REBECCA: بن ویتلی با نتایج متفاوت به ماندرلی می رود

کاملاً ممکن است زندگی را هرگز نشنیده باشید ربکا. گفته شد ، این داستانی است که بیشتر از بیشتر آشنا است. و با آن فشار زیادی وارد می شود. اگر شما یکی از خوش شانس های آینده هستید بن ویتلیفیلم جدید ، اولین فیلم او برای نتفلیکس ، بدون کوچکترین تصوری از اینکه یک ماندرلی ، یک زمستان یا یک ربکا چیست ، پس شما برای یک معالجه لذت می برید. در اینجا یک رمز و راز دوره ای بسیار زیبا و زیبا طراحی شده وجود دارد که این لوکس را دارد که با یک داستان عالی شروع کنید.

که گفت ، دانش قبلی از دافنه دو موریررمان ، یا شاید اسکار بار آلفرد هیچکاک اقتباس از هشت دهه پیش ، ممکن است ایجاد شود ويتليرا ربکا دوست داشتن سخت تر ويتليکه به عنوان یک فیلمساز هیجان انگیز و معمولاً کم هزینه شناخته می شود ، داستانی به یادماندنی را رقم زده است ، پر از شخصیت های غنی و پیچ و تاب های داستانی ، اما تا حد متوسط. خود ربکا به اعتقاد برخی شما هیچ قصابی نیست ، هیچ فاجعه ای نیست ، اما این یک فرصت از دست رفته است. فرصتی برای انجام کاری تازه و واقعاً هیجان انگیز با این ماده تاریک بسیار زیبا فراهم شد.

یک داستان کلاسیک

برای کسانی که نمی دانند ، دو موریرداستان ، که بر مواردی از این دست تأثیر گذاشته است نخ فانتوم در طول سال ها ، مربوط به یکی از ماکسیم وینتر است. دو وینتر ، یک بیوه سرسخت ، وقتی با او ملاقات می کنیم در مونت کارلو در تعطیلات به سر می برد ، جایی که او به زودی با یک خدمتکار خانم یتیم آشنا می شود که هرگز نام او را نمی یابیم. طولی نکشید که این دو عاشق یکدیگر هستند و د وینستر با عجله خواستگاری می کند و قهرمان اصلی ناشناس ما را “خانم جدید وینتر” می کند.

REBECCA: بن ویتلی با نتایج متفاوت به ماندرلی می رود
منبع: نت فلیکس

این “جدید” است که در آن مانیکر بسیار مهم است ، زیرا ربکا عنوان اول همسر دو وینتر است ، که قبل از شروع داستان درگذشت. قد و قامت او در هنگام زنده بودن ، شهرت او برای زیبایی ، هوش و ذکاوت ، آنقدر زیاد بود که به نظر می رسید قادر به تعیین وقایع از آن سوی قبر است. این ربکا است که در طول داستان بر روحیه و انگیزه های همه تأثیر می گذارد ، و او را حتی بدون نیاز به ظاهر شدن چهره اصلی می کند.

ربکا تأثیر ویژه ای در خانم جدید وینتر جدید ایجاد می کند. پس از آن عاشقانه تعطیلات به خصوص پربار ، او با ماکسیم به خانه معروف و مشهور وی ، ماندرلی بازگشت. اینجاست که دردسر برای همسر دوم de Winter آغاز می شود. هر وقت نام ربکا برده می شود ، ماکسیم مکالمه را تعطیل می کند و یا اتاق را ترک می کند ، و هیچ کس نمی تواند از اینکه خونسرد ربکا خونین است ، دست بردارد. نیازی به گفتن نیست که این باعث نمی شود عروس جدید احساس خانه بودن کند.

سرپرست ساختن خانم دو وینتر جدید که بی نهایت نسبت به ربکا احساس حقارت می کند ، خانم دانورس ، سرپرست خانه خانم ماندرلی است. به نظر می رسد Danvers ، نزدیک ترین فرد معتبر ربکا ، با ساختن زندگی برای بانوی جدید خانه ، غم و اندوه خود را برطرف کرده و دائماً به او یادآوری می کند که ماکسیم چقدر ربکا عزیز خود را دوست دارد. در طول این ، یک چیز بی پاسخ مانده است. ربکا دقیقاً چگونه درگذشت؟ به ما گفته اند که او غرق شده است اما از قاب اول مشخص است که موارد دیگری نیز وجود دارد.

REBECCA: بن ویتلی با نتایج متفاوت به ماندرلی می رود
منبع: نت فلیکس

این مجموعه اصلی است ربکا در تمام تجسم های آن ، با داستانی که رمز و راز سرنوشت ربکا باز می شود ، و خانم د وینتر جدید به طور پیوسته احساس می کند که شبح قبلی قبلی اش بیشتر تحت تعقیب قرار می گیرد. در بیشتر موارد ، ويتلينسخه به راحتی این پایه های اساسی را پوشش می دهد. دهانه مونت کارلو کاملاً آفتاب گیر و پر زرق و برق است سارا گرینوود و روز جولیان به ترتیب تولید عالی و طراحی لباس با این حال ، خود ماندرلی احساس می کند یک شخصیتی غیر قابل توجه است. بزرگ ، خوش تیپ و تحمیل کننده ، بله ، اما شخصیت بیاد ماندنی ندارد.

همان را می توان گفت Armie Hammer به عنوان Maxim de Winter. یک بازیگر قدرتمند که اینجا عملکرد بدی ندارد ، چکش به عنوان یک پیرمرد سنتی احساس نادرستی می کند. در کتاب و در هیچکاکنسخه (که داشت لورنس اولیویه در این نقش) ، ماکسیم حدود 20 سال بزرگتر از همسر دوم خود است ، و به او بی گناهی ساده لوحی می بخشد و او یک فرمانده و خسته است. چکش، تصویر مدل مرد پیشرو و تمیز ، فاقد کیفیتی کاملاً زخمی است که بتواند شخصیت وی را در اینجا بهتر کند.

فقط سه سال فاصله دارد چکش و لیلی جیمز، که نقش اصلی خانم دو وینتر جدید را بر عهده می گیرد. به نوبه خود ، جیمز قابل اعتماد است به سختی می توانید مخاطب مورد علاقه خود را جایگزین کنید که به جای او جایگزین مخاطب می شود و به ما اجازه می دهد (بیشتر) درمورد وضعیت او سرمایه گذاری کنیم زیرا او هرچه بیشتر حقایق مربوط به همسرش و همسر مرحومش را کشف می کند.

بازیگران پشتیبانی کجا هستند ویتلینسخه خود را دارد. کریستین اسکات توماس خانم Danvers را بسیار شگفت انگیز می کند ، همانقدر که در اظهارات آرام و پژمرده صحبت می کند ، در نشان دادن احساسات پنهان نیز مهارت دارد. جک فاول ، پسر عموی ربکا ، توسط او بازی می شود ويتلي منظم سام رایلی. فاول بهتر است به عنوان یک cad توصیف شود ، و سام رایلی شما یک مرد برو برای یک بچه است. عملکرد کاریزماتیک و تهدیدآمیز او انرژی زیادی را به فیلم وارد می کند و این می تواند حتی با تعداد بیشتری از او نیز همراه باشد. بیل پترسون همچنین تبدیل می شود ، که همیشه یک چیز خوب است.

REBECCA: بن ویتلی با نتایج متفاوت به ماندرلی می رود
منبع: نت فلیکس

در مورد مکانیک های ابتدایی طرح ، که چیزهای زیادی برای نشان دادن در سومین اقدام فیلم باقی مانده است ، این اقتباس تنها تا حدی موفق می شود. یک لحظه در وجود دارد ربکا که هر کسی که داستان را می داند به راحتی به یاد می آورد. “بزرگ نشان می دهد” همانطور که بود. آنچه در آن وارد می شویم ويتلينسخه بیشتر یک مکش متوسط ​​است ، با مهارت فنی و تحویل چشمگیر از هیچکاک فیلم در اینجا گم شده است. این فقط دلپذیر نیست بلکه کم توضیح داده می شود و منجر به مشکلاتی در بقیه فیلم می شود

یک پیچ و تاب جدید

با نسخه مدرن و کاملاً اصیل خود از نسخه اصلی ربکا طرح فقط تا حدی موفق است ، ما چیزی مشابه را در ويتليتلاش می کند چرخش تازه ای در روایت ایجاد کند. این اقتباس کاملاً از نظر تعداد نیست ، که به خودی خود مثبت است ، اما در روایت و لحن ناهماهنگی وجود دارد که باعث می شود فیلم در نتیجه صاف شود. این مسئله به ویژه در بررسی محل همدردی های فیلم کاملاً واضح است.

خانم Danvers اغلب به عنوان چهره ای شرور دیده می شود ، چیزی که فقط در اینجا با لباسهای جنازه و چهره تیره او تقویت می شود. با این وجود ، هرچه فیلم با پیچ و خم پیش می رود ، به طور غیرمنتظره ای در داستان او تأثیرگذار است. با تلاش فیلم برای تبدیل شدن او به یک شخصیت جذاب و سه بعدی ، ما درک احساس او را شروع می کنیم. نتیجه گیری از داستان او مسلما بهترین چیز در فیلم است ، که با کمک یک بازی عالی از کریستین اسکات توماس.

خود ربکا نیز به همین ترتیب اگر کمتر آشکارا تغییر کند ، برای فیلم تغییر کرده است. فیلمنامه ، نوشته شده توسط جین گلدمن، جو شرپنل ، و آنا واترهاوس فلفل در برخی از کنایات ظریف خوب به کسب و کار زن بودن در این زمان. این مورد در مورد شخصیت عنوان بسیار جذاب است. بدون این که خیلی زیاد بخواهید ، دلسوزی های فیلم نسبت به خود ربکا در این نسخه کمی متفاوت است و جایگاه او در یک پدرسالار برای این ایده مهم است. این برداشت های جدید از شخصیت های فرسوده فراتر از استقبال است ، اما فیلم این ایده ها را به اندازه کافی به روایت کلی ترجمه نمی کند.

REBECCA: بن ویتلی با نتایج متفاوت به ماندرلی می رود
منبع: نت فلیکس

پیشینه روابط ماکسیم و ربکا ضعیف توضیح داده شده است ، از دست دادن اطلاعات کلیدی و پیچیدگی های لازم. بنابراین ، در نهایت فیلم سعی در تهیه کیک خود و خوردن آن دارد. از ما خواسته می شود که با همه طرفها همدردی کنیم و در نهایت با کسی همدردی کافی نکنیم ، و برخی از صحنه های پایانی تأثیر احساسی مورد نظر آنها را غارت کنیم. ایده افزودن پیچیدگی به خانم دانورس و ربکا ایده خوبی است ، اما منجر به محرومیت ماکسیم و همسرش می شود.

ویتلیرویکرد زیبایی شناختی فیلم نیز به همان اندازه تحسین برانگیز اما ناقص برای افزودن چیز جدیدی به مواد است. مدیر و DP لوری رز سکانس های رویایی را پرتاب کنید ، شکوفایی بصری ، و لحنی کمی بلندتر و کابوس گونه در مکان ها ، اما همه اینها نسبتاً متناقض است. قبل از فیلمبرداری ، تصور می کردیم الف بن ویتلی ربکا به ترس افتاده یا شوخ طبعی سیاه و سرگرم کننده پوچ را به روایت بکشاند. اکثر فیلم به صورت مستقیم بازی می شود ، مانند یک عاشقانه دوره ای با کمی رمز و راز.

بنابراین ، چرخش های گاه به گاه چپ به جای براندازی ، احساس می کنند که از جای خود خارج شده اند. این مانند تماشای یک کارگردان متمایز است که در یک فیلم معمولی گیر افتاده است ، با تمرکز بازی می کند و برخی توهمات تماشایی غیرمعمول به شما یادآوری می کند که این یک اقتباس از نظر تعداد نیست. با توجه بیشتر به داستان سرایی ، ممکن است تعداد جداگانه روش بهتری باشد ، همانطور که متعهد به هیجانات آزمایشی کامل یا شوخ طبعی است. ما چیزی در وسط مانده ایم.

Hitchcock’s Shadow

گفتن این یک چیز غیر اصلی است که کاملاً بی حس است ، اما به نظر می رسد مانند خانم دو وینتر جدید قادر به فرار از شبح ربکا نیست ، بنابراین بن ویتلی به نظر می رسد قادر به فرار از شبح نیست آلفرد هیچکاک. اینطور نیست ويتليهمانطور که بسیاری ادعا کرده اند ، نسخه کاملاً بدتری از فیلم است – در حقیقت ، فیلم او در حالی که تا حدودی دست کم گرفته شده است هیچکاکدستاوردها ممکن است کمی اغراق آمیز باشد – اما فیلم او فاقد عطر و طعم مشخصی است که آن را به عنوان حیوان خودش نشان دهد. وقتی نسخه بعدی این دو هستید ، این یک میخ در تابوت شماست.

