بني تو را دوست دارد: يك اسباب بازي از دوران كودكي در اين اولين ويژگي منحرفانه مي كشد

که در کارل هولتاولین ویژگی ، بنی تو را دوست دارد ، تلفیقی دلپذیر از کمدی سیاه و وحشت ناامیدکننده یک کابوس خونین و خانگی را ارائه می دهد که از نظر ظاهری آشنا است اما کاملاً پوچ است و از آن الهام می گیرد بازی کودکان، سربازان کوچک، و حتی داستان اسباب بازی در این انقلاب انقلابی از نوع اتفاق می افتد بنی تو را دوست دارد.

که در بنی تو را دوست دارد، یک خرس عروسکی Elmo-esque به نام بنی غیر قابل توضیح احضار می شود تا از مالک خود به هر قیمتی محافظت کند و ردی از اجساد زخمی را پشت سر بگذارد. موضوع یک عروسک خزنده که برای قتل قربانیان بی خبر جان می گیرد دقیقاً قلمرو تازه ای نیست. اجتناب ناپذیر است که فرد بلافاصله به عروسک معروف بدنام چاکی فکر کند بازی کودکان، اما بنی – اسباب بازی پر از رنگ قرمز و شایان ستایش که او است – بیشتر متحرک و تهدیدآمیز است. کل واژگان بنی از چند عبارت از پیش ضبط شده تشکیل شده است (از جمله “Okie Dokie” که برابر است با یک تأیید ، و “بنی شما را دوست دارد” ، که روش صریح بانی است برای نشان دادن ارادت غیرقابل انکار خود به جک).

بني تو را دوست دارد: يك اسباب بازي از دوران كودكي در اين اولين ويژگي منحرفانه مي كشد
منبع: تصاویر حماسی

جک یک فرزند جوان 35 ساله است که ممکن است به عنوان طراح اسباب بازی استخدام شود اما از هرگونه جاه طلبی غافل می شود. او با پدر و مادرش در خانه دیدنی دوران کودکی خود زندگی می کند ، اما به زودی وقتی پدر و مادرش به طور تصادفی در روز تولد او جان خود را از دست می دهند ، تنها می ماند. ده ماه سریع جلو می رود و جک مجبور به مقابله با بزرگسالی می شود. کار جک به عنوان یک طراح اسباب بازی در آستانه است و وام گیرندگان به دنبال تصاحب خانه کودکی او هستند. در ابتدا ، جک انگیزه انتقال به بزرگسالی را دارد ، وسایل دوران کودکی خود را جمع می کند و مصمم به ایجاد تغییر است. با این حال ، نگاهی به بنی ، اسباب بازی پر از کودکی او که مادرش برای دور نگه داشتن شیاطین خیالی به او داده است ، و جک نمی تواند احساس نوستالژی کند. در تلاش برای بیرون انداختن بنی ، ماهیت واقعی خرس عروسکی بی روح آشکار می شود. همانطور که مشخص شد ، بنی زنده است و ترسناک تر ، بنی یک اسباب بازی خطرناک حسود است که صاحب جک است ، و علیه کسانی که به جک ظلم کردند و کسانی که بیش از حد به او نزدیک می شدند با خشونت برخورد می کند.

یک کودک و مرد ارتباط کودکی خود را زنده نگه می دارند ، اما با چه هزینه ای؟

بنی تو را دوست دارد یک فعالیت مسخره و خونخوار است که با یک برنامه دمدمی مزاج آغاز می شود: یک تولید کننده اسباب بازی 35 ساله بی اثر از نظر اجتماعی و حرفه ای که در خانه با پدر و مادر خود زندگی می کند. از همان آغاز ، گفتگوی بی نظیر و ویرایش سریع بسیار شبیه به سبک سریع و سریع ادگار رایت، ولی هولت به زودی حملات خشونت آمیز را که توسط پنجه های آغشته به خون یک مخمل آلود انجام می شود ، قدردانی می کند. این جزئیات به تنهایی باعث می شود بنی شما را دوست دارد بی چون و چرای عجیب و گستاخانه شرور.

در حال حاضر کارگردان و نویسنده ، کارل هولت نقش اصلی جک را به عهده می گیرد ، یک مرد جوان بی جهت که همچنان یک قهرمان اصلی قابل دسترسی و البته کمی آزاردهنده است. پس از فاجعه ای که در روز تولد جک رخ داد و او را بدون پدر و مادر رها کرد ، روان و انزوای آشفته جک با کمال میل رفتار می شود اما هنوز هم با درجه خاصی از تشریفات به تصویر کشیده می شود. جک در جای بدی است ، اما او مصمم است که روش های کودک و مرد خود را تغییر دهد. متأسفانه ، وقتی جک بنی را پیدا می کند ، اسباب بازی زیبا و شکم پر شده ای که برای محافظت از او قسم خورده است ، جک از فهمیدن زنده بودن بانی شوکه می شود.

بني تو را دوست دارد: يك اسباب بازي از دوران كودكي در اين اولين ويژگي منحرفانه مي كشد
منبع: تصاویر حماسی

از آنجا که جک با اکراه به بنی اجازه می دهد در همان خانه او زندگی کند ، جک در می یابد که بنی هوس های قاتلی را دارد که توسط دوستان و دشمنانی که زندگی جک را محاصره می کنند ، ایجاد می شود. در حالی که جک اصرار کشنده بنی را قبول نمی کند و آنچه را که می تواند برای سرکوب آن انجام می دهد ، اما بالاتر از این نیست که قربانیان بنی را در حیاط خانه خود به خاک بسپارد و دوستی عجیب و غریب خود را با بنی حفظ کند.

بنی شما را دوست دارد یک اولین ویژگی مبتکرانه و کوکی است که به شدت بی نظم است و در غیرمنتظره ترین لحظات وحشت و کمدی را اعمال می کند. دوستی بین بنی و جک به طرز جالبی در تضاد است. برای کودک و مردی مانند جک ، او تنها و از نظر اجتماعی ناتوان است و به طور قابل توجهی در جستجوی راحتی در اسباب بازی کودکی است که به او وعده داده شده بود حفاظت و فداکاری مسلم را فراهم می کند. اما با وجود بنیان ، شماری بدن فراوان به وجود می آید و جک مجبور می شود بدن را به طور منظم دفن کند و خون را پاک کند. مطمئناً جک با پوشش دادن به بانی کار صحیح را انجام نمی دهد و اقدامات ناموزون جک این س begال را به ذهن متبادر می کند که او تا کجا می خواهد ارتباط کودکانه ، بنی را زنده و زنده نگه دارد.

یک عکس عروسک خزنده و خنده دار

گفتگوی کمدی فیلم در حالی که از نظر مفهومی تاریک است ، در حالی که ضربه یا زننده است ، با خشونت و خونریزی ارتباط خوبی برقرار می کند. دو پلیس دلتشی ، با بازی سبک های آنتونی و دارن بندیکت، یک افزودنی سرگرم کننده به فیلم است ، که به تقویت ترس جک از گرفتار شدن کمک می کند اما همچنین تمایل اصلی او برای حفظ ارتباط کودکی خود را با انجام هر کاری که می تواند برای مخفی نگه داشتن یا به حداقل رساندن اقدامات وحشیانه بنی انجام دهد ، آشکار می کند.

در حالی که بنی به عنوان یک قاتل تکامل می یابد ، روند تدریجی حاشیه و صراحت بیشتری پیدا می کند. حتی در این صورت ، بنی همچنان یک عارضه شایان ستایش است در حالی که بی رحمانه هر کسی را که تهدید به جک و دوستی آنها است تهدید می کند. با این حال ، کشتارها وحشتناک تر می شوند تا جایی که برخی از بینندگان با خشونت متورم خاموش می شوند. در یک لحظه ، بنی تبر به سمت یک توله سگ پرتاب می کند و سگ متوفی را روی بند به سرتاسر خانه می کشد و سرنوشت آن سگ کوچک فقط وحشیانه تر می شود. در یک نقطه دیگر ، یک اسباب بازی انتقام جوی دیگر با استفاده از خلا vac فضای داخلی یک طراح اسباب بازی دیگر را تمیز می کند. فقط کافی است بگوییم که خشونت افزایش می یابد. و داستان ، که بیشتر در خانه کودکی جک اتفاق می افتد ، گسترش می یابد ، و شامل اسباب بازی های انتقام جویانه ای است که زنده می شوند.

بني تو را دوست دارد: يك اسباب بازي از دوران كودكي در اين اولين ويژگي منحرفانه مي كشد
منبع: تصاویر حماسی

فراتر از رابطه جک و بنی ، جک یک رابطه ناکارآمد با Dawn دارد (کلر کارتویس) اتفاقاً داون تجربه های خودش را با یک اسباب بازی بدخواه داشته است و این منجر به معرفی اسباب بازی های شیطانی بیشتری می شود که قصد عصیان را دارند. هرچه تعداد بیشتری از اسباب بازی ها وارد تصویر شوند ، فیلم شلوغ ، پف کرده و پیچیدگی بیشتری پیدا می کند. در حالی که همیشه در طول فیلم اسباب بازی در مقابل انسان بوده است ، یک جدال خنده آور بین دو اسباب بازی وجود دارد. در حالی که CGI چیز مفصلی نیست ، اما اینکه CGI درجه دو به لذت بیشتر می کند ، کاملاً منطقی و بسیار مضحک است.

نتیجه: بنی شما را دوست دارد

کارل هولتها بنی تو را دوست دارد اولین ویژگی Madcap است که اسباب بازی هایی با ناتوانی کودک و کودک در ترک کودکی. بنی ، اسباب بازی کوچک و جذاب پر شده که قادر به قتل است ، به راحتی به یاد ماندنی می شود. این فیلم به خودی خود بسیار کمتر است ، تا حد زیادی به دلیل بازی نهایی بی انضباطی که راه خود را گم می کند. پر از خون ، خونریزی و شوخ طبعی (با اشاره قابل مشاهده به فیلم های دیگر) بنی شما را دوست دارد برای همه مناسب نخواهد بود اما بسیار تحسین برانگیز است.

آیا دیده اید بنی تو را دوست دارد؟ در غیر اینصورت ، آیا اکنون علاقه دارید آن را ببینید؟ ما را در نظرات با ما در میان بگذارید.

Benny Loves You در 7 مه 2021 توسط اپیک پیکچرز آزاد می شود.

https://www.youtube.com/watch؟v=8VZG778rYEk


Benny Loves You را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

QUEEN MARIE: تاج کمی مچاله

ماری رومانیایی ، نوه ملکه ویکتوریا که از بدو تولد سرنوشت داشت تا در جایی حکومت کند ، هنگامی که به عنوان همسر آینده ولیعهد فردیناند رومانی انتخاب شد ، در کیلومترها دورتر از وطن انگلیس خود پایان یافت. هنگامی که وی به سلطنت رسید ، وی در وطن خوانده خود ملکه و چهره ای محبوب شد. او قبل از ورود به کنفرانس صلح پاریس در سال 1919 برای لابی برای به رسمیت شناختن یک کشور بزرگ رومانی پس از جنگ ، جنگ جهانی اول را به عنوان یک پرستار در یک بیمارستان نظامی به عنوان پرستار گذراند.

به کارگردانی فیلمساز ایتالیایی الکسیس شیرین کیهیل، ملکه ماری شرح وقایع حاکم برای متقاعد کردن رهبران بین المللی که “مسئله رومانی” شایسته توجه آنها است ، می باشد. و در حالی که درام های فاخر تاریخی مملو از لهجه های اروپایی به طور فزاینده ای در بین علاقه مندان به سینما از مد خارج می شوند ، ملکه ماری از جذابیت های آن بی بهره نیست – از جمله رهبری کاملا مناسب آن.

ملکه ی قلب ها

از لحظه ای که برای اولین بار با ملکه ماری آشنا می شویم (رکسانا لوپو) ، واضح است که او عمیقاً به مردم رومانی اهمیت می دهد. علیرغم هشدارهایی مبنی بر اینکه برای شخصیت سلطنتی او ایمن نیست ، وی ون های مورد نیاز مورد نیاز را در حومه کشور همراهی می کند ، جایی که درگیری های مکرر مرزی به این معنی است که هنوز جنگ برای آنها پایان نیافته است. رومانی نه تنها به کمک بیشتری برای مردم خود ، بلکه به رسمیت شناختن مرزهای تازه بزرگ شده خود نیز نیاز مبرم دارد. اگر رهبران بین المللی موافقت کنند رسماً رومانی بزرگ متحد را به رسمیت بشناسند ، سرانجام این کشور می تواند صلح یابد.

