دوز: دو پرستار در این هیجان خاموش خدا را بازی می دهند

که در مارتین کراوتهیجان انگیز آرژانتینی ، دوز (لا دوز) ، دو پرستار ، یک پیر و یک کوچکتر ، در مورد وضعیت خود در بخش مراقبت های تسکینی تعمق می کنند. برخلاف سایر پرستاران ، آنها یک راز تاریک دارند: آنها با انجام اتانازی بدون رضایت بیمار مخالف نیستند. اوتانازی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم باعث مرگ یک شخص دیگر به خاطر آن شخص تعریف می شود. موضوع اتانازی به خودی خود بحث برانگیز است. مسلماً بسیاری از روشهای آن از نظر مسئولیت متفاوت هستند (غیر ارادی ، غیر ارادی ، فعال و منفعل). حتی اگر یک دستورالعمل قبلی وجود داشته باشد ، یا بیمار نتواند خواسته های خود را بیان کند ، روند تحقق مرگ کسی همیشه با توجه به اخلاق مورد بررسی و قضاوت قرار می گیرد. که در کراوتاخلاقیات اتانازی با هیجان روانشناختی کاملاً تنش آمیز ، همزمان با انتقاد شدید از انزوای خود-تحمیل شده و رقابت مردان است.

دوز: دو پرستار در این هیجان خاموش خدا را بازی می دهند
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

مارکوس (کارلوس پورتالوپی) یک پرستار شیفت شب میانسال و پر زحمت در یک بخش مراقبت تسکینی است. هنگام معامله با بیماران ، مارکوس حتی خو و دلسوز است. اما مهمتر از همه ، او تحت تأثیر اعتقادات خودش قرار دارد. هر از گاهی ، وقتی کاملاً باور دارد که یک بیمار فراتر از صرفه جویی است ، چه رسد به معالجه ، مخفیانه دارویی را توزیع می کند تا به درد و رنج آنها پایان دهد. با این حال ، گابریل روال و وضعیت مارکوس در بخش را تهدید می کند (ایگناسیو راجرز) به عنوان یک پرستار دیگر به کارمندان می پیوندد. گابریل جوان ، جذاب و مطمئن به نفس است و به دلیل طبیعت آرامش ، کارمندان و بیماران را برنده می کند. با این وجود ، از زمان اشتغال جبرئیل به کارمندان ، میزان مرگ و میر بسیار افزایش یافته است و این امر تحقیقات رسمی را موجب می شود. مارکوس به زودی متوجه شد که گابریل ، مانند او ، بیماران را می کشد ، اما او این کار را از روی عفت انجام نمی دهد ، بلکه این کار را از روی لذت کامل انجام می دهد.

یک رقابت عجیب و غریب بین دو پرستار

دوز با شلیک سقفی یک زن مسن که روی تخت بیمارستان خوابیده است ، باز می شود. هیچ چیزی به جز صدای بوق مانیتور شنیده نمی شود. به زودی قلب زن بیرون می آید و پزشکان و پرستاران برای احیای زن به محل مسابقه می پردازند. همانطور که پزشکان زمان مرگ را می نامند ، مارکوس ، پرستار باتدب ، از تسلیم امتناع می ورزد و می تواند قلب خود را شروع کند. پزشکان و مدیران پزشکی از پس انداز مارکوس خیلی راضی نیستند ، زیرا او نه تنها پروتکل را شکست اما زن بیمار بی پاسخ مانده و مجبور به مصرف یک عفونت شد. مارکوس ، که بعید می داند آینده زن بعید است ، آخرین داروی را برای پایان دادن به درد و رنج خود استفاده می کند.

مراقبت از بیماران مسنی که هنوز به زندگی خود چسبیده اند بخشی از زندگی روزمره مارکوس است. صدای بوق مانیتور و بیماران تحریک شده بخش را پر می کند. سایه های خاموش آبی و سبز ، با مجوز از گوستاو بیازیفیلمبرداری جدا و خسته کننده ، یک غم و اندوه محسوس از بخش و وجود تنها مارکوس را نشان می دهد.

