راهنمای مبتدیان: جورج A. رومرو

کارگردان جورج A. رومرو در 4 فوریه 1940 ، در شهر نیویورک متولد شد. پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان ، در دانشگاه کارنگی-ملون در پیتسبورگ ، پنسیلوانیا تحصیل کرد. شهر و ایالتی که می تواند به عنوان مکان فیلمبرداری برای بخش عمده ای از فیلمبرداری وی عمل کند (مانند جان واترز با بالتیمور ، جان هیوز با شیکاگو ، یا م. شب شیامالان با فیلادلفیا). وقتی او تحصیلات خود را به پایان رساند ، رومرو زندگی پس از درجه گرایش را با یادگیری حرفه ساخت موسیقی آغاز کرد.

رومرو فیلم های کوتاه و تبلیغات تلویزیونی را در منطقه پیتزبورگ ساخت. در این مدت ، وی شرکت تولیدی Image Ten Productions را با گروهی از فیلمسازان همفکر ، از جمله تشکیل داد شب مردگان زنده هم نویسنده ، جان A. Russo. آنها با هم می خواستند فیلم های مورد علاقه خود را بسازند ، نه محصولات ارزان قیمت و بدون روح كه توسط دستگاه استودیو ساخته شده اند.

او به معنای واقعی کلمه یک فیلمساز مستقل بود و به جرات می توانم بگویم “کارگردان راک پانک”. فیلم های او استقبال را مسخره و طنز می کنند و ضرب و شتم را به طبل خودشان می رسانند. به عنوان یک پانک واقعی باید. فیلم ها در این موسسات سرگرم کننده هستند و بازیگران به نظر می رسد افرادی واقعی هستند که در کنار آنها زندگی می کنید ، نه یک نمایش پلاستیکی که در فیلم های استودیویی یافت می شود. این فیلم ها در مورد همه ویترین بحث کردند رومرو صدا و روح نترس.

Night of the Living Dead (1968)

راهنمای مبتدیان: جورج A. رومرو
Night of the Living Dead (1968) – منبع: توزیع قاره

این فیلم با بودجه 100000 دلاری (حتی با معیارهای 1968 کم) در سیاه و سفید ضبط شد و به یکی از محبوب ترین مدارهای سینما و درایو تبدیل شد. این زیر ژانر زامبی را دوباره خلق کرد (زامبی ها قبلا فقط شخصیت های پس زمینه بودند ، این اولین حرکت زامبی جلو و مرکز است) ، و این فیلم اکنون بخشی از ثبت ملی فیلم به عنوان یک آمریکایی از نظر تاریخی و فرهنگی قابل توجه است. فیلم این فیلم چیست که باعث برجسته شدن آن می شود؟

خوب ، در مورد این فیلم چیزهای زیادی گفته شده است ، بنابراین من آن را مختصر می گویم. با الهام از رمان ، من افسانه ام، شخصیت ها بیشتر فیلم را در یک فضای بسته (خانه متروکه) به دام می اندازند و نیروهای نزدیک را دفع می کنند. شخصیت ها در جنگ و علم متخصص نیستند ، بلکه افراد عادی هستند که سعی در زنده ماندن دارند. گفتگوهایی که انجام داده اند و انتخاب های انجام شده نحوه پاسخگویی “متوسط ​​جو” در این بحران است. این پویایی های انسانی همان چیزی است که مخاطب را به این فیلم متصل می کند و به طور مداوم در سایر فیلم های موفق زامبی و برنامه های تلویزیونی کپی می شود.

رومرو touch این پیام است که ما به تنهایی هستیم ، دولت از ما مراقبت نخواهد کرد. آنها یا فاقد راه حل هستند ، یا آن را مخفی نگه می دارند ، یا فقط اجازه می دهند مردم بمیرند. سرب ما ، بن (Duane Jones) ، توسط مقامات کشته می شود. این اقدام غیرمسئولانه و نفرت انگیز در فیلم بعدی نیز ادامه دارد.

The Crazies (1973)

راهنمای مبتدیان: جورج A. رومرو
منبع Crazies (1973): Cambist Films

ویروس غیرقابل کنترل به یکی از شهرهای روستای پنسیلوانیا برخورد می کند و همانطور که می گویند همه جهنم از بین می رود. این ماده شیمیایی که ویروس را ایجاد کرده به منبع تأمین آب شهر می ریزد و دولت نیروها و متخصصان ویروسی را به آنجا می فرستد. متأسفانه درگیری بین مردم و مسئولان ایجاد می شود و بقیه فیلم برای همه افراد درگیر تجربه ناخوشایندی است.

کارشناسان ویروسی بخاطر تلاشهایشان ساکت می شوند (سلام ، دقیقاً مثل سال 2020!) ، و بچه هایی که لباس تشعشعی پوشیده اند بیشتر از این که به غیرنظامیان آسیب برساند آسیب می رسانند. این نوع روستاها نمی خواهند از این دستورالعمل ها پیروی کنند و یک شورش وجود دارد. اینکه شخصیت ها چگونه به ویروس واکنش نشان می دهند کاملاً آشفته و ترسناک است و با توجه به شرایط همه گیر کنونی 2020 ، کاملاً واقعی است.

دیوانه ها به ما نشان می دهد که وقتی دستورالعمل ها ارسال می شوند ، از قوانین پیروی نمی کنند. هم توده های ناآگاه و هم کسانی که سعی در اجرای آن دارند شکست می خورند و در عوض مسیر خود را دنبال می کنند. آنچه شخصیت ها در آن هستند رومرو فیلم ها انجام می دهند: مسیر خود را دنبال می کنند ، و بدون در نظر گرفتن خطر ، کارهای خود را انجام می دهند. در مورد فیلم بعدی ، صرف نظر از ویژگی.

مارتین (1977)

راهنمای مبتدیان: جورج A. رومرو
مارتین (1977) منبع: Libra Films

مارتین است رومرو در ساخت فیلم خون آشام ضربه بزنید (هکتار!). خوب ، یک فیلم خون آشام دمدمی مزاج. مارتین معتقد است که او یک خون آشام است اما قربانیان خود را به روشی غیرمعمول می کشد. به جای دندان های نیش ، تزریق یک ضربه و تیغ برای خونگیری است. فقط به زنان قربانی آیا او یک خون آشام است ، یا فقط فکر می کند یکی است؟ این سوالی است که در طول فیلم پرسیده شده است.

پسر عموی او معتقد است که او 84 ساله است ، اگرچه به نظر می رسد بیست سال دارد و حتی با صلیب به مارتین خوش آمد می گوید. حتی نشان دادن عکس های قدیمی که ادعا می کنند مارتین است در آن عکس های مربوط به مدت ها قبل است. با این حال ، دیگران معتقدند که ادعای او کاملا بی معنی است. ما به کی ایمان داریم؟ خوب ، این تصمیم شما مخاطبان است.

فارغ از حقیقت ، مارتین شخصیتی است که ضرب و شتم را به طبل خودش می کشد. افسانه های خون آشام (نه کاملاً ، او در طول روز راه می رود) در کنار هم با پس زمینه حومه پیتسبورگ باعث ایجاد دید عجیب و غریب می شود. مارتین نیز علامت گذاری شده است رومرو اولین همکاری با افکت ها و افسانه های گریم تام ساوینی. این دو نفر با ایجاد چیزی افسانه ای ادامه خواهند داد رومرو فیلم بعدی.

Dawn of the Dead (1978)

راهنمای مبتدیان: جورج A. رومرو
Dawn of the Dead (1978) منبع: United Film Distribution Company

ده سال بعد ساخته شده شب مردگان زنده، این یکی برخلاف شکل اول ، به صورت رنگی گرفته شده و دارای یک گروه کاملاً جدید از شخصیت ها است. بزرگتر و بلندتر از مدل قبلی خود (با برجسته) ساوینی آرایش زامبی) اما همچنان موضوعات آشنایی را حفظ می کند. ما هنوز در یک فضای بسته هستیم و فیلم انتقاداتی را درباره رویدادهای معاصر ارائه می دهد.

شخصیت های ما به جای خانه در یک مرکز خرید حبس شده اند. شخصیت ها مانند فیلم اول با یکدیگر اختلاف دارند ، اما این بار زیرمجموعه ما مقامات نیست که شهروندان را ناکام می گذارد ، بلکه اکنون مصرف گرایی است. زامبی ها سعی دارند نه فقط برای غذا بلکه برای احساس نیاز به حضور در یک مرکز خرید وارد آنجا شوند. خرید به عنوان یک دارو برای آنها و همتایان انسانی آنها.

بازماندگان نه تنها برای جلوگیری از مرگ توسط ارواح ead ، در مراکز خرید پنهان می شوند ، بلکه در دنیای خود زندگی می کنند. برای یک لحظه ، آنها ادعا می کنند که افتضاح دنیای خارج وجود ندارد. برای ادامه موضوع تکراری ، شخصیت ها قوانین جریان اصلی را رد می کنند و کارهای خود را انجام می دهند ، دقیقاً مانند این فیلم بعدی.

Knightriders (1981)

راهنمای مبتدیان: جورج A. رومرو
منبع Knightriders (1981): شرکت پخش فیلم یونایتد

اگر فکر کردی مارتین یک فیلم دمدمی مزاج در مورد پسری بود که با مواد مخدر و بریدن مردم معتقد است که او یک خون آشام است ، به من اجازه ارائه می دهد شوالیه ها. این فیلم گروهی از مجریان بازی مجدد قرون وسطی را دنبال می کند که به جای اسب از موتورسیکلت (!) استفاده می کنند ، ضربات داستانی افسانه آرتوریان را در روستاهای پنسیلوانیا دنبال می کنند و مانند افراد مشهور رفتار می شوند. بله ، به همان اندازه عالی به نظر می رسد که عالی است.

بیلی (اد هریس در اولین نقش اصلی او) پادشاه آرتور جایگزین ما است و شوالیه های دیگر به عنوان شبه شوالیه های میزگرد بازی می کنند. آنها در برابر نبردهای رقیب (همه با موتور) نبرد می کنند ، با پلیس های شهرهای کوچک می جنگند و با تماشاگران بی ادب از جمله استفان کینگ که به عنوان “مرد هوگی” (همسر) شناخته می شود تابیتا کینگ “همسر هوگی من” است). بیلی و دوستان به ندرت اگر هرگز لباس و لباس نداشته باشند ، آنها به عنوان شوالیه در دنیای مدرن زندگی می کنند.

بیلی فقط می خواهد زندگی یک شوالیه مسافرتی را تجربه کند ، اما زشتی دنیای واقعی همیشه در حال خزیدن است. در این جهان ، مجریان مجدد قرون وسطی بر روی جلد مجلات ظاهر می شوند و مهمانی های استخر برگزار می کنند. بیلی هیچ یک از اینها را نمی خواهد ، او فقط می خواهد ، همانطور که در مقاله آمده است ، کارهای خودش را انجام دهد. متأسفانه دنیا آنچنان مهربان نیست.

Day of the Dead (1985)

راهنمای مبتدیان: جورج A. رومرو
روز مردگان (1985) -منبع: شرکت پخش فیلم یونایتد

قسمت سوم این مجموعه نشان می دهد که انسان ها به اقلیت تقلیل یافته اند و اکنون زامبی ها در دنیا اکثریت را تشکیل می دهند. به همین دلیل ، بازماندگان در یک پناهگاه زیرزمینی (به یک فضای بسته دیگر) زندگی می کنند. این قسمت احتمالاً مورد پسند من در این مجموعه است ، اما همچنین تلخ ترین است.

تنش بین سربازان ، دانشمندان و بازماندگان غیرنظامی بسیار زیاد است. سربازان و دانشمندان به طور مداوم در مورد چگونگی کنترل این همه گیری زامبی (کشتار در مقابل واکسیناسیون در مقابل اهلی شدن) با هم اختلاف دارند و غیرنظامیان فقط در یک خیال غوطه ور در منطقه ای جدا از پناهگاه زندگی می کنند. درگیری در نهایت منجر به چندین مرگ و شورش می شود.

مانند فیلم های قبلی ، اختلاف نظرهایی در مورد نحوه پیروی از دستورالعمل های مناسب وجود دارد و به نظر نمی رسد مقامات از نحوه مراقبت از این مشکل اطلاع داشته باشند یا به آنها اهمیتی ندهند. هرج و مرج مطلق (پانک راک!) طول کشید تا به پایان شگفت آور خوب فیلم برسیم. هرج و مرج در فیلم نهایی این راهنما ادامه دارد.

نیمه تاریک (1993)

راهنمای مبتدیان: جورج A. رومرو
نیمه تاریک (1993) – منبع: Orion Pictures

بر اساس استفان کینگ رمانی به همین نام ، استاد و نویسنده تاد بومونت (تیموتی هاتون) نشان می دهد که او با استفاده از نام مستعار جورج استارک رمان های تفاله ای نوشته است. او می خواهد با این مرحله از زندگی حرفه ای خود تمام شود ، فقط تغییر و تحول خود را نمی خواهد که پایان یابد. رمان منبع بخشی از زندگی نامه است به این معنا که استفان کینگ با نام مستعار نوشت ریچارد باخمن برای چندین داستان ، و از این عمل خسته شدم. نیمه تاریک فراتر از یک نویسنده است که با نام دیگری می نویسد.

این نام مستعار زندگی خود را به خود می گیرد. تاد ، همانطور که در پاراگراف قبلی بیان شد ، یک استاد ، نویسنده ادبیات “جدی” است و در حومه شهر دارای یک زن و فرزند است. به طور خلاصه ، او از قوانین پیروی می کند. جورج استارک از این نظر مخالف است که او آنچه را که می خواهد انجام می دهد ، روحیه ای آزاد (هرچند آدم هایی را می کشد) که کارهایی را انجام می دهد که ساده ترین افراد تصور می کنند. استارک شناسه شماست که به طور خطرناکی وارد زندگی شد.

همانطور که می توان انتظار داشت رومرو، جستجوی استارک به یک جستجوی آشفته تبدیل می شود. اجساد روی هم انباشته می شوند ، همه چیز نابود می شود و البته پلیس باور نمی کند که داستان نام قلم تاد زنده شود. این تاد است که خودش مسئله را حل کند. آیا استارک زندگی تاد را تسخیر می کند؟ برای اینکه بدانید باید آن را تماشا کنید.

افکار نهایی درباره جورج A. رومرو

اگرچه او انگشت خود را چند بار در آب های هالیوود فرو برد ، اما در تمام دوران حرفه ای خود یک فیلمساز عمدتا مستقل باقی ماند. علاوه بر فیلم ، رومرو موزیک ویدیو را به ناسازگارها تنها جیغ بزن، و در توسعه این مجموعه تلویزیونی سهیم بود قصه هایی از Darkside. بعد از روز مرگ، او سه ورودی دیگر را در این مجموعه کارگردانی کرد ، از جمله فیلم آخر خود ، 2009 Survival of the Dead.

