Giveaway: بلیط های RAMS را برنده شوید [Australia Only]

با تشکر از دوستان ما در Roadshow Films ، Film Inquiry با خوشحالی اعلام می کند که 5 پاس دوبرابر در فصل دریافت کرده ایم قوچ به خوانندگان استرالیایی ما!

جرمی سیمز سازگاری وفادارانه و همدلانه از Grímur Hákonarson’s درام ایسلندی نامزد اسکار قوچ این هفته (22 اکتبر) وارد سینماهای استرالیا می شود و خلاصه داستان داستان زیر است:

در استرالیای غربی دور افتاده ، دو برادر بیگانه ، کالین (سام نیل) و Les (مایکل کاتون) ، در حال جنگ هستند. با پرورش گله های گوسفند جداگانه ای که از خانواده خون گرانبهای خانواده شان جدا می شوند ، این دو مرد در کنار هم کار می کنند اما دنیاها از هم جدا نیستند. هنگامی که قوچ جایزه Les با بیماری نادر و کشنده تشخیص داده می شود ، مقامات دستور پاکسازی هر گوسفند در دره را صادر می کنند. در حالی که کالین سعی می کند به طور یواشکی نیروهایی را که به دست می آورند ، زیر پا بگذارد ، لس سرکشی عصبانی را برگزید. اما آیا برادران درگیر جنگ می توانند اختلافات خود را کنار بگذارند و فرصتی داشته باشند تا خانواده خود را جمع کنند ، گله خود را نجات دهند و جامعه خود را دوباره جمع کنند؟

Giveaway: بلیط های RAMS را برنده شوید [Australia Only]
منبع: Roadshow Films

برای برنده شدن بلیط ها ، مسابقه روزانه “حدس این فیلم” را همچنان ادامه خواهیم داد صفحه توییتر (بنابراین مطمئن شوید که ما را دنبال می کنید!) ، اما از دوشنبه 19 اکتبر تا جمعه 23 ، ما تصاویری از بازسازی های معروف را انجام خواهیم داد ، اولین خواننده ای باشید که هر روز فیلم را به درستی حدس می زند و بلیط ها متعلق به شماست (محدودیت یکی به ازای هر نفر).

موفق باشید! پس از پایان مراسم اهدا در روز جمعه 23 با برندگان در ارتباط خواهیم بود. این مسابقه دقیقاً مخصوص خوانندگان استرالیایی است.

https://www.youtube.com/watch؟v=xg4zGf3_F1Q

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

الکس لاینز

الکس لاینز

الکس 24 ساله استرالیایی غربی است که کمی به فیلم علاقه دارد. هنگامی که او از نگرش شل استرالیا نسبت به فیلم و فیلم اخم نمی کند ، سعی دارد با ساختن کمدی های آماتور با دوستانش ، به تجارت معتبر نمایش دست بزند. الکس با مجموعه دی وی دی خود و دانش کافی فیلم ، همچنان به نوشتن درباره فیلم ادامه می دهد ، چیزی که خانم ها می داند.

“من شک دارم که فقط نمی تواند به موقع تر باشد.” مصاحبه با جرمی سیمز ، مدیر RAMS

اوایل ورود قوچجرمی سیمز‘بازسازی استرالیایی درام ایسلندی نامزد اسکار 2015 به همین نام – برادران بیگانه کالین (سام نیل) و Les (مایکل کاتون) وقتی دو رقیب آخر در مسابقه سالانه قوچ جایزه شهری دور افتاده استرالیای غربی باشند ، مجبور می شوند با هم لانه کنند. علی رغم تنشی که در سرتاسر مناطق مختلف کوه بارکر موج می زند – که توسط قاتلان استعدادهای محلی و بین المللی از جمله میراندا ریچاردسون، آشر کدی ، و وین بلر – به نظر می رسد کل ماجرا به طور معمول تجارت باشد و حتی وقتی جایزه کوچک به یک لس مبهم تحویل داده می شود ، به نظر می رسد که همه این سختی ها تعادل را در این جامعه گره خورده تثبیت می کند.

این خونسردی جدی وقتی قوچ جایزه Les با بیماری نادر و کشنده تشخیص داده می شود ، مقامات دولتی را مجبور به پاکسازی هر گوسفند در دره می کند ، و درایوهای فعال منحصر به فرد هر دو برادر را از بین می برد. ایده ویروس غیرقابل پیش بینی که اخلال در شیوه طبیعی زندگی ما را ایجاد کند ، امسال با یک وحشت غیرمنتظره ای روبرو می شود ، اما ژول دانکنفیلمنامه بار دیگر تأکید می کند که در تاریک ترین لحظه های انکارناپذیر ما زمانی است که بهترین انسان ها توانایی درخشش درخشان را دارند.

پیش از قوچ اکران نمایشی استرالیا در 22 اکتبر ، من فرصتی برای گفتگو داشتم قوچ کارگردان جرمی سیمز درباره اقتباس درام اصلی ایسلندی ، کیفیت بی انتهای کوه بارکر و کار با آن مایکل کاتونطرف دراماتیک است.

الکس لاینز برای تحقیق در مورد فیلم: من در مصاحبه ای در سال 2018 که درست قبل از فیلمبرداری رامس نوشته شده بود ، خوانده ام که فرصتی برای ملاقات با گریمور هاونکارسون نداشته اید ، اما اشاره کردید که او بسیار مشارکت داشت – می خواستم از شما بپرسم از آن زمان توانسته اید با او ملاقات کنید و آیا او فیلم را دیده است؟

جرمی سیمز: خوب ، جواب این است که من با او ملاقات نکرده ام. من علاقه ای به صحبت قبلی با او نداشتم زیرا می خواستم فیلم خودم را بسازم. شناخت من از فیلم واقعاً از دیدن آن در جشنواره ها هنگام تور بود آخرین کابین به داروین. سپس فکر کردم ، نگاه کن ، من به اندازه کافی آن را می دانم تا اکنون روی نسخه ما کار کنیم.

اما تولیدکنندگان ، ژانله و آیدان، دوستان خوبی با او هستند و آنها در تمام مراحل با هم در ارتباط بودند و او مجبور شد پیش نویس های متن متن را بخواند. همه ما قرار بود دور هم جمع شویم و فیلم را ببینیم اگر ویروس نبود. ما احتمالاً در یک بار در جایی در اسکاندیناوی بوده ایم که احتمالاً درباره آن صحبت کرده ایم ، بنابراین شرم آور است. من دوست دارم او را ملاقات کنم و می دانم که او فیلم را دوست دارد.

منبع: Roadshow Films

احساس می کنید تغییر تنظیمات از این نوع حومه سرد ایسلندی به محیط خشک استرالیای غربی که روی مواد یا زیر متن شخصیت ها و روابط مرکزی آنها تأثیر داشته باشد ، احساس می کنید؟

جرمی سیمز: فکر نمی کنم در واقع روی آن تأثیر بگذارد. آن داستان ، داستان دو برادر ، در اصل ، یک حماسه ایسلندی است. این داستان از همان داستان داستان قابیل و هابیل می آید و هر فرهنگ دیگری این داستان دو برادر را دارد ، در بیشتر فرهنگ های غربی با این ایده که پسران از پدر به ارث می برند ، تنظیم شده است. بنابراین ایده دو پسر که کاملاً مخالف یکدیگر هستند و یکی مورد پسند پدر است و دیگری این نیست که وقتی به آنها واگذار شد با یکدیگر جنگ کنند ، این داستان از هزاران و هزاران سال پیش وجود داشته است.

بنابراین، هنگامی که گریمور شروع به کار بر روی نسخه اصلی کرد قوچ، او در حال کپی برداری از یک حماسه بود که با آن بزرگ شده بود و عمویش به او گفت. من فقط از این منظر به آن نزدیک شدم ، خوب ، من این حماسه را به من منتقل کرده ام ، بنابراین می خواهم آن را بگویم. تا آنجا که دو مرد در کشور منزوی بودند ، وقتی به مردم در کوه بارکر گفتیم که ما در حال ساخت یک فیلم در مورد دو برادر هستیم که 40 سال صحبت نکرده اند و آنها مزرعه خود را از وسط تقسیم کرده اند ، او گفت ، ” اوه ، شما آن را در مورد پیت و دیو ساختید که هر کجا زندگی می کرد. ” همه داستان را تشخیص می دهند. از این منظر ، خواه گرمای طاقت فرسای تابستان استرالیای غربی باشد یا سرمای یخ زده زمستان ایسلندی ، آن قسمت ، طبیعت همان نقشی را که در نسخه اصلی فیلم داشت ، در نسخه من بازی کرد.

یکی از جنبه های رسمی این فیلم که می خواستم به آن بپردازم کیفیت پایین و تاریخی کوه بارکر و شخصیت های مختلف آن بود. احساس گم شدن در زمان ، به ندرت تلفن همراه یا دال مدرن را می بینید ، اگر به من بگویید این فیلم در دهه 80 یا 90 تنظیم شده است ، من به شما باور می کنم آیا احساس کردید که این کیفیت آنالوگ عامل مهمی در تحقق این جهان و ساکنان آن است؟

جرمی سیمز: خوب ، مطمئناً اوایل می دانستیم که هیچ یک از قهرمانان اصلی ما تلفن های همراه را دوست ندارند. آنها پیرمردهای تلفن خود هستند و یک بار من با آنها کار کردم کلیتون جونسی از نگاه فیلم ، من مطمئناً نمی خواستم به جایی برسم که بگویم ، “خوب ، چرا آنها فقط او را صدا نمی کنند؟” این که او می خواهد تلفنش را با او در وسط مزرعه گوسفند داشته باشد. ما فقط از این فرض رفتیم که آنها تلفن حمل نمی کنند.

و اگر به شهرهای روستای استرالیای غربی رفته باشید ، در بیشتر موارد ، اگر وسایل نقلیه را از آن خارج کنید ، به نظر می رسد که در دهه 70 یا 80 هستند. Mount Barker یک شهر زیبا است و داستان پیرامون ایده های مدرن نبوده ، اگرچه معلوم شد که ما نمی توانستیم با یک بیماری همه گیر مدرن تر باشیم. جالب است که آن را برداشتید ، اما بله ، ما عمداً این کار را کردیم. ما نمی خواستیم دنیای مدرن را بسازیم. ما نمی خواستیم فناوری مدرن را در این فیلم مطرح کنیم.

بین این و آخرین کابین به داروین، شما واقعاً توانسته اید از گوشت خارج شوید و توجه اصلی را بر روی خردهای دراماتیک مایکل کاتون قرار دهید ، که فکر می کنم هنوز شخصیت ملی خنده دار یقه آبی بودن را به همراه دارد ، بنابراین به عنوان یک بازیگر خود ، چگونه می توانید با تغییر شکل آن شخصیت در این نقشهای قابل اندازه گیری بیشتر؟

جرمی سیمز: اوه ، ببین ، برای من خیلی خوب بوده است که مردم او را به عنوان پسری می بینند قلعه یا عمو هری در تلویزیون. از آنجا که من به عنوان بازیگر با او کار کرده ام ، فقط می دانستم که او چقدر ماهر است. این واقعا دشوار است که برای مردم توضیح داده شود ، مهارت این است که جلوی دوربین بروید و بدانید کجا هستید و چه کاری انجام دهید و چگونه چیزهای کوچکی را که یک داستان را بازتاب می دهند منعکس کنید. مهارت های او در کشور ما بی نظیر است. او یکی از باتجربه ترین بازیگران اکران است و همینطور است سام برای این موضوع سپس شما اضافه می کنید میراندا ریچاردسون به مخلوط می پردازید و شما می خواهید مانند رولز رویس کارگردانی کنید.

برای من ، دانستن مایکل خوب ، دانستن اینکه او چنین پتانسیلی دارد ، واقعی است مایکل کاتون انسان متفکر ، جالب ، بی ثباتی است. او یک جنبه تاریک دارد و از نوشیدنی هم بدش نمی آید ، بنابراین این شخصیت ، اگرچه برای مخاطبانی که می دانند یک کشش است مایکل کاتون، من می دانستم که او به اندازه کافی از این شخصیت شناخت دارد. و او در کشور بزرگ شد و خانواده ای دارد که با یکدیگر صحبت نمی کنند. منظورم این است که او همه این مطالب را درک کرده است. من واقعاً متعجب هستم که مردم از این که او در کارش بسیار خوب است شوکه شده اند زیرا من می دانستم که چنین خواهد شد.

منبع: Roadshow Films

من فکر می کنم این همه چیز کمدین است ، مانند جیم کری یا رابین ویلیامز که می روند ، “اوه ، وای”. به دلایلی احساس تعجب می کند.