QUEEN MARIE: تاج کمی مچاله
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

با این حال ، براتیانو نخست وزیر رومانی (آدریان تیتیینی) خوش شانس نیست که مردانی مانند نخست وزیر فرانسه ، کلمانسو ، نخست وزیر انگلیس ، لوید جورج ، و رئیس جمهور ایالات متحده ویلسون را قانع کند که مشکلات در کشور کوچک او شایسته توجه است. پیشنهاد شده است که ملکه ماری – که قبلاً در کشور و خارج از کشور شخصیتی محبوب بوده است ، البته به زبان انگلیسی تسلط ندارم – با دخترانش به پاریس سفر کند تا نوع دیگری از نرم افزار دیپلماسی را امتحان کند. بسیاری از مردان در دولت رومانی مخالف این هستند که ملکه را به عنوان کاری احمقانه بفرستند ، چیزی بیشتر از پسر بزرگ او ، شاهزاده کارول دوم (انگل دامیان) ، که از مادرش به دلیل تلاش برای پایان دادن به رابطه خود با یک زن نامناسب کینه به دل می گیرد. اما در نهایت ، تمایل ماری برای انجام کار خود پیروز می شود.

بنابراین ، ملکه ماری خداحافظی شوهرش پادشاه (و معشوق خود ، شاهزاده Știrbey) را خداحافظی می کند و سوار قطار به پاریس می شود. زیبا و صریح ، او بلافاصله طلسم مردم فرانسه و مطبوعات را می اندازد – اما تلاش های او برای پیروزی بر ویلسون ، لوید جورج و امثال آنها چالش دیگری است.

سنگین سر را می گذارد

من قبل از تماشای این فیلم چیزی در مورد ملکه ماری نمی دانستم. در واقع ، این دلیل اصلی بود که من می خواستم آن را تماشا کنم! به نظر می رسد که برخی سلطنت های خاص ، مانند الیزابت اول و مادربزرگ ماری ، ویکتوریا ، تقریباً هر سال فیلم های جدیدی درباره زندگی آنها ساخته می شوند ، تا حدی که فرد احساس می کند همه چیز را در مورد آنها می داند ، اما یک تحقیق سریع به ماری و شهرت او به عنوان یک حاکم قوی و باهوش باعث شد که بخواهم درباره او اطلاعات بیشتری کسب کنم. و در حالی که ملکه ماری دقیقاً یک فرو رفتن عمیق در زندگی موضوع آن نیست ، بیش از حد متمرکز ، زیرا در یک دوره بسیار خاص از زندگی او است ، این کاملاً چشم من را باز کرد.

وقتی شخص مدتی است که آپارتمان کوچکی را ترک نکرده است ، کاخهای بزرگ اروپا و تفرجگاههای فیلمی مانند آنها ملکه ماری فریبنده اضافی هستند این فیلم به زیبایی با هم تکه تکه شده ، از نورا دومیترسکو و لورا روسو جهت هنری آراسته به کلودیا بونیا و آنا یونسی لباسهای شایسته سون. (من مخصوصاً از زندگی در صحنه ای که یک خیاط به پاریس می رسد تا لباسهای شیک و جدیدی به ماری و دخترانش بدهد تا جای لباس های قدیمی تر آنها را در زمان جنگ فراهم کند ، لذت بردم.) با این حال ، تقریباً تقریباً هر مرد در سن خاصی دقیقاً همان سبیل را ورزش می کرد ، تا حدی که تشخیص این تفاوت از مردان دشوار بود. این کمک نمی کرد که بیشتر آن سبیل ها به نظر برسد که از چهره بازیگران چسبیده اند.

QUEEN MARIE: تاج کمی مچاله
منبع: ساموئل گلدوین فیلم

بزرگترین مسئله در ملکه ماری فیلمنامه فوق العاده سنگینی است که توسط کاهیل با بریژیت درودلوف و ماریا-دنیز تئودورو. داستان حتی اگر علاقه خاصی به تاریخ و زنانی که در خلق آن کمک کرده اند داشته باشید ، خود جذاب است. اما این فیلم اغلب به جای نشان دادن دلیل مهم بودن کسی یا چیزی ، به ما می گوید ، دقیقاً به دلیل استفاده از فیلم به سبک فیلم های خبری و روایت صدا برای شروع و پایان دادن به داستان. اگرچه این ممکن است برای خدمت به مخاطبان مانند خودم که با داستان ملکه ماری آشنا نیستند ، طراحی شده باشد ، اما در نهایت به نظر می رسد یک سخنرانی در دانشگاه است. ضعف گفتگو فقط وقتی به زبان انگلیسی تأکید می شود ، بیشتر تأکید می شود ، زیرا چندین عضو بازیگران اروپایی تلاش می کنند تا وقتی به زبانهای مادری خود عمل نمی کنند ، باورپذیر به نظر برسد. در حالی که تصور می شود روابط بین الملل پیچیده ای که در این فیلم به تصویر کشیده شده است ، احتمالاً بسیاری از شخصیت های اصلی را به زبان انگلیسی به عنوان زبان مشترک درگیر کرده است ، اما این پایبندی به دقت در اینجا هیچ کسی به نفع او نیست.

با این حال ، باید یک استثنا برای لوپو، یک بازیگر رومانیایی مستقر در انگلستان که انگلیسی را به خوبی صحبت می کند و با لهجه اصلی انگلیس که تصور می شود ملکه ماری داشته است صحبت می کند. علی رغم اینکه با مونولوگ های تکراری زیادی که در آن بارها و بارها بیان می کند که چقدر رومانی را دوست دارد ، زین شده است ، اما نمی توانم با عملکرد او پیروز شوم. لوپو قبلاً در سلطنت انگلیس بازی کرده است و با زیبایی بی انتها و قدرت طبیعی او ، به راحتی می توان فهمید که چرا او همچنان در این نقش ها انتخاب می شود. قبل از شروع حمله بیرون از خانه ، تماشای سخنرانی عصبانی او با لوید جورج ، حتی اگر کسی بخواهد خود سخنرانی کمی بهتر بنویسد ، بسیار خوشحال کننده است. هنگامی که او مطبوعات را در اولین ملاقات خود با آنها هنگام ورود به پاریس جذاب می کند ، فرد نیز احساس جذابیت می کند. من ریشه یابی ملکه ماری او را فوق العاده آسان یافتم و این باعث شد تا آخر فیلم را تماشا کنم.

نتیجه

ملکه ماری وقتی خیلی سخت تلاش می کند و فقط اجازه می دهد در بهترین حالت خود باشد لوپو-و آن لباس ها- بدرخشند.

شما چی فکر میکنید؟ آیا با داستان ملکه ماری آشنا هستید؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

ملکه ماری اکران در سینماهای مجازی در ایالات متحده از 7 مه 2021 آغاز می شود. شما می توانید تاریخ اکران بین المللی بیشتری را در اینجا پیدا کنید.


ملکه ماری را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی تحقیق فیلم را باز کنید. به جمعی از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!


لی جاتون

لی جاتون فیلم های کوتاهی را با بازی یک توستر قاتل ، یک درخت کریسمس قاتل ، و یک پلنگ غیر قاتل کارگردانی کرده است. نویسندگی او در نشریاتی مانند فیلم مدرسه رد می کند ، سگ ماده: یک پاسخ فمینیستی به فرهنگ پاپ ، جستجوی سگ ماده ، تلویزیون متعصب ، و فقط مطبوعات بازی کرده است. هنگام تماشا نکردن ، ساختن یا نوشتن فیلم ، او را معمولاً در توییتر می توان در مورد فوتبال ، BTS و گربه اش گرفتار کرد.

BLOSSOM بهاری: اولین ویژگی نویدبخش است اما به طور کامل موفق نمی شود

شکوفه بهاری، نویسندگی ، کارگردانی و بازیگری سوزان لیندون، داستان دختری 16 ساله است که عاشق یک پیرمرد می شود. داستان ساده است و اغلب قبل از آن گفته می شود ، اما معمولاً از دید شخصی که به این سن نزدیک است ، نیست. لیندون فیلمنامه را زمانی که 15 سال داشت نوشت و اکنون 21 ساله است زیرا این فیلم گرد هم آمده است.

فواید و موانع سن

شکوفه بهاری در به تصویر کشیدن نوجوانان و احساس آنها در مورد خرد کردن بهترین عملکرد را دارد. سوزان (لیندون) با رافائل بسیار خوشحال است (آرنو والوئیس) و ما تفاوت بین واکنش یک دختر جوان به محبت را مشاهده می کنیم. او این عشق توله سگ عشق مدرسه ای را عشق واقعی می داند و فیلم از همین منظر ناشی می شود.

در بعضی مواقع این کار مفید است – ما نگاهی می اندازیم که روابط نامناسب در این سن چگونه است – اما در زمان های دیگر ، این شکست می خورد ، و در پایان با اعلام عشق و لحظات صمیمیت که مجبور احساس می کنیم ، خواهیم بود. رافائل خیلی راحت با عشقش همراه می شود ، که به فیلم احساس می کند در دنیای دیگری است ، و این ممکن است نشان دهد که چگونه سوزان عشق را در سن خود تصور می کند. یکی از به یادماندنی ترین لحظات زمانی است که سوزان سعی می کند رافائل را روی صحنه جاسوسی کند ، بنابراین او پشت یک تیر کوچک در تئاتر پنهان می شود ، جایی که مشخصاً او را پنهان نمی کند. ناجور است و نشان می دهد که چقدر جوان است.

BLOSSOM بهاری: اولین ویژگی نویدبخش است اما به طور کامل موفق نمی شود
منبع: Kimstim Films

این سبک گاهی اوقات کار می کند و به شخصیت او عمق می بخشد ، اما در بعضی مواقع منجر به جملات بیانی سرراست می شود. همه دقیقاً منظورشان را می گویند. اگر سوزان می خواهد بگوید که از افراد همسن خود احساس کسالت می کند ، دقیقاً همان چیزی است که می گوید به جای اینکه به شخصیت اجازه دهد این احساسات را نشان دهد. اما ، در یک یادداشت تا حدودی مرتبط ، در لحظاتی که سوزان احساسات خود را نشان می دهد ، تنها در اتاق خواب خود یا تنها در میان یک مهمانی شلوغ ، لیندون اجرای فوق العاده ای را ارائه می دهد که احساسات یک دختر نوجوان را از طریق اقداماتش منتقل می کند. این فیلم می توانست از لحظات بیشتری از این دست استفاده کند و کمتر از تبادل دیالوگ در بین بینی استفاده کند.

شکوفه بهاری خوب فیلمبرداری شده است و در مورد آن درخشش دارد و بیانگر رویش شخصیت اصلی آن است. لیندون کار بزرگی به عنوان مدیر انجام داد و من مشتاقانه منتظر کارهای بیشتری در آینده هستم.

استفاده از حرکت و رقص

شکوفه بهاری وقتی مکالمات بین سوزان و رافائل با رقص های خودجوش جایگزین می شوند ، بهترین عملکرد را دارند. این رقص های صمیمی ، اما نه صریح ، فیلم را زنده می کند و باعث می شود صمیمیت و شیمی واقعی بین شخصیت ها شکل بگیرد. هر بار که سکانس رقص شروع می شد ، مدت کوتاهی به فیلم برمی گشتم.

BLOSSOM بهاری: اولین ویژگی نویدبخش است اما به طور کامل موفق نمی شود
منبع: Kimstim Films

این یک تکنیک منحصر به فرد و تا حدودی پرنعمت است که به شما اجازه می دهد حرکات و رقص ها احساسات را هنگامی که کلمات به اندازه کافی قوی نیستند منتقل کند. پیشرفت شخصیت ها در این لحظات بیشتر از بیشتر دیالوگ های سراسر فیلم است. ایده های بیان شده از طریق گفتگوی اعلامی از طریق احساسات در این اعداد رقص زیبا و گاه سورئال بررسی می شود. این همچنین ما را به این احساس برمی گرداند که این داستان عاشقانه در جهانی برخلاف دنیای ما اتفاق می افتد ، اما در آن محدودیت ها گیر افتاده است.

والوئیس و لیندون هر دو احساسات شخصیت های خود را در خاموش ترین لحظات به زیبایی بیان می کنند ، به خصوص شماره رقص کافه عجیب و منحصر به فرد آنها ، جایی که تمام حرکت به بالای بدن آنها محدود می شود.

عدم نامزدی عاطفی

حتی با این که چقدر این لحظات را دوست داشتم و استفاده از بوسه های کوچک و ساده گونه و گردن برای نشان دادن احساسات ، گفتگو و عدم شناخت شخصیت ها مانع لذت و علاقه من به فیلم و رابطه اصلی آن می شود. از آنجا که من واقعاً نمی دانستم این افراد خارج از جلسات کوتاه خود چه کسانی هستند ، نمی توانم در رابطه عاشقانه آنها سرمایه گذاری کنم.