جورج A. رومرو در سال 2017 به دلیل نبرد با سرطان ریه درگذشت. ممکن است او از بین رفته باشد ، اما یک مجموعه کار خارق العاده را پشت سر می گذارد. علاوه بر این ، میراث او در قالب سرگرمی های فراوان زامبی که در فیلم ها ، نمایش های تلویزیونی و کتاب های کمیک وجود دارد ، به حیات خود ادامه می دهد.

رومرو یک اصل واقعی است که برایش مهم نیست که دیگران درباره کار وی یا پیامهایی که در آن دارند فکر می کنند. اگر حرفی برای گفتن داشت ، از طریق مدیوم فیلم درباره این موضوع نظر می داد. در این هالووین ، مدتی را صرف تماشای یک فیلم ترسناک از اواخر ، عالی کنید جورج A. رومرو.

آیا فیلم مورد علاقه رومرو دارید؟ نظر شما در مورد فیلم های زامبی چیست؟ لطفا در زیر نظر بدهید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

REBECCA: بن ویتلی با نتایج متفاوت به ماندرلی می رود

کاملاً ممکن است زندگی را هرگز نشنیده باشید ربکا. گفته شد ، این داستانی است که بیشتر از بیشتر آشنا است. و با آن فشار زیادی وارد می شود. اگر شما یکی از خوش شانس های آینده هستید بن ویتلیفیلم جدید ، اولین فیلم او برای نتفلیکس ، بدون کوچکترین تصوری از اینکه یک ماندرلی ، یک زمستان یا یک ربکا چیست ، پس شما برای یک معالجه لذت می برید. در اینجا یک رمز و راز دوره ای بسیار زیبا و زیبا طراحی شده وجود دارد که این لوکس را دارد که با یک داستان عالی شروع کنید.

که گفت ، دانش قبلی از دافنه دو موریررمان ، یا شاید اسکار بار آلفرد هیچکاک اقتباس از هشت دهه پیش ، ممکن است ایجاد شود ويتليرا ربکا دوست داشتن سخت تر ويتليکه به عنوان یک فیلمساز هیجان انگیز و معمولاً کم هزینه شناخته می شود ، داستانی به یادماندنی را رقم زده است ، پر از شخصیت های غنی و پیچ و تاب های داستانی ، اما تا حد متوسط. خود ربکا به اعتقاد برخی شما هیچ قصابی نیست ، هیچ فاجعه ای نیست ، اما این یک فرصت از دست رفته است. فرصتی برای انجام کاری تازه و واقعاً هیجان انگیز با این ماده تاریک بسیار زیبا فراهم شد.

یک داستان کلاسیک

برای کسانی که نمی دانند ، دو موریرداستان ، که بر مواردی از این دست تأثیر گذاشته است نخ فانتوم در طول سال ها ، مربوط به یکی از ماکسیم وینتر است. دو وینتر ، یک بیوه سرسخت ، وقتی با او ملاقات می کنیم در مونت کارلو در تعطیلات به سر می برد ، جایی که او به زودی با یک خدمتکار خانم یتیم آشنا می شود که هرگز نام او را نمی یابیم. طولی نکشید که این دو عاشق یکدیگر هستند و د وینستر با عجله خواستگاری می کند و قهرمان اصلی ناشناس ما را “خانم جدید وینتر” می کند.

REBECCA: بن ویتلی با نتایج متفاوت به ماندرلی می رود
منبع: نت فلیکس

این “جدید” است که در آن مانیکر بسیار مهم است ، زیرا ربکا عنوان اول همسر دو وینتر است ، که قبل از شروع داستان درگذشت. قد و قامت او در هنگام زنده بودن ، شهرت او برای زیبایی ، هوش و ذکاوت ، آنقدر زیاد بود که به نظر می رسید قادر به تعیین وقایع از آن سوی قبر است. این ربکا است که در طول داستان بر روحیه و انگیزه های همه تأثیر می گذارد ، و او را حتی بدون نیاز به ظاهر شدن چهره اصلی می کند.

ربکا تأثیر ویژه ای در خانم جدید وینتر جدید ایجاد می کند. پس از آن عاشقانه تعطیلات به خصوص پربار ، او با ماکسیم به خانه معروف و مشهور وی ، ماندرلی بازگشت. اینجاست که دردسر برای همسر دوم de Winter آغاز می شود. هر وقت نام ربکا برده می شود ، ماکسیم مکالمه را تعطیل می کند و یا اتاق را ترک می کند ، و هیچ کس نمی تواند از اینکه خونسرد ربکا خونین است ، دست بردارد. نیازی به گفتن نیست که این باعث نمی شود عروس جدید احساس خانه بودن کند.

سرپرست ساختن خانم دو وینتر جدید که بی نهایت نسبت به ربکا احساس حقارت می کند ، خانم دانورس ، سرپرست خانه خانم ماندرلی است. به نظر می رسد Danvers ، نزدیک ترین فرد معتبر ربکا ، با ساختن زندگی برای بانوی جدید خانه ، غم و اندوه خود را برطرف کرده و دائماً به او یادآوری می کند که ماکسیم چقدر ربکا عزیز خود را دوست دارد. در طول این ، یک چیز بی پاسخ مانده است. ربکا دقیقاً چگونه درگذشت؟ به ما گفته اند که او غرق شده است اما از قاب اول مشخص است که موارد دیگری نیز وجود دارد.

REBECCA: بن ویتلی با نتایج متفاوت به ماندرلی می رود
منبع: نت فلیکس

این مجموعه اصلی است ربکا در تمام تجسم های آن ، با داستانی که رمز و راز سرنوشت ربکا باز می شود ، و خانم د وینتر جدید به طور پیوسته احساس می کند که شبح قبلی قبلی اش بیشتر تحت تعقیب قرار می گیرد. در بیشتر موارد ، ويتلينسخه به راحتی این پایه های اساسی را پوشش می دهد. دهانه مونت کارلو کاملاً آفتاب گیر و پر زرق و برق است سارا گرینوود و روز جولیان به ترتیب تولید عالی و طراحی لباس با این حال ، خود ماندرلی احساس می کند یک شخصیتی غیر قابل توجه است. بزرگ ، خوش تیپ و تحمیل کننده ، بله ، اما شخصیت بیاد ماندنی ندارد.

همان را می توان گفت Armie Hammer به عنوان Maxim de Winter. یک بازیگر قدرتمند که اینجا عملکرد بدی ندارد ، چکش به عنوان یک پیرمرد سنتی احساس نادرستی می کند. در کتاب و در هیچکاکنسخه (که داشت لورنس اولیویه در این نقش) ، ماکسیم حدود 20 سال بزرگتر از همسر دوم خود است ، و به او بی گناهی ساده لوحی می بخشد و او یک فرمانده و خسته است. چکش، تصویر مدل مرد پیشرو و تمیز ، فاقد کیفیتی کاملاً زخمی است که بتواند شخصیت وی را در اینجا بهتر کند.

فقط سه سال فاصله دارد چکش و لیلی جیمز، که نقش اصلی خانم دو وینتر جدید را بر عهده می گیرد. به نوبه خود ، جیمز قابل اعتماد است به سختی می توانید مخاطب مورد علاقه خود را جایگزین کنید که به جای او جایگزین مخاطب می شود و به ما اجازه می دهد (بیشتر) درمورد وضعیت او سرمایه گذاری کنیم زیرا او هرچه بیشتر حقایق مربوط به همسرش و همسر مرحومش را کشف می کند.

بازیگران پشتیبانی کجا هستند ویتلینسخه خود را دارد. کریستین اسکات توماس خانم Danvers را بسیار شگفت انگیز می کند ، همانقدر که در اظهارات آرام و پژمرده صحبت می کند ، در نشان دادن احساسات پنهان نیز مهارت دارد. جک فاول ، پسر عموی ربکا ، توسط او بازی می شود ويتلي منظم سام رایلی. فاول بهتر است به عنوان یک cad توصیف شود ، و سام رایلی شما یک مرد برو برای یک بچه است. عملکرد کاریزماتیک و تهدیدآمیز او انرژی زیادی را به فیلم وارد می کند و این می تواند حتی با تعداد بیشتری از او نیز همراه باشد. بیل پترسون همچنین تبدیل می شود ، که همیشه یک چیز خوب است.

REBECCA: بن ویتلی با نتایج متفاوت به ماندرلی می رود
منبع: نت فلیکس

در مورد مکانیک های ابتدایی طرح ، که چیزهای زیادی برای نشان دادن در سومین اقدام فیلم باقی مانده است ، این اقتباس تنها تا حدی موفق می شود. یک لحظه در وجود دارد ربکا که هر کسی که داستان را می داند به راحتی به یاد می آورد. “بزرگ نشان می دهد” همانطور که بود. آنچه در آن وارد می شویم ويتلينسخه بیشتر یک مکش متوسط ​​است ، با مهارت فنی و تحویل چشمگیر از هیچکاک فیلم در اینجا گم شده است. این فقط دلپذیر نیست بلکه کم توضیح داده می شود و منجر به مشکلاتی در بقیه فیلم می شود

یک پیچ و تاب جدید

با نسخه مدرن و کاملاً اصیل خود از نسخه اصلی ربکا طرح فقط تا حدی موفق است ، ما چیزی مشابه را در ويتليتلاش می کند چرخش تازه ای در روایت ایجاد کند. این اقتباس کاملاً از نظر تعداد نیست ، که به خودی خود مثبت است ، اما در روایت و لحن ناهماهنگی وجود دارد که باعث می شود فیلم در نتیجه صاف شود. این مسئله به ویژه در بررسی محل همدردی های فیلم کاملاً واضح است.

خانم Danvers اغلب به عنوان چهره ای شرور دیده می شود ، چیزی که فقط در اینجا با لباسهای جنازه و چهره تیره او تقویت می شود. با این وجود ، هرچه فیلم با پیچ و خم پیش می رود ، به طور غیرمنتظره ای در داستان او تأثیرگذار است. با تلاش فیلم برای تبدیل شدن او به یک شخصیت جذاب و سه بعدی ، ما درک احساس او را شروع می کنیم. نتیجه گیری از داستان او مسلما بهترین چیز در فیلم است ، که با کمک یک بازی عالی از کریستین اسکات توماس.

خود ربکا نیز به همین ترتیب اگر کمتر آشکارا تغییر کند ، برای فیلم تغییر کرده است. فیلمنامه ، نوشته شده توسط جین گلدمن، جو شرپنل ، و آنا واترهاوس فلفل در برخی از کنایات ظریف خوب به کسب و کار زن بودن در این زمان. این مورد در مورد شخصیت عنوان بسیار جذاب است. بدون این که خیلی زیاد بخواهید ، دلسوزی های فیلم نسبت به خود ربکا در این نسخه کمی متفاوت است و جایگاه او در یک پدرسالار برای این ایده مهم است. این برداشت های جدید از شخصیت های فرسوده فراتر از استقبال است ، اما فیلم این ایده ها را به اندازه کافی به روایت کلی ترجمه نمی کند.

REBECCA: بن ویتلی با نتایج متفاوت به ماندرلی می رود
منبع: نت فلیکس

پیشینه روابط ماکسیم و ربکا ضعیف توضیح داده شده است ، از دست دادن اطلاعات کلیدی و پیچیدگی های لازم. بنابراین ، در نهایت فیلم سعی در تهیه کیک خود و خوردن آن دارد. از ما خواسته می شود که با همه طرفها همدردی کنیم و در نهایت با کسی همدردی کافی نکنیم ، و برخی از صحنه های پایانی تأثیر احساسی مورد نظر آنها را غارت کنیم. ایده افزودن پیچیدگی به خانم دانورس و ربکا ایده خوبی است ، اما منجر به محرومیت ماکسیم و همسرش می شود.

ویتلیرویکرد زیبایی شناختی فیلم نیز به همان اندازه تحسین برانگیز اما ناقص برای افزودن چیز جدیدی به مواد است. مدیر و DP لوری رز سکانس های رویایی را پرتاب کنید ، شکوفایی بصری ، و لحنی کمی بلندتر و کابوس گونه در مکان ها ، اما همه اینها نسبتاً متناقض است. قبل از فیلمبرداری ، تصور می کردیم الف بن ویتلی ربکا به ترس افتاده یا شوخ طبعی سیاه و سرگرم کننده پوچ را به روایت بکشاند. اکثر فیلم به صورت مستقیم بازی می شود ، مانند یک عاشقانه دوره ای با کمی رمز و راز.

بنابراین ، چرخش های گاه به گاه چپ به جای براندازی ، احساس می کنند که از جای خود خارج شده اند. این مانند تماشای یک کارگردان متمایز است که در یک فیلم معمولی گیر افتاده است ، با تمرکز بازی می کند و برخی توهمات تماشایی غیرمعمول به شما یادآوری می کند که این یک اقتباس از نظر تعداد نیست. با توجه بیشتر به داستان سرایی ، ممکن است تعداد جداگانه روش بهتری باشد ، همانطور که متعهد به هیجانات آزمایشی کامل یا شوخ طبعی است. ما چیزی در وسط مانده ایم.

Hitchcock’s Shadow

گفتن این یک چیز غیر اصلی است که کاملاً بی حس است ، اما به نظر می رسد مانند خانم دو وینتر جدید قادر به فرار از شبح ربکا نیست ، بنابراین بن ویتلی به نظر می رسد قادر به فرار از شبح نیست آلفرد هیچکاک. اینطور نیست ويتليهمانطور که بسیاری ادعا کرده اند ، نسخه کاملاً بدتری از فیلم است – در حقیقت ، فیلم او در حالی که تا حدودی دست کم گرفته شده است هیچکاکدستاوردها ممکن است کمی اغراق آمیز باشد – اما فیلم او فاقد عطر و طعم مشخصی است که آن را به عنوان حیوان خودش نشان دهد. وقتی نسخه بعدی این دو هستید ، این یک میخ در تابوت شماست.

اگر این دو ربکاقرار بود روی هر عنصر جداگانه انگشت به پا شود ، 90٪ منتقدان به این نتیجه می رسند هیچکاکهر بار طرف هستم. لورنس اولیویه برای بازی در مکس د وینتر بسیار بهتر از است چکش است؛ عکاسی سیاه و سفید و کیاروسکورو فضای گوتیک را بسیار بهتر برمی انگیزد. آشکار بزرگ با هیجان بیشتری ارائه شده است. داستان به گونه ای روایت می شود که منطقی تر باشد.

این همیشه قرار بود اتفاق بیفتد. جایی که بن ویتلی می توانست موفقیت در ارائه چیزی تازه و رادیکال با داستان باشد ، چیزی که حتی قابل مقایسه نیست هیچکاک. شما این را حس می کنید ویتلی با این فیلم به آن رسیده است و کاملاً به آنجا نرسیده است. جایی که هیچکاک به وضوح نزدیک شد دو موریرمنابع اصلی به عنوان هیجان انگیز آهسته سوختن در اینجا ، در اینجا ویتلی نیمی از دوره عاشقانه و نیمی از فیلم ترسناک روانی کابوس را ساخته است. هیچ یک از این دو واقعاً بلند نمی شوند.