جرمی سیمز: همه کمدین ها با تاریکی کار می کنند. به همین دلیل آنها خنده دار هستند. اگر به واژه نامه ستاره های فیلم آمریکایی در 30 سال گذشته نگاه کنید ، 90٪ از مردان ستاره فیلم های آمریکایی وقتی شروع به کار می کنند ، کمیک استندآپ هستند زیرا به دنیا نگاه می کنند و می روند ، “آیا این موضوع گنگ نیست” آنها به آن نزدیک می شوند نگاه کن کاتون فقط یک بازیگر واقعا دوست داشتنی است و او را جذب می کند و سام با هم شاید بهترین کارگردانی باشد که روی این فیلم انجام دادم ، من سخت تلاش کردم تا آنها را جمع کنم.

شما قبلاً آن را لمس کردید ، اما احساس می کنید که بازدیدهای فیلم اکنون از این زمان خاص متفاوت است؟

جرمی سیمز: من از افرادی که آن را می بینند ، مشکوک شده ام که به نمایشگاه ها و کارهای روز پدر رفته اند ، من گمان می کنم که فقط نمی تواند به موقع تر باشد.

نوعی عجیب است. منظورم این است که ای کاش فرصتی بیشتر برای آن وجود داشت تا بتواند اعدادی را انجام دهد که فکر می کنم اگر تمام سینماها کاملاً افتتاح شود و همه ما با خوشحالی به سینماها برویم می توانست این تعداد را انجام دهد. اما من فکر می کنم آنها به اندازه کافی باز خواهند بود تا مردم بگویند: “اوه ، من نمی خواهم بروم و یک فیلم تاریک ببینم. من هم نمی خواهم بروم و یک کمدی احمقانه ببینم. من چیزی می خواهم که در آن جایی که اکنون در جهان هستیم صحبت کند. “

و به اندازه کافی عجیب ، این فیلم انجام می دهد. این جامعه با برخی از مسائل واقعاً بزرگ دست و پنجه نرم می کند و همه آنها انسان هستند و همه در حال بحث هستند که پاسخ صحیح به این همه گیری که با آن روبرو هستیم چیست. بنابراین بین آتش سوزی بوته ها و یک بیماری ویروسی که چیزهایی را که آنها دوست دارند از بین می برد ، ما تقریباً پول زیادی را صرف کرده ایم.

استعلام فیلم از جرمی سیمز تشکر می کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کرد.

Rams در تاریخ 22 اکتبر 2020 به سینماهای استرالیا می رود.


رم ها را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

تابستان 85: بیش از یک کلون ‘Call Me By Your Name’

من هرگز موفق به بررسی یک فرانسوا اوزون فیلم بدون صحبت طولانی ، در مورد اینکه چگونه او یکی از معدود کارگردان های آفتاب پرستی است که واقعاً کار می کند. و متأسفانه برای کسانی که از من فریاد می کشند و من می خواهم بصیرت اصلی ارائه دهم ، در اینجا تغییر نخواهد کرد ، به عنوان کارگردانی که دنباله روی ریز و درشت دی پالما خود را دنبال کرد (عاشق دوتایی) با هوشیاری نور افکن روشی راجع به کودک آزاری در کلیسای کاتولیک فرانسه (به لطف خدا) یک مسیر انحرافی ژانر غیر منتظره دیگر انجام داده است.

اقتباسی از arthouse YA

در سطح آن ، یک داستان بزرگسالی همجنسگرا مانند تابستان 85 با داشتن چندین فیلم LGBTQ و روایت های کشف جنسی که قبلاً زیر کمرش قرار گرفته اند ، در فیلمبرداری کارگردان احساس نمی کند که دور از ذهن باشد. در حقیقت ، ویژگی های اصلی و سرنوشت ساز نوستالژیک آخرین تلاش وی باعث شده است که بسیاری از این آثار اخیر ضعیف تر را نشان دهند ، نه تنها به دلیل تفاوت های آشکار در داستان های مشابه قبلی ، بلکه به دلیل شباهت های سطحی با یکی دیگر از فیلمهای بزرگسال دهه آخر دهه 80 سریال کویر ، جایی در همسایگی ایتالیای شمالی ، مشترک است.

تابستان 85: چیزی بیشتر از اینکه من را با نام خود بخوانید Clone
منبع: چشم مصنوعی Curzon

اما این یک بار دیگر توانایی اوزون را در خم شدن به ظاهر به هر ژانری که مورد علاقه او باشد ، نادیده می گیرد تابستان 85 نمایشی از یک تلاش غیر منتظره در ژانر YA – اقتباسی از یک رمان دوست داشتنی در دهه 80 نوجوان که شاید آن دوره برای امروز مهیا نباشد اما هنوز هم هر جعبه برای یک داستان بزرگسال جوان معاصر را انتخاب می کند. منظور من این است ، این فیلمی است که دو چیز را در ذهن خود جای داده است: عشق اول ، و ترس از مرگ ، دو چیز هر فیلم YA بعد ازگرگ و میش نیاز به جذب مخاطب جوان تر و عاطفی خود دارد. اوزون می داند که او به حزب سازگاری YA دیر رسیده است ، و تابستان 85 با افتخار ، سرسختانه وضعیت نامناسب خود را در سرتاسر آستین خود می پوشد. شاید به همین دلیل است که فیلم او به عنوان یکی از بهترین فیلم های ژانر شناخته می شود.

فلیکس لوفور در نقش الکسیس ، یک جوان 16 ساله که در یکی از شهرهای ساحلی فرانسه زندگی می کند ، بازی می کند. یک روز ، او یک قایقرانی تصادف کرد ، جایی که او با دیوید ملاقات می کند (بنیامین ویوزین) ، یک جوان 18 ساله که بلافاصله با او مضروب می شود. این جفت بیشتر شروع به معاشرت کردند و این برای الکسیس به سرعت به عشق اول تبدیل می شود. اما ما می دانیم که این نمی تواند قبل از دیدن آنها با هم خوب تمام شود ، زیرا ما به شخصیت اصلی خود منتظر جلسه دادگاه خود پس از مرگ دیوید معرفی می شویم ، و قبل از شکوفایی رابطه آنها ابرهای بارانی را بر سر آنها قرار می دهیم.

تصویری باشکوه و ناخوشایند از عشق اول

همانطور که انتظار داشتید ، مقایسه با مرا به نام خود صدا کن ضخیم و سریع ارائه شده اند و هیچ چیزی فراتر از سطح ظاهری ضمانت نمی کنند. اگر چیزی وجود داشته باشد ، فیلم اوزون مانند پاسخی عمدی به آن نگاه مبهم و نوستالژیک در بدترین دهه تاریخ برای مردان همجنسگرا احساس می شود – تیموتی چلامت و Armie Hammer صحنه های مختلفی از قهرمان شدن ما برای تصنیف “قایقرانی” ساخته راد استوارت جایگزین شده است ، و به عنوان مثال یک دلیل را نام برد. نوستالژی در اینجا از نگاه مرد جوانی است که به عشق اول خود نگاه می کند و اینکه چگونه این امر به او کمک کرد تا هویت خود را درک کند. اوزون نمی تواند همان نمای گل رز را به دوران پیرامون خود تحمیل کند.

تابستان 85: چیزی بیشتر از اینکه من را با نام خود بخوانید Clone
منبع: چشم مصنوعی Curzon

در ظاهر ، به نظر می رسد شباهت دیگری بین این فیلم و لوکا گواداگنینونامزد محبوب اسکار احتمال ایجاد گفتمان در مورد اختلاف سنی بین زوجین است. در این حالت ، فقط دو سال فاصله سنی کمی وجود دارد ، اما یکی از دلایل مخالفان فیلم می تواند عدم تعادل قدرت را به دلیل وجود هر دو شخصیت در سن نوجوانی برجسته کند. اما دوباره ، به نظر می رسد این همان نکته ای است که اوزون بیان می کند. بزرگتر از این دو حساسیت کمتری دارد و با احساساتش شهود کمتری دارد و باعث ایجاد امواج در شکوفه عشق تابستانی آنها می شود. برای درک عشق اول ، شما همچنین باید اولین شکستگی قلب را درک کنید – و این حتی مهمتر از این است که زوج با هم جمع شوند.

از آنجا که در زیر غروب خورشید بوسیده و چرخش به سمت چپ به سمت ملودرام ، چیزی بسیار جالب تر در مورد رویکرد اوزون در پذیرش جنسیت شما و یافتن اولین عشق شما وجود دارد. این یکی از معدود داستان های عاشقانه بلوغ است که موفق می شود به همان اندازه رمانتیک ، و در عین حال کاملاً در اختیار آینده نگری باشد که البته این ساخته نشده است که برای همیشه دوام داشته باشد – اما وقتی اولین طعم عاشقانه خود را می گیرید ، مهم نیست که شما خجالت بکشید و عقل سلیم خود را از دست دهید. و چرا شما شما بالاخره دوست پسر پیدا کردید

نتیجه

اگرچه کار مهمی در فیلم نویسی فرانسوا اوزون نیست ، تابستان 85 هنوز هم یکی از بهترین داستان های پیری در حافظه اخیر است – یک داستان تأثیرگذار از عشق اول و اولین شکستگی قلب ، همه در یک داستان پیچیده است.

تابستان 85 در 23 اکتبر از طریق Curzon on Demand در انگلیس منتشر شد.


تابستان 85 را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آلیستر رایدر

آلیستر نویسنده ای 25 ساله و ساکن کمبریج است. او از ابتدای سال 2014 در مورد فیلم می نوشت و علاوه بر Inquiry Film ، به طور مرتب با Gay Essential و The Digital Fix همکاری می کند ، و در این بخش با خطوط دیگری در داستانهای فیلم ، BFI و Vogue Visages حضور دارد. به دلیل کار در فیلم Inquiry ، وی عضوی شناخته شده در GALECA ، انجمن منتقدان سرگرمی گی و لزبین است.

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با نویسنده-کارگردان SUPERNOVA هری مکین

تماشا کردن هری مکینفیلم سال دوم ابرنواختر مثل این است که برای آخرین بار شخصی را که دوست دارید بغل کنید. آغوشی گرم و شجاعانه است ، اما غم و اندوهی بی اندازه پر از آن است. این یک تجربه SUPERNOVA یا سخت نیست ، بلکه یک تجربه دلپذیر است. در واقع آنقدر دلپذیر است که هرگز نمی خواهی پایان یابد. این یک ترفند زنگ نوعی مهارت است که مکین با این فیلم کشیده شده است. خوشبختانه ، او در مورد چگونگی انجام این کار با Film Inquiry صحبت کرد.

“من می خواهم به خاطر آنچه كه هستم به یاد بیاورم نه آنكه می خواهم بشوم”

ابرنواختر، یک قدم بالاتر از مشخصات و شجره نامه از ویژگی اول هینترلند، کاری ملایم و متحرک از است مکین که می تواند او را مورد توجه صنعت جریان اصلی فیلم قرار دهد و به رای دهندگان جایزه دهد. دوربین او سام را دنبال می کند (کالین فرث) و توسکر (استنلی توچی) ، حدوداً 20 سال یا افرادی که در حال سفر به حومه انگلیس هستند و یکی از مقاصد خانه خانوادگی سام در آن است. در طول سفر ، به طور فزاینده ای مشخص می شود که توسکر با زوال عقل جوان مبتلاست. با بدتر شدن وضعیت او ، او توانایی خود را از دست می دهد و به آینده ای دشوار برای او و سام نزدیک می شود.

مشکلات عاطفی و عملی که سام و توسکر با آن روبرو هستند به زیبایی و با ظرافت بیان شده است مکینفیلمنامه ، هر دو شخصیت تصمیمات بزرگی را برای تصمیم گیری در مورد آینده با هم دارند. برخلاف بسیاری از شخصیت های فیلم که از زوال عقل رنج می برند ، توسکر هنوز بسیار جوان است. جایی در 50 سالگی ، او از نظر جسمی متناسب است و به طور کلی انرژی یک مرد بسیار جوان را دارد. تصمیم برای متمرکز کردن داستان پیرامون فردی که مبتلا به زوال عقل است ، از یک مکان شخصی ناشی شده است مکین. وی می گوید: “یك همكار كاری كه در حدود 50 سالگی بود ، مبتلا به زوال عقل جوان بود و من واقعاً به آن علاقه مند شدم.”

تحقیقات او به این نتیجه رسید که این بیماری “شایع نیست ، بلکه شایعتر از آن است که شما فکر می کنید”. مأموریت این فیلم نه تنها به تصویر کشیدن زندگی فردی که با زوال عقل زودرس و اطرافیان زندگی می کند ، بلکه افزایش آگاهی از آن ، “و همه کارهای درخشان در اطراف آن است.” بیشتر از هرچیزی، مکین گفت که گفتن این داستان بهترین احساس را برای او داشت که به عنوان یک فیلمساز بگوید: “تمرکز روی یک گروه سنی که من تجربه آن را داشتم بسیار صادقانه بود.”

