحنه ای که در آن یک کارگر توسط اعتصاب کنندگان حمله می شود که سر خود را بارها و بارها بر زمین می کوبد تا اینکه مرد. اما در میان هرج و مرج ، این مادر است که برای او پودوکین و بیننده مرتباً برمی گردد. تغییر و تحول او از یک شخص منفعل به یک انقلاب انقلابی با توجه به دستگیری پسرش ، نشان می دهد که چطور ممکن است فرد به بحران نیاز داشته باشد که در خانه خود را بکوبد ، قبل از اینکه بتواند هدف از رادیکال شدن را بفهمد – موضوعی که امروز هم بسیار مرتبط است.

از شهر گرفته تا استپ ها

در سال 1927 منتشر شد پایان سن پترزبورگ فاقد فشار عاطفی است مادر، اگرچه بیش از حد تصمیم دارد رویدادهای جمعی را از طریق اقدامات افراد نشان دهد. این بار شخصیت اصلی ما یک پسر دهقان است (ایوان چولولف) کسی که برای یافتن کار به سن پترزبورگ می آید و می یابد که در جنگ جهانی اول به دنبال انقلاب اکتبر 1917 جان سالم به در برد.

از نو، پودوکین با استفاده از مونتاژ برای نشان دادن نابرابری های ظالمانه زمان ، صحنه هایی از خونریزی میدان نبرد با صحنه های بورژوای روسی را در جهل سعادت آور اضافه می کند. طبقه حاکم ثروتمند به همان شیوه ای که در آن قرار دارد به تصویر کشیده شده است مادر: لباسهای مجلسی که یادآور مرد انحصار است ، با سیگارهایی که آنها را به طرز مهربانی در می آورند ، در حالی که کارگران برای تهیه سیب زمینی برای خوردن سیب زمینی مشغول انداختن هستند ، کامل است. زوایای کم در شارژ کردن چهره ها ، قدرتمند بودن اقدامات آنها را برجسته می کند و یکی از تصاویر تند و تیز گرافیکی را بر روی پوسترهای تبلیغاتی اتحاد جماهیر شوروی یادآوری می کند ، با این که خطوط مورب اثر حرکت را همیشه ارائه می دهد.

منبع: کوچه فلیکر

در حالی که پودوکین معتقد بود که این روش روشی بسیار قوی تر از داستان پردازی است تا زبان ، روشی که از intertitles در آن استفاده می شود پایان سن پترزبورگ بصری به خودی خود قابل توجه است و فقط به تنش ذاتی فیلم می افزاید. خطوط چندین بار در پشت سر هم تکرار می شوند ، غالباً با افزایش فونت برای تأکید ، ریتمی را ایجاد می کنند که تکرار راهپیمایی سربازان در میدان نبرد و راهپیمایی انقلابیون در کاخ زمستان است. مأمور شد که دهمین سالگرد انقلاب را جشن بگیرد ، پایان سن پترزبورگ به پایان می رسد بسیار جالب توجه تر از مادراما تأثیر عاطفی کمتری روی تماشاگر می گذارد و قربانی قلب خاص فیلم قبلی را به نفع وفاداری میهن پرستانه می کند.

سومین فیلم در سه گانه بلشویک ، طوفان بیش از آسیا ، مضامین انقلابی پیشینیان خود را حمل می کند اما آنها را به مکانی متفاوت تغییر می دهد: مغولستان. در اینجا ، قهرمان ما (والری اینکیجینوف) یک دام خز مغولی است که توسط یک تاجر که از یک خزانه روباه ارزشمند فریب خورده است ، شباهت چشمگیری به سرمایه داران بزرگ بد پودوکین فیلم های اولیه ، کامل با سیگار مورد نیاز (اگرچه این بار او نیز با خز غول پوشیده است). ترامپ به سمت بیابان فرار می کند و به پارتیزان های شوروی می پردازد که علیه ارتش اشغالگر انگلیس می جنگند. در حالی که بریتانیا هرگز مغولستان را اشغال نکرده است ، دیدن این شخصیت ها به اندازه کافی آسان است که نماینده هر نیروی متجاوز مهاجم به رهبری مردان سفید پوست در طول تاریخ باشند – بنابراین ، می دانید ، انتخاب خود را انجام دهید.