اگر این دو ربکاقرار بود روی هر عنصر جداگانه انگشت به پا شود ، 90٪ منتقدان به این نتیجه می رسند هیچکاکهر بار طرف هستم. لورنس اولیویه برای بازی در مکس د وینتر بسیار بهتر از است چکش است؛ عکاسی سیاه و سفید و کیاروسکورو فضای گوتیک را بسیار بهتر برمی انگیزد. آشکار بزرگ با هیجان بیشتری ارائه شده است. داستان به گونه ای روایت می شود که منطقی تر باشد.

این همیشه قرار بود اتفاق بیفتد. جایی که بن ویتلی می توانست موفقیت در ارائه چیزی تازه و رادیکال با داستان باشد ، چیزی که حتی قابل مقایسه نیست هیچکاک. شما این را حس می کنید ویتلی با این فیلم به آن رسیده است و کاملاً به آنجا نرسیده است. جایی که هیچکاک به وضوح نزدیک شد دو موریرمنابع اصلی به عنوان هیجان انگیز آهسته سوختن در اینجا ، در اینجا ویتلی نیمی از دوره عاشقانه و نیمی از فیلم ترسناک روانی کابوس را ساخته است. هیچ یک از این دو واقعاً بلند نمی شوند.

آنچه برای شما باقی مانده است یک درام رمز و راز لذت بخش است که به رنگهای مختلف و لباس های زرق و برق دار می بارد. این باعث نمی شود ربکا یک فیلم بد یا کسل کننده است ، اما ظرفیت فوق العاده برای چیزی حیاتی و هیجان انگیز را از بین می برد دو موریر‘کهنه.

آیا بن ویتلی ربکا کار برای شما؟ بهترین اقتباس از کتاب Daphne du Maurier چیست؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

ربکا در حال حاضر از Netflix در حال پخش است.


ربکا را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم لندن 2020: دور دیگری

توماس وینتربرگ، یکی از مشهورترین و تحسین شده ترین فیلمسازان دانمارک ، با افتخار در جشنواره فیلم لندن امسال بازگشت. دور دیگربا پشت سر گذاشتن نقدهای شدید و جایگاهی به عنوان بخشی از انتخاب رسمی کن ، بهترین فیلم از LFF امسال را به خانه برد که برای اولین بار توسط مخاطبان به آن رای داده شد. این شاید بگوید که وینتربرگفیلم با بسیاری از مردم روبرو شد.

با او نوشته شده است شکار همکار توبیاس لیندولم، وینتربرگاین فیلم چهار معلم میانسال را دنبال می کند که تصمیم دارند با حفظ یک سطح ثابت الکل در خون ، زندگی کسل کننده خود را زنده کنند. پیش فرض به تنهایی پیش از سقوط اجتناب ناپذیر ، قوس شاید آشنایی را نشان می دهد ، همراه با ظهور سبک قلب قهرمانان ما. وینتربرگفیلم از این نظر شوک یا براندازی نمی کند ، به ترتیب ضربان ها را می زند. با این حال به بالاتر و پایین تر از حد انتظار می رسد ، هم قلب ناراحت کننده ای را ناراحت می کند و هم خشنودی شادی آور است.

یک زندگی معمولی

چهار معلم ما تحت هدایت هستند مادس میکلسن، که احتمالاً اکنون در حال بازی برای مشهورترین بازیگر دانمارکی در تمام دوران است ، در یک عملکرد مغناطیسی به عنوان مارتین ، یک معلم تاریخ قطعاً فاقد اشتیاق است. زندگی مارتین نه یک تصادف اتومبیل بلکه یک ترافیک بسیار کسل کننده است. او به سختی همسرش را می بیند ، دو پسر او بیش از پدرشان به تلفن هایشان علاقه مند هستند و او یک معلم صریحاً وحشتناک است. اگر مارتین هرگز به تاریخ و الهام بخشیدن به ذهن جوان اهمیت می داد ، اکنون همه شواهد آن از بین رفته است.

جشنواره فیلم لندن 2020: دور دیگری
منبع: جشنواره فیلم لندن

او در زندگی کاملاً رضایتبخش خود سه مرد به طور مشابه میانسال به او ملحق می شوند. تامی (توماس بو لارسن) پیتر (،لارس رانته) یک معلم موسیقی خسته است ، و نیکولاج (مگنوس میلانگ) یک معلم روانشناسی بی حوصله است. آنها همه مردان سفیدپوست مستقیمی هستند که دارای مشاغل راحت هستند ، و این امتیاز آنها یک بخش داخلی است وینتربرگکالبد شکافی زندگی آنها. او هم آشفتگی ذهنی زیر سطح را آشکار می کند (بعضی از آنها واقعاً خسته شده اند ، اما بعضی دیگر عمیقا افسرده اند) ، و هم کاوش هایی که سهولت و امتیاز طولانی می تواند داشته باشد.

به نظر می رسد که تأثیر ، فقدان عاشقانه است. ازدواج آنها نه تنها ناکام یا بیات است ، بلکه دیگر نگاه عاشقانه ای به زندگی ندارند. آنها از امکاناتی که جهان ارائه می دهد و یا عاشق شگفتی های آن شگفت زده نمی شوند ، اما نسبتاً از دنیای اطراف خود بی اطلاع هستند. نیکولاج در حالی که از زندگی جوانی می گذرد ، اکنون روزهای خود را صرف تماشای دانش آموزان بسیار سرگرم کننده تر از آنها می کند ، طرحی ارائه می دهد.

برای آشامیدن و یا نه؟

ایده نیکولاژ ، بر اساس ادعای جعلی یک فیلسوف نروژی مبنی بر اینکه همه ما با “کمبود” الکل در جریان خون خود به دنیا آمده ایم ، این است که چهار مرد دائماً کمی به نوشیدن ادامه دهند. به این ترتیب ، آنها برای همیشه احساس می کنند که 1 یا 2 لیوان شراب خورده اند ، اما هرگز آن چیزی نیستند که کسی آنها را مست بنامد. امید این است که الکل باعث شل شدن آنها شود و به آنها در خانه و کلاس کمک کند.

جای تعجب نیست ، اما تا زمانی که این کار نکند ، کار می کند. وینتربرگ در راه صعود با شخصیت های زیادی سرگرم می شود ، و لذت کم نظیری را در صحنه هایی به وجود می آورد که مارتین به طور معجزه آسایی دوباره به یک معلم خوب تبدیل می شود و هم او و هم شاگردانش بار دیگر خوشحال هستند. در اینجا نیز طنز وجود دارد ، با یک رفاقت گرم و خوب بین هر چهار بازیگر.

جشنواره فیلم لندن 2020: دور دیگری
منبع: جشنواره فیلم لندن

با این اوصاف ، ایده مست چهار دوست برای دو ساعت در کنار هم بودن یک شرکت کاملاً سرگرم کننده تر از آن چیزی است که ما در اینجا داریم. همه چیز یک طناب زنگ دار را می پیماید ، و با ظرافت لحظات خنده دار را به یک مجموعه کاملاً مالیخولیایی می بافد. لازم به یادآوری است که قهرمانان ما فقط برای سرگرمی شروع به نوشیدن نمی کنند ، بلکه برای بهبود زندگی خود ، برای تسکین مشکلات خود هستند. اینکه این ضروری است به قلب تاریک فیلم اشاره دارد.

اگر وینتربرگ و لیندولم کار خوبی را با جنبه سرگرم کننده آزمایش نوشیدن انجام دهید ، سپس آنها واقعاً بازی خود را با نقاط ضعف پیش می برند. حتی در صحنه های آرام ، فیلم با بلایای ناگهانی به جلو حرکت می کند. در یک صحنه کاملاً قضاوت شده ، مارتین را می بیند که در حال عبور از محدودیت آزمایش است ، به دور اتاق کارمندان می لنگد و از همکاران خود قبل از برخورد با دیوار به سختی اجتناب می کند. این مانند تماشای تصادف اتومبیل در حرکت آهسته است که مارتین به آرامی اما مطمئناً از کنترل خارج می شود.

آمیزه ای از سرگرمی و درد وینتربرگ شعبده ها کاملاً برای فیلمی در مورد الکل مناسب است ، اما اگر به عنوان کالبد شکافی فرهنگ نوشیدن قضاوت شود ، فیلم کاملاً موفق نیست. به عنوان مثال هیچ تصویری از تصویر نوجوانان ندارد. هیچ بحثی درباره فشار همسالان ، توانایی ظاهراً در برپایی اجتماعات اجتماعی پیرامون الکل ، یا تأثیر الکل بر ذهن و بدن جوان وجود ندارد. همه دانش آموزان اینجا مست ، سرحال و خوشحال هستند. دور دیگر ظاهراً در مورد نوشیدن است ، اما موضوع را با مراقبت یا پیچیدگی زیادی درمان نمی کند.

لطفاً چهار بحران میان زندگی

شاید این فقط به این دلیل است وینتربرگ واقعا مهم نیست فیلم او در واقع به فرهنگ نوشیدن و مسائل اجتماعی پیرامون آن علاقه ندارد. مطمئناً در مورد مزایا و معایب سوزش مداوم بحث شده است دور دیگر در میانسالی ، با از دست دادن و کشف مجدد جوانی ، بیشتر جذب می شود. این قصیده ای است برای نوشیدن نیست بلکه برای پذیرفتن عشق و شادی در زندگی است ، در زمانی که شما وجود آنها را فراموش کرده اید.

این اشتباه نیست که رهبران ما همه معلمانی هستند که دائماً در رابطه با جوانان پرشور اطراف خود قضاوت می شوند. این فیلم با حضور دانش آموزان در یک چالش آشکارا مضحک نوشیدنی آغاز می شود که بسته به حساسیت شما بسیار مفرح یا وحشتناک است و وینتربرگ به سرعت این را با برنامه روزمره معلمان مقایسه می کند. آنها همان چیزی هستند که ممکن است لذت گرایان جوان شوند ، و این بسیار غم انگیز است.

جشنواره فیلم لندن 2020: دور دیگری
منبع: جشنواره فیلم لندن

آنها معلمان بدی هستند زیرا ارتباط خود با دانش آموزان خود را از دست داده اند همانگونه که ارتباط خود را با دوران جوانی خود از دست داده اند. با شروع فیلم آنها نشاط جوان دانش آموزان خود را پرورش نمی دهند ، بلکه از آن کینه دارند. هنگامی که آنها شروع به نوشیدن می کنند ، دوباره با دانش آموزان ارتباط برقرار می کنند و به نوبه خود با جوانانشان ارتباط برقرار می کنند. آنها در حال انجام کاری هستند که نباید دوباره انجام دهند ، و مدتی برای اولین بار سرگرم کننده هستند.

با این حال مطمئناً بیش از کمی اثر دارونما در اینجا وجود دارد. وقتی مردان علاقه مجدد به شغل خود و افراد اطرافشان را پیدا می کنند ، فقط به این دلیل نیست که آنها مست هستند بلکه به این دلیل که آنها معتقدند نسخه های بهتری از خود هستند. آزمایش آنها چیزی را به آنها داد تا دوباره به آن باور کنند ، نوید چیزی جدید و مهیج. این آنها را از خواب غفلت میان سال بیدار کرد و فرصتی را برای دیدن جهان از طریق چشمان تازه ، هر چند تار ، فراهم کرد. مشخص نیست که آیا آنها واقعاً برای این کار نیاز به نوشیدن داشتند.

پس از حرکت در ضربان های احساسی مورد انتظار ادیسه نوشیدن ، دور دیگر سپس دنده دیگری می زند. این واقعاً روی شخصیت های خود سرمایه گذاری می کند و هرچه بیشتر به پیروزی و افسردگی می پردازیم هرچه بیشتر به سمت یک فینال عالی حرکت می کنیم. بعد از بالا رفتن و سقوط اجتناب ناپذیر برنامه آنها ، آنچه در کنار مارتین ، تامی ، نیکولا و پیتر اتفاق می افتد جایی است که فیلم می تواند انتظارات را برانداز کند و درباره شخصیت های آنها چیزهای زیادی به ما می گوید. هر چهار لحظه خود را با یک فیلمنامه کاملا متعادل می گیرند ، اما همینطور است میکلسن و بو لارسن که بیشترین کار را می کنند ، هر دو در عملکردهای فوق العاده متحرک ظاهر می شوند.

