BUMBLEBEE: نه انفجارهای منظم شما

این ششمین است مبدل ها فیلم در حق رای دادن 12 ساله (در حال حاضر). این فیلم نه تنها اولین فیلم اسپین آف این حق رای دادن است ، بلکه بسیاری ادعا کرده اند که این فیلم اولین فیلم خوب ، خیر ، عالی این امتیاز است. من مورد دیگری ندیده ام مبدل ها قبل از این فیلم بگیرم ، بنابراین نمی توانم خودم این را قضاوت کنم. اما من دیده ام زنبورعسل اکنون دو بار بنابراین می توانم در مورد این فیلم قضاوت کنم. این فیلم در مورد Autobot Bumblebee است که با فروپاشی سیاره خانه اش Cybertron به زمین پناه می برد. او به طور تصادفی با دختر نوجوان زمینی چارلی واتسون ، بازیگر نقش اوه بسیار با استعداد آشنا می شود هایلی استاینفلد، و بلافاصله پس از اولین ملاقات خود ، آنها با یکدیگر دوست می شوند.

از ابتدای این فیلم ، برای من روشن بود که این فیلم با برخی از فیلمهای دعوا و نزاع پر از انفجارهای گنگ متفاوت خواهد بود. اگر در هر فیلم / تبلیغات قبلی یک چیز وجود داشت مبدل ها فیلم ها به ما نشان دادند ، این انفجارها و کنش های گنگ بود. اما این بار بسیار متفاوت به نظر می رسد. تازه وارد تراویس نایت نقش کارگردانی را از گرفته است مایکل بی و او علامت خود را در حق رای دادن قرار داده است. شوالیه تصمیم می گیرد هر انفجار ، هر مشت ، و هر جنگ را به حساب آورد. او این کار را با محدود کردن عمل فقط به لحظه هایی انجام می دهد که واقعاً مورد نیاز باشد. تمام این اقدامات اکنون حق وجود دارد و هر مشتی ضربه ای مثبت به ذهن و بدن خود احساس می کند. مخاطرات بیشتر است و ما به عنوان مخاطب این احساس را داریم.

یک چیز وجود دارد زنبورعسل برجسته بالاتر از دیگری مبدل ها فیلم های. من البته در مورد قلب آن صحبت می کنم منظور من از این چیست؟ خوب ، به جای تمرکز بر روی درگیری بی فکر بین روبات ها ، تمرکز بر روی رابطه عاطفی قوی بین یک ربات متحول کننده و یک نوجوان انسان است. آنها قلب این فیلم و همچنین قوی ترین قسمت این فیلم هستند. بازیگری توسط استاینفلد چیزی بزرگتر نیست شما نه تنها دوستی او با بامبلی ، بلکه از دست دادن ، درد و عزاداری او را احساس خواهید کرد. اما بازیگر دیگری نیز وجود دارد که این فیلم را به مرحله دیگری رسانده است. من البته در مورد about Shatter ، بزرگترین Decepticon که تاکنون دیده ایم صحبت می کنم. اما نه ، با تمام جدیت ، یک نیمه شرور دیگر وجود دارد که این فیلم را حتی بیشتر می کند ، یعنی ، جان سینا به عنوان عامل سوختگی این ممکن است یکی از سینابهترین نقش ها (هنوز). او کاریزماتیک ، خنده دار و تعریف واقعی از ضد قهرمان است. شخصیت وی برنز واقعاً معتقد است که او کار درستی انجام می دهد – و بنابراین کارها را با بهترین نیت انجام می دهد. منظورم این است که اگر یک ماشین سخنگوی غول پیکر در اطراف قرارگاه شما قدم بزند ، چه می کردید؟

BUMBLEBEE: نه انفجارهای منظم شما
Bumblebee (2018) – منبع: Paramount Pictures

همانطور که در بالا اشاره کردم ، بامبلبی بسیار عالی کار می کند زیرا این یک فیلم با قلب بزرگ است. اینکه این قلب را می توان خیلی شدید احساس کرد ، عمدتا به دلیل بازی در است هایلی استاینفلد و پیوند او با ربات دوست داشتنی Bumblebee. به عنوان یک بیننده ، ارتباط آنها با یکدیگر را احساس می کنید. درد را می فهمی استاینفلدچارلی از دست دادن پدرش سخت است و شما با او عزاداری می کنید. شما دردی را که بامبلی برای از دست دادن حافظه و صدا دارد ، درک می کنید. و احساس می کنید که چگونه این دو شخصیت به عنوان همسالان به هم متصل می شوند و یاد می گیرند گذشته را رها کنند.

قدرت در فیلم علاوه بر موضوع رها کردن ، با مضمون “خانواده” نیز ارتباط دارد. بنابراین ، سازندگان فیلم برداشت منحصر به فرد خود را از چگونگی جدا شدن از خانواده خود و در عین حال حمایت دیگران ارائه می دهند. این افراد دیگر (یا روبات ها) می توانند یک خانواده جدید با شما تشکیل دهند و یاد بگیرند که ارتباط خود را با خانواده خون شما برقرار کنند. اینکه چنین مضمونی می تواند در یک فیلم اتفاق بیفتد ، از یک حق رای دادن که عمدتا به کنش بی معنی معروف است ، جای تشویق دارد.

نتیجه

تراویس نایتها زنبورعسل موفق شد من را کاملا متعجب کند. نه تنها این فیلم در واقع بسیار عالی است ، بلکه حتی عالی است جان سینا در نقش ضدقهرمانی اغراق آمیز دهه 80 عالی است. با این حال ، ستاره واقعی بامبلبی هالی استاینفلد است. من شروع به تبدیل شدن به یک طرفدار واقعی کار او می کنم. این فیلم همچنین از اکشن بی معنی استفاده نمی کند و در مورد مضامین بزرگی مانند از دست دادن ، خانواده و دوستی بحث می کند.

آیا می خواهید دنباله ای برای این فیلم Spin-off Transformers داشته باشید؟ اگر چنین است ، آیا دوست دارید که هایلی استاینفلد و جان سینا برگردند؟ ما را در نظرات با ما در میان بگذارید.


Bumblebee را تماشا کنید

BOSS LEVEL: شورش یک اقدام رادیکال که در تکرار گیر کرده است

یک ریف با اکتان بالا در روز Groundhog که با کارگردان از طراحی دوره ای عبور می کند جو کارنااهاناعتیاد شدید به سقوط زیاد و گلوله های آتش ، سطح رئیس مفهوم بی انتها را به همان اندازه که چند ژانر را با هم مخلوط می کند تا یک تفاوت ایجاد کند ، دوباره اختراع نمی کند. اما این لزوما چیز بدی نیست. پس از احیای خفیف پس از سال 2014 کش آمدن، به نظر می رسد کارنااهانوقت صرف شده است به درست ساختن نوع دقیق خمیرمایه تزریق شده ماشینی که شما از مردی که به دلیل سرگرمی کار خود را از منفجر کردن کار خود کرده است انتظار می رود ، به همین دلیل جای تعجب نیست که آخرین عملکرد اکشن او بسیار بهتر عمل می کند از آنجا که احتمالاً باید

قمار بی پایان

هر روز ، عضو سابق Delta Force Roy Pulver (فرانک گریلو) فقط بیدار می شود تا به طرق مختلف توسط یک قاتل حرفه ای ترور شود. بین سر بریده های ناخوشایند ، تصادفات ماشین با ضربه زیاد و زخم های چند گلوله ، روی یاد گرفته است که در زندگی روزمره ثروت وحشیانه خود راحت (و حتی شوخ طبعی) پیدا کند ، اما اخیراً ، او متوجه سرنخ های کوچکی می شود که می تواند او را هدایت کند به دنبال یافتن افرادی است که مسبب مشکلات او هستند و راهی برای بازگشت به الگوی زندگی عادی پیدا می کنند. از طریق فلاش بک های او ، متوجه می شویم همسر سابق روی ، جما (نائومی واتس) ، دانشمندی بود که با بدنام بدنام کار می کرد (مل گیبسون) در یک پروژه طبقه بندی شده به نام “Osiris Spindle”. اما پس از اینکه ناگهان جما ناپدید شد و فرض شد که مرده است ، روی مجبور می شود به جزئیات دقیق وجود تکراری خود نگاه کند تا آنچه را که برای او اتفاق افتاده کشف کند و ببیند آیا هنوز هم امکان نجات او وجود دارد یا خیر.

BOSS LEVEL: شورش یک اقدام رادیکال که در تکرار مکیده می شود
منبع: هولو

البته هیچ یک از اینها آسان نیست. روی باید یاد بگیرد که چگونه با مجموعه مهارت های مختلف هر قاتل از جمله کابوم مبارزه کند (آرون بیلنر) – که نام او باید شاخص بارز سبک حمله را ترجیح دهد – یا گوان یین سرسخت (سلینا لو) – طرفدار مرگبار مبارزه با شمشیر که به یادماندنی ترین جمله جذاب فیلم را نیز در اختیار دارد و بدون شک دارای علاقه مندان به سبک ژانر خواهد بود. با این حال ، مانع واقعی روی صرف وقت برای بازی های ویدئویی در بازی محلی با پسر جدا شده خود ، جو است (ریو گریلو) از آنجایی که خطر کنار رفتن بیش از حد از ماموریت خود ، پایان جهان را به واقعیت دلهره آور نزدیک می کند ، روی متوجه می شود که باید از خاطرات شکسته گذشته خود برای قدرت استفاده کند تا رمز و راز را یک بار برای همیشه حل کند.

منطق فنی

این اولین بار نیست گریلوعضلات شکم شستشو در یک فیلم ظاهر شده اند و با توجه به اینکه آنها به همان اندازه شخصیت خود شخصیتی دارند ، تقریباً قطعی است سطح رئیس آخرین آنها نخواهد بود. با این وجود ، آنها به همان اندازه که در یک حرکت آهسته در یک قسمت از ساعت مچی. به هر حال ، اکثر شخصیت ها شبیه شخصیت های اکشن هستند که زنده شده اند و طوری رفتار می کنند که گویی عملکرد آنها فقط به استروئیدها ، ردبول و شوخ طبعی عاقلانه نیست. اما همه اینها به این دلیل کار می کند که در داخل وجود دارند کارنااهانمنطق گیمر ، که برخی از تأثیرگذارترین عناوین فرهنگ بازی های ویدیویی را به ذهن متبادر می کند – در امتداد خط فکر کنید Tekken یا مبارز خیابانی و نزدیک می شوید نیازی به گفتن نیست ، حتی اگر به نظر می رسد که این شخصیت ها از نظر عاطفی کمبود ندارند ، تقریباً غیرممکن است که جزئیات را از دست دهید گریلوروایت بیش از حد صدا برای پر کردن شکاف ها همیشه وجود دارد.

BOSS LEVEL: شورش یک اقدام رادیکال که در تکرار می خورد
منبع: هولو

تا آنجا که سایر بازیکنان اصلی پیشرفت می کنند ، دیدن استعدادی مانند آنها جذاب است وات درون ژانری که باید بر ضد جذابیت طبیعی او به عنوان بازیگر کار کند. اما او مثل همیشه خارق العاده است ، حتی اگر طراحی صفحه طراحی شخصیت او اغلب احساس کند دامنه احساسی او را محدود می کند. گیبسون همچنین به نظر می رسد که به عنوان یک شرور سیگار کشیدن که مشغول سیگار کشیدن است و از ترساندن قربانیان خود برای ترساندن قربانیانش ، توصیف روند بی رحمانه شکار یک مار پیتون است ، لذت می برد.

BOSS LEVEL: شورش یک اقدام رادیکال که در تکرار مکیده می شود
منبع: هولو

اگر عاشقانه سال گذشته خورشید بوسه پالم اسپرینگزهرگونه تسلی است ، همه آنچه برای شارژ مجدد این داستان “حلقه زمان” انجام شده برای مرگ لازم است کمی قلب و تخیل است ، و داغ بر پاشنه آمازون است نقشه کوچکترین چیزها، کارنااهانجدیدترین مورد اضافه شده در زیر ژانر ، مهمات خلاقانه کافی را پیدا می کند تا بتواند خود را در برابر موشکافی محافظت کند. با نگاهی اجمالی ، این تصور که فناوری مدرن می تواند روزی ما را مجبور کند برای نجات عزیزانمان روزی را که می میریم تکرار کنیم ، کمی دور از ذهن به نظر می رسد. اما این زیبایی سینمای مفهومی بالاست و به ما امکان می دهد آن لحظه های یخ زده را به موقع تجربه کنیم و از این تخیل ها زندگی کنیم ، صرف نظر از اینکه مضحک یا خشن باشد.

نتیجه: سطح رئیس

حتی اگر مقیاس کارنااهانبودجه دیدگاه وی را برای مبارزه با بلاک باسترهای بزرگتر از همان قلمرو مانند محدود می کند کد منبع و لبه فردا، فیلم او هنوز هم قدرت ستاره جمعی را دارد تا بتواند آن را جبران کند. و مهمتر از همه ، قلب خود را بر روی آستین خود می بندد بیش از آنچه از فیلمی با این کالیبر انتظار دارید. سطح رئیس ممکن است زمینه جدیدی ایجاد نشود ، اما جایی در داخل ترکیبی غیر منتظره از خشونت عجیب و غریب ، کمدی فوق العاده و تصویری صمیمانه از پدر بودن ، این یک سفر کاملاً سرگرم کننده است که ارزش دارد حداقل یک بار ، اگر نه ، زمان و زمان از نو.

آیا شما تجربه کرده اید سطح رئیس هنوز؟ اگر چنین است ، نظرات شما چه بود؟ آیا فکر می کنید این یک سرگرمی ساده بود یا فکر می کنید این فقط تاریخ است که خودش را تکرار می کند؟ نظرات خود را در بخش زیر بنویسید.

Boss Level در ایالات متحده آمریکا و انگلیس در تاریخ 5 مارس 2021 (VOD) منتشر می شود. برای سایر تاریخ های انتشار ، لطفا کلیک کنید اینجا.

https://www.youtube.com/watch؟v=PGHD0bqjZWQ


سطح رئیس را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مارک ریکوف

فقط یک پسر بچه ساده کشور در شهرهای بزرگ زندگی می کند و رویاهای بزرگتر هم دارد. فیلم وسواسی هستم و صد در صد به خودم احاطه می کنم و همه انواع هنر را 24/7 ، 365 روز سال ، احاطه می کنم. من دوست دارم به عنوان یک رسانه خلاقانه بنویسم ، و افکار و عقایدم را درباره دنیای سینما با افراد مشابه خود در میان بگذارم. در حال حاضر یک منتقد فیلم برای یک گفتگوی محلی “The Couch TV” ، در کانال Aurora، Foxtel ، شبهای یکشنبه.

مصاحبه با مایکل پل استیفنسون ، مدیر ATTACK OF THE MURDER HORNETS

شاخک های قتل آمدند. آمریکا گوش نداد

مطمئناً ، برخی از رسانه ها در حوالی ورود هورنت غول پیکر آسیایی دست به دست می چرخیدند ، اما در چارچوب یک بیماری همه گیر ، ماجرا تا حد زیادی کنار گذاشته شد. توجه و مراقبت و حمایت به این منظور انجام نشده است. هیچ کس اهمیتی نداد. و هیچ کس اهمیتی برای دانستن یا درک گرانش یا پیامدهای حضور آنها نداشت. یعنی به جز تعداد معدودی “در خط مقدم”.

مایکل پل استفنسون (از ترول 2 بدنام) در آخرین مستند خود شروع کرد ، حمله هورنتس قتل، به زودی پس از نیویورک تایمز داستانی در مورد منتشر کرد تد مک فال، یک زنبوردار ایالتی واشنگتن که کندوهایش توسط هورنت غارت شد. 60،000 زنبور عسل او نه تنها کشته شدند ، بلکه سر آنها نیز بریده شد. مک فال هرگز چیزی شبیه به آن ندیده بود. در واقع ، هیچ کس در آمریکا چنین چیزی نداشته است. یک لانه غول پیکر شاخدار یک سال قبل در بریتیش کلمبیا تخریب شد ، اما فراتر از آن ، این گونه در آمریکای شمالی سابقه نداشت. اما آنها اکنون این کار را کردند.