با پایان ناگهانی فیلم ، من نمی توانستم رشد سوزان را تحسین کنم. من لذت می بردم که این فیلم می خواست ظرافت بیشتری در مورد تحقق او درباره انواع عشق داشته باشد ، اما وقتی فیلم های احساسی ، چالش برانگیز و خام مانند دفتر خاطرات دختر نوجوان وجود داشته باشد ، ای کاش این روایت بیش از آنچه در جنبه های منفی روابط آنها بود ، کاوش می کرد.

من می خواستم عاشق شخصیت ها شوم و چالش های روابط آنها را احساس کنم ، اما پیشرفت کافی در اختیار کسی نبود تا بتواند ارتباط واقعی برقرار کند. Spring Blossom روی احساسات سوزان متمرکز شده است ، اما این لحظات صمیمی و زیبا در کجاست لیندون طیف وسیعی از احساسات نوجوانان را که هر روز تجربه می کنند ، به نمایش می گذارد ، در دریایی از گفتگوها و انگیزه هایی گم می شوند که اطلاعات کافی در مورد شخص واقعی او نمی دهند.

نتیجه

شکوفه بهاری نشان می دهد بالقوه ، به ویژه در لیندون بازیگری و کارگردانی ، باعث می شود که چشم به کارهای آینده او بنشینم ، اما فیلمنامه در اینجا سقوط می کند. تصمیم برای استفاده از رقص برای به نمایش گذاشتن بیشتر احساسات بین سوزان و رافائل به خوبی کار می کند و بهترین جنبه های فیلم را برجسته می کند: بازی ها و فیلمبرداری آن.

اولین ویژگی مورد علاقه شما از طرف کارگردان و نویسنده چیست؟ نظرات خود را در نظرات به اشتراک بگذارید.

Spring Blossom در 21 مه در ایالات متحده منتشر می شود. برای اطلاعات بیشتر در مورد تاریخ انتشار ، اینجا را در IMDb بررسی کنید.


شکوفه بهار را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی تحقیق فیلم را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!


آماندا مازیلو

آماندا مازیلو نویسنده ای است که دارای مدرک MFA در نوشتن نمایشی از SCAD و لیسانس نویسندگی و زبانشناسی و مطالعات فیلم جزئی از دانشگاه جورجیا جنوبی است. او از نوشتن کمدی و گشت و گذار در انواع رسانه ها لذت می برد. نام توئیتر او جناس بدی است:mazzillofirefox

BERLIN ALEXANDERPLATZ: تصور مجدد مدرن و کلاسیک ویمار

شاهکاری از ادبیات مدرنیستی که بیش از هر رمان دیگری از آن زمان ، نمونه جمهوری ویمار است ، آلفرد دوبلین الکساندر پلاتز برلین احساس می کند که باید غیر قابل انطباق باشد. در اصل در سال 1929 منتشر شد ، داستان فرانتس بیبرکوف ، مردی از طبقه کارگر که از زندان آزاد می شود و نمی تواند دوباره زندگی خود را در برلینی که به شدت در جریان است ، انجام دهد ، در قالب یک کلاژ عظیم و آشفته از دیدگاه های متعدد ، سکانس های فانتزی ، داستان های جانبی و جریان آگاهی. دشوار است تصور کنید کسی بتواند آن را برای صفحه تنظیم کند بدون اینکه برخی از پیچیدگی های غنی آن را در ترجمه از دست بدهد.

و هنوز، الکساندر پلاتز برلین در حال حاضر کمتر از سه بار در یک فیلم ساخته شده است. اولین ، یک فیلم صوتی اولیه آلمانی است که در سال 1931 منتشر شد ، دارای مزیت نویسندگی مشترک است دابلین مدت کوتاهی پس از وقوع رمان ، خودش را شلیک کرد. علی رغم اینکه بیشتر گوشت رمان را فقط در یک فیلم 90 دقیقه ای کوتاه کرد ، اما هنوز هم تصویری کاملاً معتبر از دورانی است که گذشته است. دومین و معروف ترین است Rainer Werner Fassbinder’s حماسه 15 ساعت و نیم که تقریباً همه چیز را با وفاداری در صفحه نمایش تفسیر می کند دابلین قرار دادن در صفحه (و سپس برخی از) حسن نیت ارائه می دهد Fassbinder’s نبوغ جنون و علاقه به مواد.

سومین و آخرین مورد است Burhan Qurbani’s تفسیر مجدد فرانتس بیبرکوپ به عنوان فرانسیس ، یک مهاجر فاقد سند از گینه-بیسائو که در دنیای جنایتکار برلین مکیده می شود ، زمانی که او ، مانند فرانتس قبل از خود ، احساس می کند برای زنده ماندن گزینه های دیگری ندارد. با اجرای شجاعت و طول سه ساعته ، قربانی الکساندر پلاتز برلین کاوش حماسی زندگی در آلمان مدرن را برای محکومین به حیات در حاشیه آن فراهم می کند. و با این وجود ، با وجود درخشش فنی ، تصمیم فیلم برای مدرنیزه کردن یک کتاب در بسیاری از زمان های خود به این معنی است که برخی از عناصر داستان ناگزیر احساس می کنند بی جا هستند.

“اگر شخص نمی خواهد بمیرد چگونه باید زندگی کرد؟”

فرانسیس (ولکت بانگویی) به عنوان پناهنده در سواحل اروپا شسته می شود. او با هزینه زنی به نام آیدا زنده می ماند ، که نام دوست دختری است که با مرگ فرانتس بیبرکوپف اصلی در زندان به سر می برد. همانند فرانتس ، فرانسیس با آن خاطرات مبارزه و مرگ روبرو می شود و ناامید از شروع زندگی جدید است. او در آخر در یک خوابگاه فرسوده در میان دیگر مهاجران فاقد سند که مشغول کار ساخت و ساز هستند ، می شود. در یک صحنه کوتاه اما به یاد ماندنی ، آب دوش او به خون تبدیل می شود ، یادآوری قیمت تند و غریب هزینه سفر او.

BERLIN ALEXANDERPLATZ: تصور مجدد مدرن و کلاسیک ویمار
منبع: کینو لوربر

یک روز ، یک مرد آلمانی عجیب ، لاغر و نرم با ورود به هاستل ، به مهاجران فرصتی می دهد تا با فروش مواد مخدر برای او در پارک Hasenheide ، از شر کارهای فعلی خود فرار کنند. فرانسیس علاقه ای ندارد ، اما وقتی کار ساخت و ساز خود را از دست می دهد ، جایی دیگر برای مراجعه به این مرد ، راینهولد (آلبرشت شوخ) در ابتدا ، فرانسیس برای راینهولد به عنوان یک آشپز کار می کرد ، و برای مردان مواد غذایی در پارک غذا می آورد ، اما به زودی ، او را به یک نمایش غریبه دیگر می کشانند: زنان را از دستان راینهولد خارج می کند. راینهولد مدام زنان مختلفی را به خانه می آورد ، اما به محض اینکه کار با آنها تمام شود ، غرق در انزجار می شود. به فرانسیس این وظیفه داده شده است که زنان را از تخت خارج کند قبل از اینکه خشم و خوی رینهاولد او را بهتر کند.

بعد از اینکه فرانسیس – سرانجام توسط دوستان آلمانی جدیدش فرانتس لقب گرفت – با یک مالک باشگاه آفریقایی-آلمانی به نام اوا درگیر شد (آنابل ماندنگ) ، رینهولد که به شدت حسادت می کند ، فرانسیس را طناب می زند تا به یک سرقت تبدیل شود و منجر به از دست دادن فرانسیس شود. او را او به خانه اسکورت به نام مییز می برند (جلا هاسه)) برای بهبودی ، و با این حال ، حتی در حالی که عاشق Mieze می شود ، فرانسیس نمی تواند در برابر آهنگ آژیر عجیب اغوا کننده Reinhold مقاومت کند. همانطور که او بار دیگر درگیر دنیای جرم و جنایت می شود ، ناتوانی او در خلاص شدن از این رابطه پیچیده ، تهدید می کند که خوشبختی کمی را که توانسته در برلین پیدا کند ، از بین ببرد.

“ضربه چکش به سر می تواند روح را آسیب برساند”

علی رغم اینکه تقریباً 100 سال از انتشار کتاب می گذرد ، کسانی که با آن آشنا هستند دابلین رمان و هر یک از اقتباس های قبلی شخصیت های اصلی و ضربان های داستان را تشخیص می دهد الکساندر پلاتز برلین، از جمله اوا مهربان ، مییز تراژیک و رینولد روانپریش. قربانی جهت پررنگ شامل تصاویر توهم آمیز ناشی از سکانس های رویایی جمع شده در رمان و همچنین چشمک هایی از زیر متن اسطوره ای کتاب است ، از جمله مقوله بدنام درباره فاحشه بابل ، در حالی که Haase’s Mieze داستان را با ذکر غزلیات خود از فرانسیس و تلاش های ناموفق او برای خلاص شدن از زندگی در جهان زیرین روایت می کند. (Fassbinder’s این نسخه همچنین دارای روایت صداپیشگی است ، اما هرگز چند وظیفه ای ، او خود این کار را انجام داد.)

BERLIN ALEXANDERPLATZ: تصور مجدد مدرن و کلاسیک ویمار
منبع: کینو لوربر

زیر متن همجنس گرایی بین فرانسیس و رینهولد – یک رابطه ناراحت کننده مبتنی بر این ایده که زنان یکبار مصرف هستند و قابلیت اطمینان یکدیگر – در اینجا قویتر از آن است که در Fassbinder’s نسخه ، و با این حال دوست داشتم حتی بیشتر در مورد آن عنصر در این فیلم کاوش کنم. در یک زمان ، راینهولد نه تنها فرانسیس را تشویق می کند که زنی را از دستان خود بردارد بلکه با خوشحالی تماشا می کند که فرانسیس و زن چگونه به رابطه جنسی روی آورده اند. نمی توان فهمید که آرزوی بیشتر او این است که در تنه ای متناسب با بدن فرانسیس متناسب و باکره باشد یا با خود فرانسیس رابطه برقرار کند. اینکه فرانسیس و رینهولد چنین اشکال مختلفی از مردانگی را مجسم می کنند ، تنها به وابستگی آنها به یکدیگر می افزاید. این امر بیشتر با از دست دادن بازوی فرانسیس پیچیده می شود ، که به گفته او احساس نیمایی انسان را ایجاد می کند. به نظر می رسد که او به رین هولد احتیاج دارد تا کامل شود ، حتی اگر رین هولد دلیل اصلی مخمصه او بوده باشد (و احتمالاً این عمل را به همین دلیل انجام داده است).

برای خرید چنین دوستی عجیب و غریب ، بازیگران کامل لازم است که فرانسیس و راینهولد را زنده کنند. خوشبختانه ، قربانی آنها را دارد بسیار خوش تیپ و کاریزماتیک بانگویی هر زمان که او روی صفحه است نمی توان چشم از او دور کرد ؛ در حقیقت ، فرانسیس او با تصمیم گیری ضعیف و وفاداری فزاینده گمراهانه به مردی که به وضوح روانپریش است ، تقریباً بیش از حد جذاب است که بتوان به عنوان فرانتس بیچاره باور کرد. اما آن سایکوپات ، همانطور که توسط او بازی شده است شوخ (که برای این نقش معادل آلمانی اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را بدست آورد) ، کیفیت فوق العاده جذابی در مورد او دارد ، نوعی که شما را در برابر قضاوت بهتر شما مجذوب خود می کند. بهترین صحنه ها در الکساندر پلاتز برلین فقط بین این دو نفر قرار دارند ، با تهدید آرام رینهولد ، مخاطبان را همانطور که فرانسیس می کند ، تحت طلسم خود قرار می دهند. مندنگ همچنین به ویژه مانند اوا ، شخصی که به نظر می رسد فرانسیس با او ارتباط عمیقی دارد ، بسیار خوب است. در رمان اصلی ، این به دلیل یک تاریخ مشترک بود. در اینجا ، این به دلیل یک نژاد مشترک است. اوا یکی از تنها افراد غیرسفیدی است که فرانسیس ملاقات می کند و به نظر می رسد به جای شخص دیگری طبق قوانین خودش زندگی می کند ، اما تقریباً کمتر از آنچه فرانسیس زندگی می کند ، در میان دو هویت خود: آفریقایی و آلمانی قرار دارد.