آنچه برای شما باقی مانده است یک درام رمز و راز لذت بخش است که به رنگهای مختلف و لباس های زرق و برق دار می بارد. این باعث نمی شود ربکا یک فیلم بد یا کسل کننده است ، اما ظرفیت فوق العاده برای چیزی حیاتی و هیجان انگیز را از بین می برد دو موریر‘کهنه.

آیا بن ویتلی ربکا کار برای شما؟ بهترین اقتباس از کتاب Daphne du Maurier چیست؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

ربکا در حال حاضر از Netflix در حال پخش است.


ربکا را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon

آن زمان از سال است که تعقیب و گریز و وحشت صفحه های ما را پر می کند. سنت های تماشای هالووین اصلی ترین فصل و امسال است ، سیمپسونها Treehouse of Horror از این قاعده مستثنی نیست. در حالی که القا 33 سی و سوم از سیمپسونها Treehouse of Horror قرار بود در 18 اکتبر سال 2020 اکران شود ، به دلیل بیس بال به تأخیر افتاد و زمان زیادی برای غواصی در بین وحشت های قدیمی برای بینندگان باقی ماند. و با انتخاب 32 قسمت ، کدام قسمت را انتخاب می کنید؟

راستش ، اگر فرصتی برای تماشای همه آنها دارید ، من آن را اکیداً توصیه می کنم. اما اگر می خواهید بهترین ها را در این گروه هدف قرار دهید ، این 13 قسمت از مواردی است که قطعاً باید به آنها ضربه بزنید! هر قسمت در مقیاس 1-10 در دسته هایی از جمله چقدر خنده دار ، تقلید مسخره انگیز ، غریبه بیگانه ، صحنه آغازین ، چقدر وحشتناک و خلاقیت کلی آن رتبه بندی شده است. اگر به دنبال یک ماراتن جدید برای شروع هستید یا می خواهید از بهترین Halloween Simpsons نمونه برداری کنید ، این لیست برای شما مناسب است.

The Simpsons Treehouse of Horror IV (پخش شده در 28 اکتبر 1993)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

لك كردن از لیست چهارمین Treehouse of Horror است (اگرچه در این زمان ، هنوز هم با عنوان The Simpson Halloween Special شناخته می شود). همانند قسمت های قبلی Treehouse ، این قسمت نه برای مقدمه کلاسیک سیمپسونها ، بلکه بیشتر برای گورستان Springfield ، حکاکی های روی سنگ قبرها با طنز جای خود را به احساس قسمت می دهد – “الویس آن را قبول می کند” ، “یک بودجه متعادل” ، “طنز سیاسی ظریف” و “خشونت تلویزیونی” (مملو از سوراخ های گلوله و خون که می چکد) – قبل از اینکه در یک صحنه کاناپه پر از زامبی ها به پایان برسید. این یک دهانه محکم و محکم است که به تداوم محبوب صندلی های کاناپه ادامه می دهد و در عین حال روح تعطیلات را نیز حفظ می کند.

همانطور که صحنه افتتاحیه نتیجه گرفت ، سیمپسونها از طریق معرفی آثار هنری به تصویر کشیده ، بینندگان خود را به بخشهای سه بخشی خود راه می اندازد ، هر داستان تقلید طنز ، طنز و خلاقیت خاص خود را ارائه می دهد. اولاً ، وسواس هومر سیمپسون در مورد شیرینی جات مورد علاقه او باعث می شود با شیطان قرارداد ببندد – شیطان ند فلاندر کمتر از این نیست. با التماس به جهان که روح خود را برای یک پیراشکی (که خالی شده است زیرا کارل و لنی آنها را به سمت پدربزرگ سیمپسون انداخته اند) هدیه می دهد ، نبرد هوشمندان (و مالکیت) بین شیطان فلاندرز ، هومر و مارج آغاز می شود.

دو قسمت بعدی موفقیت های خود را در تقلیدهایی که زنده می کنند می یابند. منطقه گرگ و میش و دراکولا اول بارت سیمپسون برای جلوگیری از فاجعه اتوبوس مدرسه و در دومی ، لیزا سیمپسون تلاش می کند تا شهر را از آفت خون آشام ها نجات دهد از طریق ساکنان اسپرینگفیلد زنده می شوند. برای کسانی که مطالب اصلی را تشخیص می دهند جذاب است ، اما در عین حال منحصر به فرد است سیمپسونها جهان برای لذت بردن از همه.

شوخ طبعی و خلاقیت زیادی در هر سه بخش وجود دارد ، عناصر زیادی (غذای پیراشکی در جهنم) در قسمت های بعدی ظاهر می شوند – این ادای احترام در آینده فقط موفقیت این قسمت را بیشتر تقویت می کند. با پایان یافتن قسمت ، یک چرخش شدید به سمت تعطیلات انجام می شود ، شخصیت هایی که از شخصیت هالووین خود می شکنند و به کریسمس می روند ، نشانه ای از فشار مصرف گرایی کریسمس است که بلافاصله با شروع ساعت به نیمه شب هالووین شروع به کار می کند.

The Simpsons Treehouse of Horror V (پخش شده در 30 اکتبر 1994)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

سیمپسونها Treehouse of Horror برای یک سال دیگر بازگشت (که هنوز هم به آن هالووین ویژه سیمپسونها گفته می شود) ، افتتاحیه آن بار دیگر مارج سیمپسون به والدین هشدار داد تا فرزندان خود را در رختخواب بگذارند زیرا این قسمت ممکن است بسیار ترسناک باشد – “بسیار ترسناک ، که کنگره حتی اجازه دهید آن را نشان دهیم “. یک Family Guy در مقدمه احساس مهمی می کند و نفوذ این کلاسیک انیمیشن را در مجموعه های بعدی ایجاد می کند.

از اینجا ، اپیزود به سرعت به صحنه کاناپه خود منتقل می شود ، در حالی که سنگ قبر آغازین با خواندن “سنگ قبرهای سرگرم کننده” نشان دهنده پایان استفاده از آنها در قسمت های بعدی است ، تصویری که در حال حاضر برای اپیزود سیمپسونها کاملاً تکان دهنده است. مو از یک درخت (طبیعت وحشتناک اوج گرفتن سریال) ، سوزاندن خواهران مارج ، پتی و زلما ، سر بریدن از پرنسیل اسکینر (در میان دیگران) و صحنه نیمکت سیمپسونهای فرانکشتاین آویزان بود.

سه بخش بعدی هر دو طنز و سرگرم کننده هستند ، هجو ای از آن درخشان آقای برنز با تأمین کردن هر دو خطا و نقص شخصیت ، سعی در اطمینان از کار جدی (قطع تلویزیون و حذف آبجو) باعث هومر را قاتل و دیوانه کرده است. این مجموعه در بخش دوم خود ، فیلم هایی مانند آینده را تقلید می کند اشتون کوچر فیلم اثر پروانه، تعمیر هومر از یک اجاق توستر که او را به زمان دایناسورها بازمی گرداند ، هر حرکتی که انجام می دهد دنیایی را که به آن بازمی گردد تغییر می دهد. سرانجام ، آدم خواری یک القای دلپذیر پیدا می کند زیرا رئیس جمهور اسکینر و دولت او طعم غیر قابل مقاومت کودکان را کشف می کنند.

Treehouse of Horror V از صحنه آغازین تا آخرین لحظاتش به درون وحشتناک فرو می رود و آن را با خلاقیت هجوآمیز تلفیق می کند و با شوخ طبعی بازی های شخصیت های محبوب خود را حفظ می کند.

The Simpsons Treehouse of Horror VI (پخش شده در 29 اکتبر 1995)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

سیمپسونها Treehouse of Horror در حال اجرا است ، ششمین قسمت آن بدون سنگ قبرها و هشدارها ، ورود یک سوارکار بی سر “Krusty” که صحنه کاناپه فوری را آغاز می کند ، سیمپسونها در اتاق نشیمن خود از حلقه ها آویزان شده اند. این یک افتتاح ناگهانی است و گرچه قوی ترین محصول مخصوص جشن های هالووین نیست ، اما برای پایین آوردن قسمت بسیار کم است.

برای قسمت ششم ، این اپیزود در درجه اول مربوط به سه بخشی است که گفته می شود خارش آن واضح است و دلیل آن روشن است. هومر که به خاطر تبلیغات دروغین پیرامون یک پیراشکی عظیم الجثه افتاده بود ، پیراشکی Lard Lad را می دزد و باعث می شود تمام مجسمه های سراسر Springfield زنده شوند و شهر را خراب کنند. لیزا باقی مانده است تا روز را نجات دهد ، اما این شوخ طبعی و تعاملات ظریف بین شخصیت ها است که این موضوع را برجسته می کند.

این اپیزود برای دومین داستان تقلیدی خود آغاز می شود ، کابوسی در خیابان نارون دریافت کردن سیمپسونها رفتار. دانش آموزان ابتدایی Springfield در معرض عذاب و شکنجه ویلی قرار می گیرند ، مرگ مارتین در خواب باعث می شود کودکان سیمپسون راهی برای بیدار ماندن پیدا کنند. جایی که شجاعت بارت را پیدا می کند ، که متقاعد شده است می تواند ویلی را از دنیای رویا به واقعیت برساند ، نجات غیر منتظره از بعیدترین مکان ها می آید.

بخش آخر ، با الهام از منطقه گرگ و میش قسمت “دختر کوچک گمشده” ، هومر (و کودکان و حیوانات سیمپسون) را پیدا می کند که ناامیدانه در جستجوی مکانی برای پنهان کردن از زلما و پتی هستند. هومر با اطمینان از اینکه می تواند در پشت یک قفسه کتاب پنهان شود ، درگاهی را کشف می کند و او را به دنیای سه بعدی منتقل می کند ، بازیهای مسخره و عصبانیت باعث ایجاد یک کرم چاله می شود. همانطور که زندگی او در تعادل آویزان است ، سیمپسونها ، Reverend Lovejoy و دیگران تلاش می کنند تا او را نجات دهند.

تعادل هوشمندانه ای بین هر یک از بخش ها برقرار است ، اولی در روایت خود قوی است ، دوم با سختی تقلید می کند و سوم نه تنها از انیمیشن بلکه از جهان موازی فراتر می رود – همه اینها در حالی است که پایان خود را با کیک های اروتیک پیدا می کنند. گرچه به اندازه بعضی از قسمتهای قبل (و افتتاحیه آن) وحشتناک نیست ، سیمپسونها یک Treehouse of Horror جامد ارائه دهید.

The Simpsons Treehouse of Horror IX (پخش شده در 29 اکتبر 1998)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

وقتی به قسمت نهم The Treehouse of Horror رسیدیم ، من می دانستم که این قسمت باید در لیست ماراتن حماسی قرار بگیرد – این همان اپیزودی است که من از زمان پخش آن در سال 1998 بیشترین بازپخش را دیده ام. این یک احساس افتتاحیه تقریباً منظم دارد ، با اینکه هالووین پیچیده است ، بارت سیمپسون روی تخته سیاه با خون نقاشی می کشد در حالی که اندکی پس از آنکه بارت ، لیزا و هومر را با ماشین خانواده بیرون می کشند – مدتی که فردی و جیسون با حوصله روی کاناپه منتظر می مانند. گرچه جذاب ترین افتتاحیه سریال نیست ، اما بخشهایی که دنبال می کنند بیشترین خاطره را دارند.

اولین بخش با نظافت موهایش در فروشگاه راحتی Apu باز می شود ، افسر Wiggum برای دستگیری مار برای اعتصاب سوم خود وارد می شود ، شاهدان فروشگاه تضمین می کنند که مار صندلی را می گیرد. با از بین رفتن مار ، اعضای بدن او می توانند اهدا شوند ، و هومر موهای سرحال خود را به ارث می برد. اگرچه ، با ریشه دادن فولیکول ها ، روح شرور Snake جسمی جدید پیدا می کند و تهدیدهای او برای انتقام از Apu ، Moe و Bart Simpson می تواند سرانجام انجام شود. تغییر هوشمندانه ، به یاد ماندنی و شوخ طبعی بین هومر بی گناه و زنده ماندن مار با ترکیبی خیانت آمیز است.

Pleasantville تقلید خود را در بخش بعدی این قسمت پیدا می کند ، زیرا بارت و لیزا از راه دور با پلوتونیوم بازی می کنند تا بتوانند Itchy and Scratchy Halloween Special را تماشا کنند که مادرشان خیلی تلاش کرده بود آنها را از این کار دور کند. اما به محض شروع استفاده از آن ، به تلویزیون ، خارش و خراشیده شدن پیوند می خورند تا “به آنها درس بخوان”. آنچه این بخش را بسیار خلاق می کند ، تنها کاردستی نیست که در آن تقلید از روی هر دو انجام می شود Pleasantville و مجموعه تلویزیونی انیمیشنی که قبلاً آمده اند اما طنز را در هر لایه تزریق می کنند.

بخش آخر ، Kodos و Kang را فراتر از هجوم آورده و به آنها تمرکز کامل می دهد. مگی شروع به دندان درآوردن ، خش خش و رشد شاخک های خود کرده است – می دانید چیزهای طبیعی کودک است. با این حال هنگامی که پستانک او سیگنال بیگانگان را برای بازیابی او به زمین می فرستد ، ورود بیگانه پدر بودن کودک محبوب ترین تلویزیون را زیر سال می برد – و حضور در جری اسپرینگر شو. گرچه این کار با هجو سیاسی خاتمه می یابد و از شدت وحشتناکی به مراتب کمتری برخوردار است ، اما این تمرکز سنگین تری را به مگی و هر دو بیگانه و تماشاگران می دهد تا کمی بیشتر از گذشته جهان سازی و شخصیت سازی را تجربه کنند.

The Simpsons Treehouse of Horror XVI (6 نوامبر 2005)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

شانزدهمین Treehouse از ترس Simpsons با یک بازی بیس بال آغاز می شود ، یک بازی که سرعت Kodos و Kang را خشمگین می کند ، سرعت بازی را “تسریع” می کند. “حرکت آرام Spacelax” هومر فریاد می کشد زیرا نیاز بی وقفه آنها برای سرعت بخشیدن به بازی باعث از بین رفتن ساختار وجودی می شود – اما نگران نباشید ، آنها یادداشت می کنند. تازه کردن عناوین کدوس و کانگ برای ما تازه کننده است ، اما ظاهر سالانه آنها نه تنها با استقبال استقبال می شود.