استفنسوندانشمند وقایع نگاری فیلم کریس لونیتلاش ها برای ریشه کن کردن هورنت های مهاجم قبل از اینکه به آنها فرصتی برای ریشه دواندن در ایالات متحده داده شود. کار در برابر یک ساعت اکولوژیکی ، لونی و همکارانش می دانند که زمانی فرا می رسد – زودتر از دیرتر – که تأثیرات و جمعیت گونه ها برگشت ناپذیر خواهد بود. به بیان صریح این ، یک بحران در کنار یک بحران دیگر بود.

با اکران فیلم در Discovery + ، فیلم پرس و جو با آنها صحبت کرد استفنسون درباره مستند او ، بحث درباره فوریت اوضاع ، ماهیت قهرمانانه ناشناخته علم و ترس از کار در فیلم سازی غیر داستانی.

این مصاحبه برای اختصار و شفافیت ویرایش شده است.

توجه: آخرین بیت های این مکالمه حاوی SPOILERS برای حمله هورنتس قتل. اخطار دیگری مقدم بر آن بحث خواهد بود.

لوک پارکر برای تحقیق در مورد فیلم: یکی از منابع شما در اوایل فیلم اذعان می کند که چقدر عجیب است که هر یک از موجودات طبیعت را شر می بیند ، هرچند که این واقعا راهی است که ما همه باید به این شاخک های قتل فکر کنم. برای کسانی که ممکن است ندانند ، آیا می توانید فوریت شرایط را توضیح دهید؟

مایکل پل استفنسون: در تاریخ 2 مه ، من معتقدم ، مجله نیویورک تایمز یک قطعه در مورد شاخ غول آسایی انجام داد و آن را “قتل شیپور” نامید که در آمریکا دیده شد. این اولین بار بود که این گونه در ایالات متحده دیده می شد. پیش از این ، در سال 2019 ، لانه ای وجود داشت که در بریتیش کلمبیا ریشه کن شد ، اما در دسامبر سال 2019 ، تد زنبورهای عسل سر بریده شدند ، این اولین باری بود که ما به این گونه در آمریکا مشکوک بودیم.

این یک گونه مهاجم است که واقعا تأثیرات مخربی بر روی زنبور عسل اروپا دارد ، که همان زنبوری است که ما در کشور خود داریم ، و هر چیزی که بر روی زنبور عسل تأثیر بگذارد ، به خصوص چیزی که به اندازه شاخ غول پیکر بالقوه مخرب باشد ، وجود دارد و می تواند باشد. یک معامله واقعاً بزرگ برای کشاورزی ما. زنبور عسل ما – و این هیچ چیز جدید و شگفتی نیست – یکی از این گونه ها است که به سختی می تواند تحمل کند. و از انواع چالش هایی که زنبور عسل با آن روبرو است ، شاخ غول پیکر فقط یک مورد دیگر در بالای این گونه است.

اگر قرار بود این گونه مهاجم تاسیس شود ، تأثیراتی که می تواند داشته باشد واقعاً معامله بزرگی خواهد بود.

با در نظر داشتن این احساس فوریت ، بسیاری از افراد شما به این آلودگی نزدیک می شوند و در مورد آن صحبت می کنند گویا قصد جنگ دارند. برای ترجمه این انرژی به مستند می خواستید به عنوان فیلمساز چه کار کنید؟

مایکل پل استفنسون: بنابراین ، از همان ابتدا ، وقتی کتاب را می خوانم نیویورک تایمز مقاله ، دقیقاً چنین احساسی داشت. به نظر می رسید جنگ وجود دارد و افرادی که در خط مقدم هستند در برابر همه اختلافات قرار دارند. این یک شکار غیرممکن بود. واقعاً بعید به نظر می رسید. منظورم این است که ، وقتی فکر می کنید باید یکی را به دام بیندازید ، و سپس باید آن را به لانه خود ردیابی کنید ، و سپس امیدوار باشید که از شر لانه خلاص شوید ، احتمالاتی غیرممکن یا تقریباً غیرممکن به نظر می رسد.

مصاحبه با مایکل پل استیفنسون ، مدیر ATTACK OF THE MURDER HORNETS
منبع: Discovery +

بنابراین اگر احساس می کنید این ماموریت غیرممکن وجود دارد. و پنجره ای از زمان وجود داشت. این نوعی مسئله بود که اگر این زنبورداران یا این دانشمندان نبودند ، چه کسی به این مهم توجه می کرد؟ این پنجره از زمان تنها شلیکی است که آنها در تلاش برای جلوگیری از تثبیت این مسئله دارند.

من قدم به این کار گذاشتم و می دانستم که شخصیت های بسیار خوبی دارم که بر خلاف همه شانس ها بالا می روند. من یک ساعت برای آنها دارم که سعی کنند کاری انجام دهند زیرا هیچ تضمینی وجود نداشت – حتی تضمینی وجود نداشت که یک شاخ را پیدا کنیم. مخاطرات بالایی وجود داشت و علاوه بر این ، به نظر نمی رسد که آنها خارج از جامعه از حمایت زیادی برخوردار باشند.

بنابراین در اینجا شما این را به طور بالقوه دارید بزرگ از نظر اکولوژیکی ، و شما گروه بسیار کوچکی از دانشمندان و دانشمندان شهروند دارید که انتظار می رود در این زمینه کاری انجام دهند. و آنها چیزی در مورد شاخ غول آسیایی نمی دانستند. این برای همه کاملاً جدید بود.

به نظر می رسید از ابتدا ساعتی وجود دارد. و هنوز هم وجود دارد. اساساً سه سال باید بگذرد بدون اینکه حتی یکبار مشاهده شود که ریشه کن شود. این واقعاً تازه آغاز کار است.

شما بدیهی است که نمی دانید نتیجه نهایی چه خواهد بود. همانطور که وظیفه درخشان برای سوژه های شما چالش برانگیزتر می شود ، آیا هرگز می ترسید که بدون یک داستان کامل باقی بمانید؟ یک فیلم کامل؟

مایکل پل استفنسون: [laughs] هر روز ، لوک من داستان نویسی را دوست دارم ، اما چنین اضطرابی به شما دست می دهد زیرا شمافقط هرگز نمی دانم. من می دانم که واقعاً مردم و شخصیت ها را به خود جلب می کنم و تقریباً به معنای انسان شناسی به انسانیت و افراد علاقه مند می شوم. بنابراین می دانستم که حداقل در آغاز کار برای نگه داشتن من کافی است.

هیچ تضمینی وجود نداشت و شانس در واقع وجود داشت در برابر ما که لانه ای پیدا خواهیم کرد هرچه زمان می گذشت و آنها شروع کاذب پس از شروع نادرست داشتند ، بسیار در ذهن من وحشت ایجاد می شد که سعی می کرد بفهمد چگونه این کار را پایان می دهد زیرا ممکن است لانه ای پیدا نکنند. در واقع ، در این فیلم ، وقتی آنها به پارک شهر می روند و در حال تمرین با فناوری جدید و بزرگتر هستند ، این اواخر تصویربرداری ما بود. و پنجره بسیار باریک می شد و به آنجا که هوا تغییر می کند و تلاش برای یافتن این لانه غیرممکن است. بنابراین من با این طرح احتمالی که قصد داشتم درباره سال آینده با آنها صحبت کنم به آن مکان رفتم. حالا چی؟ چه شکلی بود؟ و بعد کجا برویم؟

بنابراین من در حالی که سوالاتی در ذهنم غلت زده بود به آن مکان رفتم و بعد از ظهر همان روز بود که از آنها زنگ زدند فیلیپ، پسری که شاخک دیگر را گرفت. روز بعد ما آنجا بودیم ، و این همان شاخی بود که به لانه ردیابی کردیم.

چیز دیوانه وار علاوه بر همه اینها – وقتی داشتیم با آنها ردیابی می کردیم ، به سراسر زمین راهپیمایی کردیم. همه جا منظورم ساعتهاست. و سپس ناگهان ، دوربین های ما شروع به تداخل در فن آوری رادیویی خود در جایی که از حالت استاتیک می شوند ، می کنند. وقتی دوربین هایمان نزدیک شد آنها چیزی نمی شنیدند. این یک چیز خیلی عجیب بود. و بعد این یک مشکل بود. بلافاصله WSTA چنین بود: “متاسفم ، ما نمی دانیم چه خبر است ، اما شما نمی توانید فیلمبرداری کنید.” خوشبختانه ما در ماشین خود دوربین پشتیبان داشتیم. ما عجله کردیم و دوربین ها را تعویض کردیم و 20 دقیقه بعد وقتی آنها لانه را پیدا کردند.

[drawn out] وای.

مایکل پل استفنسون: شما به عقب نگاه می کنید و مثل “آه مرد” هستید. شما در آستانه داشتن یک فیلم هستید یا نه.

شما فقط ساعتها و ساعت های فیلم را ذکر کردید که بچه ها فقط به دنبال آن بودند. ما بسیاری از آن آزمون و خطا را در فیلم می بینیم. بسیاری از برنامه ها از بین می رود و تله ها دست نخورده باقی می مانند. من مطمئن هستم که در دست کارگردان دیگری است ، برخی از این صحنه ها در کف اتاق برش باقی مانده است ، اما چرا نمایش این لحظات تقریباً ضد کلاسیک برای شما مهم بود؟

مایکل پل استفنسون: این زیبایی روند است. چه علمی باشد و چه خلاقانه ، روندی تکراری و مانند آن است کریس می گوید ، تقریباً هر کاری که می کند فقط شکست است. همچنین به من احترام زیادی برای خدمات عمومی قائل است. برای دیدن این بچه ها که سعی می کنند ، شکست می خورند ، سعی می کنند ، شکست می خورند ، مورد انتقاد قرار می گیرند و هنوز هم پافشاری می کنند ، منظور من این است که وقتی آنها را شلیک می کنم ، آنچه از سر من می گذرد این است: “من احتمالاً ترک می کردم. سال آینده موفق باشید ، بگذارید ناهار بخوریم. ” [laughs]

شکست و صعود و پافشاری – این برای من همه چیز است. آسان است که بیرون از یک مسئله باشید و بگویید ، “آه ، آنها باید این کار را انجام دهند یا آن کار را انجام دهند.” کسی خاص می خواهد که واقعاً وارد رینگ شود. آنها نمی دانند که آیا این کار موفقیت آمیز خواهد بود یا خیر ، اما به هر حال تلاش می کنند. دیدن سقوط آنها. دیدن برگشتن آنها دیدن دوباره سقوط آنها. و دیدن اینکه آنها اساساً علیه چیزی که به آن اعتقاد دارند ادامه می دهند. این برای من همه چیز است.

من با رفتن به این داستان می دانستم که قصد پیدا کردن شخصیت های جذاب را دارم زیرا این همان چیزی است که من واقعاً آن را دوست دارم. این همان چیزی است که به من انگیزه می دهد تا چیزی را تا انتها ببینم. من می دانستم که چیزهای خیلی جالبی در مورد زنبورها و چیزهای خیلی جالبی در مورد شاخدارها یاد گرفته ام. من کردم نه بدانید که من قدم برمی دارم و ناگهان می گویم ، “وای ، من هرگز مردم را مانند کریس و سون، این کارمندان دولتی به عنوان قهرمان. ” و انها هستند.

این برای من بزرگترین تعجب بود که فکر می کنم.

این فرایند علمی است. نمی دانم فیلم را دیده اید یا نه Chitty Chitty Bang Bang. [laughs] مثل سنگ بنای زندگی من است. به همین دلیل آن را مطرح کردم اما این آهنگ در آنجا وجود دارد با تعدادی دانشمند که “از خاکستر فاجعه گل رز موفقیت”. این همان ایده دقیق است.

مایکل پل استفنسون: [laughs] آره و همچنین جالب است زیرا به شما یادآوری می کند علم بی شباهت به روند خلاقیت نیست. شما واقعاً نمی دانید به نظر نمی رسد که آنها هر نوع تظاهراتی درباره کارها و چگونگی انجام آنها داشته اند. قدم می گذاری و تلاش می کنی. وارد می شوی و کاری می کنی. و بیشتر اوقات ، این کار نمی کند و امیدوارم که شما قدم به عقب برگردید و بفهمید چه چیزهایی آموخته اید و تکرار بعدی چیست. این یک فرایند تکراری است.

مصاحبه با مایکل پل استیفنسون ، مدیر ATTACK OF THE MURDER HORNETS
منبع: Discovery +

برای من ، و این اشتباه به نظر می رسد ، شاید ، با دیدن شکست آنها و دیدن کار آنها ، واقعاً خوشحال شدم. [laughs] منظور من این نیست که من برای نابودی آنها ریشه می انداختم ، اما من هیجان زده شدم زیرا این دریچه ای است برای ماندگاری شخصیت آنها و نحوه برخورد آنها با این نوع مسائل. حتی برای من لانه نیست. این سفر است. این می بیند که این بچه ها در واقع باید زندگی کنند و این علم را در زمان واقعی کار کنند. این خوب است زیرا اینگونه نیست که شما افرادی را جذب کنید که در این کار گام بردارند و این همه دانش را داشته باشند. شما در حال گرفتن علم در زمان واقعی هستید. شما مردم را وادار می کنند که می گویند: “من نمی دانم چه کاری انجام می دهم ، اما قصد دارم چیزی را امتحان کنم.” و این هیجان انگیز است.

در طول فیلم ، چند نفر را نشان می دهید که توسط هورنت مورد حمله قرار گرفته اند و به نظر جدی زخم ها با سوراخ های گلوله فرق نمی کند. اکنون ، تصاویر موجود در فیلم به من می گویند که شما از نزدیک و شخصی با این چیزها آشنا شده اید. چه نوع اقدامات احتیاطی ایمنی بین شما و آنچه شما بچه ها به عنوان شکارچیان راس توصیف می کنید وجود دارد؟ حتماً چیزی بوده است. لطفا به من بگویید چیزی وجود دارد.

مایکل پل استفنسون: [laughs] بنابراین ، این چیزی است. من و ثروتمند [Wong]، هر دوی ما تیراندازی می کردیم و در آن لباس های غول پیکر هورنت برای از بین بردن لانه بودیم. این تنها زمانی بود که آنها را می پوشیدیم. جالب است ما واقعاً وقتی نزدیک بودیم کریس برای اولین بار یکی را در دست دارد. روی یخ بود بنابراین کمی آرامبخش بود. بنابراین ، من خیلی خیلی نزدیک بودم اما از هورنت هراسی نداشتم. از از دست دادن لحظه می ترسیدم.

چه زمانی کریس برای اولین بار یکی را در دست دارد – قبل از آن ، دوباره ، ما حتی نمی دانستیم که آیا هرگز یک شاخ را دیده ایم. ما در مورد آنها شنیده بودیم ، در مورد آنها صحبت کرده بودیم ، اما در واقع هرگز یک نفر را در طبیعت ندیدیم. بنابراین وقتی فرصتی پیدا کردم تا سرانجام یکی از آنها را ببینم ، مثل لحظه یوریکا بود. این یک کشف بود. احساس می کردم کریس مرا به سیاره دیگری برده بود و گونه جدیدی را به من نشان داد. فقط هیجان پیرامون آن – مانند: “من چقدر ممتاز هستم که به چشمان این شاخک خیره شوم؟” [laughs] هیجان انگیز بود.

لحظه ای در فیلم وجود دارد که شاخدار روی یک سیب آماده پرواز است. و من خیلی نزدیک به آن شلیک می کردم و ناگهان پرواز انجام شد و درست به سمت من پرواز کرد. این تنها لحظه ای بود که به نوعی وحشت کردم و اکنون پشیمان شدم زیرا دوربینم را انداختم. فقط می توانستم ضربه را برای مدت طولانی نگه دارم. وقتی آن را ویرایش کردیم ، من از اینکه نمی توانم ضربه را بیشتر نگه دارم ناراحت شدم. [laughs]

اما برای ریشه کنی واقعی مجبور شدیم کت و شلوار بپوشیم. این چیزی است: چون ما با آن بودیم کریس و سون و دانشمندان ، من نوعی نشانه می گیرم که چقدر باید نگران آنها باشم زیرا آنها متخصص هستند. و آنها بسیار عینی هستند زیرا دانشمند هستند. آنها بسیار آرام و بسیار منطقی هستند. هرگز احساس نمی شد که ما در معرض خطر قریب الوقوع هستیم.