یکی دیگر از جزئیات کلیدی در ابرنواخترتصور از زوال عقل این است که این توسکر است و نه سام که با یک بیماری دست و پنجه نرم می کند. همانطور که نقل قول بالا نشان می دهد ، ابرنواختر بسیار نگران این ایده است که زوال عقل می تواند زندگی را قبل از اینکه ظاهراً “تمام شود” بگیرد. توسکر به خواهر سام ، لیلی ، گفت: “هیچ کس مجبور نیست که در حالی که هنوز زنده است کسی را عزادار کند.” این ایده با ما روبرو شده است که زوال عقل کسی را به شخصی متفاوت تبدیل می کند و شخصیتی را که او را به همان شکل دیگری تبدیل می کند ، از بین می برد. پس شاید طبیعی است که مکین بزرگتر از این دو شخصیت را انتخاب کرد تا یکی از آنها باشد. توسکر یک نژاد پرست است ، سرشار از ذکاوت و جذابیت ، فویل برونگرا برای شخصیت محفوظ ، کمی گیج کننده سام.

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با نویسنده-کارگردان SUPERNOVA هری مکین
منبع: جشنواره فیلم لندن

توضیح می دهد: “من خیلی ساده فکر کردم.” مکین، “اگر شما شخصیتی داشتید که پر از زندگی است اما از مرگ و میر خود آگاهانه است ، پس این جالب خواهد بود. این تقریباً تناقض است. این یکی از خوشحالی های این است که استنلی نیز آن نقش را بازی کند. او چنان سرگرم کننده و شوخ طبعی را برای هر کاری انجام می دهد که احساس غم انگیزی می کند ، داشتن کسی که در حال مرگ است اما آنقدر پر از لذت زندگی است. “

تیم رویایی

بدون اینکه از مهارت خود به عنوان نویسنده و کارگردان دور شود ، موفقیت مهم مکین قبلاً در جشنواره های سراسر جهان با ابرنواختر مطمئناً بخش عمده ای از آن مرهون بازیگران مرگ است توچی و تولد. او اولین نفری است که به آن اعتراف می کند. او می گوید: “ما خیلی سخت فکر کردیم که در ابتدا باید به چه کسی نزدیک شویم.” “ما از اوایل بسیار به داشتن دو بازیگر بسیار متفاوت در سبک خود علاقه مند بودیم و همچنین امیدوارم که از مناطق مختلف جهان نیز باشد. زیرا فقط انرژی متفاوتی به پویا می افزاید. ” مهم نیست که چقدر زود این ایده را داشتند ، مکین و احتمالاً تیم او پیش بینی نکرده اند که جفت شدن رویاها با هم آسان است.

“ما با این مدیر انتخاب شگفت انگیز به نام کار کردیم شاهین بایگ، و ما اول به استنلی رفتیم و حقیقت را برای شما بگویم که واقعاً آسان بود. او فقط فیلمنامه را دوست داشت و اولین فیلم من را تماشا کرد و سپس ما خیلی خوب ملاقات کردیم و زندگی مشترک را پشت سر گذاشتیم. وقتی این را می گویم باید خودم را محکم فشار دهم اما بعد از آن خیلی سریع و خیلی راحت اتفاق افتاد. ” توچی در کیسه ، بازیگران سام به همان سرعتی آمدند ، و ایده اصلی آن ستاره بود. توضیح می دهد: “استنلی پرسید آیا من برای نقش دیگر به كولین فكر می كنم ، كه البته بسیار باورنكردنی بود.” مکین. “من همیشه می خواستم با بازیگرانی کار کنم که به هر حال سابقه مشترک داشتند و آنها سالهاست که یکدیگر را می شناسند. واقعاً ایده آل بود. “

ستارگانش مکین فقط باید اجازه می داد تا آنها بدرخشند ، کار دشواری از آنچه احساس بی دردسری فیلم نشان می دهد است. همانطور که کارگردان اذعان می کند ، فیلم عمداً در استعداد بصری سبک است ، در عوض به بازیگران و مناظر زیبا اجازه می دهد کار را انجام دهند. “این بسیار دشوارتر از آن است که به نظر می رسد ،” مکین می خندد ، “با داستانی مانند این که بسیار شخصیت محور و توسط بازیگران هدایت می شود ، با داشتن مقدار زیادی صمیمیت ، احساس مهم بودن است که مانع این کار نشویم. ما باید در مورد نحوه فیلمبرداری ، نحوه ویرایش ، کار به عنوان فیلمساز کاملاً ظریف عمل کنیم. “

آنها می گویند که یک بازیگر کودک فقط به اندازه کارگردانش خوب است و شاید این هیچوقت کاملاً از واقعیت متوقف نمی شود. با اجرای در کلاس کسانی که در ابرنواختر، کارگردان مطمئناً باید بداند چگونه از عهده بازیگری برآید ، هرچند که خوب باشد. “کالین و استنلی ، همانطور که امیدوارم شما موافق باشید ، در فیلم باورنکردنی هستند.” مکین. “یکی از دلایل باورنکردنی بودن آنها این است که ما به آنها فضای باورنکردنی را دادیم. این مهم است که هنگام ساخت چنین چیزهایی ، گرفتن آنها را در شکل خام و مهار نشده خود انجام دهید. “

جشنواره فیلم لندن 2020: مصاحبه با نویسنده-کارگردان SUPERNOVA هری مکین
منبع: جشنواره فیلم لندن

مکینسبک فیلم سازی رزرو شده و سنگین اجرا شاید از سابقه بازیگری او ناشی شود و در اولین فیلمش نقش اصلی را داشته باشد. هینترلند، داستان دو دوست دوران کودکی که در 20 سالگی به هم پیوستند ، مکین بازیگری ، کارگردانی ، نویسندگی و تهیه کنندگی. ناهار خودش را هم احتمالاً آورده است. وی در پاسخ به این سال که آیا او یک کارگردان “بازیگر” است ، “من امیدوارم که من کارگردان همه چیز باشم ، زیرا دوست دارم با همه کار کنم. اما مطمئناً به عنوان نویسنده ، برای بازیگران می نویسم.

“وقتی بازیگر بودی نمی توانی کمک کنی اما نمی خواهی این کار را بکنی و من الان هم کمی بازی می کنم. شما فقط می خواهید چیزهایی درست کنید که می خواهید در آنها باشید. شما می خواهید شخصیت هایی بسازید و شکل دهید که از دیدن آنها خودتان مأیوس باشید. بنابراین من فکر می کنم از این نظر واقعاً کمک می کند و وقتی با بازیگران هم کار می کنید واقعاً کمک می کند. به غیر از هر چیز دیگری ، شما در روند کارها ، و در کوتاه مدت از نظر زبانی که بازیگران تمایل به استفاده از آن دارند ، سر و کله می زنند. من به عنوان کارگردان تجربه زیادی ندارم بنابراین کالین و استنلی مجبور شدند به من اعتماد زیادی کنند و فکر می کنم یکی از دلایلی که احتمالاً این کار را کردند این بود که من تا حدی جای آنها بوده ام. ما در آنجا یک تاریخچه مشترک فوری داریم که من فکر می کنم مهم است. “

با تولد تولید قبل و توچیشکست سال 1996 به عنوان یک تهدید سه گانه به وجود می آید شب بزرگ، مکین همچنین لذت بردن از درک آنها از دیدگاه او را به عنوان یک بازیگر تبدیل شده به یک فیلمساز. “این فقط کمک می کند تا با کسی که گاهی اوقات تجربه کرده کار کند. کالین و استنلی هر کدام چهل سال در صحنه های فیلم بوده اند. من چیزهای زیادی از آنها یاد گرفتم و امیدوارم آنها هم کمی از من یاد بگیرند. آنها فقط واقعاً حمایت و اعتماد داشتند و این همان چیزی است که شما واقعاً می توانید بخواهید. “

در چمن خانگی

با وجود زوایای دوربین ساده و رویکرد طبیعت گرایانه ، مکینفیلم ، به لطف DP کهنه کار ، غیر قابل انکار زیبا است دیک پاپعکسهای منظره کشور. از نظر بینندگان بریتانیایی ، زمینه این داستان شاید یک داستان قابل تشخیص باشد ، و یکی از مواردی است که هر دو را جای می دهد مکین و سام در زمین چمن. می گوید: “من هرگز قصد فیلمبرداری از خارج از انگلیس را نداشتم ، بخشی از اینكه آن را بهتر می دانم ،” مکینو اضافه كرد كه ، “فكر مي كنم فيلم داراي يك پيام سياسي در مورد برخي موضوعات نيز است ، و انتخاب زندگي يكي از آنهاست ، و من فكر مي كنم كه ارائه اين بيانيه در انگلستان مهم بود.” همانطور که برای تصمیم به اینکه توسکر یک شخصیت دور از وطن خود باشد ، مکین می گوید: “به نظر می رسد وقتی یک بیمار لاعلاجی پیدا کردید که در کشور اصلی خود هم نیست ، درجه درام کمی کمی وجود دارد که می تواند از آن استخراج شود.”

گفته شد ، هر دو مرد به طور کامل از خانه دور از خانه هستند ، همیشه وقتی در حال رفتن به یک کنسرت پیانو هستند که سم عنوان اصلی آن است ، همیشه در حال حرکت هستند. “من واقعاً به درام خانگی دو نفر در خانه خود علاقه مند نبودم و فکر می کنم آنچه فیلم های سفر جاده ای به شما می دهد پیشرانه و احساس سفر است” مکین می گوید او احساس کرد: “قرار دادن این داستان” کوچک “درباره این دو مرد دوست داشتنی در یک زمینه بصری گسترده و سینمایی ، یک چیز واقعاً جالب توجه است. این چیزی بود که من سعی کردم با اولین فیلمم به آن دست پیدا کنم ، که قاطعانه یک فیلم دو دست ، صمیمی و متمرکز بود اما در یک منظره عظیم. “

با داشتن یک فیلم اول با استقبال کم هزینه از ایندی ، و اکنون یک فیلم دوم با استقبال محبوب ترین بازیگران این صنعت با حضور دو نفر از محبوب ترین بازیگران این صنعت ، یک زمان هیجان انگیز برای حضور در جشنواره است. هری مکین. ابرنواختر یک موفقیت باورنکردنی در حفظ لمس سبک و بدون مانع خود در کل ، حتی در دل گیرترین لحظات است. آنها لحظاتی هستند که به خوبی می توانند ببینند تولد و توچی جوایز زیادی دریافت می کنید ، چیزی که هر دو به خوبی به آن عادت کرده اند. به زودی هری مکین ممکن است مجبور شود به آن نیز عادت کند.

ابرنواختر یک پرتره متحرک از یک زن و شوهر است که عشق آنها توسط زوال عقل آزمایش می شود. سایر تصاویر عالی سینمایی زوال عقل چیست؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم Nightstream 2020: JUMBO: Noémie Merlant عاشق یک پارک تفریحی می شود

جامبو تا حدودی ناعادلانه به عنوان فیلمی که در آن قرار دارد در تاریخ فیلم ثبت خواهد شد نوئمی مرلانت سوار پارک تفریحی می شود. این فیلم ، یک محصول مشترک فرانسوی-بلژیکی است که من در جشنواره فیلم مجازی Nightstream دیدم ، یک پیش فرض خنده دار دارد ، اما در زیر این انکار یک پاتوس واقعی وجود دارد ، مرلانتعملکرد زیبا و زیبا و جهت گیری اندازه گیری شده از زوئه ویتوک.

کسانی که برای دیدن عاشقانه زن ملاقات در سفر بلیط خریداری کرده اند ناامید نخواهند شد. مهمترین جاذبه است ، اما – جامبو بیشتر در ذهن خود دارد ، از جمله روابط غیر متعارف به طور کلی ، نگاه زنانه و یک بررسی کاملاً شگفت انگیز از عینیت بخشیدن به زنان.

همه مردها می مکند

مرلانت نقش ژان را بازی می کند ، زن جوانی که شبانه در یک پارک تفریحی که از کودکی دوستش داشت کار می کند. او پس از بسته شدن سطل زباله را برداشته و جلا می دهد ، اما یک جاذبه جدید توجه او را جلب می کند. این همان سواری Move It است که او کاملاً از آن استفاده کرده و شروع به صدا زدن “Jumbo” می کند. (بسیاری از منتقدان از Jumbo به عنوان Tilt-A-Whirl یاد می کنند – اینگونه نیست. نه تنها Move It ، ظاهراً تفاوت زیادی با Tilt-A-Whirl دارد ، بلکه این پارکهای تفریحی با نامهای مسخره ساخته و تولید می شود توسط شرکتهای کاملاً جدا. چه کسی می دانست ؟!)

این فیلم هرگز به ما نمی گوید که چرا ژان به دام جامبو افتاده است. اما در دنیای فیلم (تقریباً شبیه دنیای ما) ، بیشتر مردان مکیده می کنند – مانند آنها ، غیرقابل جبران هستند. آنها یا مانند کودکان بی ادب رفتار می کنند یا خزش می کنند. بنابراین جامبو در حال حاضر یک پا بالا است.