تعادل زنگ که وینتربرگ اعتصابات در کل فیلم به یک کلیت عمیقاً راضی کننده تبدیل می شود که با قطعه ای بسته می شود که به قلب فیلم می پیوندد. هوشمندانه ، وینتربرگ مدرسه را در مرکز خود نگه می دارد ، دانش آموزان فارغ التحصیل همانطور که معلمان نگاه می کنند ، مهمانی می گیرند. با این حال مارتین و شرکت اکنون بدانید که آنها چیزی بیش از این نوجوانان بی دغدغه ، لذت طلب دارند. آنها عمر طولانی تر و درد بیشتری را تجربه کرده اند. آنها عاشق زندگی شده اند و دوباره عاشق شده اند. آنها می دانند که چقدر ارزشمند است و از آن نهایت استفاده را می برند.

دور دیگر در قلب خود فیلمی در مورد میانسالی است. بهترین فیلم ها در مورد بحران های میان زندگی چه کمدی و چه تراژیک کدامند؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!


دور دیگری را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره فیلم لندن 2020: NOMADLAND

در اینجا ، در انتهای جشنواره فیلم لندن ، یک درام رک و پوست کنده و جذاب باعث بشریت می شود. به طور همزمان قلب گرم کننده و قلبشکن است. به روشی کیمیایی ، کلوئی ژائوها عشایر موفق می شود روح یک سیستم شکسته و روح از دست رفته ای را که با استفاده از نمایش های طبیعی غیر بازیگران و یک چرخش شگفت انگیز در بین ترک ها سقوط می کنند ، به تصویر بکشد. فرانسیس مک دورمند. این یک دستاورد شگفت انگیز و گواهی زیبا برای روحیه آمریکایی است.

زنده ماندن از آمریکا

Nomadland: Surviving America in the Twenty-First Century ، با الهام از کتاب داستان نویسی 2017 ، نوشته شده توسط جسیکا برودر، عشایر کانون توجه رونق نسل دهه 60 است: زمانی ثروتمند و در بالای جهان ، اکنون از اثرات مخرب سقوط مالی 2008 رنج می برد. در آغاز ، ما از سرنوشت شهر امپراتوری ، نوادا مطلع می شویم. زمانی که یک شهر معدنی پر رونق که بیشتر توسط کارگران گچ ایالات متحده زندگی می کند ، با رکود اقتصادی و اخراج کارها از بین رفته است. جمعیت که یک بار در حدود 750 نفر بود ، پس از خشک شدن کار فرار کردند. متعاقباً کد پستی شهر قطع شد. این واقعیتی آشکار است که بسیاری از افراد در آمریکای پس از رکود اقتصادی با آن روبرو هستند. زمانی بخشی از طبقه متوسط ​​محترم اکنون به زیر بشکه فقر خیره شده اند و توانایی تهیه خانه خود را ندارند.

جشنواره فیلم لندن 2020: NOMADLAND
منبع: جشنواره فیلم لندن

سرخس (فرانسیس مک دورمند) یکی از این افراد است. زمانی که شوهرش درگذشت مجبور شد زندگی خود را رها کند و اکنون در خارج از ون محبوب خود زندگی می کند و از طریق دشت های آمریکا سفر می کند. او یک عشایر است ، بخشی از یک جامعه نیمه سرگردان که از ایالتی به ایالت دیگر سفر می کنند ، مشاغل مختلفی را که می توانند انتخاب می کنند و زمان مناسب را پیش می برند. فرن در فصل تعطیلات در یک انبار آمازون ، در خارج از فصل در یک رستوران کار می کند و هنگامی که فرصت پیدا می کند به عنوان یک مددکار در نمایشگاه کار می کند. مشاغل متنوع و ناپایدار هستند ، اما جامعه پیرامون این مشاغل سازگار است. در مسافرتهای خود ، سرخس با همان افرادی که برای تماس با دوستانشان می آید ملاقات می کند. افرادی مانند دیو ، آنجلا و سوانکی. آنها به خانواده دفاکتوی او تبدیل می شوند ، و تاریخچه او را در هنگام پاتوق های آتش سوزی و مراسم معاشرت سالانه لاستیک لاستیک ، که توسط باب ولز برگزار می شود ، یک عشایر زندگی واقعی در اینجا بازی می کند و نسخه خیالی خود را بازی می کند ، تحریک می شوند.

جشنواره فیلم لندن 2020: NOMADLAND
منبع: جشنواره فیلم لندن

در واقع ، تقریباً همه در اینجا از Fern و Dave (با بازی توسط) صرفه جویی می کنند دیوید استراتایرن) یک عشایر در زندگی واقعی است. ژائو تمایل خود را برای اصالت نیمه سند ادامه می دهد ، از سال 2017 شروع می شود سوار، با قرار دادن فرن در میان این جامعه واقعی و اجازه دادن به این افراد فرصتی برای خودشان. آغشته می شود عشایر با حس خارق العاده قلب و پاتوس داستانهایی که می شنویم ، به طور کلی ، داستانهای واقعی هستند. افرادی که با آنها ملاقات می کنیم افراد واقعی هستند. حس این است که این یک فیلم نیست ، این دریچه ای به دنیای زنده و تنفس است که در آن مردمانی با ملیله غنی از تاریخ زندگی می کنند. تماشای حمام های اسکراب سرخس پوشیده شده از مدفوع انسانی یا حرکت در ون فرسوده و آماده برای خراش دادن و تحقق بخشیدن به معنویت در این زندگی ، سربلندی ناشی از زندگی پایه ای ، تحسین برانگیز است. فرن در مورد شرایط خود به طراوت و صراحت صادق است. او نه خود ترحم می کند و نه تلخ. او به راحتی سعی می کند از پس زندگی برآید. نزدیکترین چیزی که ما به بینش شخصیت او می رسیم – و نزدیکترین چیز به یک نقشه – رابطه در حال رشد او با دیو است که به وضوح نسبت به او احساساتی دارد. او بیشتر اوقات دیو را دراز و بازو نگه می دارد ، و ما در او تمایلی برای باز کردن خود به روی دیگران می بینیم. شرایطش او را سخت کرده اما حاضر به تسلیم شدن نیست. او به سادگی ادامه می دهد.

دلسوزی عشایر

مک دورمند اینجا فوق العاده است او کاملاً در نقش فرن بازی می کند ، او هم زمان شیرین طبع و سرحال ، ظریف و ظریف است. او مرکز احساسی داستان و نقطه ورود دیگران است. وجود او شعر بصری و رویایی مانند را لنگر می اندازد عشایر، که – دقیقاً مانند شخصیت های اصلی اش – لحظه به لحظه می پیچد و هرگز در چیزی شبیه روایت یا ساختار قرار نمی گیرد. این یک اجرای استادانه و پر از کنه های کوچک است که به یک شخصیت کاملاً تحقق یافته اضافه می شود ، تا حدی که فرن احساس می کند مانند یکی دیگر از غیر بازیگران است که ژائو به طریقی عملکرد فوق العاده طبیعی از. اگر صحبت کنیم تصمیم به انتخاب بازیگران غیر بازیگر یک تصمیم الهام گرفته شده بود. ژائو به نوعی طبیعت گرایی خیره کننده ای را از این عشایر بدست می آورد ، که اغلب از زندگی خود با لبه ای مبهم صحبت می کنند. با هر داستانی که می شنویم با دلسوزی و همدلی برخورد می شود. در اینجا هیچ قوس رستگاری وجود ندارد ، هیچ دستگاه طرح لحظه آخری برای صرفه جویی در روز وجود ندارد.

جشنواره فیلم لندن 2020: NOMADLAND
منبع: جشنواره فیلم لندن

افرادی که ما ملاقات می کنیم با چشم اندازی که در آنها پیدا می کنیم مطابقت دارند. ژائو، در کنار فیلمبردار جوشوا جیمز ریچاردز، یک بوم وسیع از مناطق قلب آمریکا را ایجاد می کند ، که بیشتر در حالی که آخرین غوطه نور خورشید در حال خاموش شدن است ، شلیک شده است. کاملاً جدا از فیلمبرداری تصویری راه است عشایر با هم جریان دارد. با توجه به کمبود ساختار روایی آن ، و اینکه اغلب صحنه ها بدون هیچ هدف واقعی گسترده می شوند ، جای تعجب است که بدانیم واقعاً لحظه به لحظه غرق کننده است. شاید به خاطر غزلی باشد که ژائو به نظر می رسد که از صحنه ای به صحنه دیگر منتقل می شود ، و به طور موثر باعث می شود کل تلاش مانند یک ترکیب ارکسترال احساس شود ، و به تدریج ذره ذره ساخته می شود.

نتیجه

احتمالاً موارد مختلفی وجود خواهد داشت عشایر. می توان آن را به چندین روش تفسیر کرد. این تا حدی بررسی از دست دادن و غم و اندوه است ، و اینکه چگونه یک فرد در این زمان از جامعه جدا می شود ، خود را از همه جدا می کند. همچنین می تواند به عنوان روح کم روح جامعه تلقی شود. عشایر علی رغم همه آنچه که متحمل شده اند ، خود را در یک خانواده موقت می یابند و واقعاً همه تلاش خود را برای کمک به یکدیگر انجام می دهند. مهربانی از هر لحظه بیرون می زند. اینها افراد واقعاً خوبی هستند که تلاش می کنند در دنیای سخت و ظالمانه ای که با آنها برخورد کرده است ، آنچه را که می توانند انجام دهند. سرانجام، عشایر می تواند به عنوان هشداری در برابر خطرات سرمایه داری تلقی شود. ایده سود بر مردم ، صرف نظر از هزینه. کل صنایع و جوامع برای کسب درآمد بیشتر از بین رفتند. به هر روشی که برای تفسیر آن انتخاب کنید ، عشایر شکوفا می شود تحت هدایت ژائو، و با عملکرد درخشان از مک دورمند. ارزش وقت شما را دارد.

Nomadland یکی از معدود فیلم های قابل توجهی است که از نمایش های غیر بازیگران استفاده می کند. مورد علاقه شما کدام است؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

Nomadland در ایالات متحده در 4 دسامبر 2020 و در انگلیس در 1 ژانویه 2021 آزاد می شود


Nomadland را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی

هانیبال در حال افزایش است احتمالاً همیشه پاورقی کمتری برای جهان ادبی و سینمایی هانیبال لکتر خواهد بود. پیش درآمد ما را به ریشه های لکتر برمی گرداند. اول ، ما او را به عنوان یک قربانی جنایات در طول جنگ جهانی دوم می بینیم ، سپس می بینیم که هیولا در یک تریلر انتقامجویانه گسترده ظاهر می شود. رمان و فیلم همراه هر دو به طرز فشرده ای طراحی شده اند و فرصت های زیادی را برای مجذوب شدن و دفع همزمان هانیبال لکتر فراهم می کنند. این ، در نوع خود ، یک ورود خوب در حق رای دادن است.

این فیلم در زمان اکران به طور یکنواخت توسط منتقدان کنار گذاشته شد ، و این شرم آور است ، زیرا نه تنها پس زمینه ای قابل قبول برای روانشناسی هانیبال و تماشای بسیاری از نمایش های وحشتناک فراهم می کند ، بلکه دارای عملکرد فوق العاده ای نیز توسط گاسپارد اولیل، که ممکن است لکتر رمان ها را با دقت بیشتری از هر بازیگر بزرگ دیگری که شیطان محبوب را به تصویر کشیده اند ، به تصویر بکشد. حضور او دقیقاً به روشی که برای شخصیتهای دیگر ایجاد می کند بسیار دلهره آور است توماس هریس کتابها را به تصویر می کشند

غفلت از این داستان خاص لکتر نیز غم انگیز است زیرا داستان تحول هانیبال برای معضل اخلاقی که در این اوقات سیاسی سیاسی با آن روبرو هستیم دارای اهمیت قابل توجهی است. در اینجا ، من می خواهم استدلال کنم که انتقام هانیبال سیاست بدون هدف است. بله ، او علیه فاشیسم می جنگد ، اما از طرف خودش هیچ ضد ایدئولوژی مثبتی ندارد. هیولای خود هانیبال لکتر نتیجه نهایی ضد فاشیسم اوست زیرا ریشه در یک سیستم ارزشی فراتر از زیبایی شناسی انتقام نداشت.