منظورم این است که شما این را می گویید اما من به همان اندازه که برای شما نگران بودم برای آنها نگران بودم! [laughs]

مایکل پل استفنسون: [laughs] میدانم. میدانم. بنابراین جالب است زیرا من خانواده و دوستان گفته ام “مرد ، آن بچه ها هیچ کت و شلواری نپوشیدند.” و شما به عقب نگاه می کنید و می روید ، “اوه ، وای.” اما قبل از اینکه مدام نگاه کنم ، جهش می کنم. دو بزرگترین ترس من از دست دادن چیزی واقعاً مهم نبوده است – این چیزی است که شما را مرتباً بلند نگه می دارد زیرا تصور می کنید برای کشف لانه در آنجا نباشید و همه فیلمهای شما پس از واقعیت است. این همان نیست من روده خورده ام

و دومین ترس من از این کار این است که مجبور باشم با دولت کار کنم به گونه ای که امکان دسترسی داشته باشد. به عنوان یک فیلمساز ، شما هرگز فکر نمی کنید که این کار آسان باشد. انگار ، ای پسر ، این قسمت واقعاً مهمی از داستان است. چگونه می توانم اعتماد و دسترسی پیدا کنم؟ این یک نگرانی واقعی بود و آنچه با من روبرو شد چیزی جز حمایت نبود. این یک شوک بود

کاملاً ترسناک هیجان انگیز همان شاخک زدن نیست. در اینجا چیز دیگری است. در اینجا کنایه از همه چیز است. ما شب ها داشتیم از زنبورهای عسل تیراندازی می کردیم و من لباس کامل زنبور عسل داشتم. هوا تاریک است و زنبورهای عسل ، وقتی در اطراف شما جمع می شوند ، این صدای باورنکردنی را می دهند. و ناگهان ، در حالی که مشغول فیلمبرداری بودم ، صورتم را خالص نگاه می کنم و می بینم که این زنبور عسل از بینی من بالا می رود. من فکر می کنم ، “خوب ، این جالب است. این در داخل از کت و شلوار من. ” و در عرض چند ثانیه من گنگ شدم.

من یک سوراخ کوچک و کوچک از نیم اینچ را درست در جایی که استخوان های یقه شما در بالای قفسه سینه شما قرار دارد ، باز گذاشتم. و در عرض یک دقیقه ، شش یا هفت زنبور عسل در داخل کت و شلوارم داشتند که مرا آزار می دهد.

حداقل آن زنبورها یکی هستند و تمام شده ، درست است؟

مایکل پل استفنسون: اوه آره ، اگه اونجا سوراخ کنی ، تو دردسر داری

شما آن را یک امتیاز نامیدید. من از همه اینها نمی دانم [laughs]

***

در ادامه این مصاحبه درباره SPOILERS برای حمله هورنتس قتل.

***

اکنون ، در مورد پایان دادن به فکر ، یک تضاد جالب از ایده ها وجود دارد. پس از گذراندن کل فیلم به بحث درباره ماهیت خطرناک و خشونت آمیز این حشرات و عواقب احتمالی حضور آنها در اینجا ، چند نفر از سوژه های شما از ایده نابودی آنها ابراز پشیمانی می کنند. شما این لحظه عالی را از کریس دارید که در مورد “حوزه های اخلاقی” ناعادلانه ای که ما برای این گونه متفاوت اعمال می کنیم صحبت می کند. نظر شما در این باره چیست؟ آیا جایی برای این هورنت ها وجود دارد؟

مایکل پل استفنسون: اتفاقاً چه کریس می گوید در مورد اینکه نمی توان اخلاق انسان را در شکل زندگی بیگانه یا موجود بی مهره اعمال کرد ، یکی از موارد مورد علاقه من در کل فیلم است. او به طور خاص می گوید ، “آنها موهای خطرناک هستند. اما آنها شاخک های قتل نیستند. ” و در این فضا است که همه به نوعی از تعطیلی یا لحظه لحظه خود برای به اشتراک گذاشتن دیدگاه خود در مورد هورنت برخوردارند زیرا در جهان خود زندگی کرده است. بنابراین شما یک زنبوردار دارید که خانواده اش مستقیماً ضربه می خورند. و او مانند “من از آنها متنفرم. به جهنم برگرد. ” و سپس شما معصومیت یک خانواده و یک کودک را دارید ، در حالی که کودک می گوید ، “من نمی فهمم. اگر آنها به زنبورها صدمه ای نمی زدند ، چه وضعی در آنها بد بود؟ “

مصاحبه با مایکل پل استیفنسون ، مدیر ATTACK OF THE MURDER HORNETS
منبع: Discovery +

خلوص آن جمله عالی است. این دیدگاهی است که یک بچه خواهد داشت و عموم مردم خواهند داشت ، و شما دانشمندی دارید که می گوید بیایید منطقی باشیم. آنها خطرناک هستند. آنها قاتل نیستند. این بی معنی است که سعی کنید گونه ای از آن را توصیف کنید.

س Yourال شما در مورد اینکه آیا آنها تعلق دارند یا نه ، این آخرین خط فیلم است: آنها متعلق به جایی هستند و زیبا هستند. آنها فقط اینجا نیستند.

این مشکل نه از شاخک ، بلکه از انسان ، انسان است. آن شاخ در اینجا به خاطر ما است. تأثیراتی که ما همچنان به عنوان یک گونه بر روی چشم انداز خود ، بر محیط زیست خود داریم ، این شواهد بیشتری از آن است. اینطور نیست که شما بگویید این تقصیر هورنت است. شیطانی است این قاتل است این همه چیز را نابود خواهد کرد نه ، در واقع مشکل ماست.

در جنوب شرقی آسیا و ژاپن و سایر نقاط جهان ، شاخدار متعلق به آنجاست. این محیط آنهاست. این اکولوژی طبیعی سیستم آنجاست. در اینجا ، اینطور نیست.

بسیار نادر است که من در مورد پایان فیلم آنها با یک فیلمساز صحبت کنم ، اما اینطور بود نه از آخرین لحظات این فیلم با کشاورز سیب زمینی بسیار خوشحالم. این نه تنها ضد اقلیم است ، بلکه آیا فکر می کنید درآمد زایی از اوضاع حکایت از روایت بزرگتر آمریکایی دارد که اتفاق می افتد؟

مایکل پل استفنسون: کاملا! و به طور خاص به علم.

باز هم ، شما نمی دانید که آیا هرگز شاخک پیدا می کنید یا خیر. شما نمی دانید که آیا می خواهید یکی را به دام بیندازید. شما نمی دانید آیا هرگز می خواهید لانه ای پیدا کنید یا خیر. می توانید به نوعی تصور کنید پیدا کردن لانه چگونه خواهد بود. اما شما هرگز فکر نکرده اید که این دانشمندان یک مانع غیرمنتظره دیگر خواهند داشت ، به این معنی که حتی نمی توانند آن را حفظ کنند [their success]. همه به اسم کسی است که این علاقه شخصی را دارد که آنچه را که فکر می کند متعلق به خودش باشد حفظ کند.

این در لحظه ای اتفاق می افتد که انتظار پیروزی دارید. اما نه ، اینطور نیست که علم پیش می رود. دائماً توسط چیزهایی کنترل می شود که از کنترل خارج شوند. و بنابراین ، نگاه کردن به گذشته ، برای این شاخک نیز همین است. در اینجا این بچه ها تمام این وقت ، انرژی و منابع را صرف تلاش برای یافتن شاخک می کنند ، و سپس یک چیز وجود دارد که به علم قدم می گذارد. می توانید یک میلیون راه مختلف را برون ریز کنید ، اما یکی از این موارد است که شما لعنت می کنید ، علم به طور مداوم زیر سلطه است. حتی در موفقیت آن.

امیدوارم که پاسخ احساسی ایجاد کند. من می خواهم مردم در واقع متوجه شوند که این یک مشکل است.

شما او را در اواخر فیلم نشان می دهید زیرا او رفته بود ، کشاورزی نمی کند یا هر چیز دیگری. و او برگشت. مثل “باحال ، اون پسری که این داراییش هست” و سپس او به f ––– یهودا تبدیل می شود.

مایکل پل استفنسون: میدونم میدونم. در اینجا یک چیز دیگر در آن یادداشت یهودا وجود دارد. لحظه ای بزرگ برای من فقط با چه کسی کریس است و شخصیت او وقتی است که می گوید ، “ببینید ، وقتی کسی می تواند آنها را بفروشد و کمی پول بدست آورد ، برای من سخت است که بدون صدا زدن اخلاقی یا بزرگ جلوه دادن از آنها تقصیر کنم.” و وقتی او این را گفت ، همان لحظه ای بود که من فهمیدم او یک قهرمان واقعی است. برای من ، هیچ ویژگی مشخصی از قهرمان وجود ندارد که بیشتر از ایثار باشد. من می توانم به شما اطمینان دهم که 99٪ از افراد خارج از کشور پاسخ آنگونه را نخواهند داد کریس انجام داد

او همچنین در عین دانشمند بودن ، عین می ماند. او بدیهی است که از این موضوع احساساتی می شود ، اما می فهمد که یک منطقه خاکستری بین درست و غلط وجود دارد و نمی تواند بدون اینکه به نظر برسد که اخلاقی می کند ، او را مقصر بداند. این برای من الهام بخش بود.

شما می گویید این او عینی است من می گویم که او بیشتر همدل است.

مایکل پل استفنسون: دقیقا همینطوره. از کفش نگاه کردن به آن ، واقعاً آسان خواهد بود ، باور کنید ، این می تواند به یک بحث خوب در مقابل شر تبدیل شود. اما من فکر می کنم این چیزی است که من به آن افتخار می کنم. این فیلم درست است و صادقانه است.

من فکر می کنم که خیلی اوقات ، ساده است که تصور کنیم مردم سیاه یا سفید باشند. و با هر یک از این شخصیت ها ، امیدوارم که یک سطح دامنه وجود داشته باشد. ما به عنوان یک انسان سیاه و سفید نیستیم. ما یک لحظه پیچیده داریم. یک روز افتضاحم و روز دیگر من مناسب و معقول. [laughs]

تحقیق فیلم از مایکل پل استفنسون برای وقت خود تشکر می کند.

Attack of the Murder Hornets برای پخش مستقیم در Discovery + در دسترس است.

https://www.youtube.com/watch؟v=FZIGJjXKGDg

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

TYGER TYGER: ایده خوبی که به مترجم نیاز دارد

اگر بند “آنچه می دانید بنویسید” به معنای واقعی کلمه گرفته شود ، پس کری موندراگون متناسب با این اولین ویژگی خود است تایگر تایگر. در خارج از خفاش ، می توانم به شما بگویم که این فیلمی بود که خارج از سبک بصری اش که بسیار گیرنده و فریبنده است ، در مورد طول موج من خیلی نتیجه نگرفت. اگرچه من می توانم درک کنم که بیشتر آن توسط هر دو اطلاع داده می شود موندراگونتربیت (که در IMDb می گوید جوامعی در صحرای Sonoran بود) و همچنین زندگی نسبتاً اخیر او (اعتیاد به مواد افیونی) ، نمی توانم تماس بگیرم تایگر تایگر یک “فیلم خوب” ، بلکه “یک تلاش جالب” است.

همیشه چگونگی برخورد با اولین فیلم سینمایی یک فیلمساز درک می شود زیرا معمولاً این داستان ها عمیقا شخصی هستند و طبیعت شخصی معمولاً تصمیم گیری خلاقانه را به جای تقویت آن ابری می کند – البته بیشتر نویسندگان / فیلمسازان در ابتدا تمایل دارند برعکس فکر کنند. احساس نیاز به گفتن چیزهای زیادی در کار اول وجود دارد ، زیرا همه چیز برای بیرون آمدن از شما می میرد. در مصاحبه با LRM آنلاین ، ادن برولین، که نقش دربان متل تامی را بازی می کند ، می گوید که روند فیلمبرداری بسیار پایان ناپذیری بود و به رویکرد غریزی “به روده برو” به عملکرد و داستان اعتماد زیادی کرد. این ایده خوبی است ، اما هنوز هم به کشمکش زیادی احتیاج دارد و با ادامه فیلم مشخص شد که رشته ها خیلی زود دور می شوند.

موجود در بعد خود

تایگر تایگر در یک بیماری همه گیر تنظیم می شود و در حالی که شبیه همان چیزی است که اکنون در مسری بودن افراد با آن روبرو هستیم ، اما گاهی اوقات نیاز به ماسک زدن دارند ، و یک بحران در مراقبت های بهداشتی وجود دارد که باعث کمبود دارو و درمان می شود ، اما تفاوت آن در این است که یک پیام وهم آور وجود دارد – ویرانی آخرالزمانی در اطراف. زمان / مکان فیلم در واقع فراتر از این واقعیت است که اکثر فناوری های مدرن وجود ندارد ، قابل رمزگشایی نیست. این می تواند به معنای آن باشد که در یک همه گیری خیالی در دهه 80 اتفاق می افتد – که عمدتا توسط موسیقی متن فیلم سنگین ساخته شده است و شخصیت های اصلی یک Buick LeSabre 1988 را رانندگی می کنند – یا در آینده ای که فناوری کاملاً عقب رفته است و مردم مجبور به استفاده از آن هستند تلفن های تلفنی

TYGER TYGER: ایده خوبی که به مترجم نیاز دارد
منبع: Gravitas Ventures

سبک یکپارچه سازی فیلم واقعاً بالاترین نشانه آن است که با درخشش آفتاب سوخته روشن شده است و یادآور جاده های جدید هالیوود است آسان سوار، کشتار اره برقی تگزاس، و پاریس ، تگزاس. این به فیلم احساس آزادی آنارشیک می دهد که فرضیه آن را درباره زن جوانی به نام بلیک تکمیل می کند (سام کوارتین) ، دوست لال او بابی (نخبت کوم جوچ) ، و یک معتاد به مواد مخدر لوک (دیلن اسپروز) کسانی را که برای تحویل داروهای نجات دهنده زندگی که از داروخانه دزدیده اند می برند. فیلمبردار ، توسط بن برهم زیراب، سر می خورد و به اطراف شناور می شود و همیشه می تواند کمی تابش لنز و پرتوهای خورشید یا چراغهای جلوی Buick را بدست آورد و هر از چندگاهی در آنجا با استفاده از نقاشی ها و نقاشی های امپرسیونیستی قاب قطع می شود.

در مکانی عجیب… با بن بست

موندراگون تأثیر زیادی از جامعه ای که در آن بزرگ شده است ، جایی که ظاهراً توسط شاعران و استفاده زیاد از پیوت احاطه شده بود ، در “پرنشاط” فیلم شامل می شود. یعنی در محل استقرار غیرقانونی هیپستر خود که در آن سه نفر اصلی ما بلیک ، بابی و لوک از نمایندگی ای به نام جو مخفی می شوند. موندراگون سفر فیلم را مانند یک برداشت شخصی توصیف کرد جادوگر شهر اوز جایی که شخصیت های او از یک مکان شناخته شده و امن به منطقه ای دورتر که سرزمینی خیالی دور به نظر می رسد ، می آیند. در این “هیپستر اوز” عجیب و غریب اسلحه ، مواد مخدر و افرادی که فقط در موسیقی محاصره شده در ذهن کوچک خود از موسیقی خارج می شوند ، وجود دارد ، اما این همان جایی است که روایت فیلم می میرد.

TYGER TYGER: ایده خوبی که به مترجم نیاز دارد
منبع: Gravitas Ventures

برخلاف جاده دیگری که اسید می چکد ، دیوید لینچرا وحشی در قلب، که شامل کنایات و اشارات به اوز نیز می شود ، استعاره هایی که در اینجا کار می کنند با کلیت نیمی از اندازه و ناامیدکننده راضی هستند. در حالی که من هرگز کسی نیستم که از نمادین بودن یک فیلم شکایت کند و از تغذیه روایت مخاطب آن پرهیز کند ، مشکل با این است تایگر تایگر این است که به سختی هیچ خطر وجود دارد. سه گانه مرکزی از مکانی به مکان دیگر پرش می کنند ، چند سوerstand تفاهم دارند که در آن هنگام آنها در گفتگوی جداگانه بر سر یکدیگر فریاد می کشند – یا در مورد بابی فقط سر تکان می دهند یا لبخند می زنند – و عمق هدف واقعی غیر از یک تأمل شاعرانه بی حرکت که به هم پیوند دارد ، ندارند. عنوان فیلم ، برگرفته از شعری از ویلیام بلیک است.