“تعداد انگشت شماری از مردم در اعماق سکوت”

همانند رمان ، این فیلم بر روی شخصیت هایی است که در زیر برلین زندگی می کنند ، تقریباً هر مردی یک گانگستر و تقریباً هر زن یک کارگر جنسی است. اکنون ، به عنوان کسی که فقط به عنوان یک جهانگردان از برلین بازدید کرده است (البته چندین بار) ، انتظار نداشتم این شهر همانطور که در تصویر نشان داده شده است ، باشد الکساندر پلاتز برلین احساس دقیقاً برلینی که من می شناسم و دوستش دارم باشد با این وجود خودم را از کمترین شهر قابل شناسایی و تعداد اندکی از ساکنان آن که در اینجا به تصویر کشیده شده اند ، متحیر کردم. به استثنای صحنه های پارک ، بیشتر فیلم در داخل کلوپ های تاریک ، فاحشه خانه ها و آپارتمان ها اتفاق می افتد و افراد عادی بسیار کمی در هر جایی دیده می شوند. این کم جمعیت ترین نسخه برلین است که من تاکنون دیده ام.

BERLIN ALEXANDERPLATZ: تصور مجدد مدرن و کلاسیک ویمار
منبع: کینو لوربر

فیلم به زیبایی توسط این فیلمبرداری شده است یوشی هیمرات، دوربین به راحتی در فضاهای پر از نئون که این شخصیت ها جمع می شوند سر می خورد ، اما همچنین به نظر می رسد که ممکن است در هر شهر بزرگی با عنصر کیفری لازم اتفاق بیفتد. به نظر من ، بخش عمده ای از موارد اصلی را نادیده می گیرد الکساندر پلاتز برلین خیلی جذاب این یک رمان منفرد درباره یک شهر منفرد است ، در یک دوره زمانی پرتلاطم که ادامه می یابد تا زمینه را برای وحشتهایی که بعد آلمان را درگیر خود می کند ، قرار دهد. آزمایشات و سختیهای فرانتس بیبرکوپ ، آزمایشها و مصیبتهای برلین در دهه 1920 است. به همین دلیل است که احساس می کنم تصمیم برای انتقال داستان به دوران مدرن – به اندازه بسیاری از عناصر فیلم جذاب – کاملاً موفق نیست.

بله ، کمبود فرصت های موجود برای یک مهاجر فاقد سند و مدارک مشابه فرصت هایی است که برای یک مجرم مجرم در اختیار دارد و سو abuse استفاده نژادپرستانه ای که فرانسیس از آلمانی های سفیدپوست (از جمله رین هولد) دریافت کرد ، به طرز شوم نژادپرستی و یهودستیزی را که توسط حزب نازی در این کشور برافروخته شده است ، تکرار می کند. روزها قبل از به دست گرفتن قدرت اما همه چیز به این راحتی ترجمه نمی شود. به طور خاص ، به تصویر کشیدن شخصیت های مختلف زن ، گرچه به کتاب و اقتباس های قبلی وفادار است ، اما وقتی شخص آنها را در متن قرن بیست و یکم قرار می دهد ، به طرز حیرت انگیزی واپس گرایی احساس می شود. (به ویژه میز ، این سرنوشت را متحمل می شود ، اگرچه هاسه بدون در نظر گرفتن نقش کاملاً خوب است.)

فیلمنامه ، تهیه شده توسط قربانی با همکار قبلی مارتین بهنکه، فقط به اندازه قوی یا جالب نیست قربانی جهت آن ، و در نتیجه ، موارد متعددی وجود دارد که بدون بافت تاریخی داستان اصلی ، احساس می شود چیزی گم شده است. این فیلم سپس به یک منتهی اکتفا می کند که در حالی که هوشمندانه از تصاویر باز شده آینه می خورد Fassbinder’s الکساندر پلاتز برلین، نوبه خود می گیرد که تقریبا غیر قابل باور است. قربانی به نظر می رسد که سعی دارد ما را با احساس امید ترک کند ، اما این برای من اشتباه است. من همیشه این احساس را داشته ام الکساندر پلاتز برلین داستان ناامیدی است.

نتیجه

چیزهای زیادی برای تحسین وجود دارد قربانی تصور مجدد جاه طلبانه از الکساندر پلاتز برلین، اما علی رغم برخی نمایش های قدرتمند و قدرت بصری ، من کاملاً متقاعد نشده ام که فرانتس بیبرکوپ باید هرگز جمهوری ویمار را ترک کرده باشد.

شما چی فکر میکنید؟ آیا با داستان فرانتس بیبرکوپ آشنا هستید؟ نظرات خود را در نظرات زیر به اشتراک بگذارید.

الکساندر پلاتز برلین اکران در سینماهای منتخب و سینماهای مجازی ایالات متحده از 30 آوریل 2021 آغاز می شود. شما می توانید تاریخ اکران بین المللی بیشتری را در اینجا پیدا کنید.

https://www.youtube.com/watch؟v=rbp1XHOrADE


برلین Alexanderplatz را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی تحقیق فیلم را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

چهار روز خوب: بررسی عمیق اعتیاد

چهار روز خوب، از نویسنده و کارگردان رودریگو گارسیا، یک بررسی عمیق از یک خانواده است که به شدت تحت تأثیر بحران مواد افیونی قرار دارد ، دختر مولی 10 ساله معتاد ، و مادرش یک جنگ دائمی برای نگه داشتن و رها کردن است. جایی که بسیاری از فیلم ها به خود اعتیاد متمرکز شده اند ، چهار روز خوب تعاملات با افرادی که با بیماری اعتیاد مبارزه می کنند و اثرات ناشی از سالها سو abuse استفاده را بررسی می کند.

فقط در چهار روز

چهار روز خوب در چند لحظه اول تأثیرگذار و مشاهده کننده است و زمینه را برای گذشته و حال فراهم می کند. کنار هم قرار دادن خاطرات درخشان مادر و دختر در ساحل با تصاویر شکسته و بی رنگ رنگ زنی که در خیابان با جوراب هایش قدم می زد. تعریف واضحی از شکاف بین اعتیاد پیش از اعتیاد و بعد از آن وجود دارد و این شکاف ، در اشکال مختلف ، همچنان در قالب روایت داستان است.

تغییر جهت دائمی به زمان حال ، دب (گلن کلوز) صدای کوبیدن درب ورودی اش را می شنود. همانطور که او با احتیاط در را باز می کند ، دخترش مولی را پیدا می کند (میلا کونیس) در مقابل او ایستاده ، بدن لاغر و ضعیفش در مورد سالها سو speaking مصرف مواد مخدر که تحمل کرده صحبت می کند. با این حال ، جایی که انتظار می رود مادری از دخترشان که یک سال و نیم ندیده اند استقبال کند ، دب حاضر نیست در را باز کند و او را در آغوش بکشد. این اولین باری نیست که مولی به خانه برمی گردد و ادعا می کند که آماده سم زدایی است. این اولین بار نیست که دروغ ها برای دستیابی به پناهگاه و فرصت کسب پول برای گلزنی پراکنده می شوند.

چهار روز خوب: بررسی عمیق اعتیاد
منبع: سرگرمی عمودی

بلافاصله شما نیاز به زنده ماندن در مولی را می بینید ، سعی می کنید هر چیزی را که ممکن است در خانه مجاز باشد. وحشت و ترس در حرکات او ، هر دو در دستان ، بدن و چشم های او وجود دارد. دب ، همانطور که برای جلوگیری از ورود دخترش بسیار دردناک است ، مصمم و قوی است. اما مانند بسیاری از دیوارهای ساخته شده ، سرانجام دیوارهای آن خراب می شوند. دخترش را به طور مستقیم به اعتیاد بردن ، چهار روز خوب شروع به ایجاد فشار و کشش بین مادر و دختر می کند که به طور مداوم تهدید به عبور از شکاف خواهد بود. و هنگامی که مولی پانزدهمین سم زدایی خود را به پایان می رساند و با توجه به آماری که علیه او وجود دارد ، اختلاف بین آنها شروع به بسته شدن می کند زیرا یکی از پزشکان به آنها خبر می دهد که از جذب مواد افیونی توسط بدن جلوگیری می کند و توانایی بالا رفتن را غیرممکن می کند. برای یک ماه. فقط با یک شلیک ، مولی می تواند بدون ترس از عود ، بهبودی واقعی را شروع کند. تنها صید این است که وی برای دریافت ایمن تزریق به چهار روز هوشیاری دیگر نیاز دارد.

دب یک کار غیرممکن است ، درب او را باز می کند ، دیوارها را می شکند و از شکاف عبور می کند ، به دخترش یک مکان اقامت و یک سیستم پشتیبانی می دهد تا مطمئن شود ضربه موردنیاز را برای نجات جان خود گرفته است. اما همانطور که هر دو کشف خواهند کرد ، اعتیاد انواع مختلفی دارد – و بهبود عمیق تر از تزریق است.

شخصیت در هسته آن است

چهار روز خوب موفقیت خود را در جنبه های فنی فیلم نمی یابد. صادقانه بگویم ، این واقعیت که فیلم به پایان می رسد و شما به فکر ترکیب بندی ، نمره و نور نمی مانید ، بیانگر توانایی فیلم در ساخت شخصیت های آن به جنبه اصلی است ، و همه فنی بودن در اطراف آنهاست. در حالی که برای بسیاری از اینها می تواند به ضرر فیلم باشد ، اما دادن هر دو شگفت انگیز است میلا کونیس و گلن کلوز یک سکوی محکم برای زندگی و فضای تکامل شخصیت های آنها. و آیا آنها همیشه.

چهار روز خوب: بررسی عمیق اعتیاد
منبع: سرگرمی عمودی

در هسته آن ، چهار روز خوب یک بررسی عمیق از اعتیاد است ، و فشارهایی که می تواند بر روابط ایجاد کند – به ویژه در اینجا با رابطه مادر و دختر. میلا کونیس مولی ، بدن ضعیف ، چشمان فرو رفته و دندانهای شکسته اش که با تیم طراحی گریم صحبت می کند ، قابل تشخیص نیست. و جایی که برخی از بازیگران با آرایش پوشیده شده اند ، کونیس خودش را به تصویر می بخشد و چالش فراگیر کردن تصویری از اعتیاد و مبارزه را در آغوش می گیرد. در یک عملکرد برجسته شغلی ، کونیس در نقش او ناپدید می شود ، و به هر عنصری که با آن مقابله کرده و زندگی می بخشد به او عمق و دقت می بخشد.

گلن کلوز مسابقات کونیسعملکرد آنها ، شیمی آنها غیرقابل انکار است و گاهی دلخراش است. آنها هرکدام به نقش های خود و یکدیگر اعتبار می بخشند و با دقت تمام دقت و همچنین عمق را ارائه می دهند. نزدیک به ویژه لایه های قدرت بی تردید و ویرانی های اساسی را تعادل می بخشد ، تقریباً با وسواس هم مرز است بدون از دست دادن همدلی از مخاطب – و بدون اینکه از چشم انداز اصلی فیلم دور شود. این قطعاً یک بازی برتر برای این بازیگر پیشکسوت است.

بحران مواد مخدر و اعتیاد

چهار روز خوب یک معاینه بی سر و صدا است که نه تنها به معتاد بلکه به خانواده نیز نگاه می کند. در ابتدا جالب است که ایده معتاد ، این فیلم س posال را مطرح می کند – آیا همه ما معتاد هستیم؟ گرچه اعتیاد مولی به راحتی قابل تشخیص است ، اما اعتیاد بالقوه اطرافیان او به راحتی قابل مشاهده نیست. برای دب ، مسئله اعتیاد در رابطه با کنترل و حتی سو abuse مصرف مواد مخدر در او وجود دارد. دب باید کنترل شود ، تا کسی باشد که دخترش را نجات می دهد – و دخترش باید این کار را همانطور که می خواهد انجام دهد. جایی که بیشتر نیاز به کنترل از ترس و تجربیات گذشته ناشی می شود ، وی برای زنده ماندن و رشد به مولی احتیاج دارد. با توجه به سو abuse مصرف مواد شخصی وی ، می توان نیاز او را برای کنار آمدن با الکل زیر سال برد. از آنجا که ممکن است مولی فقط با تجویز اکسی در سن 17 سالگی به هروئین (از جمله سایر موارد) معتاد شده باشد ، یک آشفتگی روانی عمیق وجود دارد که در اطراف ارزشمندی و احساس رها شدن او وجود دارد. اعتیاد وی ریشه در بحران مواد افیونی و همچنین نیاز به کنار آمدن دارد.