برای افراد ناآگاه ، هانیبال در حال افزایش است بیننده را به دوران کودکی لکتر در لیتوانی در جنگ جهانی دوم بازمی گرداند ، جایی که می بینیم خانواده اش در هرج و مرج درگیری شوروی و نازی که زندگی اشرافی و اشرافی آنها را در حومه روستا کشته بود ، کشته شده اند. فقط هانیبال جوان و خواهرش میشا زنده مانده و در یک کابین دورافتاده در جنگل پنهان شده اند تا اینکه گروهی از سودجویان جنگ از زمستان وحشیانه آنجا پناه می گیرند. گرسنگی جنایتکاران جنگ را به سمت آدم خواری سوق می دهد ، پسری که خواهر کودک خود را می برد تا او را بخورند درست قبل از حمله شوروی و نجات “قهرمان” ما. سرانجام ، هانیبال از یتیم خانه شوروی که پس از آن در (خانه قدیمی خود) بزرگ شد فرار می کند و راهی فرانسه می شود و با همسر ژاپنی عموی فقیدش زندگی می کند. در اینجاست که لکتر نوجوان جنایتکارانی را که خواهرش را کشته اند کشف می کند و سفری تاریک را آغاز می کند که منجر به هویت آدم خواری و هیولایی خود می شود.

فاشیسم به عنوان دشمن

مثل هر تریلر خوب انتقام ، این فیلم باعث می شود با وجود هانیبال در طول سفر تاریک او ، علی رغم آنچه از داستان های قبلی لکتر درباره او می دانیم ، همذات پنداری کنیم. اول ، ما فاجعه هولناکی را می بینیم که برادر خواهر کودکش رخ داده است. این به تنهایی همدردی کافی با هیولا در انتظار را ایجاد می کند که بیننده امیدوار است تا زمانی که بتواند انتقام مرگ میشا را بگیرد ، موفق به جلوگیری از دستگیری شود.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

علاوه بر دلسوزی که نسبت به فاجعه خانوادگی وی احساس می کنیم ، با این حال ، سوال طعمه هانیبال نیز در این داستان وجود دارد. اگر آنها به معنای دقیق کلمه کلمه نازی نباشند ، عمیقا با فاشیسم در ارتباط هستند. اولین قربانی وی یک همکار فرانسوی ویشی است. سودجویان جنگ در زمان جنگ با نازی ها کار می کردند و مدتها بعد راه های نفرت انگیز خود را حفظ می کردند.

مخصوصاً برای یک بیننده مدرن ، که شاید از دیدنش لذت بسیار زیادی برده باشد ریچارد اسپنسر در طول مصاحبه ای در خیابان که به صورت او مشت شد ، ایده مقاومت خشونت آمیز در برابر نازی ها و دیگر برتری طلبان سفیدپوست جذابیت عاشقانه ای دارد. دوران غم انگیز ما شاهد تجدید حیات ملی گرایی و سایر اشکال فاشیسم در اروپا و ایالات متحده بوده است. بنابراین ، این وسوسه وجود دارد که هانیبال را در این داستان به عنوان نوعی جنگجوی با فضیلت ببینیم ، و در حال انجام انتقام از شکارچیان نازی رسمی و با حمایت دولتی مانند بازرسان پوپیل (دومینیک وست) موفق به انجام

ایدئولوژی غایب هانیبال لکتر

دیدن هانیبال به عنوان یک قهرمان در این داستان ، هر چند وسوسه انگیز که ممکن است امروز برای ما باشد (خواه آنتیفا را ارزیابی نکنید یا نکنید) ، فراموش کردن یک نکته مهم اخلاقی و سیاسی است: برای مبارزه اخلاقی با یک هیولای سیاسی ، باید از یک موقعیت کار کرد از فضیلت سیاسی هانیبال لکتر هیچ ایدئولوژی سیاسی برای مبارزه با فاشیسم خود ندارد. همانطور که قربانیان او فقط به دلیل راحتی شخصی و شغلی نازی بودند ، ضد فاشیسم لکتر صرفاً پوششی مناسب برای ماهیتی تاریک و آدم کش است.

این فرصت طلبی سیاسی در این مورد روشن تر است هریسرمان جایی که هانیبال خود را با مزیت های استراتژیک به طور دوره ای با گروه های کمونیست جوانان ارتباط می دهد (ابتدا برای بازگرداندن سابقه خود به لیتوانی ، بلوک اتحاد جماهیر شوروی ، سپس برای جلب همدردی عمومی با جنایات خود علیه نازی های فراری). در این فیلم ، لکتر به سادگی نشان دهنده هیچ گرایش قابل توجهی به سیاست نیست. علایق وی فقط به مطالعه آکادمیک جسد در دانشکده پزشکی و انتقام شخصی از زورگویانی که با آنها روبرو می شود ، معطوف است.

HANNIBAL RISING: ضد فاشیسم بدون ایدئولوژی
منبع: Metro-Goldwyn-Mayer

اقدامات انتقام جویانه او ، نه در ایستادن در برابر بی عدالتی ، بلکه صرفاً در تنبیه و به هلاکت رساندن دشمنان ، نشاط خاصی از خود نشان می دهد. در فصل سه NBC هانیبال، مادس میکلسنلکتر با معمایی اعلام می کند که “اخلاق به زیبایی شناسی تبدیل می شود”. این بینشی دلهره آور از فساد شخصیت هانیبال است. بیش از هر چیز دیگر ، این داستان لکتر ریشه و تحول اخلاق نهایی او در “بخور بی ادب” را به تصویر می کشد. این واقعیت که “بی ادبان” در این مورد فاشیست هستند ، صرفاً اتفاقی است.

سیاست به عنوان وضعیت

لکتر در تمام داستان های خود جایزه زیبایی شناسی را به همه چیزهای دیگر می دهد. سلیقه نفیس او در همه چیز ویژگی مشخص او برای کسانی است که با او ملاقات می کنند.

که در هانیبال در حال افزایش است ممکن است بگوییم زیبایی شناسی که وی برای عموم درست می کند فضیلت سیاسی است. در دهه پس از جنگ جهانی دوم و هولوکاست ، چه کسی فضیلت را در شکار و انتقام گیری وحشیانه از نازی های فراری انکار می کند؟ این سلیقه سیاسی است که هانیبال لکتر جوان در آثار هنری اولین قتل های خود پرورش می دهد.

با این حال ، همانطور که در اینجا استدلال کردم ، اقدامات وی فاقد فضیلت است زیرا ریشه در یک دیدگاه سیاسی مثبت ندارد. اگر لکتر در واقع سوسیالیست بود ، می توان اقدامات او را وسیله ای وحشیانه برای رسیدن به هدفی قابل توجیه ، یعنی رهایی انسان از استبداد فاشیستی دانست. او سوسیالیست نبود. او به سادگی موجودی بود که از زیبایی شناسی مرگ لذت می برد و به چیزی عمیق تر از آن اعتقاد نداشت. همانطور که پوپیل اظهار داشت ، “قلب او با میشا مرد. آنچه اکنون او است ، هیچ کلمه ای برای آن وجود ندارد ، به جز هیولا. “

همین نکته است که باعث می شود این فیلم در فضای سیاسی امروز بسیار مرتبط به نظر برسد. بنابراین بسیاری از سیاست های ما صرفاً مواضع التهابی است که چیزی بیش از مواد زیبایی شناختی برای ساختن یک شخصیت با فضیلت برای توییتر نیست. اخلاق ما واقعاً کمی بیشتر از زیبایی شناسی شده است که هیولایی است. خیلی اوقات ، هیچ عقیده مثبتی از سیاست در پشت ضد فاشیسم ما وجود ندارد. هیچ چیزی وجود ندارد که ما در واقع متعهد به جنگیدن برای آن باشیم. ما صرفاً برای رضایت از بی ادبی خوردن می جنگیم.

فاشیسم تجدید حیات یک مسئله واقعی است و ناسیونالیسم راست گرایانه اکنون به معنای واقعی کلمه گوش کاخ سفید را دارد. با این حال ، بسیاری از پاسخ های جمعی ما به آن سیاسی نیست. این زیبایی شناسی فضیلت سیاسی است تا ایدئولوژی محکم ضد فاشیسم که ما اغلب آن را انتخاب می کنیم. بله ، ممکن است یک “رضایت” کوتاه مدت با “صاحب شدن” فاشیست ها برای مصرف عمومی وجود داشته باشد ، اما هانیبال در حال افزایش است این س aboutال را مطرح می کند که ما با تأمین رضایت از زیبایی شناسی فضیلت سیاسی ، از خود چه نوع هیولاهایی می سازیم.


هانیبال در حال ظهور را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

SYNCHRONIC: سفری دست انداز در طول زمان

همزمان، از کارگردانان جاستین بنسون و آرون مورهد، فیلمی است که متوجه نمی شوید توجه شما را جلب کرده است تا زمانی که متوجه شدید در تلاش برای دور نگاه کردن ، شنیدن جهان اطراف خود هستید مانند دارو ، اثرات آن آهسته است و باعث ایجاد یک تجربه می شود. و مانند مواد مخدر ، خوب یا بد بودن این تجربه به مصرف کننده بستگی دارد. همزمان فیلمی است که تهدید به کار کردن برای برخی است ، با این وجود برای دیگران سقوط خواهد کرد.

“زمان دروغ است”

توهم زمان و قابلیت انعطاف پذیری آن در ذهن انسان و مکان موضوعی است که بسیاری از فیلمسازان با آن روبرو شده اند. از سیاهچاله ها گرفته تا دلیر ، زمان ساختاری است که باید شکسته شود ، سفر شود و درک شود. همزمان آخرین فیلمی است که به مقابله با زمان می پردازد ، ساخت آن با خوردن ساده یک قرص کوچک خنثی می شود. با این حال ، مانند اکثر سفرهای زمان ، دستکاری آن با خصومت و خشونت روبرو می شود ، جهان با دانش روزافزون ما و درک پیچیده از زمان مبارزه می کند.

SYNCHRONIC: سفری دست انداز در طول زمان
منبع: Well Go USA Entertainment

محلی نیواورلئان EMTS ، استیو (آنتونی مکی) ، و دنیس (جیمی دورنان) اولین کسی است که بارها و بارها بدون توضیح و درک منطقی با اثرات مخرب Synchronic روبرو می شود ، قربانیان آن زخمی و برچیده می شوند. این مانند چیزی است که آنها قبلاً ندیده اند. با این وجود ، هرچه تعداد بیشتری از مردم قربانی می شوند ، تعریف آنها به عنوان اولین پاسخ دهندگان تغییر می کند زیرا زندگی شخصی آنها و وظیفه آنها یکی می شود.

فیلمی با فراز و نشیب ها

همزمان مطمئناً توجه مخاطبان خود را جلب و حفظ خواهد کرد. دیدگاه آن در مورد دستکاری زمان از طریق داروهای دارویی و تأثیرات آن بر مغز ، عنصر جالبی را برای مطالعه زمان از طریق فیلم به ارمغان می آورد. با این وجود ، کجا همزمان falters به ​​دلیل عدم توجه به خود دارو ، غالباً احساس می کند زیرا داستانی است که بیشتر به گفتگوهای بین شخصیت ها مربوط می شود. در حالی که می توان درباره آن بحث کرد ، برای ایجاد همدلی ، مکالمه زیادی لازم است همزمانشخصیت ها ، متأسفانه وقتی در مقابل اثرات غیر قابل تصور قرار گرفتن قرص و بدن در تضاد قرار می گیرند ، در مقایسه با این کار کسل کننده می شوند – که باعث می شود فیلم زیاد بکشد.

همچنین همزمان به نظر می رسد مطمئن نیست که تمرکز آن در مورد چه کسی باشد. به نظر می رسد که فیلم باید در درجه اول بر استیو متمرکز باشد. او در حال مبارزه با سرطان مغز است ، و در تلاش است تا زندگی عادی خود را حفظ کند ، هر یک از عناصر مبارزات خاموش او به تمایل وی برای آزمایش مرزهای زمان باقی مانده می افزاید. عدم خویشتنداری و افزایش اجبار او تمرکزی است که فیلم روی آن تأثیر می گذارد ، با این وجود فضای بیشتری برای خم شدن بیشتر به آن باقی می گذارد. در پایان فیلم ، به نظر می رسید که ، همزمان فرصتی را برای مقابله با مبارزات و مفهوم پذیرش مرگ ، کنار آمدن با زندگی ما و زندگی ترک شده از دست داد.