نتیجه

چشم انداز روشنی برای فیلم وجود دارد و موندراگون می داند چه می خواهد نشان دهد ، اما در اینجا هیچ حسی از ارتباطات وجود ندارد كه فراتر از یك دستورالعمل كاملاً شخصی قابل ترجمه باشد كه ما فقط باید حرف او را قبول كنیم. زوج ترنس مالک، در معنوی ترین و شاعرانه ترین حالت ، با تصمیم گیری خلاقانه لحظات و احساسات آشنا و مشترک را برمی انگیزد. اینها با گذشت زمان می آیند ، و تایگر تایگر اولین تلاش یک فیلمساز است که یک داستان شخصی برای گفتن دارد و ایده های منحصر به فردی برای به اشتراک گذاشتن دارد ، اما “نوشتن آنچه می دانید” همچنین به معنای گفتن آن است به گونه ای که دیگران می توانند در کمی از سفر شما در آن سهیم باشند. این جایی است که در نهایت فیلم به چشم نمی خورد.

تایگر تایگر در تاریخ 26 فوریه 2021 در سینماهای مجازی منتخب در سراسر آمریکا اکران شد.


تایگر تایگر را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

سوهام گادره

Soham Gadre نویسنده / فیلمساز در منطقه واشنگتن دی سی است. او برای هایپرالرژیک ، نوت بوک MUBI ، Popula ، Vogue Visages و Bustle در میان دیگران نوشت. او همچنین به طور تمام وقت برای یک سازمان غیرانتفاعی زیست محیطی کار می کند و نمایش دهنده جشنواره فیلم محیط زیست است. در خارج از فیلم ، او طرفدار شیکاگو بولز و مکرر مراکز غذایی است.

جشنواره فیلم گلاسگو 2021: وانداي شگفت انگيز من

به طور فزاینده ای فیلم های بیشتری در مورد شکاف نمایی بین فقیر و غنی وجود دارد. شاید این با داستان موفقیت بارز سال گذشته آغاز شده باشد انگل – از کدام واندا شگفت انگیز من وام می گیرد – یا حتی نمایش تلویزیونی موفق جانشینی درباره تأثیرات سرمایه داری در اواخر مرحله ، و اینکه چگونه یک خانواده از جنگ بر سر ثروت و قدرت منفجر می شود. یا شاید فقط نشانه ای از زمان باشد. به هر دلیلی ، بالاخره رایج است که این مسائل را به طور کامل بحث کنید. برتینا اوبرلیها واندا شگفت انگیز من واقعاً چیز زیادی به مکالمه اضافه نمی کند ، یا تفاوت زیادی نسبت به اسلاف خود در ژانر ندارد ، اما با شوخ طبعی و بینش خوبی است.

خانواده Wegmaister-Gloor

واندا (با بازی آگنیسکا گروچوفسکا) یک مراقب لهستانی است که برای مراقبت از پدرسالار بیمار خانواده Wegmaister-Gloor ، یوزف استخدام شده است (آندره یونگ) یوزف دچار سکته مغزی شد و در نتیجه بستر بستر شد و برای ابتدایی ترین کارها به کمک احتیاج داشت. واندا سالی چند بار از لهستان می آید ، چند ماه کار می کند و سپس به لهستان می رود و در آنجا دو پسر جوانش در انتظار او هستند. او به شدت به پول نیاز دارد تا بتواند آنها را جمع کند. در واقع او چنان مأیوس از پول است که پیشنهاد پول اضافی یوزف را در ازای لطف جنسی ، بدون توجه به السا ، همسر یوزف ، می پذیرد (مارت کلر) در حالی که این تنظیمات برای مدتی کار می کند – حتی به عنوان دختر تاجر سرحال یوزف ، سوفی (بیرگیت مینیچمیر ، بیش از یک شباهت ظاهری و ظاهری شبیه به سیوبان از جانشینی) و ناامیدانه عاشق پسر گرگی (یعقوب ماتچنز) زندگی را برای او دشوار می کند – سرانجام واندا خود را با فرزند می یابد و باید با خانواده Wegmaister-Gloor مقابله کند. با ورود خانواده لهستانی Wanda’s به یک درگیری فرهنگی منجر می شود و بلافاصله خود را در تضاد با Wegmaister-Gloors ثروتمند و خارج از تماس می بیند.

جشنواره فیلم گلاسگو 2021: وانداي شگفت انگيز من
منبع: جشنواره فیلم گلاسگو

همه اینها نوع معمولی درام موقعیتی را ایجاد می کند که به خوبی به این ژانر خدمت می کند. سوفی و ​​شوهر بی هوش او نمی توانند باردار شوند و بنابراین پیشنهادی برای فرزند متولد نشده واندا ارائه می شود که انواع سوالات اخلاقی را به وجود می آورد. در جای دیگر ، السا از خبر خیانت شوهرش (که او در یکی از جالب ترین صحنه های فیلم برای او فاش می کند) و عوارض احتمالی یک فرزند جدید در امور مالی خانواده احساساتی می کند: به هر حال ، اکنون سه مورد وجود دارد وراث راه حل او پرداخت واندا برای ناپدید شدن و بازگشتن نیست ، و او را با دخترش سوفی در تضاد قرار می دهد. سرانجام ، وارث امپراطوری Wegmaister-Gloor ، گرگی دیوانه وار عاشق واندا است و می خواهد با او ازدواج کند و کودک را به عنوان فرزند خودش بزرگ کند. روایت گره ای متفاوت از انگیزه های مختلف و راه حل های پوچ است اوبرلی با مهارت انجام می شود لحظات خنده داری در وجود دارد واندا شگفت انگیز من.

یک برگ خالی

این مشکل عمدتا از شخصیت ها ناشی می شود. واندا خودش یک ورق خالی است. شخصیت و انگیزه کمی در او جز تأمین هزینه پسرانش وجود ندارد. معاملات او با Wegmaister-Gloors بیشتر او را خسته می کند ، زیرا برای زنده ماندن مجبور است از پویایی پیچیده خانواده استفاده کند ، اما شخصیت آن چنان ناچیز است که مراقبت از آنچه برای او اتفاق می افتد دشوار است. جالب تر ، اما فقط اندکی ، یوزف است که یونگ به عنوان یک پیرمرد متهم و خسته از خانواده اش بازی می کند و از عواقب عملکرد خود کاملاً اذیت نمی شود. برای من جالب بود که کمی بیشتر به زندگی او یا رابطه اش با همسرش بپردازم اما افسوس که این جنبه ها نیز بسیار ناچیز به نظر می رسند.

سوفی و ​​شوهرش بیشتر مورد توجه هستند. مینیچمیر کاملاً عالی است به عنوان دختری مشکوک و چهره خرچنگ که با بی اعتنایی در هر صحنه به واندا خیره می شود. البته سوفی بیش از آنچه که به چشم می آید وجود دارد و جالب است که شخصیت او را در طول فیلم نشان می دهد. همانطور که برای بقیه ، شما ممکن است قسمت های آنها را کم رنگ یا فقط کم استفاده کنید. گرگی بعنوان پسر غم انگیزی که در سایه پدرش زندگی می کند کمی تک یادداشت است و السا همسر سرزنش شده ای است که تعجب می کند چرا در وهله اول قرعه خود را با یوزف خودخواه انداخت. این همه کمی سطح سطح است تا معنی زیادی داشته باشد.

جشنواره فیلم گلاسکو 2021: وانداي شگفت انگيز من
منبع: جشنواره فیلم گلاسگو

فرض اساسی حمل می شود واندا شگفت انگیز من تا نتیجه گیری داستان در اینجا درباره اختلاف طبقاتی و موذی بودن آن است. در یک صحنه ، سوفی پول جنسی داده شده به واندا را پیدا می کند و تصور می کند که آن را دزدیده است. این منجر به لحظه ای ناخوشایند می شود که در آن واندا و یوزف باید پول را به نوعی توضیح دهند. آنها در یک داستان مضحک شامل نیاز واندا به یک گاو برای درآمدزایی برای خانواده اش روشن می شوند. عجیب ، این حتی توسط خانواده سوال نمی شود. در واقع ، گرگی – در آنچه که وی تصور می کند یک عمل فضیلتی قهرمانانه است – یک گاو خریداری می کند و آیا آن را برای پدر مبهوت و ناباور واندا فرستاده است ، که بلافاصله آن را رد می کند زیرا چرا به گاو احتیاج دارد؟

نتیجه

واندا شگفت انگیز من اگر جزئی باشد ، یک فیلم سرگرم کننده است در مورد اختلاف طبقاتی و آنچه در هنگام عبور از خطوط اتفاق می افتد. متأسفانه ، با شخصیت های خود روی زمین نازک است ، اما لحظاتی از شوخ طبعی و بینش واقعی دارد که ارزش تماشای آن را دارد.

Wanda Wonderful My Wanda آخرین فیلم از سری فیلمهای مربوط به اختلاف طبقاتی است. مورد علاقه شما کدام است؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

واندا شگفت انگیز من در تاریخ 26 فوریه در جشنواره فیلم گلاسگو به نمایش درآمد

https://www.youtube.com/watch؟v=68b5zqGeOLc


Wanda Wonderful My را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

داریل مک دونالد

دانشجوی سابق فیلم از اسکاتلند نویسنده و منتقد فیلم شد.

21st CENTURY JAPAN: FILMS FROM 2001-2020: نکات برجسته از سری نمایش ها

در طول ماه فوریه ، جامعه ژاپن و آژانس امور فرهنگی دولت ژاپن در حال ارائه سریال آغازین پروژه سینمایی ACA Cinema ، ژاپن قرن 21: فیلم های 2001-2020 هستند. این مجموعه از 30 فیلم ، جشن 20 سال گذشته سینمای ژاپن ، در حال پخش آنلاین در سراسر ایالات متحده در بستر سینمای مجازی انجمن ژاپن است. این مجموعه گسترده ای است که شامل فیلم های کمتر شناخته شده ای از کارگردانان مشهور جهانی است تاکاشی میکه و هیرو کازو کره ادا، کار زنان اصلی کارگردان ژاپنی مانند نائومی کاواس و نائوکو اوگیگامی، یک کانون توجه در فیلم های کیوشی کوروساوا، و اولین نمایش آنلاین آنلاین ایالات متحده از کارگردان ماوریک سیون سونو. در زیر چند نکته برجسته آورده شده است.

فروشگاه آرایشگاه یوشینو (Naoko Ogigami)

در سال 2004 منتشر شد Naoko Ogigami’s اولین ویژگی دلپذیر در یک شهر کوهستانی کوچک که به شدت به سنتهای محلی خود اختصاص داده شده است ، اتفاق می افتد ، یکی از آنها حکم می دهد که همه پسران در سن مدرسه باید همان مدل موی کاسه ای نامطبوع را داشته باشند. قرار است مدل مویی که به افتخار آرایشگاهی که برای چندین نسل آن را اداره می کند ، “برش یوشینو” نامیده می شود ، از پسران در برابر ربوده شدن توسط روح کوه محافظت کند ، ایده این است که اگر روحیه نمی تواند پسران را از هم جدا کند ، او نمی داند چه کسی را بدزدد آرایشگر فعلی (و تنها) ، خانم یوشینو (ماساکو موتایی) به نقشی که در جامعه دارد بسیار افتخار می کند. اما ، این همه تغییر می کند وقتی که یک بچه جدید از توکیو وارد شهر می شود و حاضر نمی شود مدل موی خود را به نفع برش Yoshino رها کند.

21st CENTURY JAPAN: FILMS FROM 2001-2020: نکات برجسته از سری نمایش ها
Yoshino’s Barber Shop (2004) – منبع: Imagica

آن پسر ، یوسوکه (هوشی ایسیدا) ، در نهایت با گروهی از همکلاسی های کلاس پنجم او ، از جمله پسر خانم یوشینو ، کیتا ، دوست می شود (ریو یوندا) با هم ، پسران در مخفیگاه مخفی خود بیش از جادوهای پورنو دزدیده شده منفذ می شوند ، و آرزو دارند احساس خود را به یک همکلاسی زن بگویند. سرانجام ، آنها می فهمند که مدل موهایشان در خارج از دهکده کوچکشان کاملاً نامناسب تلقی می شود و تصمیم می گیرند که آنها نیز می خواهند برش یوشینو را کنار بگذارند. با این حال ، این اقدام به ظاهر کوچک عصیان باعث ایجاد هیاهویی در شهر قدیمی آنها ، به ویژه با خانم یوشینو می شود.

برخلاف بسیاری از داستان های روی سن درباره پیش بچه ها ، اوگیگامی این فیلم به اندازه کافی فحش و پورنوگرافی را ارائه می دهد تا در واقع مانند یک تصویر واقع گرایانه از بچه ها در آستانه بزرگ شدن احساس شود. گفت: بچه ها به خصوص در نقش هایشان کاملاً جذاب هستند یوندا به عنوان پسری که بین وفاداری خود به مادرش و تمایل به ترک سنت و امتحان چیز جدیدی ، حتی اگر این ممکن است به احساسات مادرش آسیب برساند ، گسسته شده است. لحن فیلم سبک و روحیه است ، و متناسب با فیلمی است که درگیری اصلی آن حول چیزی ساده مثل مدل مو می چرخد. با این وجود ، در زیر فضای بیرونی گرم و مبهم پنهان است و به طرز شگفت آور و سنگینی از انطباق جامعه و اهمیت فردیت ، به ویژه هنگامی که صحبت از کودکانی می شود که هنوز در مرحله تبدیل شدن به یک انسان کاملاً شکل گرفته اند ، وجود دارد. به طور کلی، فروشگاه آرایشگاه یوشینو یک گوهر کوچک است که تضمین می کند لبخند را به لب شما می آورد (و شما را به آرزوی یک مدل موی جدید سوق می دهد).

جنگ بزرگ یوکای (Takashi Miike)

فوق العاده پربار تاکاشی میکه از فعالیت هایی که دامنه ژانرهای مختلف را دارد ، می بالد ، اگرچه او بیشتر به دلیل کارگردانی هیجان انگیزهای بیش از حد خشن و جنجال برانگیز مانند آزمون و ایچی قاتل. با این حال، جنگ بزرگ یوکای شباهت بیشتری به فروشگاه آرایشگاه یوشینو از هر یک از این فیلم ها ، زیرا این فیلم همچنین به پسر جوانی متمرکز است که سعی دارد خود را پیدا کند. اما به این دلیل مایک، این یک درام معمولی روی سن نیست ، بلکه یک فیلم اکشن بمباران است که با طراحی و جلوه های خارق العاده خارق العاده ای همراه است.

21st CENTURY JAPAN: FILMS FROM 2001-2020: نکات برجسته از سری نمایش ها
جنگ بزرگ یوکای (2005) – منبع: Kadokawa Eiga K.K.

تاداشی (ریونوسوکه کامیکی) یک بچه تازه وارد و تنها در یک شهر کوچک است. در یک جشنواره محلی ، او همان سال Kirin Rider ، محافظ همه چیز خوب معرفی می شود. به محض اینکه تاداشی خود را در برابر روحی شیطانی به نام یاسونوری کاتو قرار می دهد (فقطاتسوشی تویوکاوا) کاتو خواهان انتقام از مردم مدرن ژاپن است و قصد دارد با تبدیل موجوداتی از اساطیر ژاپنی موسوم به yōkai به موجوداتی عظیم به سبک سایبورگ که جامعه را ویران خواهد کرد ، به این مهم دست یابد. تاداشی با چند یكای دوست می شود ، از جمله یك ماپت كوچك شایان ستایش گربه ای از موجودی كه به سانكوسوری معروف است و قصد دارد قبل از نابودی جهان ، مانع كاتو شود.

از نظر بصری و صوتی چیزهای زیادی برای پذیرش وجود دارد جنگ بزرگ یوکای، و من مطمئن هستم که قطعاً به آشنایی شما با افسانه های مختلف y itkai قبل از نشستن برای تماشای آن کمک می کند. من نبودم ، و در نتیجه ، خیلی آسان بود که من تحت فشار آبشار بی پایان موجودات ماوراuralالطبیعه و توانایی های خاص آنها ، از جمله آبنوس Kawahime () قرار بگیرم.مای تاکاهاشی) و دزد دوزیستان Kawataro (سادائو آبه) همانطور که گفته شد ، طراحی موجود عالی است ، بیشتر به این دلیل که در بسیاری از موارد به طرز جذابی لو-فی است ، ماسک های لاستیکی و آرایش عملی جای CGI را می گیرد که ما اواخر به آن عادت کرده ایم. Miike’s طنز تاریک امضا و طعم هرج و مرج در اینجا کاملاً به نمایش در می آید ، حتی اگر خود فیلم بسیار نگران کننده تر از بزرگسالان باشد مایک طرفداران به طور کلی انتظار دارند. دنباله ای که در سال 2005 منتشر شد ، قرار است در اواخر امسال اکران شود ، بنابراین اگر طرفدار فیلم های هیولایی و افسانه ها هستید ، زمان بهتری برای تماشای آن نیست.