عاشقانه حتی آنقدر مسخره نیست ، و ویتکاسکریپت جدول را کاملاً عالی تنظیم می کند به طوری که حتی به سختی حتی سورئال ثبت می شود. از نظر جین ، اشیا in بی جان خیلی بی روح نیستند. یک صحنه اولیه ، در یک ایستگاه اتوبوس ، ژان را پیدا می کند که سنگی به گوشش نگه داشته است و او ضعف ضربان قلب را می شنود. ما می توانیم آنچه را که او در جامبو می بیند تصور کنیم – شاید او احساس خود را به عنوان یک خارجی توصیف می کند ، یا شاید او از اینکه چگونه پارک تفریحی ، برخلاف مردم ، نمی تواند خیانت کند ، پیر شود ، مریض شود یا بمیرد ، او را دلگرم می کند.

Nightstream Film Festival 2020: JUMB Noémie Merlant را عاشق یک پارک تفریحی می یابد
منبع: جشنواره فیلم Nightstream

او در خانه با مادرش ، مارگارت زندگی می کند (امانوئل برکوت) ، که به عنوان پیشخدمت در غذاخوری محلی کار می کند. مارگارت در اطراف می خوابد و ژان را نوزاد می کند ، اما او هنوز طلاق خود را تحمل نکرده است. مارگارت چون تنها فرد با ثبات در زندگی ژانا است ، شخصی است که ژان باید به او پیروز شود و متقاعد کند که آنچه او و جامبو واقعی دارند.

پرتره بانویی روی جامبو

زندگی ژان ، فقط با او و مادرش ، با توجه به اینکه چقدر جزیره است تعریف می شود. او بسیار خجالتی است و به ندرت به افراد جدید ضربه می زند ، در عوض ترجیح می دهد اوقات فراغت را در اتاق خواب خود بگذراند ، جایی که او یک پارک تفریحی مینیاتوری را با مدل پارک در شهر می سازد. یک خط پرتاب از مارگارت در مورد چگونگی حضور Jeanne در این طیف وجود دارد ، اما ویتک هیچ یک از این موارد را به عنوان جلب توجه یا سلب مسئولیت استفاده نمی کند.

در عوض ، جزئیات به عمق می افزایند جامبو و مرلانتعملکرد این فیلم لطیفه لطیف درباره زنی که عاشق یک حرکت سوار شده است ، کانالهای احساسات واقعی را شروع می کند: کوکتل شادی ، مالیخولیا و عدم اطمینان همراه با عشق جدید. درد پدر و مادرتان برای قبول نکردن شما برای آنچه که هستید هستید. انزوای عدم امکان ارتباط با افراد دیگر.

اینکه آیا جامبو واقعاً زنده است یا به سادگی در ذهن ژانه وجود دارد ، مشخص نیست. اما این سوال وقتی فیلم متوجه این موضوعات بزرگتر وجودی می شود کمتر اهمیت پیدا می کند تا زمانی که متوجه شوید که واقعی بودن جامبو تفاوتی ایجاد نمی کند زیرا احساسات ژان نسبت به آن قطعاً وجود دارد.

ویتکفیلم قهرمان یک داستان عاشقانه نامتعارف است به همان روشی که مرلانتفیلم دستیابی به موفقیت ، سلین سیاممارا پرتره بانویی در آتش ، میکند. هیچ یک از این دو فیلم به جای اعتماد به نیروهای خارجی برای تهدید روابطشان ، اختلافات زیادی را بین دو هدف ایجاد نمی کند. در هر دو فیلم ، عاشقانه ها مفید و شیرین هستند – نمونه های کوچک و روح برانگیز از اینکه روابط براندازانه کامل ، هر چند زودگذر ، می توانند باشد.

بر خلاف پرتره، این فیلم هرگز نمی پرسد مرلانت تا آن عمق حفاری ، اما مرلانت هنوز هم بهترین چیز در مورد است جامبو عملکرد ترسو اما پرشور او ، در حالی که عصبی با او در اطراف شهربازی قدم می زند آملی موهای بریده شده ، داستانی را به فروش می رساند که نباید چیزی غیر از پوچ خوانده شود. توماس بولنزcin فیلمبرداری همدلانه فقط پیشرفت می کند مرلانتعملکرد او نیز معمولاً ژان را در کادر ، در تاریکی منزوی می کند ، بنابراین ما می توانیم بفهمیم که چگونه جامبو دنیای او را شعله ور می کند و باعث می شود او دیده شود.

خیلی زود ، ژان با “Hey، you” به جامبو نزدیک می شود و دستگاه را روشن می کند تا فقط با آن گپ بزند. و بعد از اینکه جومبو محبت هایش را تلافی کرد ، می توانید زمینه های وابسته به عشق شهوانی را برای هر اقدامی که ژان انجام می دهد – نوازش چراغ های خود ، بالا رفتن از تیر فولادی آن – حتی عمل روشن کردن آن ، یک احساسات آشکار را به کار می گیرد.

Nightstream Film Festival 2020: JUMB Noémie Merlant را عاشق یک پارک تفریحی می یابد
منبع: جشنواره فیلم Nightstream

در هر مقطع عاشقانه ، ویتک روشی هنرمندانه ، احساسی و بازیگرا تر برای نشان دادن عشق آنها پیدا می کند – یک صحنه در زیر دوش ، جایی که ژان در روغن سیاه جامبو پوشانده شده است و با عصبانیت سعی می کند قبل از دیدن مادرش آن را پاک کند ، احساس خصوصی و وحشت می کند و شاید کمی شرمنده.

صحنه های عشق ورزی آنها به همان اندازه زیباست. وقتی ژان جامبو را برای چرخش می برد ، هیجان او را در یک نمای نزدیک مشاهده می کنیم ، این فیلم مرز مشخصی بین هیجان یک پارک تفریحی و وجد ارگاسم را ترسیم می کند. آنها همچنین دارای یک صحنه جنسی رضایت بخش تر و پرهیجان تر هستند که می تواند ذهن شما را جلب کند زیر پوست، از همه چیز

نگاه و عینیت

در میان همه سرگرمی ها و عاشقانه ها ، جامبو همچنین موفق می شود یک تشریح کاملاً هوشمندانه از نظریه نگاه و عینیت بخشیدن به زنان باشد. فیلم به عنوان یک نوع هنر هنوز در تلاش است تا از نگاه مرد و کنترل مرد سفید رنگی که این رسانه از بدو تأسیس تاکنون داشته است ، خلاص شود.

اما در فیلم هایی مانند جامبو ، ما یک گزینه دیگر می بینیم – مرلانت صحنه های برهنه و صحنه های جنسی دارد ، مطمئناً ، اما نحوه عکسبرداری آنها بیشتر جنسی است تا پورنوگرافی ، اکتشافی است تا استثماری. تنها صحنه سنتی جنس هترو سنتی در فیلم به صورت سرد و طنزآمیز ارائه شده است ، فقط دو چهره که برای مدت زمان ناراحت کننده ای گوشت را خارج از صفحه می زنند. هر صحنه با برهنگی و رابطه جنسی نیز یک هدف داستانی روشن دارد و به ما ژان می دهد تا اینکه به غرایز اصلی فیلمساز یا نیاز به رضایت مندی مخاطب بپردازیم.

اینكه ژان عاشق یك شی object بی جان شده است همچنین باعث انتقاد از نگاه مرد می شود ، به ویژه اینكه مردان در فیلم هایی كه توسط مردان ساخته شده تمایل دارند با زنان به عنوان اشیا sh براق و زیبایی كه باید محافظت شوند ، رفتار كنند. در اوایل فیلم ، ژان از رئیس خود ، مارک (باستین بویلون) ، خواه او هرگز به یک شی in بی جان علاقه داشته باشد. و او این را می خندد ، اما پاسخ واضح است که بله است – یا ، حداقل ، او آنها را طلسم کرده است.

در یک فیلم معمولی تر ، اسکوپوفیل ، جامبودو منجر – ژان و سواری – چیزی بیش از اشیا وجود خواهد داشت. ویتک به آنها نه تنها اختیار بلکه کنترل نفسانی می بخشد.

نتیجه

صحنه ای وجود دارد جامبو جایی که ژان غسل می کند و تصور می کند که حرکت شب هنگام در پارک سوار می شود ، چراغ ها چشمک می زنند و بازوها می چرخند. او عبارتی را تکرار می کند که مارک مانند مانترا به او گفته است: “اشیا In بی جان ، آیا روحی دارید که به روح ما بچسبد و آن را مجبور به عشق ورزیدن کند؟”

دستانش روی سینه اش بلغزانند ، و او خندید و سرش را به زیر حباب ها فرو برد ، یک دستش با سرخوشی کامل لبه وان را گرفت. اینکه چنین صحنه ای می تواند من را امیدوار کند که به هر حال ، علیرغم پوچ بودن فرضیه آن ، این دو تا آخر با هم جمع شوند ، نشانه قدرت ویتکجهت و کشف مهیج موجود در مرلانتعملکرد آب از لبه وان پاشیده می شود و از طریق کاشی های حمام آبشار می زند ، و لذت آن عفونی ، وحشی و بسیار لذت بخش است. در تنهایی گسترده ای از جامبوجهان ، جین چیزی پیدا کرده است که او را برای آنچه که هست دوست دارد ، که آن را به همان صراحت دوست دارد.

آیا از دیدن هیجان زده اید جامبو؟ یا اگر فیلم را قبلاً دیده اید ، در زیر نظر دهید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید!


جامبو را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

Nightstream Film Festival 2020: جهنم خونین و شام در آمریکا

همه از شنیدن این “اوقات بی سابقه” مریض هستند و هیچ کس بیشتر از مسئولان برگزاری جشنواره فیلم نیست. همانطور که پرونده های Covid در ابتدای سال شروع به لغو جشنواره ها می کردند ، جشنواره ها با تصمیم جابجایی آنلاین یا حذف کامل نسخه امسال روبرو شدند ، چالش های جدیدی ایجاد کردند که ممکن است باعث دسترسی بیشتر فیلم ها به مردم شود – اما فیلمسازان را نیز به سرقت برد از شانس نمایش فیلم هایشان در صفحه بزرگ است.

همانطور که چندین جشنواره ترسناک به صورت آنلاین نقل مکان کرده اند ، آشکار شده است که این رویدادها بیشترین لطمه را دیده اند ، زیرا شما نمی توانید لذت عمومی گاز گرفتن و سرزنش کردن در فیلم های وحشتناک ، فاسد و گهگاه کاملاً شلخته ای را که در خانه ترکیب می کنند ، تکرار کنید. . جشنواره فیلم Nightstream ، همکاری بین جشنواره فیلم های زیرزمینی بوستون ، جشنواره فیلم ترسناک بروکلین ، جشنواره فیلم North Bend ، جشنواره فیلم Overlook و جشنواره فیلم Popcorn Frights ، توسط افرادی با علاقه به ژانر سینما برگزار شده است که به احتمال زیاد سریعترین نکته این است که بگویم این فیلمها با حضور جمعیتی بهتر تجربه می شوند.

این نظریه ای است که من نمی توانم هنگام تماشای دو فیلمی که از جشنواره بررسی کرده ام ، از ذهنم دور شوم ، به عنوان بخشی از پوشش فیلم Inquiry از Nightstream (همکار من ، کلمنت تایلر اوبروپتا ، بسیاری دیگر را انتخاب خواهد کرد). در واقع ، تمام آن چیزی بود که می توانستم هنگام تماشای بهتر از این دو فیلم به آن فکر کنم …

جهنم خونین (کارگردان: آلیستر گریسون)

همانطور که تلاش ها برای گردهم آوردن جشنواره افتتاحیه Nightstream تحسین برانگیز است ، تکرار هیجان های تماشای یک فیلم نیمه شب در خانه دشوار است ، بدون اینکه مخاطبان رذیل در کنار شما بنشینند. هیجان انگیز Aussie / فنلاندی جهنم خونین نوعی فیلم است که در آن محیط رشد می کند – یک داستان زنده مضحک کمیک و بسیار دلهره آور که در یک سطح کاملاً ابتدایی موفق می شود ، و بر آشنایی خود با یک بی احترامی شاد ، ظاهراً ساخته شده برای آن دسته از مخاطبان جشنواره بی خواب در وسط یک وحشت شبانه شرم آور است که به روشنی که در نظر گرفته شده دیده نمی شود.

پس از خنثی کردن یک سرقت از بانک به روشی که بد به پایان رسید ، رکسبن اوتول) به یک سلبریتی ملی تبدیل می شود. با توجه به نگرانی ، تصمیم می گیرد از همه چیز دور شود و به فنلاند پرواز می کند – جایی که مدت زیادی از ورودش نگذشته ، بیهوش شده و به زیرزمین یک ملک دور افتاده منتقل می شود. با از دست دادن یک پا و بدون داشتن ایده از چگونگی رسیدن به آنجا ، ماموریت او برای فرار از این خانه شوم خانوادگی آغاز می شود.