SYNCHRONIC: سفری دست انداز در طول زمان
منبع: Well Go USA Entertainment

نسبتا، همزمان شخصیت اصلی خود را قطع می کند و حواس او را پرت می کند و تلاش می کند تا نیاز خود را برای ساختن این فیلم به صورت دوئل سازگار کند. صحنه هایی از دنیس با همسرش ، تعاملات و مبارزات آنها وجود دارد. در حالی که این هدف برای ایجاد زندگی در خانه و ارتباط او با دخترش است ، این می تواند از طریق مکالمه تلفنی یا رو در رو با همسر ، دخترش و استیو برقرار شود. نمایش اضافی او از داستان ، مبارزه و معنای اصلی کاتارسیس او برای داستان می کاهد.

همه چیز از دست نرفته است

در حالی که این بررسی منفی است ، همزمان از ویژگی های بازخریدی زیادی برخوردار است که باعث می شود فیلم کلی سرگرم کننده باشد. تنظیمات نیواورلئان عالی بود ، مناطق نادیده گرفته شده که گردشگران به ندرت از آنها بازدید می کنند و دوربین ها با یک لحظه چشم انداز از آن عکس نمی گیرند. به خصوص جالب توجه استفاده از شش پرچم سابق بود که پس از ویرانی توفان کاترینا سالها قبل محکوم شد. یک زمان اصلاح وجود دارد که به زمین اجازه داده است زمین را پس بگیرد ، با رشد بیش از حد و در داخل و خارج از ماشین های غلتکی و ساختمانها کار کند. این احیا نشان دهنده قرار دادن یک سوزن در یک لحظه از زمان است ، و بسیاری از آنها را به حافظه ویرانی و ویرانی بازمی گرداند.

با ساخت مناظر و تنظیمات ، فیلم فراتر از آنچه شخصیت ها می توانند لمس کنند گسترش می یابد و ایده زمان را افزایش می دهد. یکی از جالب ترین لحظات در همزمان جایگذاری و ساختار ابرهای آن است. به صورت حلقه هایی در آسمان ، که از مرکز آن موج می زند ، فیلمبرداری شده و نه تنها تأثیراتی را که زمان می تواند بر آینده بگذارد ، بلکه به توضیح کم آب عملکرد قرص ها بر روی مغز انسان و زمان خود می دهد.

SYNCHRONIC: سفری دست انداز در طول زمان
منبع: Well Go USA Entertainment

این فیلم در تنش خود نیز سرآمد است. این در ابتدا یک تنظیم آهسته است ، قطعاتی که برای ادامه کار در جای خود قرار می گیرند تا ساخته شوند. گور نیز کاملا متعادل است. هرگز بیش از حد بالا ، فقط متناسب با روحیه و تنشی که فیلم در تلاش است ایجاد کند. همزمان همچنین با مجموعه قوانین تثبیت شده در فیلم ، قوانینی که شدت و خطر گرفتن هدیه های Synchronic را افزایش می دهند ، بسیار عالی است. ساخت یک ساختار محکم به فیلم برای مانور در اطراف ، این باعث افزایش بیشتر کشش روی صفحه می شود.

نتیجه: همزمان

علی رغم همه ایرادات ، پایان فیلم بسیار جذاب است – تقریباً هیپنوتیزم. اگرچه قابل پیش بینی است ، بینندگان می توانند نفس خود را در انتظار چگونگی پایان همه چیز حفظ کنند. در حالی که Synchronic فیلم عمیق و متفکری نیست که تلاش می کند باشد ، اما هنوز هم یک فیلم لذت بخش است که سرگرم کننده خواهد بود.

Synchronic را دیده اید؟ شما چی فکر میکنید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

Synchronic از 23 اکتبر 2020 در سینماها و درایوها اکران می شود.


Synchronic را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

“ما باید زندگی را مثل اینکه بخشی از اکوسیستم هستیم شروع کنیم.” مصاحبه با تام مور و راس استوارت ، مدیران WOLFWALKERS

“برای آن بسیار آسان است تام و خودم برای تأثیرپذیری از داستانهای عامیانه و اسطوره های ایرلندی ، چنین چاهی عمیق برای استخراج وجود دارد ، اما من فکر می کنم این داستان با داستان های محیط زیست و شکاف جامعه روبرو است. ” راس استوارت، مدیر مشترک ، در کنار تام مور، از Wolfwalkers، “منظور من این است که هنوز هم تأکید زیادی بر روی خانواده وجود دارد ، مانند آهنگ دریا، اما من فکر می کنم این موضوع های تاریک موجود در آن را حل می کند “.

دارم ملاقات می کنم مور و استوارت برای بحث در مورد سوم در سه قصه فولکلور غیررسمی سلتیک خود ، Wolfwalkers. واقع در کیلکنی در زمان حمله کرامول در قرن هفدهم ، Wolfwalkers یک دختر جوان انگلیسی ، رابین (با بازی توسط) را می بیند افتخار کنافسی) پدرش را به کیلکنی برسانید ، جایی که مامور کشتن گرگهایی است که در جنگل اطراف زندگی می کنند. این به این دلیل است که می توان آن را قطع کرد و زمین را برای کشاورزی مورد استفاده قرار داد ، و در حالی که در ابتدا رابین از نقش پدرش به عنوان یک شکارچی گرگ خوشحال می شود ، یک ملاقات اتفاقی با یک دختر جوان که در جنگل به نام مبه زندگی می کند شروع به تغییر عقیده می کند .

استعمار و محیط زیست

Wolfwalkers به موضوعاتی مانند از دست دادن ، خانواده ، تخریب محیط زیست و استعمار می پردازد. به نظر می رسد مسائل دوقلوی استعمار و تخریب محیط زیست از اهمیت ویژه ای برخوردار است مور و استوارت“استعمار در گذشته نیست” مور می گوید ، “این هنوز در سیاست های روزمره ما ، از طریق فرهنگ راه خود را می پیماید ، بنابراین بازگشت به دوره ای که نوعی شروع به کار با قدرت بود ، جالب بوده است”. استوارت موافقت می کند ، اضافه می کند “و هنوز این ذهنیت غربی وجود دارد که طبیعت چیزی است که باید تحت سلطه و سو ab استفاده قرار گیرد. مانند انسانها این حق را دارند که بتوانند به دلخواه خود وارد بیابان شوند و از آنها استفاده کنند ، در حالی که ما به یک رویکرد کلی نگرانه تر احتیاج داریم زیرا ما فقط یک گونه روی کره زمین هستیم ، بنابراین باید زندگی را شروع کنیم انگار که بخشی از اکوسیستم “.

منبع: سالن کارتون

اشتیاق آنها هنگام صحبت با آنها روشن است ، اما این نیز صحت دارد که کار آنها گویای خود است. Wolfwalkers یک فیلم بسیار زیبا و زیبا است که از انیمیشن جذاب و دستی برای نشان دادن شکاف بزرگ بین طبیعت و جامعه استفاده می کند. شاید عاملی در این طراحی هنری ارتقا recent اخیر مدیر هنری باشد استوارت به کارگردانی وظایف با مور. چطور شد استوارت رسیدگی به مرحله بالا؟ “شما به عنوان مدیر هنری باید یک تیم را هدایت کنید ، اما این تیم کوچکتر است و شما فقط روی تصاویر تمرکز می کنید. با رفتن به سمت مسیر ، شما باید روی موسیقی و روحیه و کل برداشت کلی فیلم تمرکز کنید ، بنابراین این فیلم متفاوت بود و مسئولیت آن بسیار بیشتر بود ، و گاهی اوقات استرس زا بود اما پاداش بیشتری هم داشت! “

این باید کمک کند که او و مور هر چند مدت طولانی است که یکدیگر را می شناسند. “خوب تام و خودم از 11 سالگی با هم دوست بوده ایم … استوارت به من می گوید ، “بنابراین از نظر شخصیتی فکر می کنم قادر به تحمل هر طوفانی هستیم. ما نقاط قوت و ضعف یکدیگر را می دانستیم ، و تام در طی مراحل این همه چیزهای زیادی به من آموخت ، بنابراین من باید به او سلام کنم! ” مور می خندد ، “خوب من اینطور فکر نمی کنم! اما بله ، واقعاً برای من خیلی خوب بود که این بار شریک جرم باشم. کل پروژه تلاشی در همکاری بود ، بیش از هر کاری که قبلاً انجام داده ام ».

دو جهان متضاد

صحنه های اولیه در شهر کیلکنی جعبه ای و به وضوح کشیده شده است ، که در تضاد کامل با جریان باز بودن جنگل است. “ما این دو جهان متضاد را داریم” ، استوارت می گوید ، “یکی بیانگر آزادی و غریزه و هرج و مرج است ، سپس دیگری مانند قفس است. این نشان دهنده سفتی و نظم است و به همین دلیل شهر پر از خط و میله و اشکال ظالمانه بزرگ و سیاه است. بسیار هندسی است. این قفس رابین است و بنابراین وقتی او به جنگل می رود ، همه چیز در مورد آن برنامه ریزی و روان و آزاد و پرانرژی است. بسیار شبیه خود گرگ ها ، زیرا هیچ چیز در آنها گرفتار نشده است “.

منبع: سالن کارتون

این نوعی ایده است که توسط سبک هنری خود بیشتر شاعرانه تر می شود. در عصر پیکسار ، انیمیشن دستی به نظر می رسد که یک هنر در حال مرگ است ، خصوصاً که امروزه تعداد کمی از استودیوهای اصلی انیمیشن این کار را انجام می دهند. “خوب ، من همه آن چیزهای (CG) را دوست دارم” ، مور می گوید ، “انیمیشن اکنون با مواردی از این دست در مرزهای جدید قرار دارد به عنکبوت و بیت های کوچکی که دیده ام روح (آخرین فیلم Pixar به کارگردانی پیت داکتر) من خیلی احترام می گذارم پیتتوانایی آوردن مقداری از آن موارد گرافیکی UPA (United Productions of America) را که دوست دارد وارد CG کند. برای ما ، از ابتدای Cartoon Saloon ، ما به نوعی به این واقعیت واکنش نشان می دادیم که دنیای انیمیشن به سمت CG در حال چرخش است و ما در حال فکر کردن بودیم ، فراموش نکنیم که همه چیزهایی که انیمیشن دستی می تواند انجام دهد فراموش کنیم. ما سعی در حفظ آن در کهربا از دهه 60 یا 70 نداریم ، آنچه در تلاش هستیم انجام دهیم این است که فکر کنیم چه چیزی می تواند انیمیشن دستی را طراحی کند هنوز همچنین از فناوری استفاده کنید “.

شاید این یک جهت غیرمعمول برای یک استودیوی انیمیشن باشد ، با تمرکز بر اینکه چگونه فناوری می تواند بر روی انیمیشن کلاسیک تأثیر بگذارد و نه اینکه تلاش کند خود را بر روی نوع جدیدی از انیمیشن قرار دهد. مور این مفهوم را درک می کند اما احساس می کند بی معنی است “شما در نهایت به نظر می رسید که سعی می کنید با آن همگام شوید پیت داکتر و نمی توانید ، بنابراین بهتر است کارهای شخصی خود را انجام دهید هر وقت Pixar فیلمی را منتشر می کند ، این فناوری از قبل پیش رفته است و این برای ما یک بازی باخت است ، می دانید. من نگاه می کنم به داستان اسباب بازی؛ در سال 1995 چشم نواز بود اما اکنون به نظر می رسد یک بازی ویدیویی قدیمی است. در حالی که امیدوارم فیلم هایی که ما می سازیم بتوانند به اندازه فیلم های مشابه بی انتها باشند بامبی یا همسایه من توتورو، جایی که نمی توانید بگویید این فناوری چیست ، فقط می توانید دستان هنرمند را احساس کنید “.

سخنان پایانی

ذکر همسایه من توتورو مورد جالبی است من در بررسی خود Cartoon Saloon و Studio Ghibli را مقایسه کردم ، زیرا استودیوی انیمیشن ژاپن (تاسیس شده توسط هایائو میازاکی و اواخر ایسائو تاکاهاتا) یکی از آخرین قهرمانان انیمیشن دستی است و از نظر زیست محیطی با Cartoon Saloon شباهت دارد. آیا این عمدی است؟ “فکر می کنم معنویت آنها صرف نظر از کاری که انجام می دهند حاصل می شود” ، مور می گوید ، “تاکاهاتامن الان رفته ام ، اما آنها همیشه نگاه بسیار احترام آمیز به دنیا داشتند و من همیشه دوست داشتم که وقتی دیدی چیزی شبیه به این جهان بینی است ، توتورو یا شاهزاده مونونوکه یا روحیه دور من فکر می کنم این نوع جهان بینی پایه ای است که ما در مسائل خود نیز داریم “.