مارکوس بیست سال در بخش پرستار بوده است ، و نه یک بار شکایت کرده و نه هیچ وقت نگرانی نسبت به درهای مرگ را نشان داده است. در واقع ، او زندگی زیادی خارج از کار ندارد ، تنها در یک آپارتمان متروک زندگی می کند و در کنسرو نخود فرنگی زندگی می کند. تنها شخصی که به دوست شباهت دارد همکارش نولیا است (لورنا وگا) گاهی اوقات ، مارکوس در مورد بیماری که از پس پس انداز است ، حداقل از دیدگاه او ، عملی اتانازی انجام می دهد. عزیزان ممکن است اختلاف نظر داشته باشند. مارکوس علی رغم اینکه کارهای اوتانازی را رحمانه تلقی می کند ، صالح نیست. این درک از ورود گابریل ، یک پرستار جوان و گنگ است که مشتاقانه مارکوس برای انجام اتانازی است ، اما با نیت زشت تر.

دوز: دو پرستار در این هیجان خاموش خدا را بازی می دهند
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

در ابتدا ، مارکوس از تمایل گابریل به کشتن به خاطر قتل خبر ندارد. حتی در این صورت ، مارکوس بلافاصله از نگرش آرام و ناامیدانه گابریل متعجب می شود. گابریل با یک نگاه سوراخ کننده یا یک جمله در نظر گرفته شده ، با احساسات مارکوس اسباب بازی می کند. گابریل از طریق تاکتیک های حیله گر ، موقعیت مارکوس را در بخش با تهییج محبت کارمندان ، تسلیم خواسته های بیماران و تغییر برنامه بدون اینکه ابتدا به او بگوید ، موقعیت را تهدید می کند. با پیشرفت روابط گابریل و مارکوس ، مارکوس به دلایلی که فراتر از خصومت و حسادت فراتر از حد خصومت است ، گیج و آزرده می ماند. در برهه ای از زمان ، تعاملات آنها به معنای جذابیت جنسی است ، چیزی که مارکوس سعی در فرار از آن دارد و گابریل نیز با دوستی و معاشقه سعی در پرورش آن دارد. مسئله این است که گابریل خود یک دست انداز ماهر است. هنوز مشخص نیست که آیا گابریل به مارکوس کشیده شده است زیرا آنها هر دو طرفدار اتانازی هستند ، یا اینکه گابریل برای کنترل نتیجه رقابت آنها در حال بازی او است. از ابتدا تا انتها ، انگیزه جذب گابریل به مارکوس وسوسه انگیز مبهم و عمداً ناخوشایند است.

پویایی عجیب و غریب روابط مارکوس و گابریل از آغاز حرکت تحریک کننده است. کراوت آنها را به عنوان مخالف می نویسد ، اما با توجه به مشاغل خود باید با یکدیگر کنار بیایند. در هنگام استفاده از قدرت زندگی و مرگ ، توانایی خطا بسیار کم است و یا وجود ندارد. بی سر و صدا و نگران کارلوس پورتالوپی با اعتماد به نفس ماركوس را از رفتار دوستانه ، ظاهر جوان و قدرت بی حد و حصر گابریل منتقل می كند. روحیه ایگناسیو راجرز تلاشهای محاسباتی گابریل برای دستکاری مارکوس را در حالی که هنوز قادر به محافظت از رواداری از محکومیت است ، به طرز ترسناکی منتقل می کند. پورتالوپی و راجرز هر دو مغناطیسی هستند ، به عنوان مخالف قطبی نوشته شده اند ، اما دارای یک شیمی انکار ناپذیر هستند که با یک خصومت اساسی مشخص می شود. چنین خصومت با زبان بدن تیره و خیره شدن صلب به نمایش گذاشته می شود.