ساکوران (مینا نیناگاوا)

بر اساس مجموعه مانگا به همین نام ، ساکورانزندگی دختری را روایت می کند که از کودکی در یک فاحشه خانه به خدمت فروخته می شود و با بالا بردن رتبه های محبوب ترین و قدرتمندترین حسن نیت خود را به خدمت می گیرد. این فیلم در سال 2006 منتشر شد و اولین کارگردانی عکاس را رقم زد میکا نیناگاوا، معروف به خاطر کارهای روشن و رنگارنگش متمرکز بر گلها و سایر جنبه های دنیای طبیعی. این حس خوب عاطفه بصری در حال نمایش کامل است ساکوران، که برای ژاپن قرن 18 انجام می دهد چه Sofia Coppola’sماری آنتوانت برای آن ملکه محکوم به فنا داد: با یک پیچ و تاب و سرگرمی مدرن ، آن را به یک تخیل آب نبات رنگ تبدیل کنید.

21st CENTURY JAPAN: FILMS FROM 2001-2020: نکات برجسته از سری نمایش ها
ساکوران (2006) – منبع: Asahi Broadcasting Corporation

به عنوان روحیه ، Kiyoha عصیانگر (فوق العاده ای است آنا تسوچیا) بزرگ می شود ، او از کنیزکاری بهترین ادم فاحشه خانه به رقیب خود تبدیل می شود. با وجود چندین تلاش ناموفق برای فرار – از جمله یک بار برای پیوستن به مردی که فکر می کرد دوستش دارد – کیوها همیشه در نهایت به تنها خانه ای که واقعاً شناخته است برمی گردد. در آنجا ، او با جوانی که در فاحشه خانه زندگی می کند و کار می کند دوست می شود (مادر او نیز یک مجلسی بود). مهربانی او تنها ثابت در زندگی آشفته اوست. خوشبختانه ، علاوه بر زیبایی عجیب و غریب او (تسوچیا ژاپنی ، ایرلندی ، و لهستانی) و شوخ طبعانه است ، Kiyoha همچنین دارای یک آتش درونی است که هیچ دل شکستگی و نمایش نمی تواند به طور کامل آن را خاموش کند. این که آیا او در حالی که منتظر است تا توسط مشتری انتخاب شود ، با یک دختر دیگر یک مشت مشت شروع می کند یا یک مرد ثروتمند را به جرات تلاش برای خرید محبت هایش به زیر و بم تبدیل می کند ، ریشه یابی برای کسی به جرات جسور و زیبا مانند کیوها آسان است.

بسیاری از سکانس های فیلم ، از جمله تفرجگاه اول کیوها در خیابان ها برای جستجوی مشتریانی با کلاس بالا ، به لطف نیناگاوا جهت بصری خیره کننده و Ringo Sheena’s موسیقی متن فیلم رولینگ ، ژانر جذاب. Namiko Iwaki’s طراحی تولید برخی از باشکوه ترین چشم نوازهایی است که من دیده ام ، با رنگ قرمز و بلوز با کنتراست بالا ، و لباس های رنگارنگ پیچ و تاب شیک و معاصر (ما صحبت می کنیم صورتی های براق همراه با چاپ حیوانات) به ایده فرد در مورد مد سنتی ژاپنی. در مرکز همه اینها قرار دارد تسوچیا، چشمهای چشمک زن و لبخند سرسختانه او ، کیوها را به زندگی پر جنب و جوش می رساند. در حالی که من نمی دانم مدل / خواننده / بازیگر است Tsuchiya’s حیوانات مشهور وحشی خارج از صفحه نمایش به نیناگاوا در انتخاب او قطعاً بدرخشد. حتی در حالی که فیلم به طرز خطرناکی در مسیرهای غلتکی خود قرار می گیرد ، Tsuchiya’s چشمگیر حضور صفحه نمایش و نیناگاوا استعداد کارگردانی شما را کاملاً درگیر می کند ساکوران.

عروسک هوا (Hirokazu Kore-eda)

Hirokazu Kore-eda’s درخشان دزد مغازه ها، زندگی خانوادگی منتخب بدخواهان را که برای زنده ماندن به سرقت از مغازه متکی هستند ، به دست آورد ، نخل طلای جشنواره فیلم کن را برنده شد قبل از اینکه نامزد اسکار بهترین فیلم بین المللی در سال 2019 شود. اما نزدیک به یک دهه قبل ، کره ادا فیلمی را چنان دلخراش ساخته که ساخته شده است دزد مغازه ها شبیه یک کمدی پیچ گوشتی کرکی است. بازیگر بائه دونا در یک اجرای کاملاً آرام تحت عنوان Nozomi ، یک عروسک جنسی بادی که زنده می شود ، عروسک هوا تنهایی را که در زندگی مدرن شهری بومی است ، و تلاش برای یافتن ارتباط انسانی را در میان همه ، بررسی می کند.

21st CENTURY JAPAN: FILMS FROM 2001-2020: نکات برجسته از سری نمایش ها
عروسک هوا (2009) – منبع: موتور فیلم

نوزومی همراه محبوب یک مرد میانسال ، هیدئو است (ایتسوجی ایتائو) ، که او را با لباسهای عجیب و غریب می پوشد ، با او که پشت میز آشپزخانه اش نشسته است ، غذا می خورد و بله ، با او رابطه جنسی برقرار می کند. اما یک روز ، نوزومی زنده می شود. هنگامی که هیدئو در محل کار خود است از آپارتمان خارج می شود ، او روزهای خود را به گشت و گذار در شهر ، مشاهده زندگی انسان ها و کار در یک فروشگاه فیلم محلی می پردازد. در آنجا ، او عاشق یک همکار ، جونیچی می شود (آراتا) ، که علی رغم اینکه کاملاً مطلع است عروسک بادی است ، احساسات خود را تلافی می کند ، حتی وقتی در محل کارش پارگی ایجاد می کند به اصلاح و باد کردن مجدد او کمک می کند. اما هر چقدر تلاش کند ، از آرایش برای پوشاندن درزهای موجود در پوست پلاستیکی تا بازدید از سازنده خود برای درک چگونگی به وجود آمدنش ، واضح است که Nozomi نمی تواند زندگی عادی انسانی داشته باشد.

پسندیدن ساکوران، عروسک هوا همچنین از یک مانگا اقتباس شده است ، اما فکر کردن برای یک فیلم با تنوع متفاوت دشوار است. اگر ساکوران معادل سینمایی یک آهنگ پانک riot grrrl است ، عروسک هوا تصنیفی ظریف و حساس ، از نظر ترکیب کمی است اما از نظر احساسی تأثیرگذاری کمتری بر آن دارد. دونا متوقف کردن فیزیکی یک عروسک است که فقط یاد می گیرد چگونه اندام خود را حرکت دهد و با یک عبارت باز و کنجکاو که برای یک دوست فریاد می زند. او خطوطی عمل می کند که با ظرافت “عروسک مانند” عمل می کند ، بدون اینکه از لبه پرواز کند. حتی آرام ترین صحنه ها ، مانند مواجهه با انبوهی از عروسک هایی مثل خودش که دور ریخته شده اند ، به منزله ی یک مجرا برای مجله ی خورشیدی حسن نیت ارائه می دهد از عملکرد او.

در حالی که ممکن است این پیش فرض احمقانه یا کدر به نظر برسد ، Kore-eda’sعروسک هوا یکی از تأثیرگذارترین فیلم هایی است که در حافظه اخیر دیده ام. تنها چیزی که نووزومی می خواهد این است که با کسی ارتباط برقرار کند و دوستش داشته باشد. کنایه از این است که مردانی مانند هیدئو عروسک هایی مانند او می خواهند زیرا نمی خواهند پایان معامله خود را تحویل دهند. وقتی هیدئو متوجه شد که نوزومی اکنون واقعی است ، تصمیم می گیرد به جای اینکه رابطه انسانی با او برقرار کند ، عروسک دیگری را جایگزین او کند. پس از همه ، راحت تر است که روح خود را برای یک چیز بی جان تحمل کنید تا کسی که روح دارد.

آتش سوزی در دشت (شینیا تسوکاموتو)

برگرفته از رمان تحسین شده توسط Shohei Ooka، آتش سوزی در دشت تصویری دلخراش از تلاش های ناامیدانه یک سرباز ژاپنی برای زنده ماندن در جنگل فیلیپین در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم است. پیش از این در سال 1959 توسط کن ایچیکاوا؛ فیلم حاصل به دلیل به تصویر کشیدن تاریک خشونت جنگی و آدم خواری بحث برانگیز بود. این نسخه ، که در سال 2014 منتشر شده است ، دارای چند فیفنات است شینیا تسوکاموتو در راس … و به عنوان نویسنده ، تهیه کننده ، فیلمبردار مشترک ، طراح تولید ، تدوینگر و ستاره. این بار سنگینی است برای تحمل آنچه که در حال حاضر یک فیلم فوق العاده سنگین در مورد تخریب انسان و اعماقی است که فرد برای زنده ماندن می خواهد غرق شود.

21st CENTURY JAPAN: FILMS FROM 2001-2020: نکات برجسته از سری نمایش ها
آتش سوزی در دشت (2014) – منبع: Kaijyu Theatre

تامورا (تسوکاموتو) از سل رنج می برد. کمپانی که قبلاً کاهش یافته است ، هیچ فایده ای برای یک بیمار ندارد ، اما بیمارستان نظامی نیز او را ترجیح نمی دهد و ترجیح می دهد روی سربازانی که جراحات تهدید کننده زندگی دارند تمرکز کند. بنابراین ، بدون هیچ گزینه دیگری ، تامورا شروع به پرسه زدن بی هدف در جنگل و جستجوی راه نجات می کند. در طول راه ، با سربازانی که در حال عقب نشینی هستند روبرو می شود. کمین سربازان آمریکایی منجر به پرواز اندام ، چشمه های خون و تعداد کمی از بازماندگان می شود. هنگامی که تامورا با یک سرباز هذیان و در حال مرگ دیگر روبرو می شود ، مرد به تامورا می گوید می تواند هنگام مرگ او را بخورد. تامورا منزجر است و فرار می کند ، با این وجود شبح آدم خواری بیش از جنگل دیده می شود ، جایی که هر سرباز به سختی یامهای لازم را برای زنده ماندن دارد.

با تکنیک های ویرایش غیر معمول خود ، از جمله برخی از حیرت انگیزها ، به رنگ سفید تبدیل می شوند ، آتش سوزی در دشت گاهی اوقات احساس خواب تب می کنید. در واقع ، کی می داند چه مقدار از آنچه تامورا می بیند تصورات ذهن هذیان او است. با این حال ، نمایش های احشایی فیلم از ویرانی های جنگ – به ویژه هنگامی که یک طرف بازنده است و آن را می داند – نیز بسیار ناخواسته واقعی است. که تسوکاموتو توانست چنین نقش بازیگری شدیدی را به عهده بگیرد در حالی که همچنین پر کردن بسیاری از نقش ها در تولید یک موفقیت چشمگیر است. Tamura او اساساً ویرجیل ماست ، و ما را از جهنمی که آخرین نفس ناامید کننده ارتش است هدایت می کند. تلاش تامورا برای عبور از آنچه که به عنوان خط نهایی مطرح شده است – مصرف هم نوعان خود برای زنده ماندن – قسمت بزرگی از آنچه ما را در کنار او نگه می دارد ، ریشه در او دارد تا سرانجام این مسئله را حل کند. با این حال همانطور که فیلم به ما نشان می دهد ، بعضی از کابوس ها هرگز واقعاً ما را ترک نمی کنند. برای بسیاری از سربازان ، جنگ یکی از آنهاست.

پست قرمز در خیابان اشر (Sion Sono)

یکی از متبحرترین فیلمسازان فعال در سینمای جهانی ، چه رسد به ژاپن ، سیون سونو در آخرین دیدگاه خود دیدگاه منحصر به فرد خود را به صنعت فیلم ژاپن برگرداند ، پست قرمز در خیابان اشر. این فیلم بر روی کارگردان جوان و داغ فیلمبرداری Tadashi Kobayashi متمرکز شده است (تاتسوهیرو یامائوکا) ، که برای آوردن اعتبار جشنواره خود به یک تصویر بزرگ از استودیو جذب شده است. کوبایاشی یک شرط دارد: اگر قرار باشد این فیلم را به عهده بگیرد ، سبک برخی از کارهای خودش را به تولید می رساند و از بازیگران آماتور و نه متخصصان براق استفاده می کند.

21st CENTURY JAPAN: FILMS FROM 2001-2020: نکات برجسته از سری نمایش ها
پست قرمز در خیابان اشر (2020) – منبع: Grasshopper Films

آگهی هایی برای یک فراخوان انتخاب بازیگران آشغال ، خیابان ها را پر از زباله می کند و گروه بازیگران غیر عادی آماده آزمایش می شوند. آنها شامل اعضای یک گروه بازیگری کوچک کاملاً زن هستند که دو نفر از آنها عاشقانه با دستیار کوبایاشی درگیر شده اند. بیوه جوانی به نام کیریکو (دوست داشتنی) ماتسوری کوهیرا) که امیدوار است با تبدیل شدن به یک شخص دیگر ، آرزوهای شوهر متوفی خود را در مورد بازیگر شدن محقق کند. و یاسوکه (کاریزماتیک) سن فوجیمارو) یک زن جوان احتمالاً بدون جراحی که پدرش اخیراً در خانه آنها خود را با چاقو کشته است. نمی توان اعضای کلوپ عشق واقعی Tadashi Kobayashi را ترک کرد ، گروهی از زنان سفیدپوش که چنان به کارگردان ارادت دارند که برای ادای احترام به استعدادهای او دور تصویری به اندازه پوستر جمع می شوند.

در تمام مدت ، کوبایاشی خاطره زن جوانی دیگر را که مدتها پیش برای او انتخاب شده بود و یکی از همکارهای محبوبش ، کاتاکو ، درگیر است (مالا مورگان) او انتخاب های خود را انجام می دهد ، فقط توسط استودیو به او گفته می شود كه باید سه ستاره زن ، از جمله یك ستاره سرحال را انتخاب كند كه استعدادهای او فقط با استانداردهای عالی كوبایاشی مطابقت ندارند. ممیزی های رد شده در مجموعه به عنوان موارد اضافی کار می کنند ، و فیلمبرداری فیلم یکی از وحشی ترین است که از زمان نمایش روی صفحه به تصویر کشیده شده است. Rainer Werner Fassbinder’sمراقب یک فاحشه مقدس باشید ، یک شورش عاطفی توهم انگیز مرزی. (تعجب آور نیست که سونو به همان اندازه خارج از مرکز استناد می کند فاسبیندر به عنوان یکی از تأثیرات در کار او.) نامه ای عاشقانه به چهره های پس زمینه هر فیلم ، پست قرمز در خیابان اشر استدلال می کند که همه می توانند و باید از فرصت ستاره شدن استفاده کنند ، حتی اگر این فقط در زندگی زندگی شخصی خود باشد. بسیاری از بازیگران فیلم خود آماتور هستند و فلسفه فیلم را با حلقه کامل مواجه می کنند. این یک شورش خنده دار است ، گاهی اوقات ناراحت کننده است و همیشه جذاب است – نمونه بارز آن سیون سونو.

نتیجه

بدیهی است که این تنها انتخاب کوچکی از مواردی است که در این مجموعه به نمایش در می آید ، که خود تنها انتخاب کوچکی از سینمای درخشان ژاپن است که طی دو دهه گذشته تولید شده است. اما صرف نظر از اینکه سلیقه شما در فیلم ها چیست ، تضمین می کنید که در اینجا چیزی را پیدا خواهید کرد که از آن لذت خواهید برد. به نقل از فیلمساز بزرگ کره جنوبی بونگ جون هو، اگر از زیرنویس ترسیده نباشید ، با این همه فیلم فوق العاده پاداش زیادی خواهید گرفت. و با تشکر از انجمن ژاپن و آژانس امور فرهنگی ، در حال حاضر آنها بیش از هر زمان دیگری در دسترس هستند.