منبع: سالن کارتون

Wolkwalkers همچنین ، من یادداشت می کنم ، اولین باری است که آنها در Kilkenny فیلم می سازند ، با وجود اینکه این شهر خود پایگاه عملیاتی Cartoon Saloon است. “بله عالی بود” ، مور می گوید ، “چون کارمندانی از اقصی نقاط دنیا داریم ، بنابراین این راهی برای ما بود که می توانیم از طریق این سفرهای اسکچ که آنها انجام می دادند ، شهر خود را دوباره کشف کنیم ، چیزهایی که عادت کرده ایم مانند قلعه و همه ساختمانها و کوچه ها را ببینیم از گذشته کیلکنی ، و سپس به دلیل اینکه آنها از کشورهای دیگر و اغلب افراد جوان تر بودند ، آن را کشف می کردند ، بنابراین این یک روند واقعا جالب بود “.

زمان ما به پایان می رسد و من به شدت از هر دو تشکر می کنم مور و استوارت برای کار شگفت انگیزی که انجام می دهند. با پروژه های بیشتر ، از جمله نورا تومی جهت دار اژدهای پدر من، آینده برای Cartoon Saloon بسیار خوب به نظر می رسد و شاید طولانی باشد.

تحقیق فیلم می خواهد از توم مور و راس استوارت تشکر کند که وقت خود را صرف صحبت با ما کردند!

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

“تقریباً مانند این است که آنها در سطح مولکولی دچار این بحران هویت شده اند.” در گفتگو با باگام طارق ، نویسنده-کارگردان MOGUL MOWGLI

به زودی ریز احمد در آغاز به صحنه می رود مغول موگلی، می دانید که قصد دیدن چیز خاصی را دارید. از این لحظه مشخص است که این فیلمی با انرژی و گاز خواهد بود و به قدرت فوق العاده ستاره آن متصل می شود. احمد در نقش Zed ، یک خواننده رپ انگلیسی-پاکستانی بازی می کند که در شرف بزرگترین تور زندگی خود است. درست قبل از گشت و گذار ، زد با یک بیماری خودایمنی روبرو شد که او را برای راه رفتن سخت تر می کند. آنچه در زیر می آید مراقبه ای جذاب ، غالباً سورئال ، در مورد دیاسپورای جنوب آسیا است.

با استفاده از آهنگ های از احمدآلبوم شخصی خداحافظی طولانی، مغول موگلی به عنوان یک پروژه کاملاً شخصی برای این بازیگر مطرح شده است ، وی همچنین در اینجا نویسندگی مشترک دارد. با این حال ، این فقط نیست ریز احمدفیلم این کاملاً محکم یک همکاری بین است احمد و نویسنده ، مستندساز و همکار TED بسام طارق. به سختی آسان است که فیلم را به عنوان یک اثر نیمه زندگینامه از آن سنجاق کنید احمد، این به معنای نادیده گرفتن تأثیر کارگردان و نویسنده مشترک است طارق در پروژه داشته است. از لحاظ زیبایی جاه طلبی ، بازی با توهمات و کششهای طولانی موسیقی ، مغول موگلی علامت این را دارد که یک فیلمساز مهر خودش را روی این ماده می گذارد.

اینجا، طارق در مورد زمان کار با فیلم با استعلام فیلم صحبت می کند ریز احمد، تجربیات خودش از دیاسپورا و رویکرد خلاقانه اش در فیلم.

منبع: توزیع BFI

اندرو یانگ برای استعلام فیلم: این همکاری بین شما و ریز احمد است. چه کسی ابتدا به چه کسی نزدیک شد و چگونه فیلم به شکل امروزی درآمد؟

بسام طارق: این پروژه واقعاً چیزی است که من و او به روشهای مختلفی روی آن کار کرده ایم. ما همیشه می خواستیم با هم کار کنیم و هرگز نمی دانستیم که چگونه این کار را انجام دهیم. من فکر می کنم ما یک سری ایده ها را به دیوار انداختیم و بعد فهمیدیم که به نوعی در پشت تروپ ها و ایده ها پنهان شده ایم و فقط باید در حد توان خودمان باشیم. به همین دلیل ما تصمیم گرفتیم ماسک ها را برداریم و کاری را به همان اندازه واقعی که می توانیم انجام دهیم ، و همانطور که می توانیم به خودمان و تجربیات خود متصل باشیم. بنابراین شخصیت زد به معنای واقعی کلمه ادغام او و من است.

جالب است که شما این را می گویید ، زیرا دیدن Zed به عنوان نسخه ای از Riz ، و این به اندازه داستان او بسیار وسوسه انگیز است. آیا گفتن داستان شخص دیگری در شغل شما به عنوان کارگردان تأثیر دارد؟ یا اینکه اینجا فرق می کرد چون شما مقداری از خود را در آن قرار می دادید؟

بسام طارق: بله ، من فکر می کنم این تنها راهی است که هرکسی می تواند این کار را انجام دهد. حداقل این تنها راهی است که می دانم چگونه کارگردانی کنم. با آمدن از مستند ، من بسیار معتقدم که مستندساز یا فیلمساز در ساخت داستان نقش دارد و نمی تواند مداخله خود را در این قاب انکار کند. بنابراین سوال این است: شما واقعاً چگونه مداخله می کنید؟ نامرئی بودن یک انتخاب است و حضور بسیار فعال آن یک انتخاب است. بنابراین من فکر می کنم صریح و روشن بودن در مورد قصد شما مهم است.

با این فیلم نامرئی بودن یا حضور فعالتر بودن آن بود؟

بسام طارق: می گفتم کمی از هر دو بود. من فکر می کنم قطعاً در نوشتن ، پدر و مادر من در این زمینه بسیار زیاد هستند. اما پس از آن در لندن و Zed’s یک خواننده رپ قرار می گیرد و ویژگی های غنایی و حساسیت های غنی Riz است که فیلم را پیش می برد. من هرگز نمی خواهم آن را انکار کنم. دیدن آن بسیار هیجان انگیز است ، و من فکر می کنم این بستر فیلم است و به ما کمک کرد بفهمیم چگونه می خواهیم این را از لحاظ سینمایی زنده کنیم. این واقعاً به افتخار اجرا بود و این همان گونه بود که سعی داشتم فیلم را به حرکت درآورم و فضا را برای این بازیگران فوق العاده و باورنکردنی ایجاد کنم.

منبع: توزیع BFI

این فیلم در مورد دیاسپورای جنوب آسیا ، به ویژه با شخصیتی در لندن است. شما و ریز بیشتر زندگی خود را به ترتیب در آمریکا و انگلیس گذرانده اید. با داشتن تجارب متفاوت از دیاسپورا ، این چه تاثیری بر فیلم داشت؟

بسام طارق: خنده دار است زیرا تجربه انگلیس-آسیا بسیار متفاوت از مهاجرت آمریکایی های آسیای جنوبی است. من فکر می کنم به طور کلی در اینجا تحرک بالاتر است [the States]، مردم به ویزای دانشجویی می آمدند و در نهایت به عنوان مهندس می ماندند ، اما نکته جالب این است که والدین من به عنوان طبقه کارگر ساکن کوئینز به اینجا آمده اند. نکته جالب این است که وقتی به کوئینز ، نیویورک نگاه می کنید بسیار شبیه به ومبلی است [where Ahmed and Zed are both from]. بنابراین تجربیات ما بسیار مطابقت داشت. واقعاً برای من بود که باید زندگی خودم را بیاورم و آن را به ومبلی بیندازم و خیلی جالب بود که ببینم چگونه به نوعی ترجمه شده است.

این فیلم در مورد هویت و تعلق است اما در مورد بیماری مزمن است. چرا این دو داستان در کنار هم قرار می گیرند؟ چرا یکی یا دیگری نیست؟

بسام طارق: آنها مناسب هستند زیرا ما نمی توانیم بدن خود را از مهاجرت جدا کنیم. من احساس می کنم الگوهای مهاجرت است و این مهاجرت بین نسلی که اتفاق می افتد در واقع آسیب به بدن ما وارد کرده است. مطالعات علمی زیادی در مورد این موضوع به نام اپی ژنتیک انجام شده است ، با این ایده از آسیب بین نسلی ، جایی که آسیب ناشی از سه یا چهار نسل پیش هنوز در DNA شما وجود دارد.

این در لبه علمی است ، چیزی است که مردم در مورد آن صحبت می کنند ، اما این یک چیز دیوانه کننده است و چیزی است که ما نمی خواستیم در فیلم درباره آن صحبت کنیم ، زیرا احساس می شد از بالای سر آن را می زنیم. اساساً این ایده وجود دارد و مطالعات نشان می دهد که افرادی که مهاجرت می کنند تعداد بیشتری از اختلالات خود ایمنی دارند. به خصوص افرادی که از سرزمین های گرم به مناطق سرد می آیند. بدن آنها به سختی با انطباق روبرو می شوند. بنابراین تقریباً مانند این است که آنها در سطح مولکولی دچار این بحران هویت شده اند و ما احساس کردیم که این روش جالب توجهی در این مورد است.

چیز دیگر این است که از نظر معنوی ، هنگامی که شما مانند تصوف بیمار هستید ، آن را نوعی تصفیه می دانند و مانند اینکه حجاب برداشته می شود. بنابراین این ایده این است که چون Zed بیمار است و هر روز بیشتر بیمار می شود ، در واقع بیشتر این حجاب ها برداشته می شود و او بیشتر در مورد این تجربه های مختلف توهم می کند.

منبع: توزیع BFI

در اینجا گزینه های کارگردان کاملاً چشمگیری وجود دارد. اول ، عناصر سورئال و توهم انگیز فیلم وجود دارد ، و دوم اینکه ، موسیقی وجود دارد ، که فقط در آن فلفل نیست بلکه اجازه پخش و تحریک واقعی داستان را دارد. تفکر پشت این دو تصمیم خلاقانه چیست؟

بسام طارق: بله مرد ، وحشی است زیرا کار در مورد چگونگی ایجاد تعادل بین همه این عناصر بسیار دشوار است و من آن را به عنوان یک رقص در نظر می گیرم. این بخشی از فیلم است که واقعاً مرا هیجان زده می کند. وقتی واقعا جاه طلبانه است و کار می کند ، و همچنین زمانی که اینطور نیست. من فکر می کنم که برای من واقعا هیجان انگیز است ، زیرا شکست دادن در جلو هیجان انگیز است. چون اگر شما چیزهایی را امتحان نمی کنید و اشتباه نمی کنید ، پس ما چه کار می کنیم؟ آزمایش سینمایی چیست؟

این هنوز یک زبان جدید است. نقاشی ها برای من وجود داشته است ، من نمی دانم چند هزار سال است. نوشتن برای مدت طولانی وجود داشته است. کمتر از صد سال است که این فیلم وجود دارد. هنوز خیلی جدید است ما در مقایسه با سایر اشکال هنری هنوز در مراحل ابتدایی هستیم و قبلاً در مورد شکل آن ایده گرفته ایم ، ایده هایی درباره داستان چیست و ساختار سه کاره بلا-بلا-بلا. من فکر می کنم ما هیجان شکل سینمایی را از دست می دهیم ، و این واقعاً در آن اشتباهات است ، در آن سفرهایی که فکر می کنم هیجان وجود دارد.

این در کثیف بودن هارمونی کورین است گومو، در کثیف بودن لئوس کاراکس پسران با دختر ملاقات می کنند. در آن فیلم هایی که اوضاع به هم ریخته و هیجان انگیز است ، ما شروع به کمک یک چیز هیجان انگیز و جدید به زبان سینمایی می کنیم. اگر این همان کاری است که ما انجام می دهیم ، می خواهیم جایی جدید و هیجان انگیز برویم و ارزشش را دارد. ارزش بهم ریختن را دارد. ارزش این را دارد که یک ستاره از نظر شما خارج شود.

تحقیق فیلم می خواهد از بسام طارق بخاطر اختصاص دادن وقت برای صحبت با ما تشکر کند!