همچنین ببینید

ATYPICAL Season 3: Slow Start اثبات ارزشمند در پایان
منبع: کوچه فلیکر

ارتش هنگامی که یک آمپول دور گردن او را کشف می کنند ، دام را اسیر کرده است. در یکی دیگر از امضای استفاده از mixxtos برای ایجاد تنش ، پودوکین صحنه های متضادی از ارتش در حال تلاش برای یافتن مترجمی است که می تواند با اجرای قریب الوقوع تله در لبه یک صخره ، یادداشت را در داخل آمپول بخواند. خوشبختانه ، دام گله از مصیبت خود جان سالم به در می برد ، زیرا مشخص می شود که این آملت نشان می دهد که وی از نوادگان مستقیم چنگیز خان است.

ارتش با هیجان از این اکتشاف ، ارتش قصد دارد از میراث متعارف خود بهره برداری کند و او را به عنوان یک حاکم دست نشانده در مغولستان نصب کند. با این حال ، در پایان ، ترامپ تصمیم می گیرد به جای اینکه بر آنها حکمرانی کند ، دوباره به نمایندگی از مردم خود بجنگد ، اقدامات او بار دیگر نشان دهنده اهمیت مقاومت فردی در برابر ظلم حتی در مواجهه با غیرممکن ترین شرایط است. و در حالی که پودوکین تمرکز روی اشخاصی مثل مادر و دامپزشک با تأکید بلشویکی معمولی بر قدرت توده مردم کاملاً جنجال برانگیز نیست ، فیلمهای او بیش از این که در عوض روی دریایی از چهره های غیرقابل تفکر متمرکز شده باشند ، با بیننده طنین انداز می شوند.

نتیجه

نسخه جدید Blu-ray دو دیسک Flicker Alley از The Bolshevik Trilogy شامل مجموعه ای از لوازم اضافی جالب توجه است ، از جمله دو ویژگی برجسته پودوکین تئوری های مونتاژ و فیلم کوتاه که مشخص شد پودوکین اولین کارگردانی ، تب شطرنج. به طور کلی ، این مجموعه با کیفیت است که آموزش کافی در مورد هنر فیلم و عمل عصیان فراهم می کند.

شما چی فکر میکنید؟ چقدر با سینمای شوروی آشنا هستید؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

Trilogy Bolshevik در تاریخ 10 مارس 2020 توسط Flicker Alley در Blu-ray منتشر شد.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!

من هنوز باور می کنم: دختر رویایی مسیحی مانی

درام عاشقانه تبلیغات مسیحی من هنوز هم اعتقاد دارم بلند است یک ستاره متولد شده استرسیدن به جاه طلبی ها رودخانهسرب شکارچی KJ Apa ستاره هایی مانند جرمی کامپ ، پسر بچه گیتاری آواز ایندیانا که به کالج می رود و عاشق اولین دختر بلوند ناز او می شود – ملیسا ، با بازی برت رابرتسون.

جرمی همچنین با ژان لوک ناز دیدار می کند (ناتان پارسونز) ، گیتاریست رهبری کلاه گیس برای یک گروه راک مسیحی – فکر می کنم کرید ، اما با حتی کمتر لبه – که جرمی را بت می کند. این جدول برای یک عاشقانه کلاسیک بلند ستاره لس آنجلس آماده شده است ، و حدود 30 دقیقه ، من هنوز هم اعتقاد دارم پیامهای مسیحی را روشن می کند و جرمی و ملیسا را ​​به سمتی می برد.

کارگردانان اندرو و جان اروین، با این حال ، برای تشکیل یک ترکیب نیست بردلی کوپر، که می سازد من هنوز هم اعتقاد دارم حدود دو نفر اروین خیلی زیاد هستند و یک زن و شوهر از کوپرها کوتاه هستند. شخصی می گوید: “من آهنگ های عاشقانه می نویسم … به خدا” ، و شیوه نگارش این مطلب ، می تواند هر هشت شخصیت با بخش صحبت کردن باشد. من هنوز هم اعتقاد دارم می توان به راحتی به عنوان یک بازی دو نفره در یک تئاتر جعبه سیاه بازیابی مجدد کرد و آن نسخه از داستان هزار برابر جالب تر از وانابای عیسی مسیح است. ستاره متولد شده است فیلم ساخت فیلم را دنبال می کند.