شما چی فکر میکنید؟ کدام فیلم ها برای شما بیشتر جذاب هستند؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

21st Century Japan: فیلم های پخش شده از سال 2001 تا 2020 در سراسر ایالات متحده در سینمای مجازی انجمن ژاپن تا 25 فوریه 2021.

https://www.youtube.com/watch؟v=reqWuvTMlpE

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مصاحبه با کیت آموندسن ، ستاره دونا: قوی تر از زیبائی

دونا: قوی تر از زیبا یک فیلم جدید به کارگردانی است جارت مارتینو که نسخه ای خیالی از مادرش دونا را به تصویر می کشد. این فیلم Donna را در طی چندین دهه از زندگی او دنبال می کند در حالی که او با انتظارات خود از زندگی و همچنین انتظارات دیگران و جامعه دست و پنجه نرم می کند. دونا بعد از اینکه از نظر اجتماعی زندگی قابل قبولی را برای خودش رقم زد ، متوجه می شود که در عوض گیر افتاده است. او باید تصمیم بگیرد که آیا خطر ترک یا خطر ماندن را دارد.

دونا در اواخر این ماه بر روی همه سیستم عامل های اصلی جریان پخش می شود. در عین حال، استعلام فیلم فرصت مصاحبه داشت کیت آموندسن، که دونا را به تصویر کشید.

فرانسیس ماورر برای استعلام فیلم: دونا یک فیلم معمولی نیست این یک دهه زندگی زن را دنبال می کند و از نزدیک روی یک قوس ، فردیت و یک رابطه متمرکز است. تفاوت بازی در این نقش با یک نقش معمولی چطور بود؟

کیت آموندسن: من فکر می کنم تنها سه دهه یک چالش غیرمعمول بود ، برای پیگیری آن. در طول این سه دهه چیزهای زیادی برای پوشش وجود دارد. من فکر می کنم ما از چگونگی اتفاقات بسیار راضی بودیم زیرا در طول سه دهه شما می توانید نوع رابطه ای را که روی او پوشیده شده است ، ببینید که شاید در آن زمان غیر عمدی بود.

در بعضی صحنه ها مطمئن نبودم – او در این مرحله چقدر فرسوده است؟ این رابطه چقدر در این مرحله لطمه ای به او وارد کرده است؟ من واقعاً سعی کردم این موضوع را در طول سه دهه پیگیری کنم. بنابراین من می گویم از این طریق ، بسیار چالش برانگیز بود. اما من فکر می کنم در نهایت ما احساس خوبی نسبت به آن داشتیم.

چگونه توانستید یک شخصیت را فقط در طی سی سال از زندگی او بلکه از طریق تغییر جامعه و دوره های آن سی سال اجرا کنید؟

این قسمت دیگری بود ، سه دهه برای پیگیری ، چالش برانگیز بود. فکر می کنم طی این سالها حالات و روحیه ها تغییر می کرد. در دهه های 80 و 90 زنان بیش از هر زمان دیگری وارد کار می شدند ، به سمت های رهبری و غیره می آمدند.

یک صحنه وجود دارد که او قصد دارد برای یک کار درخواست کند ، و این برای او جدید است ، و همچنین نسلی است – به او آموخته اند که تمام کاری که می کنی این است که بروی و شوهر بگیری ، و این همه سال اینگونه بود. این یک قدم ترسناک در جهت آنچه او آرزو داشت زندگی اش باشد بود.

در هر موقعیت شغلی یا کاری فراز و نشیب هایی وجود دارد و آن صحنه ای که او برای مصاحبه وارد می شود ، این اتفاق افتاده است. از قضا زنان از بدست آوردن شغل او حمایت نمی کردند. بنابراین من فکر می کنم که نگرش ها همیشه تغییر می کنند ، امیدوارم که ، در یک مسیر خوب قرار بگیرند – من فکر می کنم ما می توانیم این را ببینیم.

در پایان ، او از نظر شغلی وضعیت بسیار بهتری دارد ، که عالی است. او توسط دوستان زن خود احاطه شده بود که همیشه در مواقع دشواری که دستیابی به شغل آسان نبود ، از او حمایت می کردند. اما قطعاً در دهه 80 و 90 ، دیدن زنان در کار چنین چیزی در فیلم ها بود.

یکی از فیلم هایی که در واقع به آن مراجعه کردم تا سعی کنم درک کنم در آن زمان چه می گذرد دختران شاغل، در دهه 80 سبک ، لباس ، نگرش زنان در محل کار چنین چیزی بود.

مصاحبه با کیت آموندسن ، ستاره DONNA: قوی تر از زیبا
منبع: Gravitas Ventures

با اندکی یادداشت سبک تر ، آیا اتخاذ سبک های مختلف در طول دهه ها سرگرم کننده بود؟ من متوجه شدم که شخصیت شما همیشه از لباس های مرسوم و مد روز استفاده می کرد ، آیا این جالب بود؟

آره! خیلی با حال بود. یکی از سرگرم کننده ترین کارهایی که باید در صحنه انجام شود لباس بود. در زندگی واقعی ، دونا واقعاً شیک بود. ما آن زمان عکسهای بسیار خوبی از او با موهای بزرگ ، لباسهای عالی ، لباسهای بلند داریم.

من عاشق دهه 80 ، رنگهای روشن و الگوها هستم. این برای من واقعاً سرگرم کننده بود زیرا سابقه مدل سازی دارم. طراح لباس ما ، استفانی لیندزی، در مورد برنامه ریزی لباسهایش بسیار سخاوتمندانه با من بود ، زیرا لباسهای زیادی وجود داشت.

و این در واقع قسمت بزرگی از تکامل او نیز بود زیرا ما در آغاز او را به نوعی متواضعانه می بینیم. سپس وقتی او با نیک ملاقات می کند و با او رابطه برقرار می کند ، بخشی از سو the استفاده مالی است. او با همه این لباس های شگفت انگیز آراسته شده بود ، و این زمانی است که او بیشترین آرایش و بزرگترین مو را به تن می کرد. این نوع منعکس کننده روابط در آن زمان است.

وقتی رابطه به پایان می رسد ، می بینیم که لباس ها آنقدر بلند نیستند. او مجبور است از نظر اقتصادی تأمین هزینه کند. نه برای دادن بیش از حد ، اما چنین قوس لباس هوشمندانه و آرایش وجود دارد. در انتها نیز باید مراقب باشیم که او را به یک شخص واقعی تبدیل کنیم – شما فقط یکبار یک لباس نمی پوشید ، بلکه چندین بار آن را می پوشید. بنابراین سعی کردیم این موضوع را زیر نظر داشته باشیم.

از آنجا که سه دهه طول می کشد ، لباس های زیادی وجود داشت که ما مجبور بودیم آنها را ردیابی کنیم. بنابراین من و استفانی در آن راه بسیار درگیر بودند. من تقریباً حتی مجبور شدم از لباس های او ژورنالی تهیه کنم زیرا از نظر روانشناسی بسیار نمایانگر مکان او بود.

بنابراین نوع لباس آینه قوس فیلم است؟

قطعاً

این واقعاً جالب است. من درک نکرده ام که این منعکس کننده شخصیت و کشف خود او است.

بله – به محض اینکه او رابطه را ترک کرد ، در معرض خطر قرار گرفت ، او واقعاً از نظر روانی به حداقل ممکن رسیده است. وقتی او به تنهایی در آن آپارتمان است و از سه فرزند مادر تنها است ، لباس های یکسانی را می پوشد. او دیگر وقت انجام آرایش و آرایش خود را ندارد و همچنین توانایی مالی ندارد.

آن روز یکی از دلگیرترین روزهای تیراندازی بود زیرا او در زیر آوار مانده است. او باید قطعاتی را که قبلاً بوده انتخاب کند و کشف کند که کیست. در آن لحظه ، او قبل از اینکه دوباره خودش را بلند کند ، به تمام معنی آن بسیار برهنه است.

مثل ما در مورد دونا زمان زیادی را پوشش می دهد ، اما فیلم فقط چند ساعت است. چطور باید برای انتقال پیچیدگی ها و تداوم یک رابطه و فرد که اینقدر دوام داشت و بسیار تغییر کرده بود ، اما فقط در طی چند ساعت از زمان واقعی کار کردید؟

بسیاری از این موارد در اتاق تدوین بود. موارد زیادی وجود دارد که می خواهید پوشش دهید. محصور کردن یک زندگی در دو ساعت کار دشواری است ، و من فکر می کنم دلیل آن برای آن بسیار مهم بود جارت برای پوشش سه دهه این بود که همین مدت طول کشید.

و من فکر می کنم در روابط خشونت خانگی و روابط سو ab استفاده کننده ، مدت زمان زیادی طول می کشد ، اغلب. فقط پریدن از آن کار ساده ای نیست. موارد بسیاری وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد ، و به همین دلیل نشان دادن همه جنبه های این اتفاق متأسفانه برای او بسیار مهم بود. من فکر می کنم به همین دلیل ما می خواستیم این مدت زمان را پوشش دهیم ، امیدوار بودیم که زندگی او را به این ترتیب ارج نهیم و دوره های خشونت خانگی را نشان دهیم.

مصاحبه با کیت آموندسن ، ستاره DONNA: قوی تر از زیبا
منبع: Gravitas Ventures

بازی برای چنین داستان صمیمی مبتنی بر یک شخص واقعی چگونه بود؟ من دیدم که در پایان فیلم با دونا واقعی صحبت کردید – آیا از طریق تولید در ارتباط بودید؟ آیا او به دید شما در این مورد کمک کرد؟

بیشتر باهاش ​​صحبت کردم جارت و پت، نویسندگان ما من بعد از اولین خواندن صحنه ای ما با دونا آشنا شدم و این بسیار ترسناک بود. شما همیشه می خواهید زندگی آنها را عدالت انجام دهید.

در پایان روز ، من هرگز 100٪ دونا نخواهم شد. من باید چرخش خودم را روی آن بگذارم تا به داستان خدمت کند. بنابراین بسیار ترسناک بود ، اما با گذشت سالها من و او بسیار به هم نزدیک شدیم و من با خانواده بسیار نزدیک شدم. خصوصاً شلیک آن ، زیرا بازیگران و خدمه در حالی که ما در حال تیراندازی در آن بودیم در خانه او ماندند.

من در رختخواب او خوابیده بودم که کاملاً یک سفر بود. فکر می کنم او هنگام تیراندازی با یکی از دوستانش اقامت داشت زیرا در بسیاری از صحنه ها از خانه ای که وی در آن زندگی می کرد و آپارتمان همسایه استفاده کردیم. من حتی قدم هایی را در استودیوی رقص او برداشتم ، جایی که او واقعاً برای گذراندن درس های رقص به آنجا رفته بود. مواردی از این دست بسیار سورئال بود.

متأسفانه دونا را در سال گذشته از دست دادیم که واقعاً دشوار بود. اما فکر می کنم او باید ببیند که فیلم کجا رفته است. ما تازه اکران خود را انجام داده بودیم و این آخرین باری بود که او را می دیدم. او همیشه با من بسیار بخشنده بود ، همیشه بسیار مهربان بود.

من در آن زمان حتی در مجلات او محرمانه بودم که یک سفر بود. من می دانم که روزنامه نگاری در تمام آن سالها برای او بسیار مهم بود ، زیرا این یک راز و باری به نظر می رسید که نمی توانست به همه زندگی اش بگوید. آن ژورنال ها واقعاً مکانی را ارائه می دادند که او می توانست با خودش صادق باشد.

همانطور که گفتم ترسناک است و شما فقط بهترین تلاش خود را می کنید. شما می دانید که هرگز 100٪ آن شخص نخواهید شد ، تا آنجا که می توانید یاد بگیرید.

به نظر می رسد تقریباً یک روش کاملاً جدی عمل می کند. فراتر از عکسبرداری در محل ، خوابیدن در تخت اوست.

درست! من خیلی خوشحال بودم زیرا هرگز به لانگ آیلند یا آن قسمت از نیویورک نرفته بودم ، بنابراین فقط خودم را در آن مکان غوطه ور می کردم ، و این واقعاً به من حس صمیمانه ای از دنیای او می داد. من دوست داشتم آنجا باشم ، تمام مدت فقط در یک سطح عالی قرار داشتم. حتی اگر موضوع در بعضی مواقع بسیار غم انگیز و چالش برانگیز باشد ، من واقعاً قادر به خوردن نقش بودم ، اینجا بودن ، جایی که او بود. برای من به عنوان یک بازیگر بسیار سرگرم کننده و راضی کننده بود.

مصاحبه با کیت آموندسن ، ستاره DONNA: قوی تر از زیبا
منبع: Gravitas Ventures

اگر اشتباه نکنم ، این بچه های زندگی واقعی دونا بودند که این را کارگردانی و تولید کردند ، درست است؟

آره، جارت مارتینو پسرش است و او نویسنده ، تهیه کننده و کارگردان است.

شما به من گفتید که چقدر با خانه فیزیکی او نزدیک هستید. چگونه بود که فرزندانش به شما بگویند چگونه رفتار کنید ، چگونه او را دیدند؟ چه چیزی متفاوت از یک تجربه معمولی بود؟

باز هم ترسناک بود. این کارگردان در حال نوشتن داستانی در مورد مادرش است و شما مادرش را به تصویر می کشید که رابطه بسیار مهمی با اوست. می توانید در نوشته ببینید که او چقدر مادرش را دوست دارد ، و چقدر او برای او کار کرده است.

من فقط می توانم امیدوارم که در آن نقش نهایت تلاش خود را بکنم ، اما من و جارت چند سال در آن مرحله با یکدیگر آشنا شده بودیم ، ما یک فیلم کوتاه با هم ساخته بودیم و فکر می کنم واقعاً احساس اعتماد به نفس پیدا کرده بودیم. بنابراین زمانی که در حال تیراندازی بودیم ، احساس می کردیم که می دانیم چه کار می کنیم. ما ایده ای برای چگونگی دوست داشتن او داشتیم و فکر می کنم اصلی ترین چیزی که در مورد آن تصمیم گرفتیم این بود که دوست داریم او قهرمان شود. ما می خواستیم او را به این شکل به تصویر بکشیم ، زیرا او این بود و هست ، بنابراین هدف ما این بود.

ما در این فیلم اتفاقات بسیار افتضاحی را می بینیم که برای دونا اتفاق می افتد ، من فکر می کنم در درجه اول قدرت او را از طریق آن می بینیم ، و افرادی هستند که برای او افتضاح هستند ، اما او همچنین دارای یک شبکه پشتیبانی از افرادی است که وقتی او حضور دارد از او مراقبت می کنند او پایین ترین می خواهم بپرسم آیا فکر می کنید این فیلم امیدوارانه است؟ پیامی که می خواهید برای انجمن ها یا افرادی که ممکن است در چنین شرایطی قرار داشته باشند ارسال کنید؟

این قطعاً پیامی است که می خواهم بفرستم – امیدوارم. من فکر می کنم این یکی از مهمترین چیزهایی است که هر انسانی می تواند در زندگی داشته باشد. همه ما در یک زمان یا موارد دیگر چیزهای چالش برانگیزی را تجربه خواهیم کرد و این تنها چیزی است که می توانید امیدوار باشید تا امیدوار باشید. این همان چیزی است که من می خواهم

زیرا این موارد فقط سالهای زیادی ادامه دارند و بسیار دشوار و دشوار است که زنان و مردان بدانند زندگی خارج از سو abuse استفاده وجود دارد. دلیل طولانی بودن آن می تواند خطرناک بودن ترک باشد. خطرناک ترین قسمت یک رابطه سو ab استفاده ترک است.

منابع زیادی وجود دارد و این فیلم پیام خود را به زنان ارسال کرده است – زنان زیادی هستند که به ما مراجعه کرده اند و گفته اند “من این داستان را می دانم”. از هر سه نفر یک نوع رابطه با خشونت خانگی دارد ، خواه کسی را بشناسد ، آن را تجربه کرده باشد یا سو the استفاده کننده باشد. این پیامی است که من واقعاً می خواهم بفرستم و می دانم جارت می خواهد بفرستد ،

استعلام فیلم متشکرم کیت آموندسن برای وقتش

دونا با ائتلاف ملی علیه خشونت در خانواده ، که منابع لازم برای حمایت از بازماندگان و آموزش هر کسی را که مایل است بیشتر بیاموزد ، همکاری می کند. خط تلفن ملی خشونت خانگی 1-800-799-7233 (SAFE) است و لیستی از خطوط تلفنی تخصصی در اینجا وجود دارد.

https://www.youtube.com/watch؟v=gLYWVbE8gCI
دونا در 23 فوریه 2021 در همه سیستم عامل های جریان اصلی به نمایش در می آید.