خوشبختانه ، بافت موجود فقط به طور موقت تغییر می کند ، زیرا ما وارد بخش های امسال می شویم ، استیون اسپیلبرگرا A.I. هوش مصنوعی. وقتی بارت سیمپسون قصد دارد از پنجره به داخل استخر بپرد ، فاصله را بد قضاوت می کند ، جراحات او را در کما قرار می دهد (حتی حتی صدای دوچرخه جدید نمی تواند او را از آن بیرون بکشد). خانواده سیمپسون با ناراحتی ، از یک کودک مصنوعی در خانه خود استقبال می کنند ، وافل های خانگی و ماساژ شانه های او باعث از بین رفتن بارت می شود. با این حال ، هنگامی که بارت از خواب بیدار می شود ، زمینه را برای نبرد نهایی برای موقعیت به عنوان مورد علاقه دوران کودکی فراهم می کند.

هجوها به همین صورت ادامه می یابند سیمپسونها قبول کردن خطرناک ترین بازی توسط ریچارد کانل – گرچه بسیاری امروز خود را به یاد می آورند شکار که اوایل سال جاری منتشر شد. هومر را به یک اجتماع مشکوک در عمارت آقای برنز دعوت می کنند ، سخاوت سخاوتمندانه پیشنهاد او درست است. و از آنجا که این یک قسمت Treehouse است ، همینطور است. هومر و بقیه حاضران در شکار نهایی بقا بازی می کنند.

در نهایت، سیمپسونها تزریق تقلیدها را ایجاد می کند ، و الهام بخشیدن در بیش از یک مکان است – Halloweentown II: Kalabar’s Revenge، Buffy the Vampire Slayer“هالووین” و منطقه گرگ و میش“The Masks”. عصبانیت یک جادوگر در زندگی واقعی با جایزه “بهترین لباس” ، جادوگر طلسمی را ایجاد می کند که همه را دقیقاً به همان چیزی تبدیل می کند که می پوشند. در حالی که هرج و مرج در سطح شهر جریان دارد ، یک بار دیگر به نظر می رسد مگی تنها کسی است که می تواند همه آنها را نجات دهد. هر سه این تقلیدها با شوخ طبعی و خلاقیت اجرا می شوند و بار دیگر دنیای جهان را در هم می آمیزند سیمپسونها و بازدیدهای فرهنگی که در بین مخاطبان مختلف موفقیت کسب کرده است.

The Simpsons Treehouse of Horror XVII (5 نوامبر 2006)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

اگر تاکنون فکر کرده اید که آقای برنز شما را به یاد حافظه دخمه از یادآوری می کند داستان از سرداب، سیمپسونها موافق. در قسمت هفدهم از Treehouse of Horror ، آقای برنز “استاد Scarimonies” ما است که ما را به یک سنت وحشتناک فریب می دهد ، شروع با یک قتل وحشتناک Moe در یک اتاق شکنجه قرون وسطایی – خون به زمین ریخت تا اعلام کند از بخشها

لکه کانون بخش اول است ، هومر سیمپسون با خوردن “مارشمالوی فضایی” ، بلعیدن موجودات فرازمینی او را به یک لکه غول تبدیل می کند. آنچه شروع می شود به معنای واقعی کلمه خوردن سیمپسونها در خانه و خانه ، به یک مصرف وحشتناک از شهروندان Springfield تبدیل می شود. سیمپسونها بازسازی Sir Mix-A-Lot’s “Baby Got Back” (“کودک از چربی خوشش می آید”) ، 50 فوت لنی و دکتر فیل یک ارتفاع هوشمندانه و طنز آمیز برای یک بخش کاملاً ساختار یافته است.

سیمپسونها برای بخش دوم خود دارای ستارگان بزرگ مهمان است ، ریچارد لوئیس و فران درشر با صدای گلم های زن و مرد. هنگامی که بارت برای شکایت از خرقه اسیدپاشی به کروستی به پشت صحنه می رود ، از یافتن گولمی که هر وظیفه ای را که روی کاغذ نوشته شده و در دهان او قرار می گیرد ، انجام می دهد ، مبهوت می شود. در حالی که او همچنان به آنچه که نوشته شده است عمل می کند ، لیزا به گولم دستور می دهد که صحبت کند ، و به او فرصت می دهد برای اولین بار ابراز وجود کند ، هم به سیمپسونها و هم به مخاطبان لحظه ای برای دیدار با گولم واقعی می دهد.

اورسون ولز تمرکز در بخش آخر است ، پخش رادیویی او از جنگ جهانیان از طریق هیستری اسپرینگفیلد زنده شد. همانطور که شهروندان اسپرینگفیلد دچار ترس می شوند ، سیدشو مل پیشنهاد می کند که آنها می توانند با برهنه شدن و مانند حیوانات در گل و لای ، از بیگانگان بزرگتر شوند متأسفانه ، تمام تلاش ها فقط Kang و Kodos را متقاعد می کند اکنون زمان مناسب برای حمله و تسخیر زمین است. با استفاده از این بخش نهایی ، بینندگان نه تنها با بیگانگان مورد علاقه خود مدت طولانی تری دارند بلکه به پایان قسمت منسجم و منسجم نیز می پردازند.

The Simpsons Treehouse of Horror XX (پخش شده در 18 اکتبر 2009)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

مانند Treehouse of Horror nine ، این قسمت بعدی اپیزودی است که دائماً پخش می شود و مدتها قبل از شروع این ویژگی درباره موفقیت خود صحبت می کند – و این قسمت بیستم نیز هست. این اپیزود ناک اوت از لحظات آغازین آن است ، موجودات جهانی دهه 30 زندگی می کنند و در خیابان های Springfield قدم می زنند. آنها که “لباس” خود را متناسب با زمانه نمی دانند ، لباس های جدید (مرد آهنی ، باب اسفنجی ، جیک سپپرو و ​​هری پاتر) را می پوشند و به مهمانی هالووین هومر راه می یابند – یعنی تا رسیدن خانم ها.

آلفرد هیچکاک برمی گردد به سیمپسونها امسال ، تقلید مسخره انگیز از شماره گیری M برای قتل آوردن صلیب نهایی بین بارت و لیزا. همانطور که انتظار می رفت ، فرد به قول خود عمل نمی کند. در حالی که این بخش به طور کلی قابل پیش بینی است ، اما پایان کار شوک ایجاد می کند و خود را به آگاهی و نیاز به رفاقت زن وام می دهد. در یک 28 هشت روز بعداً پیچ و تاب می خورد ، یک Krusty Burger جدید همه شهروندان Springfield را به زامبی تبدیل می کند. در حالی که سیمپسونها در امنیت خانه خود پناهنده می شوند ، معده خالی بارت دو برابر امید و فنا می دهد.

تیم برتونرا سوئینی تاد: آرایشگر دیمون خیابان فلت نه تنها کانون قسمت آخر است بلکه گوهر قسمت است. در یک صحنه موسیقی ، مو از کمبود عشق و یک دوست دختر ابراز تاسف می کند. اگرچه به نظر می رسد که وقتی بر اثر یک حادثه ناگوار ، هومر به زیرزمین می افتد و روی لوله های شیر آب آب گیر می کند ، شانس او ​​تغییر می کند. هنگامی که خون هومر به درون آبجو می چکد ، مو متوجه می شود که معجون سازی جدید به نفع او کار می کند و مارج را با هر جرعه جلب می کند. این قسمت یک ناک اوت است زیرا تنظیمات فراتر از مرحله ارائه بخش است ، از جمله داربست ، نورپردازی و تغییرات صحنه در سمت. این قسمت نمونه ای از اوج تقلید و روایت است که سریال به طور مداوم قادر به بازسازی آن است.

The Simpsons Treehouse of Horror XXI (7 نوامبر 2010)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

قسط بیست و یکم از سیمپسونها Treehouse of Horror با کدو تنبل های حکاکی بارت و هومر و بازگشت “هشدار” قبل از قسمت وحشتناک امشب افتتاح می شود. همانطور که پروفسور فرانک به مخاطبان هشدار می دهد ، او از مدرن ترین فناوری از راه دور TiVo استفاده می کند تا توانایی حرکت سریع به جلو را از طریق قسمتهایی که والدین می توانند برای فرزندانشان ترسناک باشد به نمایش بگذارد – یک سرعت سریع جلو. با تماشای 10 سال از زمان پخش این قسمت ، نوستالژی آنها اتفاق می افتد که با تعیین زمان چارچوبی برای اپیزود ایجاد می شود.

در این قسمت ، سیمپسونها هجوهای خود را در فیلم های جومانجی، گرگ و میش، و آرام آرام. اول ، نگرانی مارژ در مورد بازی های ویدیویی خشن که بارت و میلهاوس درگیر آن هستند ، او را ترغیب می کند فرزندانش را ترغیب کند تا به بازی های رومیزی که در اتاق زیر شیروانی گرد و غبار جمع می کردند برگردند. Stalkling on Satan’s Path ، Milhouse و Bart تمام بازیهای رومیزی را زنده می کنند ، وحشت آنها در Springfield باعث ایجاد هر دو شوک ، مرگ وحشتناک و شادمانی می شود.

در بخش دوم این اپیزود ، هومر و مارژ از یک سفر آرام در دریا لذت می برند ، مردی که در یک قایق نجات کوچک بود ، تمام سفر خود را به هم ریخت. در حالی که این قسمت به طنز با حسادت هومر در رابطه با مارژ بازی می کند ، وقتی راجر داستان خود را درباره آلباتروز و مسمومیت با خدمه آن را پخش می کند ، وحشت شروع می شود – داستانی که ترس را به قلب هومر می اندازد زیرا یکی از پای های راجر باعث مرگ یک نفر می شود کوسه

سیمپسونها کسانی نیستند که بتوانند از نظر جمعیتی چشم پوشی کنند و در این سال ، وسواس بزرگسالان جوان با یک انسان و یک خون آشام بسیار مورد توجه قرار گرفت. کسانی که این قسمت را دیده اند ، هر یک از جنبه های ظریف را خنده دار می دانند ، و برای کسانی که این کار را نکرده اند ، هنوز چیزهای زیادی برای لذت بردن وجود دارد زیرا سازندگان با ذوق هر دو دیدگاه را در روایت خود قرار می دهند. وقتی لیزا به ادموند می افتد ، آرزوی زندگی ابدی با او را دارد. با این حال ، همانطور که لحظه تحول او فرا می رسد ، او می فهمد که ممکن است تمام آنچه که برایش پوشیده شده است نیست.

The Simpsons Treehouse of Horror XXIV (6 اکتبر 2013)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

سیمپسونها Treehouse of Horror بیست و چهار در صحنه های ابتدایی خود بازی می کند ، جایی که هیچ مورد دلخواه ترسناک امن نیست. درخشان، هزارتوی تابه ها، آلیس در سرزمین عجایب، تیغه ، و Z جنگ جهانی (فقط به نام چند مورد) همه با سکانس افتتاحیه / نیمکت سنتی سیمپسونها تزریق می شوند. وقتی می خواهید هر یک از منابع را بطور دقیق قرار دهید و از آنها استفاده کنید ، هیجان ایجاد می کند.

با پایان یافتن هیجان گردباد ، دکتر سئوسگربه در کلاه به هدف بخش اول تبدیل می شود. وقتی بچه چربی در گربه می آید تا بچه ها را شفا دهد و هالووین آنها را نجات دهد ، بچه های سیمپسون در خانه با اوریون هستند. با این حال ، جایی که چربی در گربه نوید یک شب سرگرمی و آب نبات را می دهد ، کودکان خشونت و مرگ را می شناسند که علائم تجاری واقعی او هستند.

ماهیت وحشتناک اپیزود به اینجا ختم نمی شود ، زیرا بخش دوم متوجه می شود که بارت سیمپسون سر خود را با فن جعبه از بدن جدا می کند و با جراحی به لیزا متصل می شود. در حالی که به نظر نمی رسد قسمت دوم زیاد مسخره باشد ، یک تصویر سرگرم کننده و خشن از رقابت خواهر و برادر و تقریباً جکیل و هاید جنبه بارت و لیزا در حالی که بارت متوجه شد هنگام کنترل لیزا خواب بدن آنها را کنترل می کند.

سرانجام ، این قسمت بینندگان را به سیرک ، هومر نیرومند ، هنرمند Marge the Trapeze و Moe عجیب و غریب – که همه برای جلب توجه مارج و داشتن یک انگشتر زمرد رقابت می کنند ، می آورد. آنچه وحشتناک است ، عدم برائت و خلوص هومر است. معمولاً حواس او را دونات ، آبجو و تلویزیون (و همینطور شیطان های با برنامه ریزی ضعیف) پرت می کند ، این کارتون کلاسیک همیشه ذاتی فروتنانه دارد. او خانواده اش را دوست دارد و زندگی اش را دوست دارد. با این حال در اینجا ، او مردی حریص و غرور مغرور است که تنها دغدغه زندگی بهترش را دارد و در این راه مارج را فدا می کند. این برداشت جالبی از شخصیت محبوب بود و کاملاً منطبق بر طبیعت عقب مانده قسمت های ترسناک Treehouse است.

The Simpsons Treehouse of Horror XXV (تاریخ پخش 19 اکتبر 2014)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

برای بیست و پنجمین القا از سیمپسونها Treehouse of Horror ، صحنه کاناپه افتتاحیه به سبک جوایز اهدا می شود ، زیرا گوینده “مهمان” را برجسته می کند – جنیفر لارنس، وارن بتی، کلینت ایستوود – همه در حالی که کلیپ های قسمت های قبلی توسط. همه اینها با نشان دادن قسمت های بدن “مهمانان” در قسمت پرده ، به سبک پرده ای به اوج خود رسید ، کودوس و کانگ با خنده از ایجاد آنها خندیدند. افتتاحیه خیلی طولانی نمی شود ، زیرا یکی از کوتاهترین سریال هاست ، و دقیقاً در عمل فرو می رود. اول ، سیمپسونها به جهنم برگردید – خوب ، حداقل بارت و لیزا. بارت و لیزا پس از یافتن رونزهای روی میز هنگام بازداشت ، با یك آی پد اسكن كردند ، نفرین را فعال كردند و بچه ها را به جهنم كشاندند. اما این برای رنج ابدی نیست ، بلکه بیشتر برای یادگیری است. همانطور که بارت و لیزا کشف کردند ، این جایی است که شیاطین شکنجه و درد را می آموزند – و جایی که لیزا محبوب است (بله ، جهنم یخ می زند). این یک قسمت هوشمندانه است که به راههای شیطانی بارت متمایل می شود و به او موفقیت می بخشد و به مخاطب تخم مرغ های عید پاک سیمپسونها را برای چشم مشتاق می بخشد.

ساعت نارنجی، چندین بار در طول Treehouse Horrors مورد مراجعه و لباس قرار گرفت ، سرانجام بخش تفریحی خاص خود را بدست آورد ، با بازی Moe در نقش الکس. این یک تقلید مسخره انگیز عالی است از این جهت که کلاه خود را به اصلی هدیه می دهد ، در حالی که آن را تازه ، مدرن و خانواده پسند نیز نگه می دارد. سرانجام، دیگران و هر قسمت از جن و وحشت در قسمت آخر از قسمت بیست و پنجم حل می شود. آنچه باعث برجسته شدن این بخش در میان سایر افراد می شود ، ارواحی است که سیمپسونها تحت تعقیب آنها قرار می گیرند … سیمپسونها (1989) هستند. غالباً ، به ویژه در گه های نیمکت ، نقاشی های اصلی برای سیمپسونها به سریال راه پیدا کنند. در اینجا ، نه تنها برای بهترین Marge بلکه برای زندگی نیز رقابت وجود دارد. این یک روش خلاقانه و طنزآمیز است که سریال می تواند تغییراتی را که طی 26 سال گذشته ایجاد کرده است ، تصدیق کند و گذشته و حال را در برابر یکدیگر قرار دهد.