این در دیدگاه های دقیق قرار گرفته شده از دب در حالی که مضطرب ، استرس دارد و قادر به کنترل موقعیتی نیست ، لیوان های زیادی شراب را می گیرد. گفتن اینکه او الکلی است ، اما هیچ نوع روش دیگری برای کنار آمدن و مدیریت برای دب ارائه نشده است. علاوه بر این ، عدم توانایی دب در ترک نوشیدنی برای چهار روزی که دخترش سعی در تمیز ماندن دارد ، توضیح می دهد – شما خود را در مورد نیاز او به مکانیسم مقابله و ناتوانی در زندگی زیر سوال می برید.

چهار روز خوب: بررسی عمیق اعتیاد
منبع: سرگرمی عمودی

آنچه واقعاً از درون می درخشد چهار روز خوب اعتیاد به عنوان یک بیماری است. هیچ شرمندگی حول شخصیت مولی ساخته نشده است. مادرش قبل از اعتیاد مولی را به خوبی به یاد می آورد و هنوز هم می بیند که حتی با بیماری او درخشان است. یک دوست دبیرستانی سابق او را در فروشگاه مواد غذایی در آغوش می کشد ، با کلاس بهداشتی که اکنون اداره می کند صحبت می کند و اذعان می کند ارزشی که مولی در چشم انداز و توانایی منحصر به فرد خود دارد تا دانش دانش آموز خود را از همان چالش هایی که مولی با آن روبرو بوده است ، به رسمیت بشناسد. شخصیت ها حتی این تفکر را ایجاد می کنند که در حالی که اعضای خانواده تمام تلاش خود را برای حمایت از عزیزانشان انجام می دهند ، فارغ از اینکه فرد در چه دوره بهبودی یا عود به سر می برد ، آنها کسانی هستند که کار را انجام می دهند.

ولی چهار روز خوب بزرگ نمایی نمی کند ، و به بیماری اعتیاد تکیه نمی کند زیرا این تنها آسیب رساندن به معتاد و خانواده است. سرزنش همچنین یک نخ ثابت است که کاملاً بررسی می شود. در حالی که تصدیق این بیماری وجود دارد ، “عود” دائمی سرزنش در سراسر فیلم وجود دارد. ادعای دخترش به دلیل تجویز دارو توسط پزشکان ، سرزنش مادرش برای ترک او ، مقصر دانستن دخترش در مورد وسایل فروخته شده برای تأمین اعتیاد او – این سرزنش بافته و از بین می رود ، بارها به عنوان سلاح در آنها لحظه های ضعیف تر مبارزه ، تغییر وزن پاسخگویی و درک.

نتیجه: چهار روز خوب

شما می توانید شدت آن را احساس کنید ، مبارزه با زمان ، در تضاد با آهسته انتظار برای روزی که مولی می تواند تزریق را انجام دهد. این به زیبایی ساخته شده است ، یک مطالعه عمیق شخصیت متشکل از حس زمان – یا فقدان آن است. هرچه این زمان می گذرد ، مخاطبان متوجه می شوند که سرمایه گذاری خود در داستان Deb و Molly رو به رشد است ، شدت دیدن داستان آنها تا پایان ساعت. ارائه عملکردهای محکم و فراموش نشدنی از گلن کلوز و میلا کونیس، چهار روز خوب درخشان انجام شده است ، و بی سر و صدا موثر است.

آیا دیده اید چهار روز خوب؟ نظر شما چیه؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید!

چهار روز خوب در تاریخ 30 آوریل 2021 در سینماها و VOD اکران می شود.


چهار روز خوب را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی تحقیق فیلم را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

STOWAWAY: برای جابجایی این مأموریت زمان می برد

با وجود ثروت فیلم های فضایی در تاریخ فیلم ها ، میزان بی امان فیلم های سازنده محتوا که قادر به تولید هستند حیرت انگیز است. در یک فضای به ظاهر بی حد و حصر ، تعداد ظاهرا بی حد و حصر داستان و ماجراجویی وجود دارد. همراه با زیبایی انکارناپذیر جهان فراتر از استراتوسفر ما ، دستورالعمل موفقیت تقریباً قطعی به نظر می رسد. متأسفانه ، برای آخرین فیلم نتفلیکس Stawaway، از نویسنده و کارگردان جو پنا، زیبایی می درخشد در حالی که علاقه عمدتا کاهش می یابد ، و بینندگان را با بررسی نابجا از بقا و امید ترک می کند.

داستانی که در جایی دور مانده است

Stawaway با صداگذاری تیم زمینی برای شمارش معکوس برای پرتاب قریب الوقوع ، شروع می شود. همانطور که اعتبارات آغازین نشان داده می شود ، اطمینان و هیجان در صدای کنترل کننده زمین ، اطمینان و امید به راه اندازی موفقیت آمیز مشهود است. با ادامه صداگذاری ، فیلم خودش در داخل کابین خلبان کشتی آغاز می شود و دوربین را برای نشان دادن دکتر Zoe Levenson به اطراف می آورد (آنا کندریک) ، هم اضطراب و هم انتظار او را مستند می کند.

در حالی که به نظر می رسد همه چیز به نرمی پیش می رود ، موتور کم عملکرد کاپیتان مارینا بارنت را هشدار می دهد (تونی کولت) برای لحظه ای به نظر می رسد که درام و شدت فیلم در آستانه انتظار از سرعت بالا قرار دارد و انتظار چیزی بیش از آنچه پیش از تریلر وعده داده بود را ایجاد می کند. در حالی که مارینا خود را برای سقوط ماموریت آماده می کند ، تأییدیه کنترل زمینی هایپریون تأیید می کند که آنها همچنان ادامه دارند. این یکی از اولین نمونه های نه تنها فاصله بین فضانورد و زمین بلکه قدرت و دانش محدود افراد در ایستگاه کنترل است – گاهی اوقات باید فقط با روده بروید.

STOWAWAY: برای جابجایی این مأموریت زمان می برد
منبع: نت فلیکس

به دنبال انفجار نهایی ، کشتی را به عمل آورد و دنباله ای را که کشتی را با چرخان جاذبه متصل می کند تا جاذبه کشتی را فراهم کند ، Stawaway بدون هیچ گونه اختلال و مشکلی ادامه می یابد. خدمه ای که کشتی را برای سفر خود تنظیم می کنند و همچنین کارهای فردی که برای ورود به مریخ آماده می کنند ، مونتاژ کمتری دارد. و گرچه این لحظات می توانست سرنخ های ظریف و قیاسی را از شخصیت این سه فضانورد در اختیار مخاطبان قرار دهد ، اما همچنان سرد و سرد – و جالب نیست.

با توجه به قول تریلر فیلم ، امید بیشتری برای درام بیشتر ، برای روایت بیشتر وجود دارد – زیرا گروه فیلم به داستان تصادفی در مایکل آدامز پی می برند (شامیر اندرسون) در حالی که هرگز به طور واقعی مشخص نمی شود که چگونه او هنگام راه اندازی کشتی موفق به ماندن در کشتی شده است ، اما کنجکاوی او و احوال متقابل آینده او با خدمه را احاطه کرده است. در حالی که آنها مطمئن نیستند که چگونه او می تواند از این ماموریت سود ببرد ، اما برگرداندن به فرم مونتاژ نشان می دهد که چگونه او قادر به تنظیم و تبدیل شدن به یک دارایی برای خدمه است. متأسفانه ، باز هم نمی تواند توجه یا سرمایه گذاری مورد نظر سازندگان فیلم را جلب کند.

اقدامی که بعداً کنار گذاشته شد

حالا این حرف برای گفتن نیست Stawaway درام ، شدت و لبه لحظات صندلی شما را که در ابتدا نوید می دهد ، ارائه نمی دهد ، اما تا نیمه دوم فیلم. از آنجا که آنها دریافتند فقط سه منبع کافی و اکسیژن وجود دارد ، آنها برای زنده ماندن یا فداکاری نهایی باید راه خود را پیدا کنند. این تصمیمات سردتر از آنچه پیش بینی شده ، با احساسات کم رنگ و گاهی احساس می شود مثل یک جدول اولیه خوانده می شود ، سردتر از آنچه پیش بینی شده است ، ارائه می شود. تحویل چنین مسئله فلسفی سنگینی واقعا ناامیدکننده است.

STOWAWAY: برای جابجایی این مأموریت زمان می برد
منبع: نت فلیکس

از همان ابتدا ، به نظر می رسید که مأموریت همیشه مقصد بوده است که شکست بخورد – این س ofال که آیا این به دلیل یک شخص اضافی بوده است یا یک کشتی معیوب ، جای بحث دارد. از همان ابتدا چرا همه تکنسین ها حساب نشده اند؟ چگونه مایکل در هنگام پرتاب هنوز در کشتی باقی مانده است؟ آیا باید کشتی فراتر از زنگ خطر کم کار بودن موتورها ادامه می یافت؟ آیا این وضعیت تایتانیک بود که قایق نجات کافی برای زنده ماندن از یک فاجعه وجود نداشت؟

Stawaway می خواهد این سوالات را حل کند و بینندگان را به عمق گفتگوی سرنوشت و ارزش زندگی و امید سوق دهد. با این حال ، سرعت آن کمرنگ می شود ، آغاز فیلم بیشتر شبیه پرکننده است. با این وجود ، به محض بالا رفتن سرعت ، Stawaway قادر است ابتدا را از حافظه پاک کند و نیمه دوم خود را مخدوش کند – که متأسفانه در اختلافات فلسفی آنچنان که باید نیمه اول نبود.

Stawaway ممکن است در تعریف سرمایه گذاری و فلسفه خود تلاش کند ، اما هم در نمره خود و هم در طراحی صحنه موفق است. این امتیاز بسیار ناخوشایند است و بین ماهیت عرفانی فضا ، که منعکس کننده آن است ، و یادداشت های مهم واقعیت ویرانگر متعادل می شوند. دلهره آور است و جادویی است ، و زیبایی فضا را با طبیعت مهلکی که می تواند ارائه دهد تقابل می دهد.

STOWAWAY: برای جابجایی این مأموریت زمان می برد
منبع: نت فلیکس

طراحی مجموعه نیز برجسته است ، به ویژه در تضاد با زیبایی فضا. کشتی خود سرد و سخت است ، در کل یک پالت رنگی تخت دارد. ستارگان ، نیم نگاهی به زمین و شگفتی های فضا همه با زیبایی ای زنده می شوند که ای کاش بینندگان این فرصت را داشتند که در صفحه بزرگ ببینند. بسیاری از این عکسها خود را به تحویل زیبا و نفس گیر IMAX وام می دادند. محدودیت های کشتی به فضا از طریق یک پنجره مخصوصاً بزرگ کشتی جمع می شود (پنجره ای که به هر دو پنجره ستاره مرگ در اتاق تاج و تخت Emperor در جنگ ستارگان و پنجره کشتی فضایی تونی استارک در انتقام جویان: بازی آخر) لبه های سخت فلزی سعی دارند زیبایی را در خود داشته باشند ، اما همیشه در حال تغییر است ، همیشه دور از دسترس.

نتیجه: Stawaway

Stawaway این امکان را داشت که به بررسی باورنکردنی دیدگاه ها و فلسفه پیرامون بقا و امید بپردازد ، اما در عین حال با ارائه ای نابجا ارائه می شود. در حالی که طراحی صحنه ، امتیاز و شدت نیمه دوم فیلم بیشتر فیلم را نجات می دهد ، این اکشن است و نه تعمق فلسفی که هم توجه مخاطب و هم حافظه را حفظ می کند.

آیا دیده اید Stawaway؟ نظر شما چیه؟ ما میخواهیم بدانیم!

استووی اکنون در Netflix است!


Stowaway را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی تحقیق فیلم را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

بررسی معیار IRMA VEP: دستیابی به موفقیت بین المللی Olivier Assayas ، Remastered

از زمان اولین حضورش در سال 1986 بی نظمی، اولیویه آسایاس خود را به عنوان یکی از جذاب ترین و نوآورترین فیلمسازان جهان که در حال حاضر مشغول به کار هستند ثابت کرده است. دهه های طولانی فعالیت وی مخاطبان را به مکان هایی رسانده است که هیچ کارگردانی دیگر نمی تواند رویای آنها را داشته باشد و سفر شخصیت های مختلف را از طریق عشق ، زندگی ، مرگ ، سن و دسیسه دنبال می کند. از عاشقانه های بی انتها آب سرد تا اوایل قرن بیست و یکم هیجان انگیز جاسوسی شیطان پرست، به داستان ارواح ارواح مسئول خرید شخصی، Assayas ‘ فیلمبرداری یکی از کالیبرهای جذاب منحصر به فرد و غیرقابل پیش بینی است.