چه کسی خدا را بهترین بازی می کند؟

خود فیلم از دیدگاه مارکوس نسبت به سایر موارد قدردانی می کند و گابریل را بدون بصیرت شخصیت ترک می کند. اما این تصمیم در خدمت هدف س Gabال برانگیز گابریل برای گرفتن زندگی است – نه برای حفظ روحیه بلکه برای احساس قدرت. در صحنه بعدی ، مارکوس می گوید ، “برای کسانی که ایمان دارند ، خدا همه جا است.” گابریل با ادعای حیرت انگیز به مارکوس پاسخ می دهد: “بله ، شاید اینجا. اما او فقط می تواند در ICU نگاه کند. من و تو خدایان آنجا هستیم. ” با تطبیق دو پرستار با یکدیگر که مانند خدا رفتار می کنند با تصمیم گیری در مورد مرگ و زندگی بدون رضایت بیمار ، کراوتهیجان انگیز جذاب یک سناریو را بررسی می کند که در آن دو پرستار سعی می کنند ثابت کنند که آنها نقش خدا را بهتر از دیگری بازی می کنند.

گفتمان درباره پیامدهای مرتبط با بازی با خدا ، گرچه ذاتاً جذاب است ، به ویژه هنگامی که پیرامون اخلاق پزشکی باشد ، اما به نظر می رسد تحت الشعاع انگیزه های پوزخند گابریل برای دوستی با ناراحتی روانی نوپای مارکوس و مارکوس قرار گرفته است. قسمت میانی فیلم بدون ایجاد تفسیر جدیدی درباره اخلاق اتانازی یا استثمار قدرت ادامه می یابد.

دوز: دو پرستار در این هیجان خاموش خدا را بازی می دهند
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

وضعیت مارکوس و گابریل به عنوان مجریان اوتانازی – مارکوس فرشته ای از رحمت ، و گابریل فرشته مرگ است – به یک رویارویی اوج گیری و بالقوه خشونت آمیز اشاره دارد که ثابت می کند یک قاتل شایسته تر ، یا باهوش تر از قاتل دیگر است. اما واقعیت کمتر وحشیانه است و از نظر روانشناختی آزار دهنده و بد تعریف شده است. کمی شوخ طبعی تیره بپاشید و خودتان نتیجه می گیرید که جالب توجه است که خارج از مرکز است اما هنوز هم دلپذیر است. در پایان ، فیلم از بیان شفاف درباره دیدگاه های مارکوس و گابریل در مورد اتانازی یا حتی در مورد روابط پیچیده آنها خودداری می کند.

دوز: نتیجه

علی رغم اینکه آرام آرام و به طور ناامیدکننده ای مبهم است ، عملکرد عالی از پورتالوپی و راجرز، همراه با گوستاوو بیازیفیلمبرداری کالیگینیک ، فتنه را تأیید می کند. علاوه بر اینکه از نظر اخلاقی مظنون هستند ، مارکوس و گابریل درگیر رابطه ای هستند که ریشه در کینه و آشفتگی دارد ، که از جذابیت مهلک ، رقابت غیرقابل انکار و عقلانیت عقلانیت ناشی می شود.

مارتین کراوتها دوز یک تریلر آهسته سوز است که بر تعارض بین دو پرستار که به دلایلی منطبق با اعتقاداتشان اتانازی عمل می کنند ، تأکید می کند. در حالی که در نیمه راه پیچیده است ، فیلم از نظر بصری و مفهومی غنی است و از یک فضای آرام پشتیبانی می کند. مهمتر از همه ، این داستانی است که منحصراً برای تحریک شخصیتهای اصلی طراحی نشده است. اخلاق در این زمینه حتی با آگاهی ترین بینندگان را نیز به چالش می کشد.

آیا دیده اید دوز؟ در غیر اینصورت ، آیا اکنون علاقه دارید آن را ببینید؟ به ما در کامنت ها اطلاع دهید!

Dose در ایالات متحده با درخواست ویدئو در تاریخ 11 ژوئن 2021 ، توسط ساموئل گلدوین فیلمز منتشر شد.

https://www.youtube.com/watch؟v=KBsG7v2Txv0


دوز را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی تحقیق فیلم را باز کنید. به جمعی از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

برلیناله 2021: تابستان چه چیزی به ارمغان می آورد

“پیرمردی مثل من با هدایت این انگیزه های کمی کودکانه برای داشتن یک ماجراجویی انگار که من ایندیانا جونز بی احساس و چاق هستم”