The Simpsons Treehouse of Horror XXVII (22 اکتبر 2017)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

در یک مهمانی سوسیس تنظیم انیمیشن ، سیمپسونها و پدربزرگ با اضطراب وقت خود را در یک کاسه بیرون از خانه ساکت می کنند. هالووین است و آنها آب نبات برای ترفند یا درمانگرها هستند. در حالی که آنها زنده می مانند ، در یک قفسه قرار می گیرند تا سال آینده فراموش شوند ، یک اسم حیوان دست اموز شکلات پریشان که از سرنوشت آنها ناراحت کننده است – هومر از اینکه در یک آدم خواری کوچک کوکو شرکت کند ترس ندارد. این کمی هولناک است که هومر و خانواده اش خرگوش شکلاتی را سرگرم می کنند ، اما در عین حال سرگرم کننده است.

اولین پازوزوی مگی – اکنون این عبارتی است که هرگز فکر نمی کردم بشنوم. به عهده گرفتن جن گیر، هومر و مگی تحت تسخیر پازوزو قرار می گیرند. هومر یکی از خوش هیجان ترین اما مهیج ترین آهنگ های شیطانی را که تا به حال نوشته شده است ، می خواند در حالی که خون از بینی جن ها بر روی دیوارهای مگی می ریزد ، سر عروسک ها می چرخد ​​و کتاب ها به خود سوخت. اما مگی شدیداً به یک جن گیری احتیاج پیدا می کند ، دیو باعث می شود او در خانه شناور شود و به اطرافیانش آسیب برساند (یا قتل کند). این یک تقلید تقلید هوشمندانه از کلاسیک بی انتها است ، با یک روایت قوی و جوک هایی کاملاً اجرا شده در کل.

بازگشت به تیم برتون، سیمپسونها کورالین را از طریق چشم لیزا سیمپسون زنده می کند. این انیمیشن درخشان و خواب آور است و از نمای کلاسیک مجموعه تلویزیونی به دنیای جهان منتقل می شود تیم برتونها کورالین. این اپیزود نه تنها اعدام درخشان پیدا می کند ، بلکه از همان ابتدا خط داستانی پازوزو را از طریق موجودیت فیلم حمل می کند ، مگی هنوز از “پرونده پازوزو” رنج می برد. به شخصه ، از بین 82 بخش Treehouse of Horror و 32 قسمت ، این مورد محبوب من است که این مجموعه تاکنون انجام داده است.

این اپیزود با انتقال به بخش آخر ، سرعت خود را از دست نمی دهد ، هومر مایل است تنها باشد زیرا بقیه اعضای خانواده سیمپسونها برای چند روز دور خواهند بود. هومر با هیجان خود و در آهنگ هوشمندانه “دوباره فقط در خانه تنها” گم شده است ، همه چیز را در خانه می خورد (خوب ، نه سبزیجات ، بنابراین بله … همه چیز در خانه). با پیدا کردن یک هات داگ تنها در فریزر ، یک حادثه باربیکیو متوجه می شود که هومر انگشت خود را می خورد – که باورنکردنی خوشمزه و غیر قابل مقاومت است. طی چند روز آینده ، هومر ذره ذره شروع به خوردن غذا می کند – تا جایی که دیگر چیزی باقی نماند. این یک ایده کاملاً هوشمندانه است ، ایده ای که به خود منتقل می کند تا هومر خودش را تکه تکه کند و تمام ابزارهای “ادویه” کردن پخت و پز خود را پیدا کند.

The Simpsons Treehouse of Horror XXXI (18 اکتبر 2020)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

قسمت 666 سیمپسونها به شکل واقعی – به عنوان یک خانه درخت وحشت – ارائه می شود. قسمت سی و یکم سریال The Treehouse of Horror که مستقیماً وارد عمل می شود ، متوجه می شود که هومر از رفتن به خانه فرزند تازه متولد شده خود امتناع می کند زیرا پسر دیگری نمی خواهد (همانطور که بارت دیده می شود بارت را بر روی دیوار با خون می نویسد) ، به جای اینکه به خانه ببرد. دختری رها شده که او مگی نامگذاری می کند. اگرچه مگی یک کودک عادی نیست زیرا او تخم شیطان است. سکانس آغازین وقایعی را که در رخ می دهد برجسته می کند فال، و قسمت شیطانی عصر با سرعت بالا شروع می شود.

با روی کار آمدن Treehouse of ترس ، تقلیدها کمی روی بینی قرار می گیرند چیزهای غریبه، میلهاوس به نمایندگی از ویل ، و به عمق Over-Under توجه کرد. لیزا سیمپسون در تلاش برای نجات میلهوس وارد مخزن محرومیت می شود و متوجه می شود که نه تنها بازار مسکن در بالاترین سطح تاریخی قرار دارد و آمازون هنوز هم این کار را انجام می دهد بلکه حتی یک Ned Flanders نیز در Over-Under وجود دارد. از اینجا ، قسمت وارد قسمت بعدی خود می شود ، هومر در حال خفه شدن از یک هات داگ و ورود به بهشت ​​است – که در این مرحله ، خدا آن را به گوگل فروخته است. با این حال ، با یک اشتباه رخ داده و جسد هومر از دست رفته ، هومر باید جسد جدیدی پیدا کند تا به خانواده اش برگردد. با این حال ، به دست آوردن یک تصویر جدید به آسانی به نظر نمی رسد و هومر یک سری مبادله بدن را برای یافتن یک تصویر عالی آغاز می کند. این بخش خود را به برخی از لحظات طنز آمیز می بخشد زیرا هر شخصیت جدید تعداد زیادی از تعاملات جدید را ایجاد می کند.

سرانجام، شکل آب Zelma را به خط مقدم می آورد. او که توسط DMV اخراج شده است ، به عنوان یک نظافتچی در یک آزمایشگاه تحقیقاتی شروع به کار می کند – نیاز او به سیگار کشیدن باعث می شود او به یکی از بیگانگان گروگان گرفته برود. بسیار شبیه چیزهای غریبه تقلید در اوایل قسمت ، کمی روی بینی است ، اما با خلاقیت و شوخ طبعی همراه است. با Kodos و Kang به عنوان بیگانگان – و یک Thanos برای راه اندازی سریع – این قسمت تعادل بین دنیای سیمپسونها و هالووین را پیدا می کند.

The Simpsons Thanksgiving of Horror (24 نوامبر 2019)

The Simpsons Epic Treehouse of Horror Marathon
منبع: FOX

سال گذشته ، سیمپسونها، مارج در سکانس آغازین اذعان کرد ، پذیرفت که جهان اخیراً “با شبح و تار همه چیز” تاریک تر شده است. حتی با پایان هالووین ، بسیاری از داستان های وحشتناک برای گفتن وجود داشتند که نمی توانستند تا سال بعد مهار شوند. همانطور که مارژ استقبال می کند و هشدار می دهد ، هومر با بیان اینکه نمی داند چه زمانی برای صرف شام ترسناک است ، ترسناک است ، کودوس و کانگ در لباس زائران ظاهر می شوند ، که مورد تایید مارژ قرار گرفت. “ما سیاره شما را تصرف می کنیم. آیا این استعمارگران ظالمانه لباس نمی پوشند؟ “.

اولین بخش خلاقانه درخشان است و با ذهنیت ایجاد کننده هر قسمت صحبت می کند. بوقلمون ها در بیابان پرسه می زنند ، تخم مرغ به دنیا می آورند و به عنوان یک جامعه زندگی می کنند. همه آنها در Gobble صحبت می کنند ، Gobble در یک زندگی مسالمت آمیز زندگی می کند – تا زمانی که اسلحه سر یکی از بوقلمون ها را شلیک می کند. زائران آمده اند تا هر تعداد بوقلمون را که بتوانند بگیرند ببرند. وقتی خانواده ها از فرزندانشان جدا می شوند ، سر آنها برای شام یکی یکی خرد می شود ، به نظر می رسد همه امیدها از بین رفته است. در حالی که بوقلمونها بی سر می چرخند و خون در همه جا جاری می شود ، میلهاوس ادعا می کند که بوقلمونها جادو شده و سعی در تمیز کردن کلنی و آتش زدن ساختمانها دارند. هنگامی که بوقلمون ها فرار می کنند ، این درک وجود دارد که گرچه آنها دور شده اند ، اما دیگر هیچ چیز مثل گذشته نخواهد بود.

ترک خوردن شیشه و ضربات دیجیتال بینندگان را به بخش بعدی می کشاند ، آینه سیاه“کریسمس سفید” از طریق برج AI که شامل یک نسخه از Marge است ، زنده می شود. هومر که می خواست در تهیه غذای سالانه شکرگذاری به مارج کمک کند ، هومر با هوش مصنوعی به او هدیه می دهد ، در ابتدا از کمک او استقبال کرد اگرچه هوش مصنوعی Marge تمام پخت و پزها را برای فرزندان خود به کمال انجام می دهد ، اما Marge شروع به حسادت می کند و می خواهد برنامه حذف شود. همانطور که AI Marge احساس می کند وقتش به پایان رسیده است ، او برنامه ای برای بهترین شکرگذاری – و فرار از زندان خود طراحی می کند.

بیگانه و زندگی هجوها سیمپسونها را به فضا می آورند ، آخرین انسان باقی مانده در راه رفتن به یک سیاره دورافتاده برای اکتشاف و حفظ حیات انسان. For some reason, the children are awoken up before their parents, too much trust placed in the youth to complete their dioramas and stay out of trouble. Determined to still have a Thanksgiving, Bart, and Milhouse attempt to replicate a can of cranberry sauce, inadvertently infusing the sauce with life. But this, not just any sauce, and this is not just any blob. As it slims its way through the ship, it sucks the bones out of each child it comes up against.

There is such uniqueness and relevancy to the many topics interlaced within the episode, as well as a breath of freshness with the series continuing its horror streak in the context of Halloween. While I had wanted the marathon to end with the final episode to have premiered this year, I couldn’t think of a better episode to have ended on.

What are some of your favorite Treehouse of Horror episodes? Let us know in the comments below!


Watch The Simpsons

Does content like this matter to you?


Become a Member and support film journalism. Unlock access to all of Film Inquiry`s great articles. Join a community of like-minded readers who are passionate about cinema – get access to our private members Network, give back to independent filmmakers, and more.

Join now!

میزگرد فیلم استعلام فیلم Videocast شماره 12: Spooktacular

تیم تحقیق فیلم برای یک میزگرد گاه به گاه دور هم جمع می شوند – این هفته درباره فیلم های رفتن به هالووین صحبت می کنیم. فاجعه شما چیست؟ به ما اجازه بدهید از تفکرات شما در نقطه نظرات آگاه شویم! با مدیریت کریستی استروس. مهمانان: جیک تروپیلا ، بیلی جو جوزی ، استفانی آرچر و کلمنت تایلر اوبروپتا.

برخی از ساعتهای معمول و مورد علاقه شما کدامند؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

کریستی استروز

کریستی استروز

کریستی استروز سردبیر مسئول تحقیق فیلم ، نویسنده ، پادکستر و همه متعصب سینما و تلویزیون است.

EXCORCIST آخرین: قدرت تند شما را مجبور می کند

دهه های گذشته جن گیری موضوعی در مورد فیلم های ترسناک بوده است. حتی معروف ترین آنها ، ویلیام فریدکینها جن گیر، باعث ایجاد دو دنباله ، دو پیش درآمد و یک مجموعه تلویزیونی شد که به مدت دو فصل پخش شد. این یک سفارش بلند برای هر فیلم جن گیری دیگری است که باید با آنها رقابت کند ، indie یا نه! آخرین جن گیر دارای یک بازیگر مناسب لاتین و یک یا دو ایده جالب است ، اما اغلب اوقات مانند یک سریال صاف و ناخوشایند بازی می کند که ترس های بیاد ماندنی ندارد. بیشتر این موارد در جاهای دیگر بهتر انجام شده است.

به عنوان نویسنده و کارگردان هر دو آخرین جن گیر، رابین بین (دختر گمشده) یک قلاب منحصر به فرد برای داستان ارائه می دهد: اگر تمام جن گیرهای جهان مرده بودند ، اگر خواهر بزرگتر شما تحت تسخیر قرار بگیرد ، چه می کنید؟

در حال جن گیری شیاطین خود

جو (راشل بروک اسمیت) متدین و سخت کوش است ، اما خواهرش مادی (تری ایوانز) نیست. رفتاری بی رحمانه مادی که زنی با اخلاق سست است ، اغلب باعث فلاش بک جو از دوران کودکی آسیب زا آنها می شود. مانند مادرش ، مدی یک الکلی با گرایش های مخرب است. همچنین ، مانند مادرش ، تحت تصرف است. از آنجایی که مدی به لطف حرکات تند و جیغ های شیطانی شروع به عملکرد نامنظم تر از حد معمول می کند ، جو مجبور می شود با مارکو بازنشسته بازنشسته تماس بگیرد (دنی ترجو) برای تصمیم گیری سخت

EXCORCIST آخرین: قدرت تند شما را مجبور می کند
منبع: Uncork’d Entertainment

پس از یک سرگرمی ، اگر بیش از حد بالا باشد ، نشان می دهد آخرین جن گیرهای باقی مانده در جهان در یک انفجار ناشی از تروریست ها کشته شده اند. تدوین و بازی به سرعت در حال برش شدید بین خبرساز این رویداد و تروریست است که قبل از ایجاد یک انفجار بزرگ ، به جن گیرهای ربوده شده خود یک وسیله می دهد. این کاملاً زاویه تازه ای برای باز کردن یک فیلم جن گیری است. به ضرر آن ، آخرین جن گیر وقتی به سمت گوشت داستان می رویم ، به یک ردیف آرام تر تبدیل می شود. آنچه ما به دست می آوریم بیشتر یک درام خانگی در مورد دو خواهر است که رابطه آنها روی صخره ها است تا یک داستان ترسناک از جن گیری و شیاطین.

خواهران شیطانی

بیشتر فیلم زمان خود را صرف برقراری روابط بین خواهران جو و مدی می کند. تری ایوانز (پیراناكوندا) نقش پررنگ تري به عنوان مادي بالادست دارد و با شوخ طبعي خوب ، “خواهر بد” را قانع كننده بازي مي كند. راشل بروک اسمیت (کوسه کابوس) با یک نقش قهرمان زین شده است که بسیار خوب است و در پایان کمی صاف است.