جشنواره فیلم Nightstream 2020: جهنم خونین و شام در آمریکا
Blo0dy Hell (2020) – منبع: Nightstream Film Festival

این فیلم دارای تیک های سبک آزار دهنده ای است که می توانید تصور کنید با مخاطبان جشنواره ای ژانر کار می کنید ، اما وقتی در خانه تماشا می کنید صاف می شود. هیچ کس بیشتر از شخصیت پردازی مونولوگ داخلی رکس سرزده نیست ، و داشتن اوتول با اجرای یک نمایش خروس تر از کناره ها ، خماری از موج پس از تارانتینو در سینمای اواسط دهه 90 که لغزش می خورد ، زیرا گفتگوها بیش از آنکه جالب باشد ، جالب است. . البته ، این گاهی اوقات این را برای خنده بازی می کند ، مانند لحظه ای که رکس در وسط سرقت تمرین می کند فیلم اکشن خط بوسه خود را – اما در بیشتر اوقات ، احساس شوخی و منسوخ می شود ، با شوخی در مورد موضوعات از جمله وگانیسم احتمالاً ناله های بیشتری نسبت به گوفاها ایجاد می کند.

علی رغم این ، کاریزمای اوتول موفق می شود همه چیز را از ایجاد احساس لرزش جلوگیری کند ، در یک راه خوب بین به تصویر کشیدن رکس به عنوان یک قهرمان بد عمل و یک خرگوش با توهمات با عظمت – مانند جان مک کلین و مک از It’s Always Sunny rolled یکی جهات فزاینده تند و زننده داستان ، همانطور که ما درباره راز تاریک خانواده ای که رکس را به گروگان گرفته است بیشتر می آموزیم ، بهتر است دست نخورده باقی بمانند ، اما یک بار دیگر ، من می توانم تصور کنم که مخاطبان جشنواره فرضی از جهت سمت چپ که در آن قرار دارد لذت ببرند اینکه بتواند دو ژانر متفاوت را در خود جای دهد ، یک هیجان هیست در فلش بک و یک چیز نفرت انگیزتر در حال حاضر ، ستودنی است ، و مطمئناً داستان را به یاد ماندنی می کند علی رغم لحن پر سر و صدا پس از تارانتینو که احساس می کند تا حدودی منسوخ شده است.

در مجموع ، این باعث می شود جهنم خونین چیزی نادر باشد: معجونی عجیب از یک هیجان مخلوط ژانر ، که به تقلید از صدای متمایز گفته می شود و کیفیت های منحصر به فرد آن را تضعیف می کند.

شام در آمریکا (کارگردان: Adam Rehmeier)

شما قبلاً داستان را شنیده اید. یک بزهکار متخلف در سمت اشتباه قانون با دختری که از زندگی در خانه اش نگران است پیش از آنکه به یک مارپیچ خشونت و ضرب وشتم با هم بروند ، از مسیرها عبور می کند. کارگردان آدام رحیمرعنوان مسابقه Sundance شام در آمریکا شیرینی مطلوبی نسبت به آن دارد که خود را از میانگین شما متمایز می کند بانی و کلاید کلون ، وقت خود را صرف ایجاد یک وضعیت خفقان آور حومه شهر و رابطه شکوفایی بعید قبل از اینکه عاشقان به بیرون بروند.

آنچه جای تأسف دارد این است که حساسیت زیر پوچ گرایی فیلم را از یافتن جای خود منصرف می کند تا اینکه با تقلید آشکارتر از دیگر فیلم های جنایی پراکنده جنایی شروع شود. این یک کمدی کاراکتری است که احساس کشش می کند زیرا همه ما از جهتی که در آن قرار دارد می دانیم ، با نوآوری های ظریف اما جزئی فقط فیلم را متوقف می کند قبل از اینکه فیلم به یک مقصد آشنا تر و در عین حال بی نهایت سرگرم کننده تر برسد.

جشنواره فیلم Nightstream 2020: جهنم خونین و شام در آمریکا
شام در آمریکا (2020) – منبع: Nightstream

سیمون (کایل گالنر) ، خواننده اسرارآمیز یک گروه پانک زیرزمینی ، به دلیل تمایل مکرر به آتش سوزی دائماً درگیر مشکل قانون است. پتی (امیلی اسکاگز) یکی از طرفداران سرسخت گروه خود است و به طور معمول طرفداران پرطرفدار را به پست خود می فرستد ، حتی اگر او چهره او را زیر ماسکی که روی صحنه قرار داده است ، ندیده است. در حالی که او از پلیس در حال فرار است ، مسیرهای زوج متقاطع می شود و او خود را در خانه خانوادگی خود پنهان می کند – جایی که یک رابطه شکوفا می شود و به پتی مختصری از وجود مزاحمت خود می پردازد و متقاضی کار حداقل دستمزد است.

نیمه دوم فیلم ، که در آن سیمون پتی را متقاعد می کند که به یک عمر مشاغل سخت در حومه ناشناس رضایت ندهد تا در آن لحظه زندگی کند ، شام در آمریکامارک خاص کمدی تاریک دل ، اما در نهایت شیرین طبع ، سرانجام به جای خود کلیک می کند. قبل از آن ، به نظر می رسد خیلی سخت به مارک خاصی از عجیب و غریب مرتبط با فیلم های Sundance از این نوع متکی است ، و هرگز تعادل بین جذابیت بی نظیر و تحریک سورئال را پیدا نمی کند.

جنبه اخیر فقط در شخصیت پردازی پتی احساس ناخوشایندی می کند ، که علی رغم اینکه در فیلم نامه 20 نامیده می شود ، اما مانند یک دختر نوجوان توصیف می شود. از طرف مورد اذیت و آزار قرار گرفتن توسط برخی از دانش آموزان در نزدیکی ، مجبور شدن به پدر و مادر خود برای اجازه دادن به هر کاری ، شخصیت احساس می کند که جوان تر از سن واقعی خود است و باعث می شود روابط مرکزی بسیار ناخوشایندتر از آن باشد. البته ، یک عاشق در فیلم لام به سبک بانی و کلاید یا قاتلان متولد طبیعی برای ایجاد احساس ناخوشایند در مخاطب طراحی شده است – اینجاست که احساس ناراحتی کاملاً عمدی نیست.

شام در آمریکا ناهموار است اما کاملاً لذت بخش نیست ، حتی اگر فقط هنگام بازی در بازخوانی فیلم هایی که ترجیح می دهید در عوض تماشا کنید ، کار کند.

برای بررسی بیشتر Nightstream در ادامه با فیلم پرس و جو همراه باشید.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آلیستر رایدر

آلیستر نویسنده ای 25 ساله و ساکن کمبریج است. او از ابتدای سال 2014 در مورد فیلم می نوشت و علاوه بر Inquiry Film ، به طور مرتب با Gay Essential و The Digital Fix همکاری می کند ، و در این بخش با خطوط دیگری در داستان های فیلم ، BFI و Vogue Visages حضور دارد. به دلیل کار در فیلم Inquiry ، وی عضوی شناخته شده در GALECA ، انجمن منتقدان سرگرمی گی و لزبین است.

NYFF 2020: شنا کردن تا دریا را آبی می کند: محل تولد و سرزمین خون

جیا ژانگکه یکی از جذاب ترین وقایع نگاران زندگی معاصر چین در سینما امروز است. آخرین ویژگی او ، شنا کردن تا زمانی که دریا آبی شود، اولین مستند او از زمان شعر غنایی اش به شهر شانگهای است ، کاش می دانستم، در سال 2010 اکران شد. (آن فیلم برای اولین بار در اوایل سال 2020 مجدداً به راحتی اکران و در سینماهای ایالات متحده به نمایش درآمد.) با این حال مشخص است که در دهه گذشته جیا هیچ یک از استعدادهای خود را در خلق داستانهای داستانی زیبا و در عین حال ادراکی از دست نداده است.

با استفاده از یک جشنواره ادبی که توسط جیا در استان شانشی زادگاه خود به عنوان نقطه آغاز سفر گسترده ، شنا کردن تا زمانی که دریا آبی شود به چهار نویسنده مشهور چینی – سه نفر زنده ، یک نفر درگذشته – و نحوه زندگی و کار آنها بازتاب تکامل یک کشور در طول قرن بیستم است.

“نوشتن شعر به معنای زندگی شاعرانه نیست”

چهار نویسنده مطرح شده در این فیلم عبارتند از: جیا پینگوا (متولد دهه 1950) ، یو هوا (متولد دهه 1960) ، لیانگ هونگ (متولد دهه 1970) و ما فنگ ، نویسنده-فعال از نسل قبلی که میراث آنها پس از مرگ او نیز همچنان تحت تأثیر قرار گرفت. در ساختاری که گرایش های ادبی فیلم را منعکس می کند ، شنا کردن تا زمانی که دریا آبی شود به 18 فصل با عناوین “عشق” ، “بازگشت به خانه” ، “بیماری” و “برداشت” تقسیم شده است. فقط این نمونه برداری کوچک باید به شما ایده طیف گسترده ای از موضوعات مورد بحث توسط سه نویسنده زنده ، که همه مصاحبه های شخصی طولانی در فیلم را ارائه می دهند ، باشد.

NYFF 2020: شنا کردن تا دریا را آبی می کند: محل تولد و سرزمین خون
منبع: تصاویر Xstream

یکی از قابل توجه ترین چیزهایی که شخص هنگام تماشای آن متوجه می شود شنا کردن تا زمانی که دریا آبی شود این است که چگونه این نسل از نویسندگان که در طی انقلاب فرهنگی و بلافاصله پس از آن بزرگ شدند ، اساساً مجبور شدند ادبیات چین را تقریباً از ابتدا احیا کنند ، زیرا بسیاری از کتابهایی که پیش از آنها قرار گرفتند در طی دوره های سوخته یا توقیف شدند دوران کودکی. یو هوا به ما می گوید وقتی تصمیم گرفت نویسنده شود ، مجبور شد داستان های کوتاه را بیاموزد تا از آنها بیاموزد – لزوما کار ساده ای نیست. در همین حال ، لیانگ هونگ در چنان فقر بزرگ شد که خانواده اش توانایی پرداخت شهریه برای فرستادن او و خواهر بزرگترش به مدرسه را نداشتند. لیانگ برای اینکه تحصیل کند مجبور شد بیرون کلاس بایستد و استراق سمع کند. اکنون ، او استاد ادبیات چینی در دانشگاه رنمین در پکن است – بسیار دور از آن آغاز فروتنانه ، حتی اگر آنها در کار او بسیار نقش داشته باشند.

NYFF 2020: شنا کردن تا دریا را آبی می کند: محل تولد و سرزمین خون
منبع: تصاویر Xstream

همانطور که هر نویسنده قسمت هایی از داستان زندگی خود را با مخاطب در میان می گذارد ، ما متوجه ویژگی های مشترک خاصی می شویم که بارها و بارها بوجود می آیند. برجسته ترین؟ همه این نویسندگان سالهای شکل گیری خود را در روستاهای کوچک گذرانده اند و مردم و مکانهایی که در آنجا با آنها روبرو شده اند به عنوان موضوعات اصلی کار آنها بوده اند. یکی از نویسندگان در جشنواره ادبیات خاطرنشان کرد: “روستاها واقعیت هستند” و بحث کردن در این زمینه دشوار است. برای هدایت بیشتر این نقطه به خانه ، جیا مصاحبه با نویسندگان را با فیلم هایی از کارگران میدانی که ابزارهای خود را برای متوقف کردن و بازخوانی قطعاتی از کارهای هر نویسنده کنار می گذارند ، تأکید می کند و تأکید می کند که هر نویسنده چقدر زیبا و دقیق مردم و مکان هایی را که آنها خانه خود می نامند به تصویر کشیده است.

“ما همه ملحد هستیم. ما به ارواح اعتقاد نداریم “

شنا کردن تا زمانی که دریا آبی شود روشن می کند که نمی توان نقش روستاییان را در توسعه فرهنگ چینی قرن بیستم اغراق کرد. در واقع ، به ما گفته شده است که ما فنگ موفقیت بزرگی بدست نیاورد تا اینکه نوشتن درباره زندگی شهری را متوقف کرد و شهر را برای روستاییان در زندگی و کار خود رها کرد. تنش بین شهر و روستا همچنان در طول انقلاب فرهنگی بسیار پررنگ بود ، تا جایی كه فرد مجبور شد به عنوان یك یا نوع دیگر خانوار ثبت نام كند تا مشخص شود كه چه نوع كوپن سهمیه ای دریافت می كند. جای تعجب نیست که این دوگانگی در کار نویسندگانی که در آن زمان بزرگ شده اند ، نقش اصلی را بازی می کند ، حتی در طول قرن گذشته هم روستاییان و هم شهرهای چین متحول شده اند.