هنگامی که دوست دختر دیرینه او ماریانا در یک برنامه مطالعه یک ساله در فرانسه ، فیلمساز ، پذیرفته می شود ایگناسیو سروی چمدان های خود را بسته و بوینس آیرس را ترک می کند تا برای مدت سه ماه به دنبال معشوق خود برود – تمام ویزای بازدید کننده وی اجازه می دهد. پس از ورود به تولوز ، مرد جوان دوربین خود را در eBay خریداری می کند ، فقط برای اینکه متوجه شود حافظه آن پاک نشده است. از طریق پرونده ها ، ناچو – همانطور که دوست دارد او را صدا کنند – به یک فرانسوی بی نام ، که او را ژان پیر می خواند ، معرفی می شود. او ساعتها و ساعتها فیلم را پشت سر می گذارد ، بازی مرد را با سگهایش تماشا می کند ، کنار یک رودخانه قدم می زند و به کارهای روزمره می پردازد.

برلیناله 2021: تابستان چه چیزی به ارمغان می آورد
منبع: برلیناله

با کنجکاوی و اعتقاد به این که می توان با بایگانی چیزی را ساخت ، ناچو از طریق بستر آنلاین با فروشنده تماس می گیرد و متوجه می شود که ژان پیر در واقع چارلز نام دارد. مردی که نسبت به بیرون کشیدن خاطرات تصویری جدا از هم شک دارد ، به آرژانتینی اجازه می دهد هر کاری که دوست دارد با فیلم انجام دهد. چارلز تصریح کرد: از آنجا به بعد ، این دو نفر ایمیل را رد و بدل می کنند چیپس ذرت سوالات در حالی که فیلمساز ساعتهای ویدیو را مرور می کند.

زخمهای عمیق استعمار

ما از عادی زندگی چارلز در حومه فرانسه – بعد از ظهرهای راحت او با باربیکیو و روال عاشقانه ای که با حیوانات خانگی و همسرش مارگا ساخته بود – به مکانی کاملا متفاوت می رسیم که مرد پس از از دست دادن کارش به کامرون می رود به بحران مالی چارلز که به عنوان یک راننده برای یک دیپلمات کار می کرد ، وقت آزاد خود را صرف کاوش در کشور خارجی می کند ، دوربین خود را همیشه در دست دارد. از طریق این فیلم ها ، خیابان های آسفالت شده را از نگاه مردی مشاهده می کنیم که هرگز به واقعیتی که اکنون خود را در آن قرار داده نزدیک نشده است. با وجود نزدیکی فیزیکی ، یک فاصله همیشه باقی می ماند – او در آنجاست ، اما هرگز به طور کامل حضور ندارد.

برلیناله 2021: تابستان چه چیزی به ارمغان می آورد
منبع: برلیناله

“واقعاً این چارلز کیست؟ چطور او در کشوری که از فرانسوی های استعمارگر متنفر است با چنین آزادی فیلم می گیرد؟ چطور شد که او با جسارت فقط در آنجا سفیدپوست در آن مکان ها قرار می گیرد؟ آیا این یک شکل استعمار تکامل یافته نیست؟ ” تأمل می کند سروی، تداعی دردهای ریشه دار طولانی مدت برای کسانی که در خاک استعمار متولد شده اند. هر دو مرد سفر پیچیده مهاجرت را تجربه می کنند ، با این حال ، چارلز از نوعی امتیاز که هرگز به آمریکای لاتین اعطا نشده است ، بهره مند می شود. غالباً ، هنگامی که یک مرد اروپایی راحتی کشور خود را ترک می کند تا به جایی مهاجرت کند که تصور می شود کمتر توسعه یافته است ، او یک منجی را ترسیم می کند – کسی که تجمل خود را فدا می کند ، و تجارت پایین می کند. از طرف دیگر ، وقتی عکس این اتفاق می افتد ، مهاجر تبدیل می شود مهاجر، فقط یکی از بسیاری که در جستجوی چیز بهتر ترک کرده اند.