Donna: Stranger Than Pretty را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مصاحبه با توماس کلی ، نویسنده-کارگردان تحویل شده

می توان در تولید فیلم ساخت توماس کلیها تحویل داده شده (در اصل Fanny Lyne Deliver’d) تنها. گرفتار دردسر – شروع با مرگ خشتدوست و همکار دیرینه جوزف لنگ، و بعداً چندین حمله از جانب مادر طبیعت – نویسنده و كارگردان می دانست كه این مورد باید تمام شود. پس از تأخیرهایی که در بودجه ها شخم زده شد ، او بسیاری از مسئولیت های پس از تولید را به عهده گرفت ، از جمله امتیاز و ویرایش ،

اما کار تمام شد ، و خشت“Puritan Western” که خود توصیف شده است اکنون در صورت تقاضا در دسترس است.

این فیلم خانواده لی را دنبال می کند ، بسته ای از کشاورزان مسیحی متعبد در قرن هفدهم انگلیس: پدرسالار جان (چارلز رقص) ، که راه های خالصانه آن قوی است ، مادر فانی (ماکسین پیک) ، که ثابت می کند ذهنشان کمی بازتر است ، و پسر کوچک آنها ، آرتور (زک آدامز) ایمان خانواده یک بار مورد آزمایش قرار می گیرد که یک جفت متقلب فرار از قانون – با بازی آنها فردی فاکس و تانیا رینولدز – به مزرعه خود پناه ببرند ، و انقلاب و آزادی را در جریان خون Fanny وارد کنند.

استعلام فیلم اخیراً با آنها صحبت کرده است خشت در مورد تجربیاتش در کار کردن تحویل داده شده، از جمله تلفیق ژانر ، رویکرد او در ایجاد تعارض در یک فضای بسته و کمی جنون تولید.

این مصاحبه برای شفافیت ویرایش شده است.

لوک پارکر برای تحقیق در مورد فیلم: شما فیلم را با توصیف دوره قانون پوریتانیسم به عنوان زادگاه آزادی شخصی ، سیاسی و جنسی مدرن آغاز می کنید. این یک کار معمول برای دوره ای نیست که قبلاً چیزهای زیادی درباره آن نشنیده ایم برخی از تصورات یا بینش های غلط آن زمان که می خواستید مخاطب شما درک کند ، کدام بود؟

توماس کلی: دوره کرامول لحظه شگفت انگیز بیداری فلسفی بود. پوریتان ها فقط کنترل شهرها را داشتند ، بنابراین در خارج از این مناطق بسیار آزادتر بود. مردم به تبلیغ پرداختند و تغییرات جدیدی از آیین ها را براساس کتاب مقدس مسیحیت ابداع کردند ، اما کاملاً متفاوت بود. شما می خواهید افرادی را که هنوز بر اساس کتاب مقدس استدلال می کنند ، ایجاد کنند. شما می توانید افرادی را مطرح کنید که برای حقوق زنان استدلال کنند ، موضوعی که برای جنبش Quaker بسیار مهم شد. بنابراین ، شما همه این فرقه های جدید را در یک زمان ظاهر می کنید.

مصاحبه با توماس کلی ، نویسنده-کارگردان تحویل شده
منبع: BFI

شما گفته اید که قرار نگذاشته اید این فیلم به موقع باشد و هنوز هم همینطور است. جهان بینی جمعی ما از زمان شروع کار روی این پروژه در سال 2013 بسیار تغییر کرده است. اصلاً دیدگاه شما در طول سال چگونه تغییر کرد؟

توماس کلی: هوم ، فکر نمی کنم نگاه من به داستان تغییر کند. همانطور که گفتید ، جهان در آن سالها تغییر کرده است. وقتی ما در ابتدا پروژه را اجرا می کردیم ، یک وسترن که قهرمان اصلی آن یک زن بود ، این ایده هنوز کاملاً جدید بود. اکنون ، حدس می زنم ، بسیاری از فیلم های دیگر نیز همین کار را کرده اند.

احساس می کنم معنی داستان هنوز همان است.

توضیح داده اید تحویل داده شده به عنوان “Puritan Western” ، تا آنجا که من می دانم ژانری دست نخورده است. به نظر شما کدام زیبایی شناسی یا مضامین وسترن در دوران پوریتان جای می گیرد؟

توماس کلی: من فکر می کنم بیشتر فیلم های دوره بریتانیا تمرکز خود را بر پادشاهان و ملکه ها و اشراف دارند. اما ما می خواستیم از مردم عادی و عادی فیلم بسازیم و لحظه ای فرا رسید که من فهمیدم وسترن بهترین مدل برای آن است.

بدیهی است که تاریخ آمریکا به شکلی کاملاً متفاوت روایت می شود. شما هزاران و هزاران فیلم دارید که آن را از همان منظر ضرب و شتم توصیف می کنند ، بنابراین استفاده از آن و استفاده از آن در تاریخ انگلیس نتایج جالبی را ایجاد می کند.

من هم یک طرفدار بزرگ غربی هستم. بنابراین من دو چیز را با هم جمع کردم: فیلم دوره بریتانیا و وسترن ، که الهام اصلی برای من بود.

من می دانم که شما از جک نیکلسون وسترن الهام گرفته اید ، سوار گردباد شوید، و مانند آن ، فیلم شما در یک محیط بسیار زیاد ساخته شده است. آیا می توانید در مورد ایجاد درگیری و ایجاد تنش در یک محیط با من صحبت کنید؟

توماس کلی: تعدادی از وسترن ها وجود دارند که این کار را به خوبی انجام می دهند. من می خواستم که هر یک از این شخصیت ها مجموعه عقاید بسیار متفاوتی داشته باشند. من فکر می کنم که این کلید پرتاب همه آنها علیه یکدیگر بود و به من اجازه داد آنچه را که در هنگام حضور شخصیت های خاص کنار هم قرار می گیرم کشف کنم. این چیزی است که شما باید در ابتدا تنظیم کنید و سپس از آنجا برود.

مصاحبه با توماس کلی ، نویسنده-کارگردان تحویل شده
منبع: BFI

من می خواستم در مورد آن صحبت کنم این فیلم بیشتر از طریق چهار شخصیت اصلی خود با چندین درگیری اخلاقی و سیاسی آن زمان روبرو می شود. هنگام نوشتن فیلمنامه خود ، چگونه می توانستید مسائل بزرگتر و مشخص دوران را به شخصیت ها متراکم کنید؟

توماس کلی: من زیاد خوندم من در حال خواندن بسیاری از این جزوه ها بودم که در آن زمان نوشته شده بود. چاپخانه سیاسی تازه اختراع شد و این روشی بود که مردم با آن ابراز وجود می کردند. من واقعاً سعی کردم در ذهن کسانی که این مطالب را نوشتند وارد شوم. و پس از آنکه احساس شخصیت ها را احساس کردید ، می توانید از دیدگاه آنها بنویسید ، نه اینکه در واقع سعی کنید نوعی ساختار را به آنها تحمیل کنید. فکر می کنم این فقط وارد سر شخصیت ها می شود.

این تولید با سختی انجام شد: سیل ، تأخیر ، امور مالی و البته درگذشت همکار قدیمی شما ، جوزف لنگ. از بین این همه عوضی ، چه چیزی شما را سر پا نگه داشت؟ چه چیزی شما را نگه داشت؟

توماس کلی: من روی فیلم کار کردم با جو به مدت یک سال تا اینکه در سال 2013 از دنیا رفت. ما در آن مرحله هنوز در حال تهیه فیلم نامه بودیم. از آنجا فهمیدیم که آخرین فیلم او است و لازم است این فیلم تمام شود. راب کانن، که وارد صحنه شد و در آن مرحله کار را به عهده گرفت ، هر دو احساس یکسانی داشتیم که باید فیلم ساخته شود. و ما فقط ادامه دادیم.

صحبت در مورد چیز مثبت ، شما این لوکس را داشتید که مجموعه خود را بسازید. چه مزیت هایی باعث پشت دوربین شما شد؟

توماس کلی: داشتن آن مجموعه داخلی 360 درجه به شما آزادی زیادی می دهد. می توانید از داخل به خارج سفر کنید ، دوربین را به هر جهتی که می خواهید هدایت کنید. همچنین از نظر قاب بندی و مسدود کردن ، مجموعه با در نظر گرفتن توالی های کلیدی خاصی طراحی شده است. بسیاری از آن ها از قبل برنامه ریزی شده بودند و همین امر به ما تصاویر بصری بسیار بیشتری می بخشد.

یک پایگاه ممکن وجود داشت ، یک خانه موجود ، که ما به نوعی در نظر گرفتیم ، اما این شرایط بصری را برآورده نمی کرد. خیلی محصورتر شده بود این یک فیلم کاملا متفاوت بود.

و بازیگران مقابل آن چطور؟

توماس کلی: مطمئناً از دیدگاه من ایده این بود که آنها را در دنیای فیلم غوطه ور کنم و این مجموعه به نوعی در پایان جهان بود. برای رفتن به صحنه ، جاده ای از این دست نبود. ما برای به دست آوردن همه تجهیزات در جاده ای موقت قرار گرفتیم و مثل یک هفته قبل از اینکه فیلمبرداری را شروع کردیم ، دوباره آن را بیرون آوردیم. همه مجبور بودند از آن تپه بزرگ پایین بروند تا وارد صحنه شوند.

مصاحبه با توماس کلی ، نویسنده-کارگردان تحویل شده
منبع: BFI

این دنیای کوچک و محدود خودمان بود. امیدوارم که این امر به آنها کمک کند تا شخصیت پیدا کنند.

اکنون ، من می دانم که بسیاری از مسئولیت های تولید و پس از تولید از جمله ایجاد امتیاز ، به عهده شما است. با توجه به اینکه بخشی از برنامه اصلی شما نبود ، فکر می کنید نقش شما به عنوان نویسنده و کارگردان چه تاثیری بر موسیقی فیلم داشت؟

توماس کلی: من فکر می کنم وقتی به عنوان کارگردان به آن می پردازید ، یکی از چیزها این است که شما بیشتر روی زمان بندی و گرفتن کلیدها و علائم اصلی متمرکز هستید. من فهمیدم که ممکن است برای ساختن این چیز ، ساخت موسیقی از کارگردان و جستجوی نشانه ها ، کمی مبارزه باشد. معنای واقعی آن این است که مشکلات بیشتری برای رهبر ارکستر و بازیکنان ایجاد می کند. وقتی ما در حال ضبط موسیقی بودیم ، آنها مجبور بودند با این آهنگ کلیک واقعا عذاب آور کار کنند.

تحقیق فیلم می خواهد از توماس کلی تشکر کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کرد!

تحویل شده در صورت تقاضا در دسترس است.

https://www.youtube.com/watch؟v=k55zEco8hNE

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آخرین پادکست شماره 22: بازیابی مجدد جشنواره فیلم ساندنس 2021

Inquiry Film جدیدترین ها را ارائه می دهد ، یک سری پادکست جدید که جدیدترین نسخه ها ، اخبار فیلم و بحث در جامعه فیلم را حل می کند. برای شکستن آخرین روند صنعت و غوطه وری در گفتگوی محرک فیلم ، هر هفته با میزبان جسی نوسمن همراه باشید تا با مهمانان هیجان انگیز گفتگوهای متفکرانه ای انجام دهید.

یک سال دیگر ، یک ساندنس دیگر! با این حال ، امسال به دلیل COVID-19 ، جشنواره فیلم Sundance بسیار متفاوت به نظر می رسید و کاملاً آنلاین برگزار می شد. کریستی استروز ، رئیس تحقیق پرس و جو فیلم ، به جسی نوسمن پیوست تا درباره چگونگی انطباق جشنواره های فیلم با محدودیت های همه گیر ، جوانب مثبت و منفی فرهنگ آنلاین جشنواره ، و عناوینی که بیشترین هیجان آنها را از لیست Sundance امسال برانگیخته است ، صحبت کند!

طراحی شده توسط RedCircle

پادکست “تحقیق فیلم ارائه می دهد جدیدترین” را می توانید در اینجا پیدا کنید: Spotify ، Google Podcasts ، Apple Podcasts ، Stitcher ، کانال Youtube ما و RadioPublic.

چه عناوینی از Sundance 2021 مشتاقانه منتظر دیدن آنها هستید.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مصاحبه با کارگردان Adam Stovall و بازیگر MacLeod Andrews از یک روح انتظار

آیا چرت زدن قبل از گفتگو با من اشتباه بود آدام استووال و مک لود اندروز – کارگردان و ستاره انتشار ARROW اخیر ، یک شبح منتظر می ماند – یا اینکه گفتن در این باره اشتباه بود؟ برای اینکه با من و برنامه خواب وحشتناک من دست و پنجه نرم کنید ، مصاحبه ما مملو از سخنان ناخوشایند تصادفی و مزخرف بود. من مطمئن هستم که آنها ناامید خواهند شد که دریابند این وقفه های احمقانه (البته خنده دار) در کف اتاق برش خودم بوده است. من نمی توانستم بفهمم که چگونه آنها را هجی کنم.

اما جذابیت و روحیه سرگرم کننده آنها نباید برای من تعجب آور باشد. بالاخره آنها عقب بودند یک شبح منتظر می ماند، یک فیلم جذاب و پر از سرگرمی در باره روح. اندروز نقش جک را بازی می کند ، کاردستی تنها و افسرده – مبتنی بر نویسندگی / کارگردان استووال – آخرین پروژه فوقانی رفع کننده آن که اتفاقاً یک خانه خالی از سکنه است. بر خلاف مستاجران قبلی خود ، جک تحت تأثیر سخنان شغلی این مکان ، موریل (ناتالی واکر) ، و درعوض به فضل های ارواح او دست می یابد … و این باعث ناراحتی رئیسان دیوان سالار خود می شود.

استعلام فیلم صحبت کرد استووال و اندروز درباره تجربیات آنها در کار بر روی فیلم ، از جمله رویکرد کم بودجه آنها در تولید غلتک – از جمله تغییر دیرهنگام به سیاه و سفید – و همکاری آنها با همبازی ناتالی واکر.

این مصاحبه برای وضوح و اختصار ویرایش شده است (خداحافظ ، برهم زدن).

لوک پارکر برای تحقیق در مورد فیلم: از آنچه من فهمیدم ، آدام ، الهام این فیلم از یک بازی ویدیویی و یک کمیک ساخته شده است. برای من ، این تقریباً شبیه یک معادله ریاضی دیوانه کننده است ، مانند “بازی ویدیویی + طنز = فیلم”.

آداماستووال: تقریباً نحوه کار من این است. من می پرسم ، “چگونه می توانم این عجیب ترین معادله ریاضی را که می توانم قرار دهم؟”

این خیلی هنری نیست. این علمی تر است

آداماستووال: عجیب است. من به نوعی فهمیدم که نوشتن چیزی را شروع نمی کنم تا زمانی که فکر نکنم کارساز باشد ، زیرا در این صورت مشکلی برای حل دارم.

چگونه آن دو فرم – کمیک و بازی ویدیویی – برای فیلم گرد هم آمدند؟

آدام استووال: خوب ، بازی ویدیویی است P.T.، این بازی پازل خانه اول شخص و خالی از سکنه. دوستانم مرا مجبور کردند که آن را بازی کنم و من واقعاً یک بازیگر بزرگ نیستم ، اما توسط این بازیکن طراحی شده است گیلرمو دل تورو و هیدئو کوجیما، بنابراین آنها مانند “شما باید این را بازی کنید.” و وقتی این کار را کردم ، من آنها را وادار کردم که خنده شان را بشکنند ، زیرا این عکس العمل من بود که به یک خانه ارواح برخورد کردم. بنابراین ، صدای مهیبی اتفاق افتاد و من دقیقاً مانند “نه ، من نیازی به تحقیق در مورد آن ندارم”.

مک لود اندروز: ولی آدام، این کل موضوع است! که شما بروید و تحقیق کنید

آدام استووال: و به همین دلیل بازی نمی کنم! اما بعد ، این فکر باعث شد من به یک فیلم با شخصیتی شبیه خودم فکر کنم که نسبت به یک خانه جن زده واکنش نشان می دهد. چون فکر نمی کردم قبلاً چنین چیزی را دیده باشم

این کمیک وب “شنبه صبح غلات صبحانه” است. پسری از دختری می پرسد که فکر می کند آمریکایی ترین فیلم چیست و او می گوید شکارچیان شبح زیرا این یک فیلم است که شما اثبات اثبات زندگی پس از مرگ دارید که همه چیز در مورد رشد یک تجارت کوچک و هدایت بوروکراسی دولتی است. من مثل این “خنده دار” بودم ، اما “اوه ، آره!” اگر یک شبح می دیدید ، این بدان معنی است که یک زندگی پس از مرگ وجود دارد. من سوالات زیادی دارم.