EXCORCIST آخرین: قدرت تند شما را مجبور می کند
منبع: Uncork’d Entertainment

حتی افسانه ای دنی ترجو (کلاغ: نماز شیطانی) آن را به عنوان یک جن گیر سابق مهار می کند. به عنوان مارکوس بازنشسته ، Trejo مطیع و مردد بیرون می آید. ماركوس در ابتدا به طور كوتاه ظاهر می شود و در انتها با شدت بیشتری نمایان می شود. گم شدن او در خلأهای بزرگ فیلم باعث می شود شخصیت وی کمتر از آنچه می توانست تأثیر بگذارد. وقتی ما مونتاژ استانداردی از آموزش جو به روش جن گیری را دریافت می کنیم ، همه چیز زنده تر نمی شود. ممکن است انتظار داشته باشد که او یا حتی کل فیلم آن را کمی کمپینگ کند ، اما در بیشتر اوقات همه چیز کاملاً ناخوشایند است.

یک اشتیاق سوزان

مانند آخرین جن گیر همراه با جن گیری ، که برخی از آنها در همه جا موجود است ، آخرین جن گیربودجه ناچیز شروع به نشان دادن عیب های خود می کند. هیچ یک از صداهای سورئال ، خنثی سازی یا حرکات غیرقابل پیش بینی ترسناک نیستند. جن گیری باید مانند یک واقعه بزرگ با مخاطرات عاطفی و جسمی شدید اتفاق بیفتد. در عوض ، آنها به صورت طرح های خنده دار سریع ، البته ناخواسته چنین می شوند.

آخرین جن گیربزرگترین شکست این است که سایر فیلم های جن گیری لیگ سکانس های مالکیت را بهتر انجام داده اند. فلاش بک های مکرر در برخی مواقع منجر به ضرباهنگ ضعیف و احساس خاص بودن بعد از مدرسه می شوند. در اینجا یک یا دو میکروب از ایده های الهام گرفته شده وجود دارد ، اما کل بسته بندی هرگز با هم ترکیب نمی شود. در نهایت ، آخرین جن گیر با وجود بهترین نیت ، چیزهای جدیدی را به میز پرخرج خود نمی آورد.

دعاهای خود را بخوانید

آخرین جن گیر نه وحشتناک است و نه وحیانی. اگر جلوه های ویژه شنیع را که در داستانی شایسته یک تله نوولای خسته نیستند ، دوست دارید ، ممکن است یک یا دو قل قل بخورد.

آیا آخرین جن گیر را دیده اید؟ افکار خود را در زیر ارسال کنید!

آخرین Exorcist در حال حاضر در VOD و DVD موجود است.


آخرین جن گیر را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مت بردلی-تسچیرگی

نویسنده ساده ترین بهترین ها: مصاحبه با طراحان ، آهنگسازان و اسكافلاوها و فیلمهای بازی VIDEO و فیلمهای UWE BOLL VOL. 1: فیلم های بازی ویدیویی. میزبان SEQUELCAST 2 و دوستان.

تعریف لطفا: تصویری لایه ای از خانواده ، آزادی و بیماری روانی

احساسات و تجربیات انسانی هسته اصلی فیلم سازی است. تقلید از زندگی برای بینندگان یک کاتارسیس ایجاد می کند ، آنها را با دیدگاه های دیگری غیر از دیدگاه های خود آشنا می کند و فرصتی برای دیدن خود فراهم می کند ، خلا vac خلوت تنهایی را از بین می برد. لطفاً لطفاً، از نویسنده و کارگردان روز سوجاتا، یکی از این فیلم هاست که بینندگان از مرزهای فرهنگ فراتر رفته و خود را در شخصیت ها و احساساتشان می بینند. لطفاً لطفاً یک زن جوان را دنبال می کند که با درک نه تنها آنچه که از زندگی می خواهد ، بلکه آنچه از ساختار خانواده اش می خواهد ، تلاش می کند. به آنچه در حال حاضر دارد.

لطفاً لطفاً داستانی است از یادگیری رها کردن ، تعریفی که چند وجهی از آن رها می شود و به فیلم لایه های مختلفی می دهد تا بینندگان از بین بروند. رها کردن تصورات قبلی از گذشته ، رها کردن تصورات خود از خود ، رها کردن آنچه که شما را به هم نزدیک می کند ، و رها کردن ترس – فقط برای ذکر چند مورد. و در حالی که فیلم بر روی مونیکا تمرکز داشت (روز سوجاتا) سفر کشف خود و آزادی ، اطرافیانش را به باد نمی سپارد و به فیلم لایه های کاملاً ریشه ای می دهد تا بینندگان بتوانند هر بار یک صحنه و یک شخصیت را از بین ببرند.

Diegesis: D-i-e-g-e-s-i-s. یک روایت یا طرح ، معمولی در یک فیلم

لطفاً لطفاً در حالی آغاز می شود که مونیکا جوان ادعای پیروزی در مسابقات قهرمانی کشور Spelling Bee را دارد. در پیروزی گرداب که به دنبال آن به نظر می رسد ، او به نظر می رسد آماده ادعای آینده خود است. در این چند لحظه اول ، مونیکا به عنوان یک دختر بچه جوان زودرس ، عملگرا و فداکار شناخته می شود. این معرفی او در دوران کودکی بنیادی از عناصر شخصیتی است که فرد جوان رشد می کند و با بزرگتر شدن رشد می کند. این مهم است زیرا همانطور که ما در حال حاضر ، بزرگ شده و به دنبال فرصت های شغلی بالقوه به سوی مونیکا حرکت می کنیم ، هر دو این موارد هنوز در زندگی او کاملاً تزریق شده است.

تعریف لطفا: تصویری لایه ای از خانواده ، آزادی و بیماری روانی
منبع: تولیدات جون استریت

در آینده او ، او هنوز در خانه زندگی می کند ، از مادرش مراقبت می کند و در پرتگاه آینده اش ایستاده است. او باید تصمیم بگیرد که آیا گذشته را رها کند یا از آنچه که همیشه می دانسته حرکت کند. در این لحظه ، او می تواند سیر زندگی در بقیه زندگی خود را تعیین کند. اگر این کافی نبود که با آن کنار بیایید ، ورود ناگهانی برادر بیگانه اش فقط اوضاع را پیچیده تر می کند. در حالی که خواهر و برادر برای اتصال دوباره تلاش می کنند ، حقایق سختی برای هر دو آشکار می شود ، بسیاری از آنها دیگر نمی توانند به کناری رانده شوند و در فرصتی دیگر با آنها برخورد شود. حساب و مصالحه ممکن است تنها نجات آنها باشد.

Ménage: M-e-n-a-g-e. اعضای یک خانوار

لطفاً لطفاً فیلمی درباره احساسات است – و چه آرایه ای را قادر به لمس کردن آن است. شما بلافاصله با مادر مونیکا ، جایا آشنا می شوید (آنا خواجه) ، که عشق او به فرزندانش غیرقابل انکار است ، با این حال تصور او درباره آنچه باید باشد و نباید انتظار کلان باشد. و هرگز از ذات طبع بی توجه باشید ، گناهی که به دلیل ایجاد سلامتی بیمار برای هر دو خواهر و برادر تحمیل می شود ، نه تنها روابط آنها در حال حاضر ، بلکه همچنین گذشته است. نه تنها از نظر فرهنگی و عاطفی اهمیت نشان دادن مادر از این طریق ، بلکه برای ادامه کار فیلم برای اهداف شخصیت سازی نیز وجود دارد.

تاکنون می دانیم که مونیکا عملی و فداکار است. در امروز ، می بینیم که بیشتر این فداکاری ریشه دوانیده است – فداکاری برای خانواده. انتظار می رود او رفتاری خاص داشته باشد و در کنار مادر و خانواده اش باشد. بعلاوه ، به عنوان مربیان مونیکا ، دانش آموزان خود را می آموزید ، تلاش او برای جبران هزینه های کودکی خود را از طریق رفتار با دانش آموزان مشاهده می کنید. هنگامی که والدین بیش از حد بزرگ هستند ، به سختی از روی هر اشتباهی پایین می آیند و انتظارات غیرقابل تصوری برای برآورده ساختن دارند ، مونیکا رانده می شود تا لحظه ای از قدرت بدتر شود.

تعریف لطفا: تصویری لایه ای از خانواده ، آزادی و بیماری روانی
منبع: تولید خیابان ژوئن

با معرفی سانی (یا “دادا” ، همانطور که گاهی اوقات در فیلم به او اشاره می شود) ، با بازی ریتش راجان، او بیشتر لایه های مونیکا را بیرون می کشد ، همه در حالی که اجازه می دهد فیلم گسترش یابد و عناصر بیشتری از زندگی خانوادگی را در بر بگیرد. شما می بینید که بی اعتمادی مونیکا به برادرش ، عدم توانایی در برقراری ارتباط و ورود او وجود دارد. بینندگان بلافاصله روشن نمی شوند که چرا ، اما یک شبح نامرئی وجود دارد که به نظر می رسد همیشه در کنار سانی ایستاده است ، فقط دور از چشم دوربین.

رقابت خواهران و برادران برطرف می شود ، همه در حالی که با عواطف ناشی از آزار و شکنجه مواجه می شوند که با یک کودک متفاوت از بقیه رفتار شده است. لطفاً لطفاً خط حساب این شخصیت ها را ترسیم می کند ، جایی که آنها نه تنها باید آنچه را که در مورد خودشان انکار کرده اند بلکه کارهای خانوادگی را نیز تصدیق کنند. شکاف های عمیقی وجود دارد که ممکن است هرگز به طور واقعی بهبود نیابد ، اما تصدیق وجود آنها است که روند بهبود را ممکن می کند.

فصیح: E-l-o-q-u-e-n-t. مسلط یا متقاعد کننده در صحبت یا نوشتن

یکی از جالب ترین عناصر فنی لطفاً لطفاً اشاره فیلم به ماهیت عملی مونیکا از طریق استفاده از کلمات زنبور عسل برای توصیف لحظه ها ، مردم و احساسات است. این کلمه گفته می شود ، هجی می شود و تعریف می شود ، و بینندگان یک احساس املایی واقعی را احساس می کنند در حالی که نگاه متفاوتی به چگونگی درک دیگران از بینندگان می دهد.

تعریف لطفا: تصویری لایه ای از خانواده ، آزادی و بیماری روانی
منبع: محصولات تولیدی جون استریت

روز سوجاتا عملکردی عمیقاً بنیادین در نقش مونیکا. او ظریف است ، با این وجود قدرت تغییر جهان در دستان خود را دارد. هر کاری که انجام می دهد با لمس ملایم است ، می ترسد اطرافیان خود را ناراضی کند و از فشار بیش از حد می ترسد. همچنین یک معصومیت در آن بازی می کند روزحرکات ، پاسخ ها و تعاملات که می تواند به دلیل عدم قرار گرفتن در معرض فراتر از محدودیت های کودکی او ایجاد شود ، اما با ادامه فیلم ، ساختن زیرکی هوشمندانه نشان می دهد که هرچه بگذرد ، این بی گناهی کودکی است که واقعاً او را الزام آور می کند.

ریتش راجان از وضعیت برادر بزرگ تقلید می کند ، همه در حالی که سوسوهایی از طبیعت شکسته را حفظ می کند. راجان انرژی را برای عملکرد خود به ارمغان می آورد ، و روحیه ای سرزنده به سانی می بخشد که با تمام نکات منفی منفی که او را احاطه کرده است ، مغایرت دارد. راجان با شروع فاش کردن بیشتر فیلم ، عمیقی از شخصیت را به ارمغان می آورد ، تصویری دقیق و دقیق از رنج و اشتیاق ایجاد می کند. و شیمی ای که قادر است با آن تولید کند روز، فکر می کنید آنها در زندگی واقعی خواهر و برادر بودند.

نتیجه گیری: C-o-n-c-l-u-s-i-o-n. پایان

لطفاً لطفاً فیلمی است که از ابتدا تا انتها نیاز ما به ایجاد تنوع بیشتر را نشان می دهد. این داستانی است که بدون توجه به قومیت و فرهنگ قابل گفتن است و ثابت می کند که تثبیت روی ریخته گری سفید باید تغییر کند. ورود فرهنگ به فرهنگ فقط نیاز به مخاطبان را در فیلم های ارائه شده توسط هالیوود بیشتر می کند. داستانهایی برای گفتن وجود دارد و چشم اندازهای جدیدی نیز برای محصور کردن وجود دارد.

با این حال ، این تنها تنوعی نیست که فیلم به آن می پردازد ، سلامت روان به یک نقطه کانونی فیلم تبدیل می شود. لطفا ، لطفاً تعادل هر عنصر از جنبه های بهداشت روانی را که با کمال مقابله می کند ، به خود اختصاص می دهد تا نظرات مربوط به اهمیت داروها را حفظ کند ، در حالی که اهمیت مکالمه را حفظ می کند. این اذعان می کند که گرچه داروها می توانند به ما در یافتن تعادل کمک کنند ، اما تا زمانی که ریشه موضوع کشف و بحث نشود ، فقط یک کمک باند است. ما باید افکار ، ترس ها و عصبانیت های خود را در اختیار داشته باشیم تا درک واقعی داشته باشیم و واقعاً رو به جلو حرکت کنیم.

لطفاً لطفاً فیلمی است که در قلب خانواده فرو می رود ، خوب و زشت را پس می گیرد تا تصویری کامل بدست آورد و تلاش می کند شخصیت های آن را کامل کند. همراه با فشار برای تنوع ، لطفا ، لطفاً فیلمی است که نمی خواهید آن را از دست بدهید.

شما چی فکر میکنید؟ آیا روز سوجاتا برای اولین بار در مقام کارگردان سوژه جذاب دارد؟

لطفاً لطفاً در 24 اکتبر 2020 در سینماهای ایالات متحده اکران می شود.


لطفاً تعریف را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

من پیش پرده زن شما هستم | استعلام فیلم

یک زن با یک همدست کامل ، یک نوزاد ، در حال فرار است من زن تو هستم، آخرین مورد از نویسندگان / کارگردانان همکار است جولیا هارت.

ژان می دانست شوهرش چه کار می کند. او می دانست که او یک بزهکار است ، اما هرگز انتظار نداشت که او به خانه نخواهد آمد و یا در حالی که مردان او را شکار می کنند توسط غریبه ها او را سنجاق می کنند. بدون هیچ حرفی از همسرش زندگی او وارونه شده است و او مجبور است سریع تجارت را بیاموزد تا خود و نوزادش را زنده نگه دارد.

من پیش پرده زن شما هستم
منبع: استودیوی آمازون

این درام جنایی که در دهه 70 اتفاق افتاده است ، با جنجالی که وجود دارد به خوبی متناسب است هارت حرفه. با انجام یک کار بی نظیر بیست ساله در سال خانم استیونز، یک درام خانوادگی ابرقهرمانی در رنگ سریع، و یک فیلم جذاب دیزنی با دختر ستاره، مطمئناً ، چرا یک دوره در اجرای فیلم جنایی اجرا نمی شود؟ به این معنا نیست که شغل او هیچ مسیر خطی را دنبال نمی کند یا مثل اینکه هنوز در هر چیزی گیر کرده است. همچنین می تواند بالهایش را ادامه دهد.