چون این فیلم توسط جیا ژانگکه، آن مداخلات کارگر حوزه تنها لحظات شاعرانه ای نیستند که می توان در آنها یافت شنا کردن تا زمانی که دریا آبی شود. هرگز کسی برای گفتن داستان خود فقط به سرهای سخنگو پایبند نباشد – مهم نیست چقدر آن سرهای خاص صحبت کننده جذاب هستند – جیالمس های امپرسیونیستی امضا در اینجا فراوان است ، و تصاویری از زندگی مدرن چینی را ارائه می دهد که به شدت با خاطرات گذشته از فیلم در تضاد است و میزان تغییر را مشخص می کند. در یک مرحله ، در فصلی با عنوان “سفرها” ما را سوار یک قطار شلوغ می کنیم که در آن شاهد تماشای افرادی هستیم که با تلفن هایشان خود را سوار می کنند در حالی که اپرای کلاسیک در موسیقی متن فیلم رونق می گیرد. تصور یک سناریو فراتر از دهکده روستایی دشوار است ، جایی که در سال 1949 ، ما فنگ به سازماندهی ساکنان کمک کرد تا بتوانند زمین را با نمک طبیعی آبیاری کرده و در نهایت طیف وسیعی از محصولات را از سه ماده اصلی که مدت زیادی به آنها اعتماد کرده بودند ، پرورش دهند. .

NYFF 2020: شنا کردن تا دریا را آبی می کند: محل تولد و سرزمین خون
منبع: Xstream Pictures

در اواخر فیلم ، جیا نسل بعدی را به صورت پسر نوجوان لیانگ ، که زندگی خود را بین روستای زادگاه مادرش ، جایی که در آن متولد شده است ، و شهر بزرگ پکن ، جایی که بزرگ شده است ، گذرانده است. وی می گوید رودخانه ای که در نزدیکی روستا جریان دارد همان رودخانه ای است که وی در کتاب های مادرش خوانده است ، اما به گفته وی ، از آن زمان تغییر کرده است. نوستالژیک مدتی که هرگز نمی دانسته است ، با صدای بلند آرزو می کند که بتواند از پدربزرگش س questionsالاتی راجع به زندگی او قبل از مرگش بپرسد. در حالی که خاطرات مادرش برای جذب و تصور نسل های بعدی در صفحه ثبت شده است ، اما پدربزرگش برای همیشه گم می شود. این یک صحنه ساده و شیرین است که می تواند یک مسئله کلان را خلاصه کند: نقش مهمی که ادبیات در شکل گیری گذشته ، حال و آینده یک کشور بازی می کند.

نتیجه

قصیده ای برای اهمیت هنر که خود یک اثر هنری است ، شنا تا زمانی که دریا آبی شودe یکی دیگر از نگاههای جالب توجه به معاصر چین است جیا ژانگکه.

شما چی فکر میکنید؟ چند فیلم جیا ژانگکه دیده اید؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

شنا کردن تا زمانی که دریا آبی شود به عنوان بخشی از تخته سنگ اصلی در جشنواره فیلم 2020 نیویورک در حال نمایش است.

https://www.youtube.com/watch؟v=5dxM2bPB1Pg


شنا تا آبی شدن دریا را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ کشنده ساخته است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی. هنگام تماشا نکردن ، ساختن یا نوشتن درباره فیلم ها ، معمولاً می توان او را در توییتر با وسواس در مورد فوتبال دید.

NYFF 2020: BEGNNING: اولین پیروزی Déa Kulumbegashvili

برنده پوسته طلایی بهترین فیلم جشنواره بین المللی فیلم سن سباستین امسال و به عنوان ورودی جورجیا برای اسکار بهترین فیلم بین المللی ، شروع سیگنال رسیدن صدای جسورانه سینمایی جدید در قالب نویسنده-کارگردان است دئا کولومبگاشویلی – هرچند که در حین تماشای آن ، سخت است باور کنید که در حال تماشای اولین نمایش هستید ، بنابراین قصه پردازی جسورانه و با اعتماد به نفس است. بررسی شدید ستم مردسالارانه در جامعه سکولار و مذهبی ، که توسط یک اجرای برجسته ستاره و برخی از متفکرانه ترین عکسهایی که امسال مشاهده خواهید کرد ، لنگر انداخته است ، شروع تضمین شده است که مدتها پس از به پایان رسیدن اعتبارات نهایی ، به راحتی در ذهن شما ماندگار می شود.

[Warning: this film contains depictions of sexual violence, which are referenced in this review.]

آتش و خون

این فیلم در کفپوش تماشاگر هیچ وقت تلف نمی کند ، و با یک شات گسترده شروع می شود که تقریباً هشت دقیقه طول می کشد در حالی که خدمات برای شاهدان یهوه در یک دهکده کوچک خارج از تفلیس ، جورجیا آغاز می شود. رهبر جماعت داوود است (راتی اونلی، که فیلمنامه را با آن نوشت کولومبگاشویلی) ، با کمک همسر وفادارش ، یانا (یا سوخیتاشویلی) ، که قبل از ملاقات و ازدواج با شوهرش در تلاش بود تا به عنوان بازیگر نقش آفرینی کند و کاملاً خود را وقف او و مأموریت مذهبی او کند.

به نظر می رسد که این سرویس طبق برنامه پیش می رود که ناگهان درب تالار پادشاهی جماعت باز می شود و کسی مشعلی را به داخل ساختمان پرتاب می کند. شعله های آتش در پیش زمینه قاب پخش می شود در حالی که نمازگزاران در پس زمینه وحشت می کنند ، و برای فرار از ساختمان در حال سوختن روی یکدیگر لغزش می کنند. با خاموش شدن آتش ، سالن از بین رفته است.

NYFF 2020: BEGINNING: اولین پیروزی Déa Kulumbegashvili
منبع: OFA

علت این آتش سوزی افراط گرایان راست گرا است که از ورود شاهدان یهوه به جامعه خود عصبانی هستند و مدت زیادی است که دیوید و یانا را مورد آزار و اذیت قرار می دهند. این تلویح است که این اولین اقدام خرابکارانه خشونت آمیز نیست که تالار پادشاهی آنها متحمل شده است. با این وجود وقتی دیوید این حادثه را به پلیس محلی گزارش می دهد ، از او خواسته می شود که شکایت را پس بگیرد – در غیر این صورت ، به او هشدار داده می شود که ممکن است اتفاق بدتری رخ دهد. و هنگامی که یک کارآگاه محلی (کاخا کینتسوراشویلی، سومین نویسنده سه گانه فیلم) در حالی که دیوید برای تجارت دور است ، از یانا بازدید می کند ، آزار و اذیت جنسی که از جانب فردی که قرار است از جامعه محافظت و خدمت کند ، تحمل می شود.

علی رغم اینکه از او خواسته شد تا از شوهرش شکایت را پس بگیرد ، یانا حتی در مورد دیدار به دیوید نمی گوید. آنچه بعد اتفاق می افتد ، یک عمل حمله جنسی است که حتی با وحشتناک تر شدن واقعیت در یک زمان طولانی دردناک ، شلیک از فاصله بسیار دور برای ایجاد فاصله از آنچه اتفاق می افتد ، در حالی که باعث می شود فرد احساس راحتی کند مانند یک فضول است. از آنجا ، یانا بیشتر به یک بحران وجودی تبدیل می شود ، و نقش او در ازدواج ، جامعه و ایمان او را زیر سوال می برد ، در حالی که پسر کوچک و چند فرزند دیگر را برای تعمید آماده می کند ، انگار هیچ مشکلی روی زمین وجود ندارد.

ارزش یک زن

شروع به هیچ وجه یک ساعت آسان نیست. برای زنان ، به ویژه کسانی که برخی از وحشتهایی که یانا در طول فیلم انجام داده است ، تحمل عاطفی ، سوختگی آرام و دردناک حتی دشوارتر خواهد بود. در واقع ، با وجود حوادث آسیب زایی که قبلاً شرح داده ام ، برای بسیاری از مناطق شروع اصلاً خیلی اتفاق نمی افتد در عوض ، ما یانا را دنبال می کنیم و تماشا می کنیم که با وجود احساس عمیق در عمق زندگی ، طبق معمول سعی می کند زندگی را ادامه دهد ، در حالی که احساس ترس در معده ما احساس می شود که با پیشرفت فیلم ، سنگین تر و محکم تر می شود.

NYFF 2020: BEGINNING: اولین پیروزی Déa Kulumbegashvili
منبع: OFA

در یک زمان ، دیوید به او گفت ، “من می خواهم شما را ببخشم.” پاسخ صریح یانا: “شما قادر نخواهید بود.” دیوید دائماً ابراز تمایل می کند که هم در ازدواج و هم در مأموریت دینی خود از نو شروع کند و به وی پیشنهاد می کند که در ستادی در تفلیس شغلی بگیرد تا بتواند از جامعه کلاستروفوبیک و ذهن بسته ای که در حال حاضر هستند فرار کند. با این حال ، بلافاصله با او ، یانا تمایلی به ارتکاب ندارد ، زیرا این اعتقاد را ندارد که بعد از همه چیزهایی که تجربه کرده است ، می توان دوباره شروع کرد. وقتی دیوید با عصبانیت استدلال کرد که او قصد دارد کارش را خرابکاری کند و ادعا کند که بدون او ، او فقط یک بازیگر ناکام خواهد بود ، به راحتی می توان فهمید که چرا یانا هرگونه امیدواری را برای بهتر شدن متوقف کرده است. حتی در خانه خودش ، یک فضای ظاهراً امن ، آزار و شکنجه پدرسالاری به وفور یافت می شود.

همانطور که قبلاً اشاره شد ، فیلم با لطف مدیر عکاسی ، به طرز درخشان فیلمبرداری و تدوین شده است ارسنی خاچاتوران و سردبیر ماتیو تاپونیر، به روشی که فقط اضطراب موجود در فیلم را بیشتر افزایش می دهد. بسیاری از عکسها چند دقیقه طول می کشد ، از جمله یک لحظه وهم آور که یانا روی پارک روی زمین افتاده و در حالی که پسرش سعی در بیدار کردنش دارد ، مرده بازی می کند. دوربین به ندرت حرکت می کند. وقتی این کار انجام می شود ، معمولاً به این دلیل است که در یک ماشین در حال حرکت مستقر است و به مخاطب این احساس را می دهد که گویی ما روی صندلی مسافر سوار هستیم.

NYFF 2020: BEGNNING: اولین پیروزی Déa Kulumbegashvili
منبع: OFA

شروع با نسبت ابعادی تنگ 4: 3 گرفته می شود که فرد را مجبور می کند از همه چیز درون کادر قدردانی کند ، با این وجود دوربین اغلب با فاصله از عمل قرار می گیرد ، گویی که سعی دارد از صمیمیت زیاد با شخصیت ها جلوگیری کند. در همان زمان ، شخصیت ها به طور مكرر از جلو وارد قاب می شوند و از پشت دوربین به جلو عبور می كنند و به مخاطب این احساس را می دهند كه ما نیز در صحنه حضور داریم ، البته به عنوان ناظران ساكتی كه قادر به بازی نیستند. این تناقض عجیبی است ، اما کاملاً متناسب با فیلم است.

در حالی که به نظر می رسد فیلمبردار ستاره شروع، این افتخار متعلق به واقعاً است یا سوخیتاشویلی، عملکرد وی به عنوان یانا بسیار ظریف است اما کمتر از آن دلسوز است. در حالی که او ممکن است تلاش کند آنچه را که پشت سر می گذارد از اطرافیان خود پنهان کند ، ما بهتر می دانیم که این امر باعث دردناک تر شدن تماشای وی در مورد بچه ها در مورد ماهیت جهنم در کلاسهای تعمید خود می شود. یکی از کودکان جیر جیر می کند و می گوید: “جهنم وقتی است که شما در آتش می سوزید” و در واقع ، از ابتدای فیلم تا پایان تکان دهنده آن ، می توان شعله های آتش را در گوشه و کنار جهان یانا دید

نتیجه

شروع یکی از اولین ویژگی های قدرتمند در حافظه اخیر است و کاملاً سزاوار تمام افتخارآمیزهایی است که راه خود را به عنوان دور جشنواره های بین المللی برگزار کرده است.

شما چی فکر میکنید؟ آیا با سینمای گرجستان آشنا هستید؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

آغاز نمایش به عنوان بخشی از تخته سنگ اصلی در جشنواره فیلم 2020 نیویورک است.

https://www.youtube.com/watch؟v=Y2sKWsXuvO0


شروع را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ غیر قاتل کارگردانی کرده است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن یا نوشتن درباره فیلم ها ، معمولاً می توان او را در توییتر با وسواس در مورد فوتبال دید.