مصاحبه با کارگردان Adam Stovall و بازیگر MacLeod Andrews از یک روح انتظار
منبع: پیکان

این دو چیز ستون فقرات آنچه را تشکیل داده است تشکیل داده اند یک شبح منتظر می ماند. در اصل ، پایان دیگری وجود داشت زیرا چیز معمول با ارواح این است که تجارت ناتمامی وجود دارد. من یک پایان داشتم که از آن استفاده کردم ، اما خیلی خوب نبود. خیلی راضی کننده نبود. بنابراین ، من آن را قلمداد کردم و این ایده بازجویی از اینکه چرا همیشه کار ناتمامی است را ایجاد کرد. داستان های شبح تمایل دارند که پایه های یکسانی را پوشش دهند ، بنابراین بیایید پایگاه های مختلفی را اجرا کنیم. بیایید از این ایده جدا شویم که او در آنجا مرد و بنابراین در آنجا گیر کرده است.

اگر ارواح خالی از سکنه باشند ، این وظیفه آنها است. بیایید مثل یک شغل با آن رفتار کنیم.

اکنون ، شما بچه ها اعتبار نوشتن این پروژه را به اشتراک گذاشتید. در حال تماشای ، من یک سر واضح اشاره کردم که حس ششم. من دوست دارم با فیلمسازان جوان درباره الهامات فیلمشان صحبت کنم. چند نفر از شما بودند؟

آدام استووال: خوب ، خدا به شما برکت دهد که ما را جوان صدا کردید.

من این قانون را دارم که شما هرگز نباید به مخاطب یادآوری کنید که می تواند فیلم بهتری را تماشا کند ، بنابراین من سعی می کنم ادای احترام یا چیز دیگری نکنم. وجود دارد یکی صحنه ای در این فیلم که ما فقط از یک فیلم دیگر دزدیده ایم. همچنین ، ما دوستداران بزرگ فیلم هستیم ، بنابراین منطقی است که به نوعی در ترکیب پاشیده شود.

این س ،ال که چه فیلم هایی از این موضوع الهام گرفته اند ، موسیقی بیشتری است که هنگام نوشتن من الهام گرفته است. و سپس ، همچنین ، من نمی دانم من کاملاً فیلمهای زیادی می بینم. من قبلاً روزنامه نگار سینما بودم و سالانه 300 فیلم می دیدم. شما فقط به جایی رسیده اید که می خواهید ساختار سه بازی را بسوزانید و فکر می کنید ، “شاید الان از فیلم ها متنفرم؟” و یا می توانید اجازه دهید که آن را تخلیه کند یا می توانید از آن بازجویی کنید.

دوست من، نیک تورکتل، که یکی از تهیه کنندگان مشترک این فیلم بود ، دوست دارد بگوید ، “من به عنوان یک هنرمند ، یک تخریب کننده هستم. برای درک آن باید چیزی را از بین ببرم. “

مک لود اندروز: این آدم برای توست ، ویرانگر جهانها. [laughs]

آدام استووال: به من نگاه کن و لرزید! [laughs]

اما ، به معنای کلان ، بازگشت به آینده و داستان عامهپسند دو فیلمی بودند که به عقب نگاه کردم و گفتم ، “من می خواهم این کار را انجام دهم!” هر دوی آنها بخشهای عظیمی از عشق من به سینما هستند.

شما در مورد MacLeod چطور؟

مک لود اندروز: خوب ، از نظر فنی ، اعتبار نوشتن من کمی بعد از واقعیت آمد. وقتی ما در حال انجام دوباره عکاسی ها بودیم ، آنجاست آدام و من به نوعی صحنه های مشترک را برای رفع برخی از عناصر طراحی کردم. بسیاری از نیمه اول فیلم جایی است که می بینید تأثیر من وارد شده است.

بنابراین ، واقعاً نمی توانم بگویم که من در آغاز فیلم چیزی را تحت تأثیر قرار داده ام ، زیرا اینگونه نبودم حاضر در ابتدای فیلم. می توانم به شما فیلم هایی بگویم که دوست دارم؟

سه تا به من بده

مک لود اندروز: بید، عروس شاهزاده خانم، و ویلی وونکا و کارخانه شکلات سازی.

من می دانم که این یک محصول کم بودجه بود ، که تقریباً یک سنت قدیمی در ژانر وحشت است. این به بسیاری از مواردی که من “ساخت فیلم MacGyver” می خواهم نیاز دارد. آیا هرکدام می توانید در مورد راه هایی که می خواهید تأثیر خود را در بودجه نسبتاً کم به حداکثر برسانید صحبت کنید؟

مک لود اندروز: من فکر می کنم همه چیز در مورد استفاده از منابعی بود که ما داشتیم. این شما را مجبور می کند که خلاقانه فکر کنید و از انتخابهای اولیه که نمی توانید انجام دهید اجتناب کنید. اینطور خواهد بود ، “اوه ، بگذارید انجام دهیم … نه ، نمی توانیم چنین کاری کنیم” ، و “بیایید امتحان کنیم … نه” بنابراین شما به جادوی ساده تری تکیه می کنید. شما می دانید که یک سه پایه دارید ، بنابراین ما می توانیم یک صفحه شلیک کنیم و روح را از آن حل کنیم. شما می توانید دو نفر داشته باشید که با یکدیگر صحبت می کنم

و بعد ، بعضی چیزها فقط به این دلیل است که سرگرم کننده است. خودتان را خیلی جدی نگیرید. مثل باز شدن کابینت ها ، ما فقط خط ماهیگیری داشتیم. و به دلیل شوخ طبعی در این فیلم جای آن وجود دارد.

آدام استووال: همچنین خنده دار است زیرا وحشت وجود دارد ، عاشقانه وجود دارد ، کمدی وجود دارد و احساس می کنم ما به طور طبیعی روی عاشقانه و کمدی تمرکز کرده ایم. میتوانم به خاطر بیاورم MacLeod گفت: “ما واقعاً باید کمی وحشت بیشتری در این مورد ایجاد کنیم. بیایید حرکت نیمکت را انجام دهیم ، بیایید این کار را انجام دهیم … “و این کارهای بسیار ساده ای است ، مانند باز شدن درب پشت جک هنگام بررسی کوره.

مصاحبه با کارگردان Adam Stovall و بازیگر MacLeod Andrews از یک روح انتظار
منبع: ARROW

شما صادقانه آن را مسلم می دانید. من حتی به چیزهای ترسناک کوچک فکر نمی کردم. اما پس از آن شما آن را انجام می دهید ، و بسیار دیوانه است. شما در یک اتاق با 400 نفر هستید که همه آنها یک میلیون در را در پشت فیلمهای شخصی باز کرده اند ، و هنوز هم کار می کند. دیوانه است

مک لود اندروز: این پیدا کردن یک چیز ساده است که به سادگی نمی تواند باشد.

آدام استووال: وقتی با چنین بودجه کم کاری می کنید ، استفاده از آن بهانه بسیار آسان خواهد بود. اما ما تصمیم گرفتیم که نمی خواهیم از آنچه نداریم ابراز تاسف کنیم. ما فقط می خواستیم از جهنمی که داریم استفاده کنیم و بنابراین ، سادگی ، سادگی ، سادگی به ستاره شمالی تبدیل شد. مانند ، “خوب ، ما نمی توانیم یک اثر عظیم را تحمل کنیم. چی می توان ما انجام می دهیم؟ “

مک لود اندروز: مثل تربیت موریل است. می توانیم یک فن جعبه ای بدست آوریم و دوربین را کج کنیم تا این توهم را ایجاد کند که او از زمین بلند می شود.

من می خواستم در مورد جلوه ها صحبت کنم زیرا من خوانده ام که برنامه اصلی این فیلم شامل زیبایی سیاه و سفید نبوده است ، که فکر کردن به آن نوع دیوانه کننده است زیرا این ظاهر بسیار هدفمند و هدفمند است.

آدام استووال: به نظر می رسد نوعی مبانی است ، نه؟ مانند چیزی که می خواهید از قبل برنامه ریزی کنید؟ [laughs]

آدام ، آیا می توانید در مورد تصمیم تغییر رنگ به سیاه و سفید صحبت کنید؟

آدام استووال: من عاشق زیبایی شناسی سیاه و سفید هستم. بنابراین وقتی همه اینها را تنظیم می کردیم ، به یاد می آورم که در یک پیشاهنگی مکان بودم چنی چن، UPM (مدیر تولید واحد) ، و گفت ، “شما می دانید ، من فکر می کنم من می خواهم این سیاه و سفید باشد.” و او نه ، کاملا نه به این دلیل که سیاه و سفید یک فروش بسیار سخت است. ما به دلیل سیاه و سفید بودن فیلم ، از جشنواره ها و توزیع کنندگان منفی زیادی گرفتیم ، اما من آن را دوست دارم!

ما آن را به صورت رنگی شلیک کردیم. ما قصد داشتیم آن را به صورت رنگی درست کنیم. ما برای تقویت ارواح و همه چیز برنامه ای برای کاری که می خواهیم در After Effects انجام دهیم ، داشتیم. در عکاسی اصلی ، مایک پاتر فیلم را ضبط کرد ، او نوعی دکمه نورپردازی حداقل داشت و از دوربین خود که یک Blackmagic URSA mini ، یک 4K و دوربین من است که یک Blackmagic Pocket Cinema ، یک دیجیتال 16 بود ، استفاده می کرد.

و هنگامی که من از وانت ها عکس می گرفتم – چون توانایی بازگشت کسی را نداشتیم – از نور طبیعی استفاده می کردیم ، خارج از یک عکس که نمی توانستیم از نور طبیعی برای آن استفاده کنیم و این فقط دوربین من بود. وقتی زمان ویرایش و اصلاح رنگ فرا رسید ، از نظر بصری تا حدی که من می خواستم منسجم نبود. داشتم خودم را دیوانه می کردم و سعی کردم آن را کاملا مطابقت دهم و سرانجام ، یک روز ، MacLeod گفت ، “آیا شما در مورد سیاه و سفید ساختن آن فکر کرده اید؟” و من گفتم ، “من دارم!”

بنابراین ما یک LUT سیاه و سفید روی فیلم انداختیم ، که یک الگوریتم تصحیح رنگ است ، و این چیزی نیست که ما در نهایت استفاده کردیم – آری روچیلد، که واقعا کار بزرگی را انجام داد و آن را تنظیم کرد – اما دومی که ما آن LUT را رها کردیم ، احساس خوبی داشت. نه تنها به نگرانی های فنی رسیدگی کرد ، بلکه به صورت موضوعی و موضوعی ، که فیلم بود

بسیاری از این احساسات بنیادی که من در مورد آن صحبت کردم ناشی از قسمتهای ماورا طبیعی فیلم است – خطرناک بودن در سکانسهای رویایی و به خصوص ظاهر موریل. آیا هنگام تغییر رنگ به سیاه و سفید ، چیزی در مورد قسمتهای ماورا الطبیعه تغییر کرد؟

مک لود اندروز: به طور معمول ، به خصوص در وحشت ، اگر می خواهید سیاه و سفید شوید ، انگیزه این است که واقعاً کنتراست سختی داشته باشید ، مانند اینکه سایه ها را واقعا برجسته کنید. این یک انتخاب کاملا خوب است ، یک انتخاب بسیار جذاب است اما به نظر قلب این فیلم نمی رسید. بنابراین ، ما به سراغ یک پالت رنگ روشن و خاکستری تر رفتیم فقط به دلیل اینکه احساس آن درست تر بود. شاید کمتر ترسناک باشد ، اما …

آدام استووال: من فکر می کنم چیزی که باعث احساس درست شده این است که زندگی بیش از حد رنگی است. با تخلیه رنگ ، بیانگر بی روح بودن این دو شخصیت است. و اگر همه سفید پوستان و سیاه پوستان باشد ، این وجود ندارد. برای انتقال زندگی داخلی آنها باید در مقیاس خاکستری باشد.

من می دانم که شما در اصل قصد داشتید نقش موریل را به سراغ بازیگر دیگری بروید ، دوستی که در واقع قسمت را برایش نوشتید. چطور ناتالی به بخشی از پروژه تبدیل شد و چه شد که انتخاب او به درستی انجام شد؟

آدام استووال: خوب ، او نور استعدادی درخشان است که همین باعث شده او انتخاب درستی باشد.

من او را در توییتر دنبال می کردم. او این خلاصه داستان را انجام داده است شبح اپرا که فقط خنده دار بود. بنابراین ، وقتی دوست ما در یک برنامه تلویزیونی انتخاب شد و ما را به صفحه نقاشی بازگرداندند ، یادم آمد که ناتالی نه فقط یک نویسنده است ، بلکه او نیز یک بازیگر است. در وب سایت وی هیچ کلیپی وجود نداشت ، اما ایمیل او در آنجا بود. بنابراین من به او ایمیل زدم و در مورد فیلم به او گفتم. من گفتم من فکر کردم او برای یک قسمت واقعا خوب است و اگر علاقه مند باشد می تواند با من تماس بگیرد. او انجام داد؛ من فیلمنامه را برای او فرستادم. او آن را دوست داشت او یک نوار خودکار درست کرد و به معنای واقعی کلمه همان دومی که شروع می شود ، مثل این بود که “اوه ، این موریل است!”

مصاحبه با کارگردان Adam Stovall و بازیگر MacLeod Andrews از یک روح انتظار
منبع: پیکان

ناتالی آیا این شخص بسیار جوشان است ، فقط یک بزرگ شخصیت او وارد می شود و یک اتاق را پر می کند. من دیدم که او در خارج از برادوی نمایش می دهد که در آن کمربند می زند و من فقط گریه می کنم. او شگفت انگیز بود بنابراین ، وقتی او نوار خود را ارسال کرد ، بسیار عالی بود. ما به او پیشنهاد نقش دادیم و او را وارد هواپیما کردیم. و آنها در صحنه یکدیگر دیدار کردند ، MacLeod و ناتالی. هیچ شیمی خوانده نشده است.

MacLeod ، این در واقع همان چیزی است که من قصد داشتم از شما بپرسم زیرا بسیاری از این فیلم به شیمی شما با ناتالی بستگی دارد. بدون وقت برای تمرین ، آن شیمی را به چه چیزی نسبت می دهید؟ لطفا در مورد همکاری شما با هم صحبت کنید

مک لود اندروز: من در تجربیات خود دریافته ام که شیمی عالی وقتی افراد به صورت کاملاً حرفه ای وارد صحنه می شوند ، می آید. آنها می دانند که شغلشان چیست ، آنها می دانند که چرا آنها آنجا هستند ، و شما هیچ وقت را در hangup یا در حالت دفاعی تلف نمی کنید. شما می گویید ، “کار من دوست داشتن تو است. بنابراین در حالی که مشغول تصویربرداری از این صحنه هستیم ، من یک کتاب باز هستم. بیایید صحبت کنیم و این حرفه ای بودن مانع از این می شود که “آیا این واقعی بود؟” شما فقط داخل شیرجه می روید.

در واقع مطمئن نبودم ، زیرا با هر دو نوع بازیگر ارتباط برقرار کرده ام و نمی دانستم با چه چیزی قرار خواهم گرفت ناتالی. اما دومی که شروع به تیراندازی کردیم ، او مانند “بله ، ما حرفه ای هستیم ، بگذارید این کار را بکنیم.” و من مثل “فری بله ، بگذارید این کار را بکنیم!” بنابراین ما فقط لذت بردیم.

او یک کمدین درخشان است. او در بداهه نوازی عالی است ، بنابراین وقتی او داشت به من انرژی می انداخت ، من فقط سعی کردم این را ادامه دهم و تلافی جویی کنم.

آدام استووال: این همان چیزی است که آنها وقتی با کسی تنیس بازی می کنید می گویند: بازی با یک تنیسور بهتر نیز بازی شما را بالا می برد.

تحقیق فیلم می خواهد از Adam Stovall و MacLeod Andrews تشکر کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کردند!

A Ghost Waits برای پخش جریانی منحصر به فرد در ARROW در دسترس است.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!