همچنین بالهایش را ستاره می کند راشل بروسنهان، که شغلش با برنامه تلویزیونی منفجر شد خانم مایزل شگفت انگیز. از این جهت که وی به عنوان یک زن خانه دار به استندآپ کمیک تبدیل می شود ، در حالی که اینجا ترک خانه خطر بیشتری را تهدید می کند. جالب است که ببینید او چگونه عمل را اداره می کند ، و اگر آن را بیرون بکشد ، این یک لرزش خوب تصویر است. همبازی شدن با او است آرینزه کنه و مارشا استفانی بلیک.

در یک سال با این همه جدید ، من زن تو هستم قول می دهد افراد غیر منتظره را در ژانر آشنایی قرار دهد و این برای برجسته شدن کافی است.

من زن تو هستم توسط جولیا هارت و ستاره ها راشل بروسنهان، آرینزه کنه، و مارشا استفانی بلیک. این فیلم در تاریخ 11 دسامبر سال 2020 در آمازون پرایم در آمریکا منتشر می شود. در حال حاضر تاریخ انتشار بیشتر مشخص نیست.

آیا این یکی را بررسی خواهید کرد؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

امیلی ویلر

امیلی معتاد فیلم ، شیفته تلویزیون و عاشق کتاب است. او در حال حاضر در حال آموزش برای تبدیل شدن به یک خانم گربه دیوانه است.

سری HAUNTING مرگ را از دو موقعیت بررسی می کند

هر کجا که سفر کنم همیشه به تور ارواح می روم. اکثر شهرها آنها را دارند ، تورهای غروب غریب. قتلهای خشونت آمیز ، تاقچه هایی که مردم از آن می پریدند ، زیرزمین های پنهان جایی که فعالیت های غیرقانونی در آنها انجام می شد ، چیزهایی که مردم محلی برای قرن ها در مورد آنها زمزمه کرده اند ، همه برای دیگران از آنجا عبور می کنند و از آنها درآمد کسب می کنند. مطمئناً یک هیجان سرگرم کننده است ، اما مهمتر از همه ، این داستان ها بی عدالتی ها و تراژدی هایی را حفظ می کنند که به اندازه موارد موجود در موزه های آنها درباره مردم آنجا زندگی می کنند. آنچه که به دست می آورد نیز نشان می دهد ، این حقه بزرگی است که داستان نویسان می دانند و تعداد کمی از آنها در سال های اخیر بهتر از مایک فلانگان.

خواه اقتباس یا ایجاد داستان های خودش ، فلانگان تبحر وزنی را نشان داده است بدون اینکه در مورد تله ژانر خجالتی باشد. دکتر بخواب، بازی جرالد این قطعات خودآگاه نیستند که باعث ایجاد عشق به آن شده یا از آن اصطلاحاً وحشت زده متنفر باشند. جهنم، فلانگانرا Oculus در مورد یک آینه خالی از سکنه است دقیقاً چیزهای برجسته نیست. اشباح ، وقایع ماوراالطبیعه ، ذهن های پیچیده وجود دارد و بله ، پرش از ترس در سراسر کار او ، و او به اندازه کافی باهوش است که می داند هیچ شرمنده ای از جمله آنها نیست ، و نه آنها را از داشتن حقایق عمیق در وحشتش منع می کند.

شاید به همین دلیل است که برخی از واکنشهای اولیه نسبت به Haunting of Bly Manor ولرم بوده اند. پیگیری برای محبوب خود Haunting of Hill House سریال در Netflix (آغاز آشکاری از دلهره آور به عنوان یک مجموعه گلچین کاملاً خاص) یک داستان ترسناک کاملا متفاوت است ، داستانی که بسیار کندتر و ترسناک تر است. این هنوز هم یک داستان شبح است ، هنوز هم پر از افراد جن زده است ، اما رابطه آنها با موضوع اصلی سریال مرگ و تأثیر آن بر زندگی ما بسیار متفاوت است به طوری که قسمت دوم نمی تواند به اندازه وحشت بزرگ و دلهره آور باشد که باعث می شود بسیاری از فلانگانرا کار ، از جمله خانه تپه، یک غذای سرحال

خانه تپه توانست افراط کند زیرا این یک داستان ترسناک سنتی است. مانند بسیاری از کسانی که قبل از آن آمده اند ، این در مورد پذیرش مرگ به عنوان بخشی از زندگی است. شخصیت های آن هرگز از دست دادن زودهنگام مادرشان در خانه تیتراژ را پردازش نکردند و از آن زمان بیداد می کنند. بنابراین ، داستان آنها داستانی خونگرم تر است ، به راحتی راحت تر می توان در ضرب های آشنا قرار گرفت. در مقابل ، بزرگسالان گرفتار می شوند Bly Manor به نظر می رسد که اگر این قوانین خاص نیست ، این بازی را می داند. آنها اجتناب ناپذیر بودن مرگ را یکپارچه کرده اند و ادامه می دهند ، ثبات آنها باعث می شود که روایت خیلی فوری نیست. آنچه که ناسازگاری آنها را نفی می کند ، گام بعدی در رابطه ما با مرگ است: چگونه با آن زندگی می کنیم؟

وحشت از دانستن ضررهایی که برای ما وارد می شود ، بسیاری از افراد را در مسیر خود متوقف می کند ، آنها را در زندگی کم ارتباط و آرزو دستگیر می کند. این زندگی آرام تر از کسانی است که با مرگ می جنگند اما به سختی شادتر هستند. این دام دیگری است ، این خودآگاهی ، راهی دیگر است که مرگ می تواند زندگی ما را کنترل کند. غلبه بر آن یک مبارزه آرامتر است ، شکست در انجام این کار بیش از ترسناک بودن و غیره Bly Manor هنوز هم یک داستان ترسناک است ، اما داستانی که لزوماً لحنی متفاوت از آن داشت خانه تپه.

برای کسی که زنگ می زند

تفاوت فاحش بیشتری بین خانه تپه و Bly Manor از شخصیت هایی که در تارهای مافوق طبیعی خود گرفتار شده اند. خانه تپه از خانواده کرین ، به ویژه پنج کودکی که در دوران کودکی توسط خانه تیتراژ وحشت زده شده اند و پس از آن تا آنجا که می توانند از ضربه روبرو شده اند ، دارای خانواده ای است. این گروه آنچه را که برای مدت طولانی تجربه کرده اند انکار می کنند و برای فرار از سرنوشت خود با دندان و ناخن می جنگند. شخصیت های Bly Manorدر مقابل ، دسته ای بسیار کم جنب و جوش هستند. به نظر می رسد باغبان ، سرآشپز ، خانه دار و یک جفت یک مانور قدیمی انگلیسی نسبت به Crains کمتر به عذاب آور خود وابسته هستند ، با این وجود آنها کسانی هستند که جنون را بیرون می کشند و از همه مهمتر به هم می چسبند.

سری HAUNTING مرگ را از دو موقعیت بررسی می کند
Haunting of Hill House (2018) – منبع: Netflix

هرکسی که با داستان سرایی سازگاری داشته باشد این را به شما می گوید Bly Manor یک ردیف دشوارتر برای حرکت در زمین است و نیاز به ایجاد ارتباط بین شخصیت ها بدون لنگر پیوندهای خانوادگی دارد. در عوض ، آنها از دو داستان عاشقانه استفاده می کنند ، یکی با پیشرفت فصل و دیگری برای سالها. هر دو از این اخلاق کلان تغذیه می کنند که زندگی با مرگ به معنای زندگی علی رغم آن است ، مسیر هر رابطه هزینه و نتیجه گرفتن توصیه را نشان می دهد یا خیر.

هانا خانه دار و سرآشپز اوون کسانی هستند که این کار را نمی کنند. داستان آنها یک تراژدی محض است ، یک مورد از زمان نامناسب. هر دو در دوره رکود به سر می برند ، اوون فقط برای مراقبت از مادر در حال مرگ خود و هانا در حال بهبودی از یک ازدواج ناموفق به بلای بازگشت. به نظر می رسد که آنها مدتی یکدیگر را دوست داشته اند ، اما خود را بیش از حد از دست داده اند که تلفات انباشته دارند و نمی توانند گام هایی به سمت یکدیگر بردارند.

این واقعیت که هانا از لحظه شروع فصل مرده است ، فاجعه را از بین می برد. در تمام مدت زمانی که با آنها هستیم ، آنها هرگز فرصتی برای کنار هم بودن ندارند ، حتی وقتی که آنها را معاشقه و مراقبت می کنیم و یکدیگر را می بینیم. مالیخولیای این دلتنگی حتی آشکار کردن وضعیت روحانی هانا ، پرهیز از یادآوری مستمر او از ملاقات با اوون و سرنوشت محکومیت آنها برای ساختن یک زندگی مشترک با یک مشت سنگین تر است. آنها درست در مقابل هم بودند اما برای انجام حرکتی خیلی کند بودند و در واقع دیگر وقتشان به اتمام نرسیده بود.

همین اشتباه توسط باغبان ، جیمی و جفت بزرگ ، دنی انجام نشده است. وقتی دانی برای مراقبت از بچه های خانه حاضر شد جرقه هایی بین این دو پرواز می کند ، اما طبیعت از هر دو محافظت می کند و قصد برقراری رابطه ندارند. اگرچه حداقل آنها فرصتی دارند و اراده آنها در مورد سingال آنها قلب نمایش است.

مسئله این است که با جهش به این معنی است که آنها چیز ارزشمندی برای از دست دادن دارند ، یک چشم انداز مجازات کننده ، به ویژه هنگامی که ارواح Bly Manor به آنها نزدیک می شوند. اما زمانی که Bly Manor درک خود را به دنی می دهد و انتخاب سختی پیش روی زن و شوهر است ، ماوراuralالطبیعه اساساً به یک دستگاه داستانی عقب می رود.

این رویکردی نیست که مشابه رویکردی است که در یکی از کتابهای مورد علاقه من استفاده شده است ، کازو ایشی گورورا هرگز مرا رها نکن. این یک داستان علمی تخیلی است که از یک برنامه شبیه سازی انسانی برای بررسی طول عمر کوتاه استفاده می کند. نکته مهم این است که وقتی با مرگ و میر مواجه می شویم و نه برخی از مبارزات dystopian علیه سیستم ، مهم می شود. مطابق با ایشی گورو، بسیاری از خوانندگان از عناصر علمی تخیلی عقب مانده ناامید شده اند ، همانطور که تصور می کنم ، مردم آخرین قسمت از Bly Manor راهی عجیب و غریب پیش پا افتاده برای جمع بندی یک داستان ارواح. دانی و جیمی غوطه وری می کنند و زندگی مشترکی را می دانند که می دانند زمان کمرنگ شدن روحشان در درون دنی ، زمان آنها را کوتاه می کند. اما آنها در این زمان خوشحال هستند ، از روشی که قبلاً هرگز نبوده اند ، خوشحال کننده هستند ، فاجعه نمایشی ، خرد کننده روابط آنها وقتی دوباره ظاهر می شود و این دو باید همه چیزهایی را که ساخته اند از دست بدهند. پیچ و تاب چاقو این است که این سرنوشت هر رابطه ای است ، واقعاً با وجود عنصر ماورا طبیعی فقط برای کوتاه کردن بازه زمانی و تأکید بر فاجعه.

هیچ یک از زوجین از مرگ فرار نمی کنند زیرا این یک قسمت اجتناب ناپذیر از زندگی است ، و این وحشت است ، نه؟ اینکه چاره ای پیش روی ما این است که یا از زندگی واقعی خودداری کنیم ، و با این کار هم درد و هم شادی را به حداقل برسانیم ، یا از زمانی که در اختیار داریم استفاده کنیم و هر کدام را به شدت احساس کنیم.

سری HAUNTING مرگ را از دو موقعیت بررسی می کند
The Haunting of Bly Manor (2020) – منبع: Netflix

از طرف دیگر ، بچه های Crain حتی توانایی یک رابطه سالم را ندارند. آنها بیشتر تلاش می کنند خانه تپه، در حالی که روابط خانوادگی آنها در بهترین حالت تیره است ، خود را در یک رابطه عاشقانه شکسته می یابند. عدم موفقیت یا عدم موفقیت این افراد به دلیل ساده نبودن آنها ، عدم تمایل آنها برای مقابله با آنچه در آن خانه اتفاق افتاده است باعث شده است آنها دیوارهای بسیار بلندی بسازند و حتی در صورت لزوم نمی توانند از آنها عبور کنند.

استیون معتقد است که مشکلی در او وجود دارد که هرگز نباید منتقل شود ، شرلی هر چیزی منفی را پشت آرایش یا چهره ای سخت پنهان می کند ، تئو رد کردن درد بیش از حد لازم در زندگی او را رد می کند ، لوک خود را در مواد مخدر از دست می دهد ، و نل ، او حتی نمی تواند تصمیم بگیرد که در کدام جهت فرار کند. اما همه آنها به طریقی یا دیگری در حال دویدن هستند تا جایی که هیچ کس نمی تواند به اندازه کافی برای کمک نزدیک شود.

انزوای آنها فاجعه بزرگ است خانه تپه، عدم حضور آنها و کمک به یکدیگر در نتیجه مرگ نل و تقریباً از بین رفتن کل خانواده. تا زمانی که آنها دویدن را متوقف نکنند ، یا به عبارت دقیق تر ، شروع به دویدن به سمت یکدیگر و آن خانه نمی کنند ، آنها واقعاً خوشحال می شوند.

اگرچه رفتن به آن خانه و یکدیگر به معنای مقابله با مرگ است به گونه ای که هرگز نتوانسته اند. این قوس آنهاست ، و از این طرز تفکر خارج می شوند که مرگ یک چهره تهدیدآمیز و تهدیدآمیز است ، سلطه آن در زندگی چنان وحشتناک است که حتی نمی توانند مستقیماً به آن نگاه کنند. در مقابل ، این ترس طاقت فرسا هرگز در شخصیت های این کشور وجود ندارد Bly Manor. آنها در صورت لزوم با کمال میل به سوی مرگ فرار می کنند ، همیشه وقتی تهدید می شود یا هزینه سنگینی را متحمل می شود ، خود را نشان می دهند ، پاداش فرصتی برای داشتن چیزی معنی دار است قبل از اینکه ضربه مهلکی وارد کند.