مغول موگلی از استعدادهای موسیقی ستاره خود برای گفتن داستانی در مورد دیاسپورای جنوب آسیا استفاده می کند. چه فیلم های دیگری به شکلی جالب و معنی دار درباره دیاسپورا بحث می کنند؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

مغول موگلی در تاریخ 30 اکتبر 2020 در سینماهای انگلستان اکران می شود.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد 2020: GAY CHORUS DEEP SOUTH

در سال 2016 ، HB1523 به قانون ایالات متحده امضا شد ، قانونی بودن انکار مسکن یا حتی اخراج شخصی صرفاً به دلیل افرادی که آنها هستند به دلیل نقض عقاید مذهبی. اعتقادات مذهبی با جوهر قلم ، تنها پایه اصلی تصمیمات حقوق بشری و تبعیض قرار گرفت. در یک لحظه ، از نظر قانونی ، حقوق مبانی مذهبی فرد از نظر قانون بیش از سایر موارد نقض برابری اهمیت یافت. برای آن دسته از افراد LGBTQ + که برای دستیابی به حقوق برابر نه تنها با همسایه خود بلکه از طریق قانون تلاش کرده اند ، این ضربه ای بود که در بین ملت ، سایر ایالت های جنوب به دنبال این پرونده موج می زد.

با تصویب قوانین جدید ، همراه با نتایج انتخابات 2016 – و سال های بعدی – برای بسیاری ، تنها کاری که می توانستند انجام دهند آواز خواندن و عشق ورزیدن بود. برای گروه کر همجنسگرایان سانفرانسیسکو ، این قدرت صدای واحدی بود که آنها برای به اشتراک گذاشتن و بیان آنها سوق داده شدند. کر همجنسگرا در جنوب عمیق، از کارگردان و نویسنده دیوید چارلز رودریگز، آمادگی و تور نهایی خود را از طریق جنوب دنبال می کند زیرا آنها صدای خود را بلند می کنند و به عنوان یک خط مقدم برای جامعه همجنسگرایان شناخته می شوند و فاصله بین تبعیض و پذیرش را از بین می برند.

روشن کردن از طریق آهنگ

با استفاده از کارت های عنوان رنگی شیب دار ، در ابتدا وضعیت جنوب تحت فشار قرار می گیرد. با وضع قوانین جدید ، برابری ، معیشت و پیشرفت به خطر افتاده است. تعدادی از مردان گروه کر سانفرانسیسکو اهل جنوب هستند ، بسیاری تحت انتظار وفاداری ممنانه به کلیسا و مطابقت با هنجارهای پذیرفته شده بزرگ می شوند – بسیاری از آنها برای یافتن برابری و آزادی نفس خود را ترک می کنند. بسیاری مانند جیمی مضطرب هستند که بازگشت به خانه و دیدار مجدد با والدین چگونه خواهد بود. از نظر جیمی ، او از جنگیدن برای چیزی خسته شده است که احساس می کند هرگز تغییر نخواهد کرد.

جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد 2020: GAY CHORUS DEEP SOUTH
منبع: جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد

با این وجود ، چون این احساس عدم اطمینان و خستگی ادامه دارد ، او ، همراه با گروه کر ، به تور خود ادامه می دهد و در طول 7 روز 25 نمایش در می سی سی پی ، تنسی و آلاباما انجام می دهد. سرتاسر کشور پر از موسیقی است ، نه تنها صدای امیدواری این مردان است ، بلکه صدای کسانی است که در مورد تماشاگران درباره گروه کر و فضای تفرقه انگیزی که اکنون همه ما در آن زندگی می کنیم ، اظهار نظر می کنند. کر همجنسگرا در جنوب عمیق هوشمندانه است که در خارج از گروه کر شرکت می کند ، تا تصویری سالم تر از استقبال و احساسات کسانی که در کنسرت ها شرکت می کنند ارائه دهد.

جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد 2020: GAY CHORUS DEEP SOUTH
منبع: جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد

همچنین به اندازه کافی هوشمند است که بدانید نفرت همراه با انتظار پیش بینی شده و بعدی است. در حالی که طیف پذیرش و تبعیض متفاوت است ، صداهای نفرت انگیزی که از دستگاه پاسخگویی و از دهان به شکل فیزیکی بیرون می آیند همچنان به شدت ضربه می خورند ، دانش این باورهای تبعیض آمیز است که از طریق کلمات و لحن به زندگی می رسد. حتی با وجود والدین جیمی ، که به نظر می رسد فرزندشان دوست داشتنی و پذیرفته است ، فاصله ای وجود دارد – بیشتر از پدر – که این شیوه زندگی او نیست. گرچه مقبولیتی وجود دارد که او می تواند هر طور که بخواهد انجام دهد ، اما همچنین ناتوانی در دیدن فراتر از “زمان های قدیمی” وجود دارد – خود را در یک عبارت معذور می داند. و گرچه نفرت نیست ، امتناع از حتی مشاهده دیدگاه متفاوت یا مقابله با درک متفاوتی است که به همان اندازه صدمه می زند.

افکار نهایی

کر همجنسگرا در جنوب عمیق فیلمی بود که می خواستم از زمان اکران در جشنواره فیلم Tribeca 2019 ببینم ، و من هیجان زده شدم که فرصتی دیگر برای دیدن فیلم در طول اجرای آن در جشنواره بین المللی فیلم ریجفیلد پیدا کردم. در حالی که فیلم ممکن است در مناطق تبعیض آمیز ایالات متحده با نفرت و تبعیض شایع باشد – و جایی که دین حرف آخر را می زند – این مردان الهام بخش یک ملت هستند. آنها در صف مقدم برابری ایستاده اند ، نه با کلمات و بحث و جدال ، بلکه با آواز و گرمی در قلب خود. آنها الهام بخش کسانی هستند که مدافع آنها هستند و کسانی که هنوز نبرد نکرده اند. در برابر نفرت ، آنها چراغ درخشان عشق هستند.


Gay Chorus Deep South را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

استفانی آرچر

استفانی آرچر

استفانی آرچر 35 ساله متعصب سینما است و در نوروک ، سی تی ، ایالات متحده آمریکا زندگی می کند.

Nightstream Film Festival 2020: جهنم خونین و شام در آمریکا

همه از شنیدن این “اوقات بی سابقه” مریض هستند و هیچ کس بیشتر از مسئولان برگزاری جشنواره فیلم نیست. همانطور که پرونده های Covid در ابتدای سال شروع به لغو جشنواره ها می کردند ، جشنواره ها با تصمیم جابجایی آنلاین یا حذف کامل نسخه امسال روبرو شدند ، چالش های جدیدی ایجاد کردند که ممکن است باعث دسترسی بیشتر فیلم ها به مردم شود – اما فیلمسازان را نیز به سرقت برد از شانس نمایش فیلم هایشان در صفحه بزرگ است.

همانطور که چندین جشنواره ترسناک به صورت آنلاین نقل مکان کرده اند ، آشکار شده است که این رویدادها بیشترین لطمه را دیده اند ، زیرا شما نمی توانید لذت عمومی گاز گرفتن و سرزنش کردن در فیلم های وحشتناک ، فاسد و گهگاه کاملاً شلخته ای را که در خانه ترکیب می کنند ، تکرار کنید. . جشنواره فیلم Nightstream ، همکاری بین جشنواره فیلم های زیرزمینی بوستون ، جشنواره فیلم ترسناک بروکلین ، جشنواره فیلم North Bend ، جشنواره فیلم Overlook و جشنواره فیلم Popcorn Frights ، توسط افرادی با علاقه به ژانر سینما برگزار شده است که به احتمال زیاد سریعترین نکته این است که بگویم این فیلمها با حضور جمعیتی بهتر تجربه می شوند.

این نظریه ای است که من نمی توانم هنگام تماشای دو فیلمی که از جشنواره بررسی کرده ام ، از ذهنم دور شوم ، به عنوان بخشی از پوشش فیلم Inquiry از Nightstream (همکار من ، کلمنت تایلر اوبروپتا ، بسیاری دیگر را انتخاب خواهد کرد). در واقع ، تمام آن چیزی بود که می توانستم هنگام تماشای بهتر از این دو فیلم به آن فکر کنم …

جهنم خونین (کارگردان: آلیستر گریسون)

همانطور که تلاش ها برای گردهم آوردن جشنواره افتتاحیه Nightstream تحسین برانگیز است ، تکرار هیجان های تماشای یک فیلم نیمه شب در خانه دشوار است ، بدون اینکه مخاطبان رذیل در کنار شما بنشینند. هیجان انگیز Aussie / فنلاندی جهنم خونین نوعی فیلم است که در آن محیط رشد می کند – یک داستان زنده مضحک کمیک و بسیار دلهره آور که در یک سطح کاملاً ابتدایی موفق می شود ، و بر آشنایی خود با یک بی احترامی شاد ، ظاهراً ساخته شده برای آن دسته از مخاطبان جشنواره بی خواب در وسط یک وحشت شبانه شرم آور است که به روشنی که در نظر گرفته شده دیده نمی شود.

پس از خنثی کردن یک سرقت از بانک به روشی که بد به پایان رسید ، رکسبن اوتول) به یک سلبریتی ملی تبدیل می شود. با توجه به نگرانی ، تصمیم می گیرد از همه چیز دور شود و به فنلاند پرواز می کند – جایی که مدت زیادی از ورودش نگذشته ، بیهوش شده و به زیرزمین یک ملک دور افتاده منتقل می شود. با از دست دادن یک پا و بدون داشتن ایده از چگونگی رسیدن به آنجا ، ماموریت او برای فرار از این خانه شوم خانوادگی آغاز می شود.

جشنواره فیلم Nightstream 2020: جهنم خونین و شام در آمریکا
Blo0dy Hell (2020) – منبع: Nightstream Film Festival

این فیلم دارای تیک های سبک آزار دهنده ای است که می توانید تصور کنید با مخاطبان جشنواره ای ژانر کار می کنید ، اما وقتی در خانه تماشا می کنید صاف می شود. هیچ کس بیشتر از شخصیت پردازی مونولوگ داخلی رکس سرزده نیست ، و داشتن اوتول با اجرای یک نمایش خروس تر از کناره ها ، خماری از موج پس از تارانتینو در سینمای اواسط دهه 90 که لغزش می خورد ، زیرا گفتگوها بیش از آنکه جالب باشد ، جالب است. . البته ، این گاهی اوقات این را برای خنده بازی می کند ، مانند لحظه ای که رکس در وسط سرقت تمرین می کند فیلم اکشن خط بوسه خود را – اما در بیشتر اوقات ، احساس شوخی و منسوخ می شود ، با شوخی در مورد موضوعات از جمله وگانیسم احتمالاً ناله های بیشتری نسبت به گوفاها ایجاد می کند.

علی رغم این ، کاریزمای اوتول موفق می شود همه چیز را از ایجاد احساس لرزش جلوگیری کند ، در یک راه خوب بین به تصویر کشیدن رکس به عنوان یک قهرمان بد عمل و یک خرگوش با توهمات با عظمت – مانند جان مک کلین و مک از It’s Always Sunny rolled یکی جهات فزاینده تند و زننده داستان ، همانطور که ما درباره راز تاریک خانواده ای که رکس را به گروگان گرفته است بیشتر می آموزیم ، بهتر است دست نخورده باقی بمانند ، اما یک بار دیگر ، من می توانم تصور کنم که مخاطبان جشنواره فرضی از جهت سمت چپ که در آن قرار دارد لذت ببرند اینکه بتواند دو ژانر متفاوت را در خود جای دهد ، یک هیجان هیست در فلش بک و یک چیز نفرت انگیزتر در حال حاضر ، ستودنی است ، و مطمئناً داستان را به یاد ماندنی می کند علی رغم لحن پر سر و صدا پس از تارانتینو که احساس می کند تا حدودی منسوخ شده است.

در مجموع ، این باعث می شود جهنم خونین چیزی نادر باشد: معجونی عجیب از یک هیجان مخلوط ژانر ، که به تقلید از صدای متمایز گفته می شود و کیفیت های منحصر به فرد آن را تضعیف می کند.

شام در آمریکا (کارگردان: Adam Rehmeier)

شما قبلاً داستان را شنیده اید. یک بزهکار متخلف در سمت اشتباه قانون با دختری که از زندگی در خانه اش نگران است پیش از آنکه به یک مارپیچ خشونت و ضرب وشتم با هم بروند ، از مسیرها عبور می کند. کارگردان آدام رحیمرعنوان مسابقه Sundance شام در آمریکا شیرینی مطلوبی نسبت به آن دارد که خود را از میانگین شما متمایز می کند بانی و کلاید کلون ، وقت خود را صرف ایجاد یک وضعیت خفقان آور حومه شهر و رابطه شکوفایی بعید قبل از اینکه عاشقان به بیرون بروند.

آنچه جای تأسف دارد این است که حساسیت زیر پوچ گرایی فیلم را از یافتن جای خود منصرف می کند تا اینکه با تقلید آشکارتر از دیگر فیلم های جنایی پراکنده جنایی شروع شود. این یک کمدی کاراکتری است که احساس کشش می کند زیرا همه ما از جهتی که در آن قرار دارد می دانیم ، با نوآوری های ظریف اما جزئی فقط فیلم را متوقف می کند قبل از اینکه فیلم به یک مقصد آشنا تر و در عین حال بی نهایت سرگرم کننده تر برسد.