فارغ از اینکه آسایاس متخصصان مورد علاقه خود را از کل کار او در نظر می گیرند ، این قابل انکار نیست که نمادین ترین فیلم او همچنان موفقیت در سال 1996 است ، ایرما وپ. با بازیگر برق مگی چونگ در نقش اصلی (به تصویر کشیدن نسخه ای از خودش) ، Assayas ‘ فیلم دنبال می شود چونگ همانطور که او پس از بازی در یک نسخه بازسازی شده ، به یک سفر آشفته فیلم سازی در سراسر پاریس آغاز می شود لویی فویلادسریال جنایی ده قسمتی 1915 خون آشام ها. در حالی که سر صحنه فیلمبرداری بود ، او با دیدگاه های هنری درگیر روبرو می شود و در ساختن پروژه با مشکل روبرو می شود ، که توسط یک فیلمساز فرانسوی دیر دندان کار می کند با بازی کهنه کار موج نو ژان پیر لئو.

تماس گرفتن آسایاس یکی از اصلی ترین کاتالوگ های معیار ، با پنج فیلم از او ، بسیار بزرگ خواهد بود (سرداب، ساعات تابستان، کارلوس، ابرهای سیلز ماریا، و مسئول خرید شخصی) در گذشته نسخه هایی را از شرکت توزیع کننده منادی دریافت کرده است. به همین ترتیب ، یک نسخه معیار از ایرما وپ عملا اجتناب ناپذیر بود و فیلم سرانجام برای پخش به عنوان بخشی از مجموعه مارس 2021 آماده شد. در داخل جعبه جواهر Criterion سنتی (کامل با یک پوشش زیبا و یک فضای داخلی به همان اندازه خیره کننده) ، یک بروشور ذخیره می شود ، اطلاعات مربوط به فیلم و انتقال آن علاوه بر مقاله توسط منتقد ، در آن قرار دارد. آلیزا ما، با عنوان “فیلم در شار”.

ویدئو: 5/5

بررسی معیار IRMA VEP: دستیابی به موفقیت بین المللی Olivier Assayas ، Remastered
منبع: معیار

همانطور که در بخش “درباره انتقال” ذکر شده است ، ایرما وپ در ترمیم دیجیتال جدید 2K در نسبت تصویر اصلی 1: 66: 1 در Blu-Ray ارائه شده است. گفته شده است که این مرمت جدید از نگاتیو اصلی دوربین 16 و 35 میلی متری در laclair در Vanves ، فرانسه ، با پشتیبانی CNC انجام شده است. مرمت جدید توسط خود اولیویه آسایاس تأیید شد و جای تعجب ندارد که فوق العاده به نظر می رسد.

توصیف سبک ایرما وپ یک کار نسبتاً دشوار است زیرا رویکرد تصویری Assayas به روایت ترکیبی از تکنیک های معاصر و قدیمی است. به همین ترتیب ، فضای فیلم منعکس کننده این امر است که بین یک رویکرد کاملاً مشخص و یک رویه کاملاً ساینده در نوسان است. به طور کلی ، این یکی از منحصر به فردترین فیلم های دهه 90 است که از نظر بصری به نظر می رسد و دیسک Criterion به بهترین وجه ممکن تا به حال دیده شده است ، و با یک محیط تابشی که همزمان خوشایند و ناامید کننده است ، ضربان می زند. در حالی که تماشا می کنید چونگ در شهر پاریس ، بیننده اساساً در معرض دو روی یک سکه قرار دارد ، زیرا هر محیطی با ترکیبی از فیلمسازان دوستانه و منافع مناقشه برانگیز احاطه شده است.

روی فیلم 16 میلی متری توسط فیلمبردار گرفته شده است Éric Gautier (که در ادامه با Assayas همکاری کرد تمیز، ساعات تابستان، و چیزی در هوا) ، هر قاب با یک ساختار دانه ای قابل تشخیص نفوذ می کند ، و هاله ای از قبل زیبا را با وضوح بافتی همه جانبه افزایش می دهد که از هر نوبت سرزندگی را نشان می دهد. این منبع از همان فیلم منفی انتشار آکادمی پیکان UK 2018 فیلم تهیه شده است و به طور کلی ، این بی شک نسخه برتر است. دانه ها پایدارتر هستند ، محیط ها و شخصیت ها به طرز محسوسی دقیق و قابل تشخیص هستند. صادقانه بگویم ، این یکی از بهترین معیارهای Blu-Rays است که تاکنون منتشر شده است.

صدا: 5/5

بررسی معیار IRMA VEP: دستیابی به موفقیت بین المللی Olivier Assayas ، Remastered
منبع: معیار

در این نسخه فقط یک آهنگ صوتی موجود است ایرما ویep (فرانسوی DTS-HD 5.1). همانطور که در بخش “درباره انتقال” اشاره شد ، این موسیقی متن 5.1 فراگیر از آهنگ های مغناطیسی 35 میلی متر بازسازی شد و توسط L.E. دیاپازون در پاریس. این آهنگ عالی و صدایی است که یک پاکت شنیداری نسبتاً قابل توجه را برای استعداد جذاب بصری مناظر و فیلمبرداری فراهم می کند. گفتگو واضح است و اغلب به راحتی شنیده می شود ، در حالی که هم زیرنویس انگلیسی و هم انگلیسی انگلیسی روی دیسک ارائه شده است.

بی شباهت به دیگری نیست آسایاس فیلم های، ایرما وپ اغلب از موسیقی به روشهای درخشان که به خوبی با فضای پویای صحنه های خاص کار می کنند ، به نفع خود استفاده می کند و نسخه Criterion از فیلم در اینجا اصلاً لنگ نمی زند. “بانی و کلاید” از لونا در پس زمینه یک سکانس نزدیک نقطه میانی فیلم بازی می کند ، اما تنوع موسیقی هرگز از هر دیالوگ خارج از زمانی که به تدریج برای انتقال به سکانس بعدی ساخته می شود ، پیشی می گیرد. “Tunic (آهنگ برای کارن)” از Sonic Youth نیز ظاهر می شود و به عنوان یک نمونه کامل از ترکیب موسیقی با صفحه نمایش برای ایجاد یک احساس منحصر به فرد قابل استفاده است.

ویژگی های خاص: 5/5

بررسی معیار IRMA VEP: دستیابی به موفقیت بین المللی Olivier Assayas ، Remastered
منبع: معیار

با توجه به ویژگی های خاص ، معیار واقعاً تمام نسخه خود را از دست داده است ایرما وپ. مشابه نسخه اخیر آنها از Bong Joon-ho’s خاطرات قتل (همچنین در ماه جاری) ، مکمل ها روی دو دیسک پخش می شوند. تمام توضیحات زیر مستقیماً از خود دیسک ها گرفته شده است.

دیسک یک شامل می شود:

  • اولیویه آسایاس: مصاحبه زیر با کارگردان Olivier Assayas توسط مجموعه معیارها در ژانویه 2021 ضبط شد.
  • اولیویه آسایاس و چارلز تسون: در مصاحبه زیر ، ضبط شده در سال 2003 ، اولیویه آسایاس کارگردان و چارلز تسون منتقد درباره عشقشان به سینمای آسیا ، سفرشان به هنگ کنگ در سال 1984 و چگونگی بازی مگی چونگ در ایرما وپ.
  • مگی چونگ و ناتالی ریچارد: در این مصاحبه 2003 ، مگی چونگ و ناتالی ریچارد بازیگران ساخت این فیلم را به خاطر می آورند ایرما وپ.
  • در مجموعه ایرما وپ: در اینجا سی دقیقه فیلم از پشت صحنه ساخت فیلم ارائه شده است ایرما وپ.

دیسک دو شامل می شود:

  • Les Vampires: چشم های هیپنوتیزم:خون آشام ها، یک سریال ده قسمتی از 1915-16 توسط لوئیس فویلاد ، یک باند سارقان جواهرات معروف به خون آشام ها را دنبال می کند. رقیب جنایتکارشان ، مورنو ؛ روزنامه نگار دم دم ، فیلیپه ؛ و جانشین فیلیپه ، مازامت. قسمت پنجاه و هشت دقیقه ای زیر ، چشم های هیپنوتیزم، ششمین مجموعه بود و رهبر باند خون آشام ها ، ایرما وپ ، بود که به الهام بخشیدن از فیلم معروف اولیویه آسایاس کمک کرد.
  • Musidora ، موزه دهم: این مستند ساخته پاتریک کازالس در سال 2013 شامل خانواده و دوستان موسییدورا و همچنین دانشمندان است که به زندگی بازیگر ، مجری سالن موسیقی و فیلمساز پیشگام نگاه می کنند ، که نقش ایرما وپ را در سریال لوئیس فوئیلاد آغاز کرد. خون آشام ها.
  • وضعیت سینما ، 2020: اولیویه آسایاس ، کارگردان اولیویه آسایاس ، که توسط ناجی بلژیکی Sabzian برای بحث در مورد وضعیت سینما دعوت شده بود ، در ژوئن سال 2020 آدرس زیر را با عنوان “سینما در زمان حال” ارائه داد.
  • Man Yuk: پرتره ای از مگی چونگ: الیویه آسایاس فیلم کوتاه زیر را در سال 1997 به عنوان کمیسیون بنیاد کارتیه پور l’art معاصر در پاریس ساخت.
  • راشهای سیاه و سفید

امتیاز کلی: 5/5

بررسی معیار IRMA VEP: دستیابی به موفقیت بین المللی Olivier Assayas ، Remastered
منبع: معیار

اولیویه آسایاس کارگردانی است که همه فیلم های او تفاوت فاحشی با یکدیگر دارند ، با این وجود بافت موضوعی غنی آنها در کل فیلمبرداری او دست نخورده باقی مانده است. در حالی که گردش های قبلی او مطمئناً نشانه هایی از فیلمساز را نشان می داد که او به تکامل رسیده است ، اما به نظر من با این کار بود ایرما وپ که او واقعاً به قدم خود ضربه زد. کاری حیرت انگیز با اعتماد به نفس ، Assayas ‘ تجزیه و تحلیل انعطاف پذیری و ضعف در خود تحقق بخشیدن به یک زمینه سینمایی توسط مگی چونگ در یکی از بزرگترین اجراهایش ایرما وپ چندین وجه از روند فیلم سازی را مشاهده می کند و هویت افرادی را که در جلوی دوربین و پشت آن قرار دارند کاوش می کند ، در حالی که تلفیق تصاویر رئالیسم و ​​تخیل را ترکیب می کند ، برنامه های منحصر به فردی را در مورد سینما ارائه می دهد.

انتقال جدید فیلم ، ساخته شده از دوربین اصلی منفی و قرار است در پایان ماه در Blu-Ray منتشر شود ، در هر سطح خیره کننده است و به عنوان راه قطعی برای تجربه این شاهکار است. یکی از بهترین فیلم های دهه 90 ، ایرما وپ همچنان مشاهده اساسی است و Criterion’s remaster جدید فیلم و مواد تکمیلی قابل توجه مطمئناً بینندگان جدید و بینندگان را به خود جلب خواهد کرد.

ایرما وپ با مجوز از Criterion در تاریخ 27 آوریل آزاد می شود.

https://www.youtube.com/watch؟v=QyhEUvjDr9A

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی تحقیق فیلم را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

موسیقی: چگونه اوتیسم هنوز در فیلم ها سو Mis استفاده می شود؟

چرا ما هنوز این کار را می کنیم؟ آیا ما از این گذشته نیستیم؟ آیا فرهنگ به جایی نرسیده است که اوتیسم نمایندگی بهتری داشته باشد؟ ما تاکنون تلاش کرده ایم که علیه همجنسگرایی ، ترنس هراسی ، نژادپرستی و تبعیض جنسی در فیلم عقب نشینی کنیم. اما در اینجا ما دوباره هستیم ، یک بار دیگر با یک فیلم توانایی دیگر زین شده ایم.

پس چرا ما با اوتیسم عقب می رویم؟

در سال 2019 ، ما داشتیم متعصب، یک فیلم هیجان انگیز که در آن قاتل یک طرفدار وسواس فیلم سینمایی مبتلا به اوتیسم است ، کامل با یک مدل موی نامناسب و فرو ریختن که به شدت کشنده است. در سال 2020 ، ما داشتیم منشی شب، جایی که یک نگهبان هتل مخفیانه از سرنشینان فیلمبرداری می کند و این عامل اوتیسم او است. و اکنون ، در سال 2021 ، ما داریم موسیقی، که با اوتیسم به عنوان یک وسیله مبالغه آمیز اغراق آمیز رفتار می کند و کلیشه های نفرت انگیز و اطلاعات غلط خطرناکی را ترویج می کند.