یادداشت در مورد تبلیغات

مانند اروینزدرام قبلی ، من فقط می توانم تصور کنم، این یک بیوگرافی است ، و همچنین یک ورود عجیب و غریب به یک کانون فیلم در حال رشد مسیحی آمریکایی است. این اولین پروژه از شرکت Kingdom Story ، بازوی تولید کریستان Lionsgate است. خوشبختانه ، هر چند ، من هنوز هم اعتقاد دارم به همان اندازه ظریف است که تمایل به تبلیغات مسیحی است. به اعتقاد این ، دیدگاه های زنان ، گروه های اقلیت و سیاست خارجی آمریکا به طرز چشمگیری خیرخواهانه تر از بچه های همکار صنعت فیلم مسیحی همسایه با جمهوری خواه است خدا مرده نیست و اتاق جنگ. به طور غیرقابل توضیح شخصیت های اقلیت کمی در فیلم وجود دارد که توضیح می دهد چگونه ما از آب نژاد عمیق دور مانده ایم. من هنوز هم اعتقاد دارم مطمئناً سفیدترین L.A بوده است.

البته هیچ مشکلی در تبلیغات وجود ندارد – انتقام جویان فیلم ها 25 تبلیغات قیمتی قوی دارند و از تولید ناخالص داخلی ترینیداد و توباگو پول بیشتری کسب کرده اند. من هنوز هم اعتقاد دارم، هرچند ، تبلیغات تبلیغاتی حتی ساخته شده ای نیست ، بعید به نظر می رسد که بتوانید از افراد تازه وارد یا حتی الهام بخش فیلمبرداران برای بازدید از وب سایت یا خرید آلبوم متصل در انتها استفاده کنید. با این حال ، من داوران را خوانده ام که از این فیلم شکایت نمی کنند بیشتر دینی. من فکر می کنم شما نمی توانید همه را خوشحال کنید.

سینماگرهای مذهبی و من احتمالاً می توانیم موافق باشیم که زمین پیاده روی فیلم به واقع از بین رفته است. من تأیید خود را برای کلیسای پرسبیتری ام کردم و در بیشتر دوران جوانی در مدرسه یکشنبه شرکت کردم. من دریافتم که چگونه این داستانها معمولاً کار می کنند. این فیلم اگر با ژانر بیوپیک موزیکال گیر بیفتد و نوع دیگری از درام های مسیحی را تحویل دهد ، جالب تر خواهد بود ، اما در عوض به سمت “خدا و ایمان در زمان های آشفته” عقب می رود ، شیرهایی که 100 سال در سینما ها ریخته می شود. و از آن زمان تازه نبوده است D.W. گریفیترا عدم تحمل. این شرم آور است ، زیرا آپا و رابرتسون جوان و گرم به اندازه کافی برای جذب در جمع نوجوانان هستند ، اما این فیلم فقط جرمی را به عنوان یک پسر زیبا تازه تبخیر شده و ملیسا به عنوان دختر رویایی مسیحی مانی که مسئول تبدیل اوست ، استفاده می کند.

من هنوز باور می کنم: دختر رویایی مسیحی مانی
منبع: Lionsgate

ملیسا مانند پرتره یک زن واقعی احساس نمی کند – او فقط یک سخنران جذاب برای دگم های مسیحی مگا امپریالیست است. او همیشه در زمان مناسب و در زمان مناسب است ، هر وقت جرمی با او اذیت می شود لبخند بزرگی ، شایان ستایش و لبخند می زند و تنها تقصیر او این است که به سرطان مبتلا می شود – یک تشخیص کشنده که فیلم سعی می کند به عنوان یک نقص شخصیت مبدل شود.

نه اینکه جرمی واقع بینانه تر باشد. وقتی ژان لوک به او گفت که ملیسا در بیمارستان است و خیلی خوب به نظر نمی رسد ، جرمی در حال گذراندن تعطیلات زمستانی خود در خانه در ایندیانا است. این مرد در یک طوفان برفی کشور متقابل کشور را سوار می کند تا با دوست دختر اول سال اول سال اولش باشد ، به او می گوید که او را دوست دارد و او را به او پیشنهاد می کند. و اگرچه سیناپسهای “کلاهبرداری بیمه” باید در مغز ملیسا خاموش شود ، ذهن معتاد او به ازدواج با این مرد موافقت می کند.

اگرچه این نوع تصمیم عاشقانه kneejerk است که باعث می شود در یک ویژگی انیمیشن مدرن دیزنی مورد توبیخ قرار گیرید – “شما نمی توانید با مردی که به تازگی ملاقات کرده اید ازدواج کنید” این است که السا چگونه آن را بیان می کند – جرمی و ملیسا به طرز حیرت انگیزی سالم به نظر می رسند. زن و شوهر. اما کلیشه مقدر شده در کنار هم هنوز توخالی است – ما همه ستاره های جوان فیلم داغ نیستیم – و اوضاع را بدتر می کنیم ، من هنوز هم اعتقاد دارم اصرار دارد كه اظهارات بزرگ ، بزرگ و گران قيمت عشق تنها موارد مهم هستند. اگر در یک نمازخانه با تزئینات لوکس انجام نشود ، چه پیشنهادی دارید؟ عروسی اگر در ساحل انجام نشود که به نظر می رسد از کارت پستال برداشته شده است ، عروسی چیست؟ و به نوعی ، یک صحنه یا دو سال بعد ، او در حال ساخت یک ساندویچ در یک آشپزخانه خالی است ، و من فهمیدم که این دو کودک به نوعی خانه ای را بین صحنه ها خریداری کردند ، پس از آنکه خانواده جرمی درباره اینکه به سختی قادر به پرداخت هزینه کالج در کالیفرنیا بودند ، یک خانه بزرگ خریدند.