جشنواره فیلم Nightstream 2020: جهنم خونین و شام در آمریکا
شام در آمریکا (2020) – منبع: Nightstream

سیمون (کایل گالنر) ، خواننده اسرارآمیز یک گروه پانک زیرزمینی ، به دلیل تمایل مکرر به آتش سوزی دائماً درگیر مشکل قانون است. پتی (امیلی اسکاگز) یکی از طرفداران سرسخت گروه خود است و به طور معمول طرفداران پرطرفدار را به پست خود می فرستد ، حتی اگر او چهره او را زیر ماسکی که روی صحنه قرار داده است ، ندیده است. در حالی که او از پلیس در حال فرار است ، مسیرهای زوج متقاطع می شود و او خود را در خانه خانوادگی خود پنهان می کند – جایی که یک رابطه شکوفا می شود و به پتی مختصری از وجود مزاحمت خود می پردازد و متقاضی کار حداقل دستمزد است.

نیمه دوم فیلم ، که در آن سیمون پتی را متقاعد می کند که به یک عمر مشاغل سخت در حومه ناشناس رضایت ندهد تا در آن لحظه زندگی کند ، شام در آمریکامارک خاص کمدی تاریک دل ، اما در نهایت شیرین طبع ، سرانجام به جای خود کلیک می کند. قبل از آن ، به نظر می رسد خیلی سخت به مارک خاصی از عجیب و غریب مرتبط با فیلم های Sundance از این نوع متکی است ، و هرگز تعادل بین جذابیت بی نظیر و تحریک سورئال را پیدا نمی کند.

جنبه اخیر فقط در شخصیت پردازی پتی احساس ناخوشایندی می کند ، که علی رغم اینکه در فیلم نامه 20 نامیده می شود ، اما مانند یک دختر نوجوان توصیف می شود. از طرف مورد اذیت و آزار قرار گرفتن توسط برخی از دانش آموزان در نزدیکی ، مجبور شدن به پدر و مادر خود برای اجازه دادن به هر کاری ، شخصیت احساس می کند که جوان تر از سن واقعی خود است و باعث می شود روابط مرکزی بسیار ناخوشایندتر از آن باشد. البته ، یک عاشق در فیلم لام به سبک بانی و کلاید یا قاتلان متولد طبیعی برای ایجاد احساس ناخوشایند در مخاطب طراحی شده است – اینجاست که احساس ناراحتی کاملاً عمدی نیست.

شام در آمریکا ناهموار است اما کاملاً لذت بخش نیست ، حتی اگر فقط هنگام بازی در بازخوانی فیلم هایی که ترجیح می دهید در عوض تماشا کنید ، کار کند.

برای بررسی بیشتر Nightstream در ادامه با فیلم پرس و جو همراه باشید.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آلیستر رایدر

آلیستر نویسنده ای 25 ساله و ساکن کمبریج است. او از ابتدای سال 2014 در مورد فیلم می نوشت و علاوه بر Inquiry Film ، به طور مرتب با Gay Essential و The Digital Fix همکاری می کند ، و در این بخش با خطوط دیگری در داستان های فیلم ، BFI و Vogue Visages حضور دارد. به دلیل کار در فیلم Inquiry ، وی عضوی شناخته شده در GALECA ، انجمن منتقدان سرگرمی گی و لزبین است.

جشنواره فیلم لندن 2020: SHIRLEY

شرلی جکسون از نظر بیشتر اوقات ، یک نوع عجیب و غریب بود. قصه های تب و تاب گوتیک او مانند “Hangsaman” یا “The Haunting of Hill House” دقیقاً به عنوان یک چیز منطقی برای نوشتن یک زن در اواسط دهه 50 در نظر گرفته نشد. با این حال داستان های او تصورات مردم جهان را تسخیر و وحشت زده می کند. با تمام این اوصاف ، او گوشه گیر و آگورافوبیک بود و بندرت خانه اش را ترک می کرد.

جشنواره فیلم لندن 2020: SHIRLEY
منبع: نئون

برای این مسائل ، او کوکتل از باربیتورات ها و آمفتامین ها مصرف کرد ، که مطمئناً فقط این اضطراب را تشدید کرده است. تحقیر نقش های زن سنتی زن خانه دار که توسط همکاران همسرش و شهر کوچک North Bennington به او نسبت داده شده است ، جکسون تا زمان مرگ نابهنگامش در سن چهل و هشت سالگی توسط جامعه خود بیشتر مورد طرد قرار گرفت.

ضد بیوگرافی

شرلی یک زندگی نامه استاندارد نیست. در واقع ، به عنوان یک ماده ضد بیولوژیکی برچسب گذاری شده است. اقتباس شده از سوزان شال مرل“شرلی: یک رمان” ، جایی کاملاً خیالی است جکسون و شوهرش برای مدت نامشخصی یک زوج جوان را سرگرم می کند. این داستان داستانی را با جنبه های واقع گرایانه زندگی او مانند آگورافوبیا و الکلیسم همراه می کند. به همان اندازه عجیب و اغوا کننده است جکسونرمان ها ، بنابراین لحن مناسب است. می توان تصور کرد جکسون خودش از عدم تمایل فیلم برای انطباق با هر نوع انتظاری که اصطلاح “بیوگرافی” به آن قرض می دهد ، لذت خواهد برد.

جکسون به طرز شگفت انگیزی توسط الیزابت ماس، که شاید بتوان گفت همه کاره ترین بازیگر نسل خود است. امتناع او از کبوتر کشیدن قابل تحسین است و در اینجا شاید او بزرگترین پروژه خود را پیدا کرده باشد. او نویسنده را با پارچه ای مبهوت از ترفند و احتیاط بازی می کند. نگاه ترش او بیش از هر چیزی که مخالف است سقوط می کند. او باهوش است ، و بسیار بالاتر از ساختارهای سخت جامعه ، بسیار بی احترامی می کند. تماشای اسباب بازی او با مردم بسیار سرگرم کننده است ، مانند زمانی که وی شراب قرمز را روی مبل مهمانی دانشکده می اندازد اما شوهرش او را مجبور به حضور در آن کرده است. صاحب خانه مضطرب ، با التماس ، فرار می کند جکسون تا لطفاً شراب را با حوله “خاموش” کنید تا بیرون بیاورد ، اما جکسون همچنان لکه ها را به وحشت زن می مالد. این یک استعاره مناسب برای است جکسونزندگی:: در حالی که از او انتظار می رود غوطه ور شود ، او همیشه مالش می دهد.

جشنواره فیلم لندن 2020: SHIRLEY
منبع: نئون

همسرش استنلی (با بازی فوق العاده توسط مایکل اشتولبرگ) یک پروفسور پر زرق و برق است که با او رابطه سنگینی دارد. آنها به وضوح یک عشق عمیق نسبت به یکدیگر دارند ، اما مشکل این است که به نظر می رسد یکدیگر را آزار می دهند. شاید به همین دلیل استنلی از معاون آموزشی خود فرد دعوت می کند (لوگان لرمن) و همسرش رز (اودسا یانگ) تا زمانی که نتوانند مکانی برای خود پیدا کنند با آنها بمانند. جکسون، البته ، از این نتیجه راضی نیست اما به زودی مورد پسند رز قرار می گیرد ، که وی جذابیت داستان های تاریک را با او دارد. در حقیقت ، در صحنه اولیه ، زوج جوان پس از اینکه رز با خواندن تحریک شد ، در واگن قطار رابطه جنسی برقرار کردند جکسونداستان کوتاه “لاتاری” که اخیراً مورد تحسین قرار گرفته است. این یک بینش جالب در مورد طرز فکر رز ، و همچنین رابطه او با فرد است و بیننده را برای تعاملات بعدی خود با جکسون خودش. این احتمالاً یکی از جالب ترین جنبه های شرلی است. رقص عجیب رز و جکسون با یکدیگر کار کنید ، بی سر و صدا اما کاملاً همدیگر را حس می کنید ، دو زن ناامید از شکستن قیدهای محدودیت های جنسیتی دهه 1950 خود هستند. به نظر می رسد برای شما طراوت بخش است جکسون، که به نظر می رسد در مورد شیطنت های شوبو شوهر شوهرش و رفتار ساینده با محافظ جوان خود ، فرد فرسوده و فرسوده تر می شود.

بدون خزه روی خزه

به مناسب ، کارگردان جوزفین دکر هیچ علاقه ای به مطابقت با انتظار ندارد. آخرین تلاش او Madeline’s Madeline ، شباهتی به شرلی، و احساس می کند اینجا او در عنصر خود قرار دارد. شرلی با یک لنز کلاستروفوبیک فیلمبرداری شده است ، که بیشتر در داخل آن تنظیم شده است جکسونخانه شماست و با فضایی بسیار متشنج ، نیمی از شخصیت ها انتظار دارند که در هر لحظه به یکدیگر منفجر شوند. چهار نفره به طرز ناامیدکننده ای با آرامش روبرو می شوند و بندرت با موضوعاتی روبرو می شوند. این ممکن است در بعضی مواقع خسته کننده باشد ، در حالی که قطره قطره عسل در آن کند است ، و ممکن است کسانی را که به دنبال چیزی اندک تر هستند ، قدردانی کند. با این وجود ، به مشاهده بیمار پاداش می دهد. بیشتر به دلیل خزه: او همیشه کاملاً مسحور کننده است ، و با چند کلمه جا افتاده همه اطراف خود را نابود می کند. خزه هرگز از دست نمی دهد جکسونآسیب پذیری ، هر چند. لحظاتی وجود دارد – مانند زمان جکسون تماشا می کند که شوهرش در مهمانی دانشکده معاشرت آشکارا با زنان را انجام می دهد – جایی که می بینیم چقدر درد دارد جکسون در ، چقدر او از همه چیز خسته است. خزه آن را به خوبی بازی می کند ، اطمینان حاصل کنید که شخصیت هرگز یک بعدی نیست ، بین تلخی و درماندگی در نوسان است. چشمگیر است که ببینید عمق چقدر است خزه قادر به استخراج از است جکسون و می سازد شرلی تماشای جذاب

جشنواره فیلم لندن 2020: SHIRLEY
منبع: نئون

در اینجا چند مجوز هنری گرفته شده است: جکسون و شوهرش وقتی که در حقیقت چهار فرزند داشتند ، بی فرزند معرفی می شوند. در حقیقت، جکسون کتابهایی در مورد تربیت کودکان نوشت و نمی توان کمک کرد اما فکر نمی کرد دیدن اینکه چگونه می توان این طرف او را نشان داد جالب بود. افسوس که برای ایجاد فضای مناسب برای رابطه با رز ظاهراً مورد حمله قرار گرفت و قابل درک است.

نتیجه

در نهایت ، تجربه شما از شرلی به سلیقه شما بستگی خواهد داشت. این کاملاً عجیب و غیر مطابق است ، وقتی که انتظار دارید درست شود ، از سمت چپ منحرف شده و به هیچ وجه حاضر به حل و فصل نیست. این یک تغییر تازه کننده برای یک بیوگرافی است و آنچه در اینجا سعی شده تحسین برانگیز است ، اما همیشه کارساز نیست. این ممکن است حوصله برخی را آزمایش کند ، در بعضی مواقع خیلی کند ، و شاید بتوان او را متهم کرد که مشت هایش را کمی ، اینجا و آنجا کشیده است. این عملکرد خزه، با این حال ، که پس از آن در مورد صحبت خواهد شد. او لنگر می اندازد شرلی و شخصیت او را با عمق و ظرافت فراوانی غوطه ور می کند. شما هرگز واقعاً نمی دانید چه اتفاقی می افتد بعدی چه موقع اتفاق خواهد افتاد خزه روی صفحه است و این غیرقابل پیش بینی بودن است که وام می دهد شرلی جالب ترین جنبه های آن خود فیلم ممکن است در ذهن بینندگان باقی نماند ، اما خزه… عملکرد تقریباً قطعاً خواهد بود.

شرلی جکسون به دلیل رمان های گوتیک خود بسیار مشهور بود. کدام یک مورد علاقه شما بود؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

شرلی در تاریخ 30 اکتبر در انگلیس آزاد می شود. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تاریخ انتشار ، لطفا اینجا کلیک کنید.

https://www.youtube.com/watch؟v=X2oA35q212E


شرلی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!