خانه و دلهره آور

خانه ها و ارواحی که این مجموعه گلچین را مانند یک قطعه احساس می کنند ، جلوه های فیزیکی نسخه های مختلف فصل از مرگ هستند ، این بد بزرگی است که برای رسیدن به سطحی از آرامش باید با شخصیت های آن روبرو شود. از آنجا که این دو فصل در مورد دو ایده بسیار متفاوت از مرگ هستند ، این عناصر ترسناک باید با مدهای کاملاً متفاوتی ارائه می شدند. Bly Manor نمی تواند چهره ترسناکی باشد که هیل هاوس دلیل آن بوده است زیرا مرگ در زندگی جیمی ، دانی ، هانا و اوون یک ویژگی دستگیر کننده نیست ، و نه می تواند Crains با چنین مکان خطرناکی مانند Bly Manor جفت شود.

برای Crains مرگ شخصی است. عبور از مادر آنها طبیعی نبود ، مهم نیست که چطور آن را در سر خود چرخانده اند. او را گرفتند ، او را ربودند ، انگار که یک نیروی متفکر تصمیم گرفت که او را از آنها جدا کند. این نوع مرگ شما را علامت گذاری می کند و شما را جستجو می کند ، و بنابراین حضوری است که باید از آن ترسیده و نفرت داشته باشید.

سری HAUNTING مرگ را از دو موقعیت بررسی می کند
The Haunting of Hill House (2018) – منبع: نتفلیکس

بنابراین هیل هاوس مکانی ترسناک و نفرت انگیز است. دیواره های آن می پوسند و اشباح موجودات تیره و تار هستند که ساقه می شوند و فریب می دهند. خود خانه به عنوان تغذیه از خانواده توصیف می شود و به نظر می رسد در طول سریال آنها را به عقب برمی گرداند ، سازماندهی می کرد و از بین می برد. معلوم می شود که نل به معنای واقعی کلمه توسط خودش تحت تعقیب قرار گرفته است ، نمونه بارزتری از نحوه معلق شدن مرگ بر روی خواهر و برادر است.

این یک زمان خوب ترسناک را رقم می زند ، اما چنین حضوری فعال هرگز برای Bly Manor مفید نبوده است. شخصیت های این فصل منفعلانه تر به مرگ نگاه می کنند ، چیزی که در آن فقط بخشی از زندگی است و بنابراین Bly و ارواحش احساس طبیعی تری دارند.

دلیل اینکه بلی به دام آن تبدیل شد را بیان کنید: یک زن. زنی منظم ، زنی که در زندگی با اراده و ظلم بود ، اما همچنان زنی با عصبانیت قابل درک. او به تنهایی بلای را به مکانی تبدیل کرد که مردگان در آن معلق هستند ، حتی این اثر یک محصول جانبی است و نه یک مجازات عمدی.

مرگ در Bly به حدی با زندگی مرتبط است که ارواح ساکن آن به سادگی مانند گذشته ادامه می دهند. چراغ روشنایی همچنان به روشنایی بنزین ادامه می دهد ، سرایدار به مراقبت ادامه می دهد و زن پر از عصبانیت که باعث همه آن شده همچنان خشمگین است. اما حتی در این حالت ، شبح اصلی طعمه او را نمی زند. افرادی که تحت طلسم او قرار می گیرند در زمان نامناسبی در مکان نامناسبی قرار دارند ، به طور تصادفی از راه او عبور کرده و در خشم او غرق می شوند. آیا مرگ نیز اغلب برای ما اتفاق می افتد. قافیه و عقل از پنجره بیرون می رود و در لحظات نامناسب دچار بیماری یا حادثه می شویم ، گاهی اوقات اصلاً دیدن آن را نمی بینیم.

این نوع خطر غیر شخصی و دوسویه تا نحوه نمایش ارواح Bly گسترش می یابد ، و تصاویر وحشتناکی را که در هیل هاوس زندگی می کنند پشت سر می گذارد و به جای اینکه به ما ارواحی با چهره هایی که به طرز ناخوشایند پاک شده اند ، بدهد. این بلافاصله اتفاق نمی افتد ، تازه تبدیل شدگان به مرده هنوز قابل تشخیص هستند. در عوض با گذشت زمان ، جلوه ای جسمی از فراموشی آنها رخ می دهد.

زمان و خرابی های آن جنبه بسیار اساسی رابطه ما با مرگ است ، خصوصاً اگر شخصی زمان را خطی و مرگ را نقطه پایانی می داند. در هر دو مورد اینگونه نیست Bly Manor یا خانه تپه، اگر چه. هردو خاطره ای دارند که با رشد شخصیت ها به زمان حال فرو می روند و از نو تغییر شکل می یابند ، با توجه به تفاوت این روایت ها ، شباهت عجیبی دارد. این بدان معنی است که این اثر خانه ها یا برس های این شخصیت ها با ماورا طبیعی نیست بلکه در عوض چرخش برخی مشاهدات برجسته تر است.

اگر گرداب های هیل هاوس و بلی مانور پایان زندگی را نشان می دهند ، شاید این ثابت است که نشان دهنده زندگی است. به هر حال داشتن کمی وقت تنها چیزی است که به ما اطمینان می دهد. زمان فرار از یکدیگر و آسیب رساندن یا ظاهر شدن و دوست داشتن یکدیگر است. آخر ما خواه ناخواه فرا می رسد ، اما ما وقت داریم که کسانی را که می خواهیم باشیم بسازیم ، از جمله اینکه چگونه ما را به خاطر می سپارند. و ما هرگز نمی دانیم که چه مدت باید آن را انجام دهیم.

چه فکری کردی دلهره آور سلسله؟ به نظر شما چرا این دو فصل خیلی متمایز هستند؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

تریلر HILLBILLY ELEGY | استعلام فیلم

چراغ های روشن هالیوود در آپالاچیا روشن می شود Hillbilly Elegy، آخرین از مدیر رون هوارد.

جی دی ونس یکی از معدود افرادی است که بیرون آمد. از زادگاهش ، از خلا of فقر ، از نسل های زنده خانواده اش رهبری کرد. اکنون که دانشجوی حقوق است و جهان در برابر او گشوده است ، باید مدت کوتاهی به آن شهر کوچک در آپالاچی بازگردد و منجر به کاوش در افرادی شود که او را بزرگ کرده اند ، از جمله مادربزرگ زورگو و مادر گمشده اش.

تریلر HILLBILLY ELEGY
منبع: نت فلیکس

بر اساس خاطره ای به همین نام ، این فیلم با هزاران فشار از دروازه بیرون می آید. این کتاب که ظاهراً حکایت از ظهور یک مرد از فقر دارد ، انتقادات شدیدی را به دلیل کلیات آشکار آن در مورد آمریکای طبقه کارگر سفید ، به دنبال داشت و تریلر آن را به عنوان اصلی ترین برداشت به نظر نمی رساند. بازیگران زن بزرگی مثل گلن کلوز و امی آدامز زرق و برق زدگی ، جهنم فقر زیادی برای غوطه ور شدن ، و این امتیاز غالب است.

میتوانست Hillbilly Elegy از ناکجاآباد بیرون بیایید تا یک نگاه پیچیده به آمریکای سفید و روستایی داشته باشید؟ شاید. منظورم این است نزدیک و آدامز همراه با تعداد زیادی از بازیگران قوی مانند هیلی بنت، فریدا پینتو، و گابریل باسو، و هوارد به سختی یک کارگردان است که از او بو بکشد. اما این بارهای زیادی را به همراه دارد. خوشبختانه ، این برنامه در سراسر جهان در Netflix قرار خواهد گرفت ، بنابراین یک فرصت استفاده از آن را برای شما هزینه زیادی نخواهد داشت.

Hillbilly Elegy توسط کارگردانی شده است رون هوارد و ستاره ها گلن کلوز، امی آدامز، و گابریل باسو. در تاریخ 24 نوامبر سال 2020 در سراسر جهان در Netflix منتشر خواهد شد.

آیا این یکی را بررسی خواهید کرد؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

امیلی ویلر

امیلی معتاد فیلم ، شیفته تلویزیون و عاشق کتاب است. او در حال حاضر در حال آموزش است تا یک خانم گربه دیوانه شود.

نامه هایی به دانیل: کثیف اما مهم

بهداشت روان موضوعی است که به تازگی شروع به دریافت نمایندگی مناسب در سینما و تلویزیون کرده است. برای دهه ها ، مردم به طور جدی با سلامت روان رفتار نمی کردند ، بنابراین زندگی را برای کسانی که در تلاشند دشوارتر می کند. هیچ کس بهتر از این نمی داند امی مک کورکل که ، در سال 1999 ، هنگام تلاش برای دنبال کردن رویای خود در زمینه ساخت فیلم ، دچار یک شکست دو قطبی شد. او با کمک بهترین دوستش راهی سفری طولانی شد که در آخرین تلاش خود برای کارگردانی به نمایش می گذارد نامه هایی به دانیل. این فیلم با کمبود منابع دست و پنجه نرم می کند ، اما در نهایت پیام خوبی در مورد برخاستن روی پای شما به تصویر می کشد.

پتانسیل

نامه هایی به دانیل داستان مک کورکل را در طی یک دوره پانزده ساله ، همراه با نامه هایی به بازیگر محبوبش ، تعریف می کند دانیل کریگ. فیلم از سال 1999 و با عنوان مک کورکل آغاز می شود (مگان جونز) و بهترین دوستش میسی (ویرجینیا بلد) فرصتی پیدا کنید و برای پیگیری فیلم سازی به تگزاس بروید. به نوعی ، ابتدای فیلم برداشتی جالب از یک داستان رویش سن است ، امی و میسی یاد گرفتند که چگونه از نظر مالی مستقل شوند و برای اولین بار با دوری از خانه کنار بیایند.

نامه هایی به دانیل: کثیف اما مهم
منبع: سرگرمی Healing Hands

اجرای توسط جونز و بلد یک فیلم گاهی گیج کننده را با هم برگزار کنید. میسی مادرانه تر از این دو است ، کنار او ایستاده و از او مراقبت می کند حتی در بدترین لحظاتش. بلد اجرای کاملاً محکمی را ارائه می دهد که بیشتر از آنچه در فیلمنامه وجود دارد ، درباره مخاطب میسی می گوید. جونز وظیفه دشوار این است که فردی را که با اختلال دو قطبی دست و پنجه نرم می کند بازی کند. ما صحنه های خرابی بسیار دراماتیک زیادی را در فیلم هایی دیده ایم که بیشتر کارتونی هستند تا دلسوزانه. ولی جونز هرگز به این قلمرو گمراه نشوید. تصویر او صادقانه بود و واقعی احساس می شد.

مک کورکل اسکریپت کمی کیسه مخلوط است. بخش های صداگذاری و زیرنویس در زیر کارت عنوان “فصل” دارای برخی از خطوط خنده دار و خودپسند است که به ما درک بیشتری از شخصیت واقعی امی می دهد. با این حال ، صحنه های گفتگوی واقعی اغلب احساس ننگ و کمی غیر طبیعی بودن می کردند. فقط با گذشت بیش از یک ساعت ، خطوط داستانی وجود داشت که یا احساس عجله می کردند یا به طور کامل از آن عبور می کردند. دختران در یک لحظه از عمه روزی امی در یک کافی شاپ دیدن می کنند و اظهار نظری می کنند که نشان می دهد آنها مرتبا او را می بینند. این گیج کننده بود زیرا اگرچه قبلاً از عمه روزی نام برده می شد ، اما به نظر نمی رسید که آنها خیلی با او نزدیک باشند. این فیلم در سال 1999 شروع می شود و در سال 2011 به پایان می رسد ، بنابراین جای تعجب نیست که برخی موارد خاص باید قطع شود. اما اگر فیلم حتی 30 دقیقه طول می کشید ، جزئیات مهم را مرور می کرد.

دانیل کریگ کجاست؟

برخی از مشکلات فنی فیلم را می توان کمبود بودجه عنوان کرد. به عنوان مثال ، امی در سال 1999 در یک سالن سینما کار می کند اما وجود دارد انتقام جویان: بازی آخر پوسترها در پس زمینه برخی از اشتباهات وجود داشت ، که می توانست با یک پاس دیگر به راحتی برطرف شود. صدا بعضی اوقات متناقض بود. نوارهای مختلف بازیگر در فیلم حفظ شد. شاید منظور این بود که احساس واقع بینانه تری به آن بدهد ، اما ترجمه نشد. بعضی اوقات می دیدیم که ایمی نامه های خود را روی رایانه اش می نویسد و به صورت فیزیکی تایپ می کند ، اما صفحه به وضوح صفحه رمز عبور بود.

نامه هایی به دانیل: کثیف اما مهم
منبع: سرگرمی Healing Hands

این فیلم از طریق فصول پخش صدا در کل فیلم روایت می شود. این صدابردار امی است که نامه های اصلی خود را به آنها می خواند دانیل کریگ. این یک روش منحصر به فرد برای قاب بندی فیلم است ، اما دلیل آن مشخص نبود. ما تا نزدیک به پایان فیلم هرگز نمی شنویم که امی درباره تأثیر کریگ بر او صحبت کند. واقعاً دیدن صحنه ای که او برای اولین بار کار او یا چیزهایی از این دست را می بیند جالب بود. اگر او مدام نام خود را در صدا بلند نمی کرد ، فراموش می شد که او برایش نامه می نوشت.

آنچه که این فیلم با موفقیت ثبت می کند ، بسیاری از لایه های مقابله با اختلال دو قطبی است. مک کورکل نمی ترسد که بدترین لحظات خود را نشان دهد ، در یکی از نوسانات خلقی خود به میسی گفت که اگر حرفش را قطع نکند ، او را خواهد کشت. پیام های مخلوط گیج کننده مراقبت های بهداشتی نیز موضوع مهمی است که در آن تبلیغ می شود. یکی از جنبه های جذاب تر رابطه امی با مادربزرگ مذهبی اش بود. مادربزرگ در حالی که سر و صدا از اختلال خود است ، فکر می کند که او برای خوابیدن همیشه تنبل است. او عاشق امی است و امی او را دوست دارد ، اما واقعاً اعتقاد ندارد که سلامت روان به اندازه سلامت جسمی جدی است.

نتیجه: نامه هایی به دانیل

نامه هایی به دانیل گاهی اوقات بسیار ناهموار است ، اما داستانی که تعریف می کند مهم و جذاب است. بی خطر است که تصور کنید بسیاری از تماشاگران بتوانند با رویای ایمی و میسی در مورد فیلمساز بودن ارتباط برقرار کنند. از همه مهمتر ، این فیلم نشان می دهد که اگر افراد مناسبی در اطراف خود داشته باشید ، می توانید از طریق هر چیزی آن را بسازید.

https://www.youtube.com/watch؟v=SkDg0574z3k


نامه ها را به دانیل تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لانا استانتزاک

لانا استانتزاک

لانا استانتزاک دانشجوی دانشکده کلمبیا شیکاگو است که در رشته نوشتن خلاق با تمرکز در داستان های غیر داستانی تحصیل کرده است. سلیقه او در فیلم بسیار متنوع است و برخی از موارد مورد علاقه او شامل Singin ‘In The Rain ، Ex Machina ، Heathers و Ghostbusters است.