یک احساس دردناک جدا شدن

مانند سروی غریبه را در فیلم باز می کند ، او توسط یک موج خودآگاهی غیر منتظره غرق می شود. این تصاویر هرچه چارلز با عواقب ابدی سفر خود روبرو می شود ، ناسازگارتر می شوند – پیامدهای آنچه روزی چیزی نبود جز نوید یک واقعیت بیش از حد روح شکن برای هضم سریع آن بود. مرد گفت: “ما این تصور را داریم که اتفاقات مهم در جاهای دیگر ، همیشه در جاهای دیگر اتفاق می افتند”. چارلز که آرزوی خانه دارد و در عین حال از ترس اینکه خانه دیگر نباشد فلج شده ، در بلاتکلیفی گرفتار شده است ، ناامیدانه از هر فرصتی برای برقراری ارتباط استفاده می کند و تنهایی را به عنوان یک تنبیه کننده مجازات می کند.

چه چیزی تابستان به ارمغان می آورد تأمل شاعرانه ای در مورد آوارگی است ، آفرینشی که ثروت آن را برکت داده است. ایگناسیو سروی در عشایر معاصر سکنی تاسف انگیز ایجاد می کند که تلاش وجودی یک مرد را به زیبایی منتقل می کند. در اینجا ثابت شده است که گفته های قدیمی درست است: سطل آشغال یک مرد در واقع گنجینه مرد دیگری است

فیلم مورد علاقه شما با تصاویر پیدا شده چیست؟ در نظرات به ما بگویید!

What Will Summer Bring به عنوان بخشی از بخش انجمن در برلیناله 2021 نمایش داده شد.

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

رافائلا فروش راس

رافائلا ثالث راس یک برزیلی مغرور است که هم اکنون در اسکاتلند زندگی می کند. او فوق لیسانس فیلم و فرهنگ تجسمی است و چند سالی است که در عمق پرتره خودکشی روی فیلم شیرجه می زند. رافا ، همانطور که دوست دارد او را صدا کنند ، عاشق هارولد و مود ، سه گانه قبل از آن ، خراب شدن حلقه حلقه ، کلبر مندونسا فیلیو و تقریباً هر چیزی است که روت گوردون یا خاویر باردم در آن باشد. می توانید او را از طریق Twitter و Letterboxdrafiews پیدا کنید

البته بعد از شماره 33: PLAN B (2009)

Querel Ever After یک ستون دو ماهه است که در آن نگاهی به فیلم های LGBT + می اندازم که به شخصیت هایشان خوشبختانه و عاشقانه پس از همه می بخشند. اسپویلرهایی وجود خواهد داشت.

فیلمساز آرژانتینی مارکو برگراولین فیلم بلند سینمایی برنامه ب مراسمی بر روی مردی به نام برونو (مانوئل وینائو) برونو اخیراً از دوست دیرینه اش لورا جدا شده است (مرسدس کوینتروس) ، و گرچه آنها گاه به گاه متصل می شوند ، برونو می خواهد که آنها به طور رسمی با هم جمع شوند. با این حال لورا دوست پسر جدیدی به نام پابلو دارد (لوکاس فرارو) پس از یادگیری از دوست متقابل Verónica (کارولینای استگمایر، اگرچه ما یاد نمی گیریم که اسم شخصیت او تا 15 دقیقه به پایان فیلم برسد) که پابلو به او گفت که روزی با مرد دیگری است ، که بعداً می آموزیم در حقیقت درست نبوده اما دروغی که پابلو به آن گفته بود ، برونو ، طرح.

اغوای دوست پسر

برونو نتیجه می گیرد که اگر لورا پابلو را رها نکند تا با او به عقب برگردد ، باید آنها را تقسیم کند. برای انجام این کار ، او تصمیم می گیرد که قصد دارد پابلو را اغوا کند. طرحی که دوست وی ویکتور (دامیان کاندوچی، به عنوان شخصیت دیگری که نام او را تا چند دقیقه آخر فیلم یاد نمی گیریم) فکر می کند پوچ است. از نظر مفهومی ، من واقعاً این ایده را دوست دارم. عاشقانه های بی شماری ساخته شده اند که یک عاشق سرزنش تصمیم می گیرد که از طریق یک عاشق جدید حسادت خود را انجام دهد ، اما در پایان ، عاشق دوست پسر / دوست دختر جدید “جعلی” می شود. اما من نمی توانم به هیچ فیلم دیگری فکر کنم که کجا می توانم حسادت خود را بدست آورم ، آنها تصمیم می گیرند پارامور جدید سابق را که به نظر می رسد همان جنسیت آنها است ، بدست آورد.