SHITHOUSE: یک تجربه Cathartic در Ugly Beautiful

“همیشه قبل از طلوع آفتاب تاریک است.” سخنان هاروی دنت حرف هایی است که فراتر از صفحات رمان های گرافیکی و ابرقهرمانان است ، واقعیت را در بدترین حالت خود محصور می کند ، همه در حالی که به چشم انداز آینده متمرکز است. برای بسیاری ، ما باید خود را از مناطق آسایش خارج کنیم ، و خود را در منطقه ای ناآشنا قرار دهیم ، خط شکست و موفقیت را از بین ببریم. برای اکثر ما ، با بسیاری از این لحظات زندگی روبرو خواهیم شد ، جایی که دیگر نمی توانیم برای تصمیم گیری خود به دیگران اعتماد کنیم ، جایی که دیگر نمی توانیم در آغوش راحتی و پیش بینی باشیم. برای بسیاری ، اولین باری که ما این لحظه را تجربه می کنیم این است که ما از خانه خارج می شویم و بزرگسالی – دانشگاه را می پذیریم.

کالج یک تجربه آزادکننده است ، در جهشی که باید ترسناک باشد اما در تجربه هایی که نوید می دهد نشاط آور است. اگرچه برای برخی ، فشار خارج از منطقه راحتی می تواند یک سیاهچاله فراگیر باشد. شیثوس، از نویسنده و کارگردان کوپر رایف، آخرین درام دانشگاهی است که این موضوع را به منصه ظهور می رساند ، و به کسانی که ممکن است خود را در اینجا به تصویر بکشند مهلتی برای تنهایی ارائه داده است که آزادی تازه وارد آنها ارائه داده است. جایی که برخی از آنها شکوفا می شوند ، دیگران در این مسیر برجستگی هایی پیدا می کنند.

شکستن برزخ

شیثوس با الکس باز می شود (ریف) ، مرد جوانی سال اول تحصیل خود را شروع می کند. هنگامی که الکس برای اولین بار در دانشگاه می گذرد یا چالش های موجود در کلاس ، بینندگان با او آشنا نمی شوند. بلکه در یکی از ناخوشایندترین لحظات او با همه ما روبرو می شویم – نشستن با هم اتاقی دانشگاهش (لوگان میلر) او به وضوح از خودش یا محیط اطرافش مطمئن نیست ، کمی چنگال کودکی را که به او چسبیده است. همانطور که به نظر می رسد او در حال صحبت با سگ است ، یک رفتار ناخوشایند فوری دارد ، رفتارهای کودکانه مطابق با برداشت های اول با این حال ، این فقط حیوان پر شده نیست که ناجور بودن را پر می کند ، بلکه عدم توانایی در برقراری ارتباط و تسهیل رابطه با هم اتاقی اش است. همانطور که او سعی می کند او را مخاطب قرار دهد ، حضور در آنجا وجود ندارد زیرا هم اتاقی برای تعامل کم می کند و در هنگام مکالمه هدفون های خود را روشن نگه می دارد. الکس هم اتاقی ایده آل او نیست و پیام با صدای بلند و واضح خوانده می شود. ناخوشایند نیز در اینجا متوقف نمی شود.

SHITHOUSE: یک تجربه Cathartic در Ugly Beautiful
منبع: IFC Films

خوشبختانه برای الکس ، او مگی را ملاقات می کند (دیلن گلولا) ، و به همان سبک دانش آموز بی دست و پا به روش خود و RA برای کف ، که دعوت او برای یک شب ایستادن دنیای الکس را دور می زند. بین این دو شخصیت ، یک رابطه عمیق و آسیب پذیر ایجاد می شود ، خاطرات کودکی ، جاه طلبی ها ، ترس ها و خداحافظی لاک پشت بر سر شراب و سافت بال باعث ایجاد رابطه ای می شود که نه فهمیده بودند که آنها چه نیازی دارند و چه می توانند داشته باشند. با این حال ، به نظر سرعتی که به نظر می رسد ، گاهی اوقات چیزهایی که بیشتر از همه به آنها نیاز داریم زشت می شوند و کثیف می شوند – کاری که شما بعد از آن انجام می دهید واقعاً ما را می شمارد و شکل می دهد.

آه چه شبی

شیثوس (که به معنای واقعی کلمه به عنوان یک مکان بسیار ناخوشایند تعریف می شود) کثیف می شود ، نه به معنای واقعی حزب مهمانی دانشگاه ، حتی اگر خانه مهمانی فیلم این فیلم “Shithouse” نامیده می شود ، بلکه در اتصال انسان است. این در مورد بزرگ شدن ، انشعاب یافتن و مواجهه با آنچه ما را می ترساند ، مسیرهای ما را به تلاطم و درگیری می کشاند. بسیاری از آن اجتناب می کنند ، اکثر آنها حتی نمی دانند که به آن نیاز دارند. از نظر مگی و الکس ، هر دو در مکان های ناخوشایندی قرار دارند ، هر کدام قادر به حرکت نیستند ، اما می دانند که نمی توانند برگردند. آنها نمی توانند به خانواده ها یا خانه هایشان برگردند. آنها نمی توانند برگردند تا موقعیت هایی را که منجر به این مرحله شده است ، خنثی کنند. تنها کاری که آنها می توانند انجام دهند این است که غم و اندوه خود را با هم ادغام کنند ، و برای یافتن آنچه زیبا است از کنار آنچه وحشتناک است عبور کنند.

در این فیلم یک توانایی نسبی وجود دارد که از توصیف آن در محیط دانشگاه فراتر می رود و خود را برای یک شربت از شرایط در طول زندگی قابل استفاده می داند. کالج که بسیار قابل گفتگو است ، یک نکته اصلی برای تمرکز برای دسترسی به مخاطبان در هر سنی بود. از ریزترین جزئیات تا فرضیه اصلی فیلم ، کمی چیز در همه وجود دارد.

مانند شخصیت های آن ، شیثوس فیلمی نیست که در آن بلافاصله راحت باشید ، خواه خاطره ای از خودتان و دیگران در آنچه به تصویر کشیده می شود یا از احساساتی که برای الکس احساس می کنید. شیثوس فیلمی است که به سرعت روی شما رشد می کند ، بی حرکتی الکس که از طریق سلولوئید به ستون فقرات شما نفوذ می کند. همانطور که می بینید الکس و مگی شروع به باز شدن یکدیگر می کنند ، شما نیز در حال اسکان خواهید بود.

SHITHOUSE: یک تجربه Cathartic در Ugly Beautiful
منبع: IFC Films

شیثوس همچنین یک الگوی معکوس برای الکس ارائه می دهد که قابل تحسین است. الکس شامل نقشی است که به طور معمول برای زنان اختصاص دارد ، بردن حیوانات شکم پر به دانشگاه و صحبت با آنها و ارسال چندین پیام کوتاه (منظور من مقادیر ناپسند است) – شرمساری اضافی برای او ایجاد می کنید خصوصاً اگر قبلاً در چنین شرایطی قرار گرفته اید . او مرد معمولی شما در کالج نیست که به دنبال مهمانی و خوش شانس بودن است. بلکه کمی زنانه و آسیب پذیر است. او با اطمینان از اینکه تجربه آنها با او مطابقت دارد ، از زنان می پرسد که چه چیزی را دوست دارند. او از گریه نمی ترسد و از دوست داشتن هم نمی ترسد. اما در جهانی که دیدگاه خاص خود را درباره چگونگی او دارد ، نقاط قوت او به مبارزات او تبدیل می شود.

ریف نه تنها کارگردان و نویسنده فیلم بلکه ستاره آن نیز به یک تهدید سه گانه تبدیل می شود. او یک آسیب پذیری عمیق و ناشیانه ای را برای الکس به ارمغان می آورد که فریاد می کشد تا مورد توجه قرار گیرد. یک رزرواسیون نیز وجود دارد که عملکرد او را همراهی می کند ، باورپذیری شخصیت او و همچنین محیطی را که در آن غرق شده است هدایت می کند. دیلن گلولا به همان اندازه موثر است که باعث ایجاد بی نظمی و آسیب پذیری می شود که توسط لبه های خشن زندگی پوشانده شده است. شیمی بین این است که چشم در طوفان باشد ، مغناطیسی و نقطه کانونی است که شما را با “اراده می کند ، نمی کند” جذب می کند.

نتیجه گیری: Shithouse

یک تجربه Cathartic وجود دارد شیثوس به مخاطبان خود وام می دهد ، یک مطالعه شخصیت نه در شخصیت ها بلکه در مورد شخصیت احساسات است. تنهایی ، ترس و تردید هر یک موجودیت خاص خودشان هستند که همه باید با آنها روبرو شویم و گذشته را رد کنیم. آنها همیشه حضور دارند ، اما اگر اجازه دهیم آنها فقط سلطه بر زندگی ما دارند. و هنگامی که آنها را تسخیر می کنند ، برای همیشه نیست. بعضی اوقات برای دیدن فرصت هایی که آینده در اختیار داریم به نوردهی نیاز داریم.


Shithouse را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

دور از هایپ: گربه ها

گاهی اوقات ، یک فیلم منتشر می شود و هیاهوی / جنجال پیرامون آن خیلی زیاد است که فیلم از زیر آن خارج شود. گاهی اوقات این بدان معناست که ما در سینما با انتظارات و تصوراتی از پیش تصور می کنیم که نمی توانیم فرار کنیم.

Away from the Hype یک سریال در حال انجام است که برخی از این فیلم ها را سالها دور از اکران اولیه خود بررسی می کند تا ببیند آیا بدون وجود همه شیشه های هیاهو ، انتظار و جنجال ، فیلم ها در واقع خوب هستند یا خیر.

گربه را در کیسه نگه دارید

وقتی اولین تریلر برای گربه ها افتاد ، آن مانا از آسمان بود که به صورت آنلاین بصورت آنلاین انجام می شود ، آن گروه بدبین و خلاق ترین افرادی که می توانند یک میم را در چند ثانیه شلاق بزنند و هر چیزی را به یک کمدی سورئال تبدیل کنند. با این حال ، ساخت آن به نوعی غیرممکن بود گربه ها سورئال تر از آنچه که در گذشته بود.

اینکه کسی فکر کرده بود این ایده خوبی است: اقتباسی از نمایش موزیکال ، گیج کننده بود گربه ها با بازیگرانی که در نقش گربه ها محدود شده اند و استعدادهای متنوعی از جمله آنها بازی می کنند Dame Judi Dench، Jason Derulo، Rebel Wilson، Jennifer Hudson، Taylor Swift، و ادریس البا. مثل اینکه کسی برای بردن شرط بندی آن را به زمین زده و همه چیز از کنترل خارج شده است.

دیدن آن تریلر باعث تعجب من شد که چگونه فیلم از پیش تولید گذشته است. مطمئناً وقتی آنها اولین آزمایش های CGI را انجام دادند و فهمیدند که چقدر این گربه های برهنه و بدون دستگاه تناسلی با چهره افراد مشهور که به نوعی روی سرشان معلق هستند چقدر امری ناپسند است ، کسی باید می گفت که آنها باید شاخه را بکشند . یا آن را کاملاً متحرک سازید و آنها را گربه های واقعی کنید تا مکروهات خدا.

دور از هایپ: گربه ها
منبع: تصاویر جهانی

وقتی فیلم اکران شد ، از آن صرف نظر کردم. بخش عمده ای از این امر به این دلیل بود که این فیلم در همان روز به طور غیر قابل توضیح اکران شد جنگ ستارگان: ظهور اسکای واکر، و همچنین به این دلیل که در اعماق وجودم می دانستم که برای قدردانی واقعی از آن ، لازم است که آن را دور از هیاهو ببینم.

گربه ها (2019)

لعنتی

انتظار نداشتم اینقدر از این متنفر باشم. من فکر کردم ، از تریلرها و واکنش های انتقادی دیگر ، این فیلم های خوب آن بسیار بد است اتاق یا ترول 2. آنچه انتظار نداشتم این حمله بی امان به حواس من بود.

در شانزده دقیقه از این زمان ، یادداشت های من می خوانند: این فیلم به من حمله می کند. این هیچگونه تعویض ، رحمت و داستانی برای من ایجاد نمی کند.

دو هفته است که آن را تماشا نکرده ام و سرانجام آنقدر آرام شده ام که با نوعی عقلانیت بنویسم. این دو هفته با دو چیز نقطه گذاری شد: آواز “حافظه” و پرسیدن جهنم چیست.

مسئله ژلیكل واقعاً در راس احساسات بد من نسبت به این فیلم است. دو آهنگ نفس کشیده تعریف می کنند که گربه ژلیکول چیست ، یکی در آغاز و دیگری در وسط. هر دو فقط لیست های بی انتهایی هستند که هیچ چیز را روشن نمی کنند. کلمه Jellicle در سرتاسر دنیا ارائه شده است ، گویی چیزی است که باید فوراً آن را درک کنیم ، اما اگر جهان سازی در داستان شما به اندازه کافی قوی باشد که بتواند مردم را از طریق سرنخ های زمینه ای یا توضیح مختصر درک کند ، بسیار خوب است. اما با گربه ها، آنها آهنگی را برای شما تعریف می كنند كه معنی ژلیكل را مشخص می كند و این به نظر می رسد كه ژلیكل واژه ای باشد كه گربه ها از آن برای گربه ها استفاده می كنند ، فقط برای اینكه آهنگ شروع به صحبت در مورد گربه های ژلیكل كند ، گویی كه ژلیكل به نوعی گربه اشاره دارد. با این حال ، شعر کاری جز توصیف گربه ها از نظر تاریخچه ، فرهنگ عامه و چیزهای عمومی گربه ندارد.