من هنوز باور می کنم: دختر رویایی مسیحی مانی
منبع: Lionsgate

واقعی زندگی انسان ها بسیار دشوارتر از آن است که شما فکر می کنید خواستگاری هالیوود. پایان نامه من هنوز هم اعتقاد دارم همان شخصی است که ملیسا در رختخواب بیمارستان مورد حمایت خود قرار داده است – که اگر شخص با ایمان ماندگار خود در مواجهه با رنجهای عظیم لمس شود ، همه اینها توجیه می شود. اما چرا باعث نمی شود نوجوانان lovestruck کم کم قابل اعتماد باشند؟ جرمی و ملیسا تقریباً سه بعدی تر از شهدای مسیحی نیستند که بر روی پنجره های آغشته به نقاشی حک شده اند.

مسیحیت مدت ها قبل از اختراع سینما از داستان های پرستش قهرمان حماسه بهره می برد ، اما یک تئاتر با منبر متفاوت است. به عنوان تبلیغات ، من هنوز هم اعتقاد دارم به سختی قابل اعتماد است ، و به عنوان شهادت با ملیسا لین هنینگ کام ، واقعاً سطحی است. این فیلم 110 دقیقه در خودمحوری ناخوشایند سپری می کند که ملیسا را ​​به عنوان یک قدیس تنظیم می کند در حالی که از اضافه کردن هر لایه ای به شخصیتش امتناع می ورزد. و سپس در دقایق پایانی فیلم ، این فیلم به طرز تکان دهنده ای کل میراثش را در هم می کشد ، در نتیجه پروژه ای که احساس می کند بهره برداری از رنج هایش بیشتر از الهام گرفتن از آن است.

آیا شما آنجا هستید ، خدا؟ این من ، ملیسا هستم.

اسکریپت نوری اسب کمکی نمی کند. یک بازی بداهه کلاسیک به نام “بله ، و …” وجود دارد که در آن شرکت کنندگان با شروع هر جمله با عبارت ، صحنه را ادامه می دهند ، اما من هنوز هم اعتقاد دارم در عوض توسط بازی بسیار خیره کننده “و خدا” هدایت می شود.

همه جرمی و ملیسا در مورد خدا صحبت می کنند – حتی صحنه اولیه معاشقه گرمی و ملیسا به پایان می رسد که جرمی اساساً به او می گوید این برنامه خداست که آنها فاک می کنند. علاوه بر این ، آنها کمی در مورد عشق و کمی در مورد موسیقی صحبت می کنند. آنها 30 دقیقه را در دانشگاه می گذرانند ، اما ما هیچ وقت از آنچه آنها می خوانند ، هیچ نتیجه ای نمی گیریم. اگر شخصی در نحوه گفتن داستان آنها وجود نداشته باشد ، می توانیم به طور خاص بیوپیک تهیه کنیم؟

فیلم های بسیار بهتر مبتنی بر ایمان وجود دارد که می توانند شخصیت های متناقض و کاملاً تحقق یافته را همزمان با کاوش در اصول مسیحیت ارائه دهند بدون اینکه تأیید های آشکار دین باشند – شخصیت های auteur مانند درخت زندگی و سکوت. اما بسیار فراتر از زمین فیلومنا، استفان فرارسنمایشی کاملاً شگفت انگیز در سال 2013 ، مسیحیت را بهتر از هر یک از این فیلم ها به سادگی با اجازه شخصیت هایش ضبط می کند شخصیت ها.

این بسیار زیبا مسیحیت یک زن را بررسی می کند – Philomena Le (جودی دنچ) – نه کل مسیحیت. و به جای آن ، موعظه نمی کند ، در عوض از روایتی استفاده می کند که بارها و بارها فیلون را آزمایش کند و با تکیه بر موضع اخلاقی محکم او برای انجام کار درست. این تنها فیلم مسیحی است که در آن قرار دارد استیو کوگان به یک راهبه می گوید که فاک کند. این تمایل به ناقص بودن شخصیت ها ، درام مؤثر مسیحی را از ناکارآمد و جدا می کند من هنوز هم اعتقاد دارم اساساً از تعامل با داستان انسان در هسته خود امتناع می ورزد ، مانند والدینی منزجر که یک کودک تازه بوی تازه را تسکین می دهد.