البته بعد از شماره 33: PLAN B (2009)
منبع: وولف ویدئو

مطمئناً ، این مسئله بسیار عجیب و غریب است ، و همچنین یک خط محبوب محبوب rom-com است ، بنابراین می دانید این کجا می رود. برونو موفق شد پابلو را اغوا کند ، اما آنچه که انتظار آن را نداشت این بود که در تلاش برای گرفتن پابلو عاشق او شود ، او نیز عاشق پابلو شد. سرانجام ، هر دو مرد به خاطر اتفاقات خوب با لورا فاصله می گیرند و تصمیم می گیرند در کنار یکدیگر باشند. من نه تنها به این پیچ و تاب و دوست داشتنی علاقه مندم ، بلکه دیدن فیلمی که هر دو سریال دوجنسگرا هستند ، بسیار عالی است.

هیچ چیز کامل نیست

هرچه واقعاً از مفهوم این فیلم لذت بردم ، نقص های زیادی وجود دارد. همانطور که قبلاً به آن اشاره داشتم ، فیلم نامه را کاملا طولانی می کنیم تا در واقع نام بسیاری از شخصیت ها را به ما بگویید ، و این شامل قسمت های اصلی نیز می شود. این حرفی نیست که هر بار که یک شخصیت با شخصیت دیگری صحبت می کند ، باید با نام آنها به آنها رجوع کند ، اما وقتی مخاطب برای اولین بار با شخصیتی ملاقات می کند ، مفید خواهد بود که به ما اطلاع دهند که آنها چه کسانی هستند. قطعاً نباید اینگونه باشد که ما فقط در چند دقیقه آخر فیلم در حال یادگیری نام شخصیت هایی هستیم که قبلاً چندین بار با آنها ملاقات کرده ایم.

مسئله مهمتر دیگر این است که اغلب اوقات به پابلو و برونو به اندازه کافی از ویژگی های شخصیتی خود استفاده نمی شود ، و بنابراین گاهی اوقات خیلی شبیه هم عمل می کنند. همانطور که می دانیم ، نه برونو و نه پابلو تجربیات قبلی جنسی با مردان دیگر نداشته اند ، بنابراین هر دو آنها با هم رابطه جنسی خود را کشف می کنند. این می تواند عالی باشد ، اما درعوض ، ما با یک رقص وافلینگ بین این دو رفتار می کنیم که احساس می شود بیشتر طول عمر فیلم را بیشتر از ضرورت داستان ترسیم می کنیم. به عنوان مثال ، پس از آنكه برانو عشق خود را به پابلو ابراز كرد ، پابلو اذعان كرد كه او نسبت به برانو نيز احساساتي دارد و پيشنهاد مي كند كه آنها در كنار هم بخوابند تا بفهمند آن احساسات واقعي هستند يا نه. اگرچه در ابتدا مردد است ، برونو موافق است ، اما پس از آن پابلو عقب نشینی کرد. صحنه های مختلفی از این دست وجود دارد که فقط به جای این که زودتر پیچیده شوند ، سرگرم کننده نگه داشتن داستان هستند. آیا سرانجام این دو مرد با هم جمع می شوند؟ البته ، اما برخی از شروع های دروغین می توانست ویرایش شود. بله ، فیلم کوتاه تر می شد ، اما هماهنگ تر می بود.

البته بعد از شماره 33: PLAN B (2009)
منبع: وولف ویدئو

در نتیجه: برنامه ب

با وجود نقص آن ، جذابیت خاصی برای این فیلم وجود دارد. اگرچه می توانست از بعضی ویرایش های دیگر برای برطرف کردن چند مشکل قدم زدن استفاده کند ، اما فیلم بدی نیست. در پایان روز ، این یک داستان کوچک شیرین است که یک طرح آشنا را با روشی مثبت روی سرش می چرخاند. من دوست دارم روزی یک بازسازی اندکی جلا تر ببینم.

برنامه B قبل از انتشار DVD نهایی ، دور جشنواره را در سال 2009 و 2010 رقم زد. برای کلیه اطلاعات انتشار ، اینجا را ببینید.