موسیقی: چگونه اوتیسم هنوز در فیلم ها سو Mis استفاده می شود؟
منبع: سرگرمی عمودی

این سه سال پشت سر هم است. سه سال از بدترین تصاویر اوتیسم که من دیده ام و همه آن را دیده ام ، از جمله فیلم ترسناک مولی در جایی که یک زن مبتلا به اوتیسم آن را درمان کرده و به معنای واقعی کلمه خود را “عقب مانده بی قاعده” معرفی می کند. این کاملاً دستاورد توانایی و توانایی است موسیقی اتفاقاً از این سه مورد بدترین است.

بنابراین از کجا باید شروع کرد موسیقی؟

موسیقی داستان دختر بی کلام اوتیسم را دنبال می کند (مادی زیگلر) و فقط چند ثانیه طول می کشد تا این فیلم با به تصویر کشیدن وضعیت او زمین گیر شود. موسیقی ویژگی آشنای اوتیسم تحریک با حرکت بدنی را آغاز می کند اما سپس این حرکت به یک ویدیو موسیقی تبدیل می شود. او همچنان تحریک می کند در حالی که با حرکات اغراق آمیز خود به عنوان حرکات رقص عجیب و غریب رفتار می شود ، و روایتی مغشوش را ایجاد می کند که تحریک کردن نوعی کنار آمدن نیست بلکه یک بیان هنری است.

واقعه تحریک کننده فیلم این است که مادربزرگ / سرپرست موسیقی می میرد و به نظر نمی رسد که موسیقی جسد را مورد توجه قرار دهد. این باعث می شود این تصور غلط خسته که مبتلایان به اوتیسم قادر به همدلی نیستند و دیگران را کاملاً مورد توجه قرار نمی دهند. این نمی تواند دور از حقیقت باشد و کارهایی که برای رد این تصور انجام شده است سالهاست که ادامه دارد.

موسیقی: چگونه اوتیسم هنوز در فیلم ها سو Mis استفاده می شود؟
منبع: سرگرمی عمودی

با توجه به اینکه موسیقی اکنون به یک مراقب نیاز دارد ، وی تحت مراقبت Kazu قرار می گیرد (کیت هادسون) ، خواهر ناتنی موسیقی که یک فروشنده مواد مخدر در دوره نقاهت است. کازو در اداره موسیقی مهارت ندارد و نمی داند چگونه رفتارها ، تحریک ها و واکنش های خود را کنترل کند. اما این برای او اشکالی ندارد زیرا ظاهراً هیچ کس نمی داند چگونه به درستی از عهده او برآید.

موسیقی و اطلاعات غلط

همسایه موسیقی ابو (لزلی اودوم جونیور) متوقف می شود تا Kazu در مورد نحوه اداره موسیقی شرکت کند. یا بهتر بگوییم ، چگونه باید او را در هنگام اضطراب پایین نگه داشت ، عملی کاملا مضر و مورد توصیه جامعه پزشکی. استدلال ابو برای این عمل این است که او او را با عشق خفه می کند ، بهانه ای شنیع که فیلم در مورد صحیح آن تعریف می کند.

برخی از معاملات مواد مخدر وجود دارد که کاهش می یابد و تماس سخت کازو برای تصمیم گیری در مورد ترک یا عدم ترک موسیقی در یک مرکز فرزندخواندگی. با این حال ، وقتی همه کارها گفته و تمام می شوند ، داستان در نهایت یک بستر کلیشه برای راحت بودن با خودتان است ، و بهانه ای برای سیاویدیوهای موسیقی شیک که در همه جا پراکنده هستند. آه و سیا همچنین برای یک بازیگر بدگویی وجود دارد که موفق می شود یکی از ناشنوا ترین شخصی باشد که من در یک فیلم دیده ام.

موسیقی: چگونه اوتیسم هنوز در فیلم ها سو Mis استفاده می شود؟
منبع: سرگرمی عمودی

من واقعاً برایم دشوار است که در مورد این فیلم در سطح فنی صحبت کنم ، زیرا بسیاری از شخصیت های ترسناک آن همه را به تصویر می کشد اما جذابیت شیک آن را از بین می برد. مطمئناً ، موزیک ویدیوها نمایش های مفصلی دارند و به تنهایی به اندازه کافی خوب پخش می شوند. کیت هادسون عملکرد مناسبی می دهد اما مادی زیگلربه تصویر کشیدن اوتیسم برای اینکه چقدر اشتباه شده است و اینکه چطور رفتارهای او اغراق آمیز است تا حد تقلید مزاحم منزجر کننده است. جای تعجب نیست که چرا زیگلر وقتی چنین به نظر می رسد که بیشتر آنها از چنین نقشی احساس ناراحتی می کنند سیاتحقیق مشاهده فیلم های YouTube بود.

جنجال

این فیلم علاوه بر اینکه به تصویر کشیدن اوتیسم دامن زده ، تصاویر خسته از رنگین پوستان را نیز به نمایش می گذارد. ابو به عنوان کلیشه یک سیاهپوست جادویی طراحی شده است که به نظر می رسد فقط به نفع شخصیت اصلی داستان وجود دارد. همسایه دیگر ، فلیکس ، فقط به عنوان شخصیت ساکت آسیایی حضور دارد که بعداً بدون هیچ دلیلی غیر از اینکه به زندگی پس از مرگ در یکی از بسیاری از رویاهای موسیقی بی مزه می رود ، می میرد.

موسیقی یکی از آن فیلم هایی است که دائماً شما را وادار به پرسیدن دلیل می کند. چرا هنوز اوتیسم را به این شکل به تصویر می کشیم؟ چرا این فیلم به چنین فضاهایی سقوط می کند که باید سالها پیش بازنشسته می شدند؟ چرا این فیلم در نتیجه سالها تحقیق که سیا روی آن انجام داد ، به وجود آمد؟ و چرا نامزد دریافت گلدن گلوب شد؟

مشکلات مربوط به چنین تصویری قبل از اولین نمایش آن روی دیوارها نوشته شده بود. یا بهتر بگوییم ، در شبکه های اجتماعی نوشته شده است. ریخته گری از مادی زیگلر انتقادات جامعه اوتیسم را به دلیل انتخاب کسی برای نوروتایپیک برای این نقش به همراه داشت. بازیگر زن ایرلندی بروناگ واو این س askedال را پرسید و ادامه داد: “روشی که برای به تصویر کشیدن این شخصیت انتخاب کرده اید بسیار توهین آمیز است. افراد معلول شکسته نیستند و نیازی به اصلاح ندارند. “

موسیقی: چگونه اوتیسم در فیلم ها هنوز سو استفاده می شود؟
منبع: سرگرمی عمودی

سیا دارای دو پاسخ نگران کننده به این مسئله و افزایش سال درباره انتخاب های مسئله دار در فیلمبرداری بود. یکی تهمت بود: “شاید شما فقط یک بازیگر بد باشید.” و دیگری فقط از کسانی که سوال می کردند را زیر سوال می برد: “F *** ity *** چرا فیلم من را قبل از اینکه قضاوت کنی نمی بینی؟” این رفتار بسیار بد بود حتی Autism Speaks مجبور شد از او جدا شود و طرفداری از نمایش فیلم اوتیسم نباشد. و با توجه به اینکه Autism Speaks در حال حاضر یک سازمان بدقلقی است که توسط جامعه اوتیسم شناخته شده است ، این چیزی است که می گوید.

صداهای متناقضی در این مورد وجود دارد ، از همه چیز ، از تقبیح سازمان های اوتیسم گرفته تا واکنش های واکنشی اعلام کنندگان سیا قربانی فرهنگ لغو. برای هر آنچه که ممکن است ارزش داشته باشد ، سیا به نظر می رسد ، اگرچه پس از انجام برخی اشتباهات جدی در استفاده از اوتیسم به عنوان یک وسیله برای عمل خود ، در حال یادگیری است. وی اظهار داشت که از واکنش خود متاسف است و قبل از فیلم اخطار همراه با صحنه های مربوط به حذف محدودیت ها از فیلم ارائه می شود.

اما آیا این حتی کافی است؟ این فیلم هنوز برای گلدن گلوب نامزد شده بود ، نامزدی که او برای از بین بردن آن مبارزه نکرد. این فیلم قبلاً ساخته شده است و هسته اصلی آن با تصویرگرایی از نژاد اوتیسم و ​​نژاد چنان پوسیده است که هیچگونه ویرایش و بریدگی نمی تواند این تصویر را از یک فاجعه نجات دهد. این خسارت وارد شده است ، به ویژه از نظر توانایی ، که در حال حاضر به طرز وحشیانه ای از کنترل خارج می شود و در چند سال گذشته وقتی صحبت از اوتیسم می شود ، از بین می رود.

نتیجه: موسیقی

موسیقی چیزی فراتر از یک لاشه قطار است سیااولین تلاش ناامیدکننده برای یک فیلم سینمایی. این فیلمی است که نشان دهنده درک ناامیدکننده ای است از اینکه مردم هنوز در مورد اوتیسم اطلاعات نادرست دارند و اینکه اطلاعات غلط رسانه ها چقدر خطرناک است. به عنوان کسی با اوتیسم ، موسیقی فقط قطعه دیگری از معما در شکل دادن به تصویر کلی توانایی است که با نیت خیر یا عدم بینش قرار گرفته است. سیا اظهار داشت که او سه سال تحقیق درباره اوتیسم این فیلم را گذرانده است. او به یک چهارم احتیاج داشت.

چه فکری کردی موسیقی؟ آیا شما به همان اندازه از نمایش فیلم اوتیسم و ​​نژاد شوکه شده اید؟ در قسمت نظرات پایین ما را آگاه کنید.

موسیقی در 12 فوریه 2021 VOB منتشر شد.


موسیقی را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. دسترسی به همه مقالات عالی فیلم پرس و جو را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

مارک مک فرسون

مارک ، کارمند سابق فروشگاه فیلم ، سالها است که در مورد فیلم می نویسد و هنوز متوقف نشده است. او در کالج در رشته فیلم و انیمیشن تحصیل کرد ، جایی که یک بار هدف تابستان خود را تماشای هر فیلم در مجموعه معیارها قرار داد. مارک برای بسیاری از انتشارات آنلاین و کتابهای خود منتشر شده “Pixels to Premieres: A History of Movies Video Games” و “بهترین ، بدترین ، فیلم های عجیب و غریب دهه 1990” نوشت.

دوشنبه: احساس آن دوشنبه است

من هنوز کسی را ملاقات نکرده ام که عاشق دوشنبه باشد. شروع هفته کار ، معنای پایان آخر هفته ، دوشنبه ها به معنای واقعی بدترین هستند. در حالی که دوشنبه، از کارگردان و نویسنده آرگیریس پاپادیمیتروپولوس، بدترین عاشقانه دراماتیک نیست ، قطعاً با احساس آن روز ترسناک هفته طنین انداز می شود.

در حالی که دوشنبه یک بررسی عمیق – و منظورم عمیق ، تقریباً 2 ساعته است – بررسی اوج ها و مشکلات جهانی عشق ، در نگاه اول ، داستان آن در بعضی مواقع به مدت طولانی ادامه می یابد ، همدردی و صبر مخاطبان خود را جلب می کند ، اغلب تهدید به از دست دادن آن است که دائماً به آن احتیاج دارد.

اجتناب ناپذیری از دوشنبه

دوشنبه یک ضربان شدید ضربان یک کلوپ رقص را باز می کند ، یک زن جوان مبتلا کاملاً ناراحت است وقتی کریستوس را از طریق تلفن صدا می کند که درست قبل از اینکه قصد ترکش را داشته باشد ، حاضر نشده است. یک احساس فوریت وجود دارد ، چارچوبی از محدودیت هایی که برای کار در فیلم وجود دارد. جمعه شب در آتن است و در حالی که این شب خداحافظی او است ، برای دیگران زمان آن است که “سلام” کنند.

دوشنبه: احساس آن دوشنبه است
منبع: IFC

همانطور که دوربین درحال حرکت است ، و در نهایت در یک تک آهنگ تقریباً ناشی از مصرف مواد مخدر ، در بین جمعیت کار می کند ، یک انرژی وجود دارد که از آن ساطع می شود ، دوربین در یک دی جی جوان مستقر می شود – که قادر به چشم برداشتن از زن نیست. در حالی که او نزدیک به میزگرد خود است ، دوستش او را هل می دهد تا خودش را معرفی کند. جرقه ها پرواز می کنند و آن دو با هم مهمانی را ترک می کنند.