من هنوز باور می کنم: دختر رویایی مسیحی مانی
منبع: Lionsgate

این فیلم علاوه بر مکانیسم ارائه مضامین مسیحی ، از نظر ارزش هنری نیز بی ارزش است. من هنوز هم اعتقاد دارم روشن است ، شلیک شده است ، و مانند ویرایش می شود آناتومی گریبدون زاویه دید دوربین و هدف از ترکیب آن نیست. یک صحنه دوست داشتنی dovey از فانوس های کاغذ روشنایی جرمی و ملیسا در یک شب در ساحل می تواند به راحتی به عنوان یک تصویر زمینه برای یک تبلیغ اکتیویا بازی کند.

همچنین ببینید

خدايان آمريكايي:

پیام و داستان یک فیلم هرگز نباید به ضرر کاردانی فنی آن باشد – اگر شما تبلیغات می کنید ، از همه چیز ، تسلط بر هنر فیلم سازی برای شما سودمندتر خواهد بود. میلیون ها نفر اگر این یک شگفتی معماری و هنری نباشند ، هر سال واتیکان را نمی بینند.

پایان های مبارک فراوان ، غیرقابل باور

طبیعتاً ، خداوند سرطان ملیسا را ​​درمان می کند. و در حالی که ممکن است ملیسا واقعی به طرز معجزه آسایی درمان شود تا بتواند ماه عسل را با جرمی برود ، اما با چنین رفتار سواره ای و تسریع آمیز در این فیلم رفتار می شود که آنچه ممکن است پیچش و نشاط بالایی داشته باشد ، در عوض یک رفتار غیرقانونی اخلاقی است. با توجه به اینکه اکثر فیلم های درام مسیحی آمریکایی با یک پایان می یابند ترجمه آن “خدایی از ماشین” است.

و اگر متوجه نشدید ، ژان لوک آنجاست که به طرز دلسوزانه از رادیو زنده موعظه کند ، “به معنای واقعی کلمه هیچ توضیحی پزشکی وجود ندارد! هیچ یک! هرچه باشد! ” شما نمی گویید. من هنوز هم اعتقاد دارم با سرطان به عنوان یک زنگ عجیب ایمان رفتار می کند. درمان صریح فیلم از بیماری ملیسا و بهبود اسرارآمیز دلالت بر این نکته دارد که اگر خدا سرطان شما را درمان نکند ، به این دلیل است که شما او را به اندازه کافی دوست ندارید.

مداخله خدا اثبات کننده همسري است كه فيلم به آن توصيه مي شود ، و نيز نشانگر هشدار دهنده اينكه خداوند براي چه نوع زندگيي پس انداز مي داند. ملیسا یک موعظه عالی و یک شریک وفادار است ، بی امان پشتیبان و هرگز به دنبال زندگی مستقل از همسرش نیست. به خوبی رابرتسون ملیسا همیشه در هجوم دیگران است. او یک خانم پیشرو است که دارای یک تکیه است و هیچ فردیت بیشتری نسبت به یک ماریونت ندارد. و هنوز من هنوز هم اعتقاد دارم به او احتیاج دارد – او دختر رویایی مسیحی مسیحی است که مردان را به سمت نجات وسوسه می کند.

چه زمانی من هنوز هم اعتقاد دارم اوایل ماه مارس در سینماها نمایش داده می شد و coronavirus تازه شروع راهپیمایی خود را در سراسر کشور انجام می داد ، بلیط این بلیط به سختی نبود خطر پزشکی که با آن همراه بود ، باشد. در خانه، من هنوز هم اعتقاد دارم به نظر نمی رسد جذاب تر باشد. من نمی توانم کمک کنم ، اما فکر می کنم که در 20 سال ، ما یک فیلم مسیحی را در مورد این بیماری همه گیر فاجعه بار خواهیم دید. عاشقانه ای که دو نوجوان داغ را بازی می کند ، یکی از آنها COVID-19 را منعکس می کند ، با این پیام نهایی که اگر شما به اندازه کافی خدا را دوست دارید ، او مجاری شما را درمان می کند.

من هنوز هم اعتقاد دارم اکنون در سیستم عامل های جریان در دسترس است.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!