همچنین ببینید

بخش RhYTHM: کاملاً درست نیست

برنامه B را تماشا کنید

آیا محتوا مانند این برای شما اهمیت دارد؟


یک حامی شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. یک تجربه خواندن بدون آگهی ، دسترسی به ضبط های صوتی مقالات ما و دسترسی اختصاصی به هدایا ، به انجمن ما در Discord و موارد دیگر بپیوندید.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن

آماندا جین استرن بازیگر ، نویسنده و کارگردان اهل شهر نیویورک است. وی لیسانس خود را در رشته های فیلم ، تلویزیون و رسانه های تعاملی و هنرهای تئاتر از دانشگاه برندیز دریافت کرد. او عاشق تنظیم هر کسی است که با لیست های بی پایان خود از حقایق جالب و دانش تاریخ فیلم گوش می دهد. او را در توییتر و اینستاگرامamandajanwest دنبال کنید

اوضاع بعد از شماره 23: ESTEROS (2016)

Queelled Ever After یک ستون دو ماهه است که در آن نگاهی به فیلم های LGBT + می اندازم که به شخصیت هایشان خوشبختانه و عاشقانه پس از همه می بخشند. اسپویلرهایی وجود خواهد داشت.

به عنوان کودکان ، ماتیا (خواکان پارادا) و جرنیمو (Blas Finardi Niz) جدا از هم بودند آنها با هم بازی کردند ، در کنار هم تعطیل شدند و مصب های روستایی آرژانتین را با هم کاوش کردند (عنوان فیلم ، استروس، برای مصارف اسپانیایی است) ، و حتی رابطه جنسی آنها را با هم کشف کردند. اما پس از آن ، پدر ماتیاس شغل دیگری را در کشور دیگری پذیرفت ، خانواده را دور کرد و پسران تماس را از دست دادند. یک دهه بعد ، یک ماتیا بزرگسال (ایگناسیو راجرز) همراه دوست دخترش روچی به آرژانتین بازگشت (رناتا کالمون) برای کارنیوال. در آنجا ، او با جنونیمو (بزرگسال) و بسیار جذاب مجدداً به هم می پیوندد.استهبان مستورینی) او که روچی ناآگاهانه استخدام کرده تا آرایش خود را برای جشن ها انجام دهد.

اوضاع بعد از شماره 23: ESTEROS (2016)
منبع: تصاویر شیشه ای شکسته

این فیلم میان دو بازه زمانی متفاوت متناوب است ، اولی که پسران جوان بودند و اول عاشق شدند و دومین مورد امروزی که دوباره به هم وصل می شوند و احساساتشان دوباره تجدید می شود. البته ، هیچ چیز ساده ای نیست. در سالهایی که پسران بیدار جنسی خود را تجربه کرده اند ، زندگی آنها بسیار متفاوت شده است. در حالی که جرنیمو ، که در صنعت فیلم سازی جلوه های ویژه ای دارد ، در رابطه جنسی خود بسیار راحت و راحت است ، در حالی که ماتیااس ، که پدرش همیشه یک ماشین ماشینی بود ، با تجاوز جنسی دگرجنسگرا ، سرکوب جنسی خود را سرکوب کرده است. او نه تنها جنسیت خود را سرکوب کرده است ، بلکه به جای اینکه حرفه ای را که می خواهد دنبال کند ، برای پدر روچی در نوعی کار شرکتی و محیطی کار می کند ، هنگامی که ترجیح می دهد درخشان ها تحصیل کند. این دو تصمیم گرفتند یک سفر آخر هفته را به آنجا برگردند ، جایی که همه اینها آغاز شد ، خانه تابستانی خانواده جرونیمو.

سادگی شگفت انگیز

در کل ، داستان این فیلم بسیار ساده است و مطمئناً از نظر اقتصادی فیلمبرداری شده است. چه چیزی آن را از دیگر فیلم های هندی به همین ترتیب جدا می کند و من این را درباره فیلم هلندی نیز گفتم پسران، آن کارگردان است پاپو کوروتو او هر شلیکی را از قبل تنظیم می کرد ، او قبل از اینکه دوربین ها بچرخند ، صحنه را کاملاً مسدود می کرد. این برنامه ریزی بلافاصله داستان عاشقانه کوچک و ساده را به چیزی حتی بیشتر تبدیل کرد.