با طلوع خورشید صبح روز بعد ، هر دو میکی (سباستین استن) و کلوئی (دنیس گاو) برای یک احتمال تازه پیدا شده برای خود بیدار می شوند ، اما با عزیمت قریب الوقوع کلوئه ، شب پر از جرقه آنها تهدید می کند که به یک جایگاه یک شب تبدیل می شود.

در روابط میان میکی و کلوئی یک ساده لوحی وجود دارد ، دنیایی بدون عواقب – هرگونه بروز آن می تواند به راحتی در زیر فرش جاروب شود. آنها دائماً در لبه هستند و بین موفقیت به عنوان یک زن و شوهر و یا یک خراب شدن روابط رو به هم می زنند. آنها می خواهند اعتماد کنند اما قادر به انجام تعهدات کامل به یکدیگر نیستند و نمی خواهند ، با این وجود یکدیگر را برآورده می کنند تا یک تعهد مفروض را برآورده کنند. کلوئه خودش را درگیر رابطه کرده تا میکی بتواند پسرش را پس دهد ، میکی کاناپه مورد علاقه خود را سوزاند – فشار و کششی وجود دارد که تهدید می شود هر لحظه منفجر می شود.

بیشتر صمیمیت آنها محدود به تکرار مکرر گونی و همچنین افراط مداوم برای بازپس گیری شبی است که آنها ملاقات کرده اند. و این فقط در این رابطه نیست ، بلکه ناخودآگاه ایده ارزش خود را تجویز می کند ، میکی همه چیز خوبی را که به زندگی او وارد می شود از بین می برد ، کلوئه دائماً برای رضایت و حفظ خود از خود فداکاری می کند. یک تماشای همزمان تکامل و شکستگی یک رابطه عمیقاً دلخراش است.

دوشنبه: احساس آن دوشنبه است
منبع: IFC

و در حالی که فیلم به عنوان “آخر هفته پر سر و صدا” و اجتناب ناپذیری “دوشنبه” تبلیغ می شود ، رابطه بین میکی و کلوئی با روال ترسناک روزهای هفته تا آخر هفته مطابقت دارد. مهم نیست که چه کسی یا چه احساسی دارید ، زندگی ادامه دارد و انتظار می رود که تعهدات انجام شود. و هرچه هفته به آخر هفته می افتد ، عشق آنها نیز چنین خواهد شد – تا اینکه دوشنبه آنها را دوباره به واقعیت تبدیل می کند.

غلتک فنی فنی

راستش ، همانطور که موضوع آن ناامیدکننده است ، ایده اصلی این فیلم محکم است ، و بارها با کلاسیک بسیار موفق طنین انداز است قبل از طلوع آفتاب. این فیلم با نورپردازی فیلم به خوبی بازی می کند ، با استفاده از خورشید منعکس کننده امیدواری بین دو عاشق و چراغ های باشگاه ها است که از اعتیاد زیاد عشق تازه پیدا شده انرژی می گیرد. این فیلم هنگامی که نور اطراف شخصیت ها را در برگرفته و در عین حال لحظه ها را بالاتر می برد ، بیشتر در سطح فنی می درخشد.

سباستین استن و دنیس گاف برای ایجاد شیمی بین آنها تلاش کنید ، در بعضی مواقع موفق می شوید در حالی که در دیگران در ارتباط آنها خالی است. شما می خواهید به همان اندازه که شخصیت ها از کار در می آیند ، آنها به هم متصل شوند ، اما یک فضای خالی بین آنها وجود دارد که به سختی می توان گاهی اوقات آنها را تکان داد. به طور جداگانه ، آنها شکوفا می شوند ، مبارزه در ایجاد روابط. در لحظاتی که از یکدیگر آزاد باشند به وضوح قابل مشاهده است. دردی وجود دارد که آنها آن را هل می دهند و خود را مجبور می کنند که رابطه را در آغوش بگیرند و به جلو بروند – اجتناب از دوشنبه اجتناب ناپذیر – و استن و گاف احساسات را به خوبی محصور کنید.

دوشنبه: احساس آن دوشنبه است
منبع: IFC

جایی که دوشنبه شروع به از دست دادن اکثر درخشش خود را در طول و سرعت فیلم است. صحنه ها غالباً کشیده می شوند و مملو از لحظاتی است که می توانست به مخاطب تبدیل به گفتگو و استدلال قیاسی شود. بارها به نظر می رسید که فیلم بیشتر به روایت های دستی متمایل است و در عین حال یک زمان اجرا از پیش تعیین شده را پر می کند. و متأسفانه باعث می شود بینندگان به جای لذت بردن از سواری ، پایان را پیش بینی کنند.

نتیجه: دوشنبه

دوشنبه نگاهی عمیق به مشکلات روابط و ماهیت خودباخته کننده هر فرد برای خود و همدیگر می آورد. با وجود این ، جذابیت فیلم ، دائماً مخاطبان خود را از دست می دهد ، سرعت خود را از دست می دهد و عدم همدلی با شخصیت های دیگر را از بین می برد. اجتناب ناپذیری دوشنبه این فیلم را پیدا کرده است.

آیا دیده اید دوشنبه؟ نظر شما چیه؟ ما میخواهیم بدانیم!

دوشنبه در 16 آوریل 2021 در سینماهای منتخب و از VOD اکران می شود.


دوشنبه را تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

دعای خود را بگویید: کمدی مذهبی تاریک متعادل و با اجرای عالی

دعاهای خود را بخوانید، کارگردانی شده توسط هری میشل و توسط جیمی فریزر و هری میشل، یک کمدی تاریک است که پیرو دو برادر یتیم است – تیم (هری ملینگ) و ویک (تام بروک) – قاتلان مسیحی تبدیل شدند. این فیلم لحظات شوخ طبعی و رشد شخصیت را متعادل می کند ، در عین حال هدف از شوخی های خود را متعادل می کند ، بنابراین فیلم احساس سنگینی در برابر هیچ یک از شخصیت های آن ندارد.

لحن و سبک کمدی

دعاهای خود را بخوانید با استقرار تیم و ویک به عنوان مقداری در زمینه ترورهای مسیحی رادیکال شروع به نیرومندی می کند. کشتن یک فرد اشتباه به دلیل اینکه تا حدودی به هدف آنها شباهت دارد ، فیلم را تنظیم می کند و برای تنظیم شخصیت دو برادر به خوبی کار می کند. ویک ، هر چقدر تاریک شود ، آماده کار است.

دعای خود را بگویید: کمدی مذهبی تاریک متعادل و با اجرای عالی
منبع: Gravitas Ventures

از طرف دیگر ، تیم به نظر می رسد که در این کار گیر کرده است و دائماً از خود می پرسد آیا کار درستی است یا نه. هری ملینگ در ایجاد آشفتگی درونی تیم ، همراه با طبیعت مهربانش ، کار فوق العاده ای انجام می دهد. موقعیت او در این ترور حفظ حرف هدف است و در نهایت او به همان اندازه هدف غافلگیر و احتمالاً وحشت زده می شود.

دعاهای خود را بخوانید کار خوبی در تنظیم مخالفت این شخصیت ها و همچنین عشق اساسی بین آنها انجام می دهد. تیم آشکارا عشق خود را به برادرش ابراز می کند و به او آرامش می دهد. پویایی بین این دو واقع بینانه است و به ارمغان می آورد تام بروک و هری ملینگاجراهای برجسته. هر دو نمایش لایه ای و جالب توجهی را ارائه می دهند و جنبه های مطالعه شخصیت فیلم را به نمایش می گذارند.

دعاهای خود را بخوانید لحظات کمدی تاریکی را ارائه می دهد ، که لحنی شبیه به کار را به ذهن متبادر می کند مارتین مک دونا در فیلم (در بروژ) و تئاتر (مرد بالش) این لحن طنز به خوبی با موضوع فیلم کار می کند و امکان کاوش در دین ، ​​خانواده و اخلاق را فراهم می کند.

دعای خود را بگویید: کمدی مذهبی تاریک متعادل و با اجرای عالی
منبع: Gravitas Ventures

این فیلم همچنین سبک کمدی خود را در اوایل اواخر با درگیر کردن یک گروه کر مرد ، پوشیده با کت های قرمز ، که در پس زمینه صحنه هایی مانند نسخه مسیحی شهر کوچک از یک گروه کر یونانی آواز می خوانند ، تثبیت می کند. این به خوبی باعث ایجاد اختلاف بین لحن موسیقی و کنش روی صفحه می شود و همچنین به فیلم سبک بصری بی نظیری می بخشد.

تعادل در شوخ طبعی آن است

دعاهای خود را بخوانید تعادل را در هدف هجو خود پیدا می کند. تیم دوست داشتنی ترین شخصیت فیلم است ، و ذوب کردن با اندوهی اساسی ، شادی و بی گناهی خود را بازی می کند و نشان می دهد که او در زندگی خود چه چیزهایی را پشت سر گذاشته است و به مخاطب اجازه می دهد احساسات متناقض او را از جایی ناشی کند که می خواهد برای همه افراد درگیر تصمیم درست بگیرد ، که گاهی غیرممکن است.

این فیلم شامل لحظاتی متمرکز بر ادعای هاکسلی است (راجر علام) ، استاد آتئیست تیم و ویک قرار بود بکشند ، زیرا او افرادی را که به خدا ایمان دارند فرومایه می کند.

یک صحنه به خصوص به یاد ماندنی وجود دارد که ایملدا (وینت رابینسون) ، یک کارگر جشنواره ادبیات ، تیم را به مهمانی ای که هاکسلی در آن حضور دارد دعوت می کند. وقتی او برای یک ثانیه دور می شود ، نمای باز و پذیرنده هاکسلی از بین می رود و او به تیم می گوید که او تعلق ندارد.

همچنین لحظاتی در فیلم وجود دارد که هدف آن نشان دادن جنبه رادیکال تیم و ویک است و پایان فیلم این ایده را به وجود می آورد که فساد و افراد بد اخلاقی در درون هر گروه وجود دارد.

دعای خود را بگویید: کمدی مذهبی تاریک متعادل و با اجرای عالی
منبع: Gravitas Ventures

دعاهای خود را بخوانید به شخصیت های مذهبی فیلم این امکان را می دهد که جنبه های خوب اعتقادی خود را به نمایش بگذارند بدون اینکه احساس کنند هدف اصلی فیلم تبلیغ مبلغ مخاطبان خود است مانند درصد زیادی از فیلم ها با محوریت مذهبی. این اجازه می دهد شخصیت و چالش های شخصیت ها بیش از اعتقاد آنها برجسته باشد.

راجر علام هاکسلی را به گونه ای بازی کرد که پیچیدگی برتری شخصیت و عدم درک شخصیت را نشان دهد ذوب کردن تیم را به روشی بازی کرد که نشان دهنده قلب و طبیعت بخشنده شخصیت باشد.

در طول فیلم ، من می خواستم مردم دیگر از درد آوردن تیم جلوگیری کنند ، زیرا ذوب کردنعملکرد کاملاً شخصیت را به تصویر می کشد و باعث می شود احساس عمیقی نسبت به او داشته باشید.

نتیجه

دعاهای خود را بخوانید اکتشافی متفکرانه و طنزآمیز در اخلاق ، دین و قدرت – خوب یا بد – افراد منفرد است که با عملکردهای به یاد ماندنی به ویژه از هری ملینگ و تام بروک به عنوان برادران مرکزی

آیا از دیدن هیجان زده اید دعاهای خود را بخوانید؟ اگر چنین است ، چه چیزی بیشتر از همه شما را در این فیلم مورد علاقه قرار می دهد؟ نظرات خود را در نظرات به اشتراک بگذارید.

Say Your Prayers در سینماهای ایالات متحده اکران شد و طبق تقاضا 2 آوریل برگزار شد.


نماز خود را بخوانید تماشا کنید

آیا محتوایی از این دست برای شما مهم است؟


عضو شوید و از روزنامه نگاری فیلم حمایت کنید. قفل دسترسی به همه مقالات عالی فیلم استعلام را باز کنید. به جامعه ای از خوانندگان همفکر و علاقه مند به سینما بپیوندید – به اعضای خصوصی ما دسترسی پیدا کنید ، به فیلمسازان مستقل پاسخ دهید و موارد دیگر.

همین الان ملحق شوید، همین الان بپیوندید!

آماندا مازیلو

آماندا مازیلو نویسنده ای با مدرک B.A. در رشته نویسندگی و زبانشناسی و یک خردسال در مطالعات فیلم از دانشگاه جنوب جورجیا. او از نوشتن کمدی و گشت و گذار در انواع رسانه ها لذت می برد. نام توییتر او جناس بدی است:mazzillofirefox