آیا می توانید با جارو به مکان های بسیار دور سوار شوید؟
با شمع ، با کتاب و با زنگ آشنا هستید؟
دوست ویتینگتون بودی؟ دستیار Pied Piper؟
آیا شما دانش آموخته بهشت ​​یا جهنم بوده اید؟

منظورت مثل خرخر است؟
آیا شما مانند سیاهگوش لاغر هستید؟
آیا اشتیاق دارید که وقتی بوی موش می گیرید دیده شوید؟
کجا هستید که فرعونها به ابوالهول سفارش می دهند؟
اگر بودی و هستی ، تو گربه ژله ای هستی

هیچ چیزی در این مورد باعث نمی شود که فکر کنم گربه ژله ای فقط یک گربه نیست. فقط یک گربه معمولی.

دور از هایپ: گربه ها
منبع: تصاویر جهانی

سپس فکر کردم ، شاید ژلیکل نام قبیله آنها باشد. فیلم با قهرمان چشم چشم ما که ویکتوریا به خیابان پرتاب می شود و توسط این گربه های ژله ای گرفته می شود ، آغاز می شود. آنها به این روش عجیب و فراموش نشدنی فراموش نشدنی که هر آهنگی در این فیلم ارائه می شود ، به جز “حافظه” ، که یک ضربه محکم است ، برای او آواز می خوانند.

این گربه ها که او را به داخل می کشند ، گربه های ژله ای هستند. دلیل آن این است که Jellicle ممکن است به معنای گربه های خیابانی باشد مانند وضعیت جت و کوسه ها ، و ما قصد داریم با سایر گروه های گربه ای که قصد حمله به ما را دارند با توصیف آنچه آنها را به یک نوع دیگر از گربه ها حمله می کند ، ملاقات کنیم.

من اشتباه میکردم. من فکر می کنم.

ببینید ، مسئله وقتی پیش می آید که طرح فیلم خودش را نشان می دهد. و من از کلمه plot به قدری سبک استفاده می کنم که اگر همین حالا روی مانیتور خود بیایید ، کلمه از بین می رود.

طرح این است که در طی یک توپ سالانه ، یکی از گربه های قدیمی یک گربه را انتخاب می کند تا به لایه Heaviside صعود کرده و دوباره متولد شود. برای اثبات ارزش خود برای این جایزه باید حدس بزنید که یک آهنگ بخوانید. مثل اینه که آمریکا بدست آورد استعداد اگر داوران برهما و آنوبیس بودند.

حالا ، اینجا جایی است که سرم شروع به درد می کند. این توپ Jellicle Ball نامیده می شود ، که در طول Jellicle Moon اتفاق می افتد و انتخاب گربه خوش شانس برای مرگ و رفتن به بهشت ​​به عنوان Jellicle Choice شناخته می شود. تا اینجای کار ، ژلیکول

با این حال ، نیمه اول فیلم معرفی ویکتوریا به رقبای Jellicle Ball است که همه آنها گربه Jellicle نیستند. آنها گربه خیابان خیابان جیمز ، گربه گومبی ، گربه پر زرق و برق ، گربه قطار ، گربه تئاتر و گربه مرموز هستند.

و این دوباره من را به مسئله اصلی بازمی گرداند. کلمه Jellicle در این فیلم 128 بار گفته و خوانده شده است و در هیچ مقطعی صد در صد معنی آن مشخص نیست.

اگر می خواهید گربه ها را Jellicle Cats بنامید ، Ball ، Moon و Choice را چیز دیگری صدا کنید. به نظر می رسد که آنها در ادامه فیلم از بین بردن نام های عجیب و غریب از الاغ خود مشکلی ندارند. فیلمی با شخصیت هایی چون بوستوفر جونز ، آقای میستوفلیز ، مونکوستراپ و جنیانیدوتس ثابت کرده است که واژگان لازم را برای جلوگیری از نامیدن همه چیز به اسم Jellicle دارد.

دور از هایپ: گربه ها
منبع: تصاویر جهانی

این از یک مشکل عظیم در این فیلم صحبت می کند ، که بسیار ناامید کننده است. با نادیده گرفتن بمباران کلمه Jellicle ، این فیلم موزیکالی متشکل از آهنگ های کاملا فراموش نشدنی است. صدای همه آنها یکسان است زیرا اکثریت آنها همان کار را انجام می دهند: معرفی یک شخصیت.

طبق صفحه ویکی پدیا ، 20 آهنگ در این فیلم وجود دارد. ده نفر از آنها در حال معرفی شخصیت ها یا توصیف آنها هستند. آنها الگوهای خاصی را دنبال می کنند به این دلیل که شخصیتی دارند به نام خودشان نامگذاری می شوند و سپس آنها را توصیف می کنند که چه کسانی هستند و چه کاری انجام می دهند. و این تمام است. این مانند رفتن به یک کارکرد شرکتی است ، و رئیس شما را مجبور می کند یک یخ شکن را در جایی که ایستاده اید ، خود را معرفی کنید و یک واقعیت جالب راجع به زندگی خود به اشتراک بگذارید. فقط این در آهنگ است و این آهنگ توسط مردم گربه CGI’d عجیب و غریب در میان خوانده می شود ، در یک مورد ، دسته ای از بدترین سوسک های CGI که ​​تاکنون در فیلم قرار گرفته اند.

به غیر از “حافظه” ، هیچ یک از آهنگ های دیگر در هنگام تماشا هیچ اثری از شما باقی نمی گذارد. آنها خیلی کسل کننده و بی امان هستند. آنها در بعضی موارد به شما حمله می کنند یا در موارد دیگر فقط خسته کننده هستند.

و کل چیز بی معنی احساس می شود. من به هیچ یک از شخصیت ها اهمیتی نمی دادم ، و بلافاصله مشخص شد که چه کسی از زمان ظاهر شدن یک شخصیت خاص بر روی صفحه ، Jellicle Choice را دریافت می کند. هیچ خطری وجود ندارد ، هیچ تنش و تعلیقی وجود ندارد. شوخ طبعی بیشتر توسط دو شخصیت ارائه می شود که هر کدام دارای یک ویژگی شخصیت شوخی هستند ، جیمز کوردن شخصیت چاق است ، یاغی ویلسون ناشیانه است

شخصیت اصلی ، ویکتوریا ، توسط یک رقصنده به عنوان ابتکار چشمی بشقاب بازی می کند فرانچسکا هایوارد به او کاری داده نشده است به جز اینکه از همه چیز متحیر باشد و در طی دو سکانس که شخصیت ها آواز و رقص را متوقف می کنند ، برقصد. این نوعی آهنگ از آهنگ ها است ، اما به شکلی است که شکستن دست باعث می شود ذهن شما از پای شکسته شما خارج شود. بر روی صحنه ، این سکانس های باله فرض بر این است که فوق العاده هستند اما توسط هیولاهای CGI اجرا می شوند و مانند گریه آنها را ویرایش می کنند و در وسط اکشن می نشینند مانند این که فیلم دچار مشکل شده و باید دوباره تنظیم شود.

دور از هایپ: گربه ها
منبع: تصاویر جهانی

از نظر مثبت بازیگران جذاب هستند. بازیگران با جذابیت و استعداد طبیعی حتی در پشت تمام افتضاح های CGI به خصوص درخشش پیدا می کنند تیلور سویفت ، جنیفر هادسون ، ادریس البا ، جیسون درولو ، و جودی دنچ. برخی لهجه های وحشتناک کوکنی را درولو و سریع خوب است که به پس زمینه های ویدیوی موسیقی آنها ضربه بزنید تا صحنه های آنها به نوعی کار کند ، آهنگ های فراموش نشدنی را کنار بگذارید. اینها نوازندگانی هستند که می توانند همزمان حرکت کنند و آواز بخوانند ، بنابراین باعث می شوند که این کار عملی شود. آنها باعث تعجب من می شوند که اگر آنها به جای افراد با استعدادی که احتمالاً فکر می کردند ، بازیگران را با مجریان مشابه پر می کردند ، این وضعیت چگونه خواهد بود تام هوپر حداقل برای نامزدی اسکار بر اساس کارنامه قبلی او خوب بود.

“حافظه” هنوز یک هشدار است و جنیفر هادسون وقتی این کار را انجام می دهد همه چیز را به او می دهد حتی اگر در زمان رسیدن به لحظه بزرگ خود ظروف نقره را روی تایتانیک جلا دهد.

من 11 صفحه یادداشت برای این فیلم نوشتم ، و به سختی سطح آنها را برای این قطعه ترک کردم ، بنابراین من قصد دارم برخی از مشاهدات را که احساس می کنم لازم است بیان کنم.

ناهماهنگی عجیبی در نحوه حرکت شخصیت ها در این فیلم وجود دارد. برخی به صورت عادی حرکت می کنند ، دیگران مانند رقصنده و برخی دیگر مانند گربه حرکت می کنند. بنابراین شما باید جیمز کوردن فقط در حال قدم زدن در اطراف ، رقصندگان با تمام بدن خود حرکت می کنند ، و سپس برخی از لوازم اضافی در اطراف زمین می خزند.

لباسی که گربه ها می پوشند عجیب است زیرا بعضی از آنها به طرز باورنکردنی ناراحت کننده ای برهنه هستند ، برخی کفش های ورزشی به اندازه گربه می پوشند ، برخی لباس هایی با قطعات بزرگ دارند مانند دکمه های غول پیکر روی کت که در غیر این صورت متناسب با گربه است شورشی ویلسون در یک نقطه پوست خود را باز می کند تا لباس زیر را نشان دهد. در واقع ، در دو مرحله همان کاری که ابتدا در طول یک آهنگ و رقص انجام می شود ، و سپس دوباره در صحنه دیگری اتفاق می افتد تا او بتواند از شرور فرار کند. ظاهراً ، این فقط کاری است که این نوع گربه ها می توانند انجام دهند و نه فقط یک ویژگی که در صحنه های خارق العاده موسیقی وجود دارد.

دور از هایپ: گربه ها
منبع: تصاویر جهانی

و این همان حدی است که می توانم در مورد آن بنویسم گربه ها.

افکار نهایی – گربه ها

نیچه گفت که وقتی به ورطه خیره می شوی ، توجه داشته باش که گاهی ورطه به عقب خیره می شود. این فیلم پرتگاه است و وقتی گربه ها مستقیماً در دوربین آواز می خوانند ، قطعاً احساس می شود که پرتگاه به عقب خیره شده است.

مخصوصاً با پایان دادن. بعد از اینکه شرور شکست خورد و برنده Jellicle Choice در لوستر پرتاب برای مرگ فرستاده شد ، جودی دنچ همانطور که Old Deuteronomy به دوربین تبدیل می شود و آهنگ بسیار طولانی را در مورد چگونگی خطاب شما به مخاطب ، به مخاطب می پردازد.

این آهنگ با مکث های طولانی بین بیت ها ادامه دارد و ادامه می یابد ، و وقتی احساس می شود مثل آهسته شدن آستین پاورز به پایان رسیده است ، دوباره شروع می شود.

این کاملاً حاوی افتضاح این فیلم است ، فیلمی که سزاوار هر نوع انتقادی است و به دور از هیاهوی تبلیغاتی ، هنوز وحشتناک است تا حدی که احساس می کند به خاطر تماشای آن مجازات می شوید. آهنگ آخر در این فیلم شخصیتی است که اساساً به شما می گوید که در آهنگی که با گربه ها درست صحبت نکرده اید ، هیچ ارتباطی با چیز دیگری که ما تازه دیده ایم ندارد و چیزی به ما نمی دهد.

به دور از هیاهوی زیاد ، این فیلم یک تجربه گروتسک است که باید دید باید باور کرد ، اما درعین حال ، من با وجدان خوب نمی توانم به کسی توصیه کنم که آن را همیشه تماشا کند.

اغلب اوقات نیست که من یک فیلم را با بلند گفتن “Fuck off!” به پایان می رسانم اما با این فیلم ، با خط نهایی خود توانست مرا از لبه بالا ببرد.

فیلم پس از دو ساعت تعجب درباره اینکه گربه ژله ای چیست ، با این خط گفتگو به پایان می رسد: “من واقعاً معتقدم شما گربه ژله ای هستید … گربه دللیک”.

با عصبانیت خودم آماده بودم که گوگل dellicle چیست و بعد فهمیدم که مانند اکثر موارد این فیلم وحشتناک پاسخی نمی گیرم و حتی اگر هم جواب می دهم کمکی نمی کند .

آیا گربه ها را دیده اید؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!


گربه ها را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!