اوضاع بعد از شماره 23: ESTEROS (2016)
منبع: تصاویر شیشه ای شکسته

علاوه بر این ، این فیلم با شگفت انگیز بازیگران شد ، و نسخه های جوانتر هر دو سریال شبیه به همتایان بالغ خود بودند ، و این فقط به این دلیل نیست که هرکدام رنگ خاص خود را دارد که در طول فیلم می پوشند (Jerónimo به رنگ قرمز و Matías به رنگ آبی). جهت کارشناسی ارشد کوروتو ، و مجموعه های بصری با مهارت ، این فیلم را به یک ساعت زیبا تبدیل کرده است.

هیچ چیز کامل نیست

البته فیلم بدون نقص آن نیست و شاید بزرگترین نقص را در شخصیت Matías پیدا کرد. بله ، او هوموفوبیای داخلی زیادی را در کار دارد که ناشی از تربیت ماشینی است ، این مشکل نیست. بعضی اوقات ، شخصیت های او به همان اندازه خیلی روحیه می گیرند. قابل درک است؟ مطمئنا ، او با دور کردن افرادی که دوستش دارند ، علیه خواسته های خود می جنگد. اما آنچه که من در طول فیلم تعجب کردم این بود که چرا جرونیو تلاش می کرد. جرنیمو با اعتماد به نفس ، اعتماد به نفس ، راحت در پوست خود و جنسیت خود را دارد.

اوضاع بعد از شماره 23: ESTEROS (2016)
منبع: تصاویر شیشه ای شکسته

بله ، ماتیا نخستین مردی است که او برایش افتاد ، اما آیا این کافی است که او اکنون بتواند با تغییر و تحولات روحیه Matías روبرو شود؟ من فکر می کنم ماتیااس هنوز کارهای زیادی را باید انجام دهد تا به تنهایی قبل از آماده شدن در رابطه با جرونیمو یا هر کس دیگری برای این موضوع باشد. این به این معنی نیست که آنها نباید در کنار هم قرار گیرند ، من می خواهم که آنها به جمع هم برسند ، من همچنین می خواهم ماتیاس در مکانی باشد که خودش خودش را بپذیرد ، و جایی که می تواند با جرونیو برابر باشد.

همچنین ببینید

LOST BAYOU: یک تجربه گوتیک خالی از سکنه زیبا

استدلال می تواند این باشد که با آمدن ماتیا سه برابر ، و شکستن با روشی به انتهای فیلم ، و سپس بوسیدن جرونیو در یک مکان عمومی ، این روش او برای تصدیق پذیرش خود است. آیا این به اندازه کافی است؟ وقتی صحبت از والدین یا سایر دوستانش می شود چه می شود؟ آیا او آماده انجام این کار است؟ یا آیا او فقط مایل است در کنار خانواده و دوستان جرنیمو باشد که قبلاً می پذیرند؟

استروس: در نتیجه

استروس یک داستان عاشقانه شیرین و ساده درباره دو عاشق سابق است که به عنوان بزرگسالان دوباره به هم پیوند می گیرند و می فهمند که احساساتی که برای یکدیگر داشتند هرگز از بین نرفت. در حالی که فیلم بدون نقص نیست ، سادگی آن با سینماتوگرافی زیبا و ارزش تولیدی بالا می رود.

Esteros در 18 نوامبر 2016 به طور تئاتر در ایالات متحده منتشر شد. برای سایر تاریخ های انتشار ، اینجا را ببینید. این برنامه در VOD و پخش در Tubi ، Vudu ، Realeyz ، Youtube ، Google Play و iTunes موجود است.


نظرات بیان شده در مقاله های ما درباره نویسندگان است و نه مجله فیلم Inquiry.

افشای شرکت های وابسته: مقالات ما حاوی پیوندهای وابسته هستند. اگر تصمیم دارید از طریق هر یک از این لینک ها چیزی بخرید ، ممکن است هزینه ارجاع را بدون هیچ گونه هزینه اضافی برای شما کسب کنیم. از حمایت شما متشکرم!